پاورپوینت کامل پا به پای آفتاب(ویژه محرم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پا به پای آفتاب(ویژه محرم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پا به پای آفتاب(ویژه محرم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پا به پای آفتاب(ویژه محرم) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۵۶

ولادت امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد. پدر آن حضرت،
امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب، اولین مؤمن به خدا و پیامبر، و مادرش، فاطمه، دختر پیغمبر و
سرور زنان عالمیان است. کُنیه آن حضرت، ابوعبداللّه و ابوعلی، و مشهورترین لقب ایشان سید
الشهدا و سید شباب اهل الجنّه است. القاب دیگر امام حسین علیه السلام ، رشید، وفی، طیب، السید،
الزکی، المبارک، التابع المرضات، سبط شهید و سعید می باشد. جدّ ایشان حضرت محمد، خاتم
الانبیا است که امام حسین در تمام سال های کودکی اش، با آن حضرت مأنوس بود، به گونه ای که
وارث تمام سجایای معنوی آن حضرت گردید تا جایی که آن حضرت مکرر می فرمود: «حسین
از من است و من از حسین هستم». جدّه او، حضرت خدیجه علیهاالسلام است که از جمله چهار زنی
است که خدا به آن ها وعده بهشت داده است. حضرت امام حسین علیه السلام در ۵۷ سالگی در کربلا به
شهادت رسید.

حکایاتی از زندگانی امام حسین علیه السلام

به خاطر حسین بخشیده شد

شخص گناهکاری برای فرار از مجازات پنهان شده بود. امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را که
هنوز چندان بزرگ نشده بود، از دور دید. سراسیمه به طرف آنان دوید و آن دو بزرگوار را به دوش
کشید و با عجله نزد پیامبر رفت و گفت: ای رسول خدا! من به خدا و این دو فرزند پناه آورده ام، از گناه من
به خاطر این دو درگذر. رسول خدا فرمود: تو را بخشیدم و به خاطر حسن و حسین از گناهت گذشتم.

نیکی به مقدار معرفت

روزی عربی به محضر امام حسین علیه السلام آمد. عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! قرضی دارم و قادر
به ادای آن نیستم، از شما بخشنده تر کسی را سراغ ندارم. حضرت فرمود: من از تو سه سؤال
می کنم. اگر یک سؤال را پاسخ گویی، یک سوم از قرض تو را می دهم، اگر دو سؤال را جواب
گفتی، دو سوم قرضت را ادا می کنم، و اگر به سه سوال پاسخ گفتی، همه قرضت را می دهم. بعد
امام حسین علیه السلام پرسید: بهترین عمل در عالم چیست؟ عرب گفت: ایمان به خدا و رسول خدا.
سپس امام فرمود: چه چیز مردم را از نابودی نجات می دهد؟ عرب گفت: توکل و اعتماد به خدای
بزرگوار. امام فرمود: زینت آدمی در چیست؟ عرب گفت: علمی که همراه عمل باشد. امام پرسید:
اگر شخصی به هیچ یک از این صفات دست نیابد؟ عرب گفت: بهتر است آتشی از آسمان بیاید و
او را از بین ببرد. حضرت خندید و کیسه ای که هزار دینار زر سرخ داشت، به وی داد و انگشتری
به او بخشید که نگین آن دویست درهم می ارزید.

محبتی عجیب و بی نظیر

روزی حضرت زینب در منزل خود در کنار سایه خوابیده بود، ولی اندک اندک نزدیک بود که نور
خورشید، چهره آن حضرت را فرا گیرد. امام حسین علیه السلام این صحنه را دید، ولی نتوانست سایبانی
تهیه نماید. از این رو بدون این که خواهر عزیزش را بیدار کند، خود جلوی آفتاب ایستاد و آن گاه
سایه خود را روی خواهرش تنظیم کرد. زینب علیهاالسلام تا در سایه او استراحت کند آن حضرت آن قدر
زیر آفتاب ایستاد تا خواهرش از خواب بیدار شد.

نگاهی به عاشورا

ویژگی های نهضت عاشورا

تردیدی نیست که نهضت عاشورا، افزون بر آثار دینی فردی و اجتماعی، دارای ویژگی های
خاصی است که دروقایع دیگر وجود ندارد، برخی از این ویژگی ها عبارت اند از:

۱. تبلور با شکوه جاودانگی حق و حقیقت؛

۲. نمایان شدن زشتی ظلم و ستم و پلیدی ها به گونه کامل؛

۳. فریاد طنین انداز و گسترده انسان های مظلوم در طول تاریخ؛

۴. خروش طنین افکن آزادی در زندگی انسان؛

۵. متمایز ساختن حق از باطل و ستیز حق بر ضد باطل؛

۶. اختصاص نداشتن واقعه عاشورا از نظر اثربخشی، به زمان و مکان خاص و تعمیم آن به همه
زمان ها.

علل و انگیزه های نهضت عاشور

برخی از عللی که فاجعه غم انگیز و ضایعه اسفناک و دلخراش عاشورا را رقم زد، عبارت از:

۱. گزینش فردی ناصالح برای حکومت؛

۲. دگرگونی سبک و شیوه زندگی حاکم اسلامی؛

۳. دگرگونی در امر بیت المال و تلقی شدن آن به عنوان اموال شخصی در حکومت بنی امیه؛

۴. ظهور و بروز تفاوت های نژادی، قومی، قبیله ای و عشیره ای؛

۵. به خطر افتادن کیان دین و اسلام؛

۶. دعوت مردم کوفه از امام حسین علیه السلام به عراق؛

۷. عامل امر به معروف و نهی از منکر که امام حسین از روز نخست با این شعار حرکت کرد؛

۸. دگرگونی در حقایق دینی و جای گزین شدن بدعت ها و کجروی ها؛

۹. تعلیم شجاعت و شهامت در برابر قدرت های استکباری و ستمگر.

نتایج نهضت عاشور

نتایجی که از نهضت عاشورا برای جامعه اسلامی به دست آمد، عبارت اند از:

۱. افشای جاهلی بودن حکومت آن زمان و برداشتن پرده از کار ظالمان و معرفی آنان به جوامع اسلامی؛

۲. پیدایش احساسات دینی بر ضد ظالمان و حاکمان جور و ستم؛

۳. زنده شدن دوباره حقایق اسلامی و دستورات دینی؛

۴. بیدار شدن وجدان تاریخ و الگوقرار گرفتن قیام امام حسین در برابر ظالمان برای نسل ها در بستر زمان؛

۵. آگاهی مسلمانان از حقوقی که در برابر حاکمان دارند و نیز وظایفی که حاکمان در برابر آنان
باید انجام دهند؛

۶. احیای مجدد امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه اسلامی؛

۷. احیای سیره و سنت پیامبر در بین مسلمانان؛

۸. جلب عواطف مردم به سوی خاندان اهل بیت؛

۹. برقرار شدن ارتباط قلبی و فکری مردم با قیام امام حسین علیه السلام .

پیام عاشور

لحظه به لحظه کربلا پیام و هدایت است. هر چهره در کربلا، بیانگر پیامی است. حجت در کربلا
تمام است. نه هشتادسالگی بهانه و توجیه گریز از مسؤولیت است و نه نوجوانی.

در کربلا، انسان در زیباترین و زشت ترین چهره ممکن ایستاده است. پس کربلا آیینه انسان
است. هر کس می تواند خود را در کربلا ببیند. همه اسلام را در کربلا می توان یافت. آیات قرآن
یک جا در کربلا تفسیر شد.

یاد و گرامی داشت عاشورا

حادثه عاشورا، از یک سو بیدارگر وجدان ها برای مبارزه با ستم و زور بود و از سویی، رسوا کننده
حاکمانی که با نام دین؛ سلطه ضد دینی داشتند. از این رو، ظالمان از مطرح بودن عاشورا و
پیام هایش وحشت داشتند، ولی اهل بیت، به گرامی داشت و احیای خاطره عاشورا در قالب های
مختلف تشویق می کردند. در راستای همین ترغیب ها بود که بر محور عاشورا و کربلا، فرهنگی
پدید آمد که مجموعه ای از سنت ها را در خود داشت؛ از قبیل: گریه بر امام حسین علیه السلام ، عزاداری،
برپایی مجالس و محافل وعظ و مرثیه در محرم و عاشورا و در طول سال، ساختن تکیه ها و
حسینیه ها، زیارت امام حسین و شهیدان کربلا، مقدس شمردن تربت سیدالشهدا و سجده بر آن،
استفاده از لقب کربلایی برای زائران کربلا، سرودن شعر و مقتل نویسی بر محور حادثه عاشورا و….

عاشورا، روز مصیبت

امام رضا علیه السلام روز عاشورا را روز مصیبت و غم و اندوه معرفی می کنند و می فرمایند: «هر که تلاش
برای کارهای دنیایش را در روز عاشورا ترک کند، خداوند نیازهای دنیا و آخرتش را برآورده
می سازد و هر که روز عاشورا را، روز مصیبت و غم و اندوه بداند، خدای عزوجل، روز قیامت را
روز شادی و سرورش قرار دهد و به دیدار ما در بهشت های برین، چشمش روشن گردد. هر که
روز عاشورا را روز برکت نام گذاری کند و برای خانواده اش در آن روز چیزی ذخیره سازد، هرگز
در آن ذخیره اش برکتی نخواهد دید».

درس های عاشورا

توکل

یکی از تعالیم برجسته فرهنگ عاشورا، توکل و تکیه داشتن به نیروی الهی و یاری اوست. امام
حسین گرچه به استناد نامه های کوفیان مبنی بر بیعت و حمایت، به سمت آنان حرکت کرد، ولی
توکلش به خداوند متعال بود. به همین جهت، وقتی میان راه، خبر بی وفایی مردم و شهادت مسلم
بن عقیل را شنید تصمیمش عوض نشد و برای انجام تکلیف، با توکل به خدا راه خود را ادامه داد.
حتی توکل آن حضرت، بر یاران همراه هم نبود. از این رو، از آنان خواست که هر که می خواهد
برگردد. صبح عاشورا با شروع حمله دشمن، آن حضرت در نیایشی به درگاه خدا، اعتماد به
پروردگارش را چنین بیان کرد: «خدایا! در هر گرفتاری تو تکیه گاه منی و در هر پیشامدی تو
نیروی منی… تو ولی نعمت و صاحب هر نیکی و نهایت هر خواسته ای».

رضا و تسلیم

یکی از آموزه های کربلا، راضی بودن به رضای الهی است. هدف امام حسین فقط خشنودی خدا
و پیامبر او بود. اگر در آن قیام خونین، جان عزیزش را نثار کرد، اگر سخت ترین مصیبت ها را به
جان خرید، و اگر خاندان عزیزش را به دست اسارت سپرد، برای کسب رضای الهی بود. امام
حسین علیه السلام وقتی می خواست از مکه به سمت عراق خارج شود، در ضمن خطبه ای فرمود:
«رضای خدا، رضای ما اهل بیت است. بر بلا و آزمایشش صبر می کنیم و او به ما پاداش صابران را
خواهد بخشید». شعارِ (خدایا!) راضی هستم به رضای تو، از کلمات نورانیِ امام و خاندان او
در این سفر بود.

عمل به تکلیف

از تعالیم ارزشمند کربلا، عمل به تکلیف است. وقتی دعوت نامه های پیاپی مردم کوفه به امام
حسین علیه السلام رسید، ایشان احساس تکلیف کرد که برود. هرچند از سست عهدی آنان آگاه بود، ولی
آن دعوت نامه ها و اعلام حمایت ها، تکلیف آور بود. تحلیلِ امام خمینی رحمه الله از نهضت عاشورا،
حرکت بر مبنای عمل به تکلیف بود. نمونه ای از سخنان ایشان در این زمینه چنین است: «این که
حضرت ابی عبداللّه قیام کرد با عدد کم، برای این که گفتند تکلیف من این است که نهی از منکر
کنم». هم چنین ایشان در بیان دیگری می فرماید: «حضرت سیدالشهدا تکلیف برای خودشان
دانستند که بروند و کشته هم بشوند و محو کنند آثارمعاویه و پسرش را». نیز در جایی دیگر
می گوید: «لکن تکلیف بود که قیام بکند و خونش را بدهد تا این که ملت را اصلاح کند و عَلَم یزید
را بخواباند».

آزادگی

نهضت عاشورا، جلوه بارزی از آزادگی امام حسین و یاران شهید اوست. اگر آزادگی نبود، امام تن
به بیعت با یزید می داد و کشته نمی شد. منطق آن حضرت این بود که: «به خدا سوگند، نه دستِ
ذلت به آنان می دهم و نه چون بردگان تسلیم حکومت آنان می شوم».

روح آزادگی امام سبب شد حتی در آن حال که مجروح به زمین افتاده بود، نسبت به تصمیم
سپاه دشمن برای حمله به خیمه های زنان و فرزندان برآشوبد و آنان را به آزادگی دعوت کند: «اگر
دین ندارید، لااقل آزاده باشید».

اخلاص

مهم ترین عامل بقا و جاودانگی نهضت عاشورا، اخلاص سیدالشهداء و یاران او بود. چون انگیزه
آن ها رضای الهی بود، هیچ عاملی نتوانست ایشان را از ادامه راه تا رسیدن به شهادت باز دارد. در
طول راه، وقتی امام حسین علیه السلام اوضاع داخلی کوفه و شهادت مسلم بن عقیل را به همراهان اطلاع
داد، کسانی که ناخالصانه همراه او شده بودند، جدا شدند و تنها خالصان ماندند. در صحنه کربلا،
خون بود و شمشیر و شهادت، نه مدال و پول و امتیازات اجتماعی. ماندگان و مقاومان، تنها با
نیروی اخلاص به جهاد خود ادامه می دادند.

ایثار

از بارزترین درس های عاشورا، ایثار و مقدم داشتن دیگری بر خود است. در صحنه عاشورا،
نخستین ایثارگر، سیدالشهدا بود که حاضر شد خود و خاندانش را فدای دین خدا گرداند و
رضای او را بر همه چیز برگزیند و از اصحاب نیز خواست که اگر می خواهند خون خود را در این
راه نثار کنند، با او همسفرِ کربلا شوند.

آن ها هم یک به یک برخاستند و آمادگی خود را برای جانبازی و ایثار خون خود در راه امام
اظهار کردند.

جلوه دیگری از ایثار، در کار زیبای حضرت ابوالفضل بود. او که با لب تشنه وارد فرات شد،
چون خواست آب بنوشد، یاد لب های تشنه امام حسین و کودکان افتاد و به خود نهیب زد که آیا
آب می نوشی، در حالی که حسین تشنه و در آستانه مرگ است.

تجلی ادب

یکی از درس های مهم عاشورا، تجلی جلوه های ادب است که از اهمیت خاصی برخوردار
می باشد. این ویژگی، میان تمام اصحاب و یاران امام مشترک است. در حالات حبیب بن مظاهر ـ
که نهایت عشق خود را به ولایت به نمایش گذاشته بود ـ آمده است: آن گاه که سلام زینب
کبری علیهاالسلام را به او رساندند، کفی از خاک برگرفت و برسر پاشید و گفت: «من که باشم که دختر
امیرمؤمنان، علی علیه السلام ، به من سلام برساند».

قلم از وصف اسطوره جاوید ادب، حضرت عباس، ناتوان است. او هیچ گاه امام حسین را
برادر نخواند و همواره با عنوان «سیِّدی و مَوْلای» با آن حضرت گفت وگو می کرد.

غیرت ورزیدن

یکی از درس های مکتب حسینی، غیرت ورزیدن است. امام حسین روز عاشورا به خانواده خود
توصیه کرد که پس از شهادتش، پیش دشمنان صدایشان را به گریه بلند نکنند. از غیرت او بود که
در همان حال هم از کار ناجوان مردانه سپاه دشمن برآشفت و اعتراض کرد و تا زنده بود، اجازه
نداد که نامردان به حریم ناموس او نزدیک شوند. اعتراض حضرت زینب هم به یزید در شام، که اهل
بیت پیامبر را در معرض دید و تماشای مردم کوچه و بازار قرار داد، ریشه در غیرت او داشت.

امر به معروف و نهی از منکر

از تعالیم ارزنده نهضت حسینی، توجه به دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر است. امام
حسین علیه السلام ضمن بیان انگیزه های قیام خویش، به این عنصر مهم اشاره دارد، آن جا که می گوید:
«… قصد من، امر به معروف و نهی ازمنکر… است». آن حضرت در بیان های صریح خویش،
یزید را مردی شراب خوار و فاسق و جنایت کار می شمارد و حکومت بنی امیه را، حرام کننده
حلال و حلال کننده حرام معرفی می کند که بدعت ها را زنده و سنت ها را از بین برده اند. با وجود
این اوضاع، نهی از منکر وظیفه امام بود و آن حضرت با این مبنای دینی، بیعت یزید را رد کرد و
حماسه کربلا را به وجود آورد. این مطلب، همان است که در زیارت نامه های امام حسین علیه السلام بر
آن تأکید شده که: «من شهادت می دهم که تو نماز و زکات را به پاداشتی و امر به معروف و نهی از
منکر کردی».

قاطعیت و ثبات قدم

قاطعیت، از مهم ترین عناصر حرکت امام حسین علیه السلام بود. آن گاه که امام حسین تصمیم به حرکت به
سوی عراق گرفت، عده ای از خیرخواهان که با پیمان شکنیِ مردم کوفه آشنا بودند، او را از رفتن
منع کردند. ولی حضرت به آنان فرمود: با آن که می دانم از روی خیرخواهی و دل سوزی چنین
می گویید، ولی من تصمیم خود را گرفته ام.

نهراسیدن از نیروی دشمن

یکی از درس هایی که باید از نهضت حسینی آموخت، این است که اگر کسی برای رضای خدا و
حفظ قوانین الهی با دشمن مبارزه کند، هرگز نباید از کثرت نیروی آنان بترسد. امام حسین به همه
آزادی خواهان آموخت که می توان تنها جنگید و از نیروی دشمن نهراسید. او با سپاهی که تعداد
نفرات آن از زن و مرد و کوچک و بزرگ، از حدود ۱۵۰ نفر تجاوز نمی کرد، با قاطعیت در مقابل
دشمن ایستاد و حتی یک قدم هم عقب نشینی نکرد و تن به سازش و بیعت نداد؛ زیرا معتقد بود که
شهادتش، برای نجات دین اسلام است و شکست در آن راه ندارد. بر این اساس، ایشان در روز
عاشورا می فرماید: «آگاه باشید که من با همین گروه اندکی که به من پیوسته اند و با این که یاران به
من پشت کرده اند، آماده جهاد هستم».

نفی نژادپرستی

شهید، شهید است، چه فرقی می کند که از چه نژاد و رنگ و زبانی باشد؛ سفید و سیاه، عرب و
عجم، رومی یازنگی. ملاک ارزش در اسلام، عقیده و ایمان است.

شهادت کده کربلا، بزم گاه عشق است و همه گونه شهید دارد؛ جوان، پیر، خردسال، شیرخوار،
سیاه، سفید، عرب و عجم. آن جا، یگانگی است و از نابرابری نژادی اثری نیست. پیشوای
شهیدان، حسین علیه السلام در صحنه نبرد، این آموزش دینی و انسانی را به کار گرفت و سپاس و ستایشی
همسان به همه یارانش، از پیرمرد تا نوجوان، و از رئیس قبیله تا غلام سیاه روا می دارد:

یک جا رخ غلام و پسر بوسه داد و گفت

در دین ما سیه نکند فرق با سپید

توجه امام حسین به حق الناس

یکی از آموزه های مکتب حسینی، توجه بسیار امام حسین به رعایت حقوق مردم بود. آن
حضرت در روز سوم ماه محرم، قسمتی از زمین کربلا را که قبرش در آن واقع شده، از اهل نینوا
خریداری کرد و فرمود: «نمی خواهم خونم در زمین غصبی ریخته شود و زائرانم پا بر زمین
غصبی بگذارند». هم چنین آن حضرت در روز عاشورا به یاران خود فرمود: «هر کس قرضی بر
گردنش هست، با ما در این مبارزه شرکت نکند و کشته نشود. همانا من از رسول خدا شنیدم که
می فرمود: هر کس بمیرد و بر گردن او بدهکاری باشد، خداوند در روز قیامت از حَسَناتش کم
می کند».

پای بندی به اصول انسانی و اخلاقی

نهضت عاشورا، مظهر ارزش گذاری به حقوق انسانی بود. یاران امام حسین علیه السلام در بین راه کربلا،
بالشکریان حرّ برخوردند که راه را بر آن حضرت و یارانش بستند. برخی از یاران امام پیشنهاد
مبارزه و نابودی آن ها را دادند و دلیل آوردند که قدرت نبرد با آن ها را داریم، اما امام مدارا کرد و
یاران را به صبر دعوت فرمود. هم چنین در صبح عاشورا که شمر جلو آمد و اهانت کرد، مسلم
بن عوسجه، از یاران امام، خواست با تیری او را از پای درآورد که امام مانع شد.

بهره ای از سخنان امام حسین علیه السلام

گریه از ترس خدا

گریه از ترس خدا، وسیله نجات از آتش است. گریه چشم ها و نرمی دل ها، از نشانه های رحمت
پروردگار به شمار می آید.

ره آورد گرایش به اهل بیت

هر کس پیش ما آید، چهار ویژگی را در چهار چیز از دست نمی دهد: ۱. برخورداری از دلایل و
نشانه های محکم و استوار؛ ۲. قضاوت عادلانه؛ ۳. دوستی سودمندانه؛ و ۴. نشستن با عالمان و
دانشمندان.

پایداری و ناپایداری ایمان

عبداللّه بن سنان، از امام صادق علیه السلام از اجداد خود از امام حسین علیه السلام نقل می کند که فرمود: از
امیرمؤمنان پرسیدند: پایداری ایمان در چیست؟ فرمود: پارسایی. پرسیدند: از میان رفتن ایمان
در چیست؟ فرمود: طمع.

نشانه های عاقل

عاقل با کسی که می ترسد او را دروغگو بپندارد، هم سخن نمی شود، از کسی که می ترسد او را رد
کند، درخواستی نمی کند، به کسی که می ترسد او را بفریبد، تکیه نمی کند، به کسی که به او
اطمینانی نیست، امید نمی بندد.

شریف ترین مردم

شخصی از امام حسین علیه السلام پرسید: شریف ترین مردم کیست؟ فرمود: آن کس که به پیش از اندرز
دیگران، خود پند گیرد، و پیش از بیدار باش دیگران، خود بیدار شود.

بی نیازی از پوزش طلبی

بپرهیز از تکرار خطا و پوزش طلبی؛ زیرا مؤمن، نه بد می کند و نه پوزش می طلبد، اما منافق هر
روز بد می کند و همواره پوزش می طلبد.

تعریف ارزش ه

راستگویی، عزّت است و دروغگویی، عجز و ناتوانی. راز، امانت است و همسایگی،
خویشاوندی. یاری و کمک، صداقت و پاک دلی است و کار و عمل، تجربه. اخلاق نیک، عبادت
است و سکوت، زینت و آرایش. طمع و آزمندی، فقرو گدایی است، و بخشش، بی نیازی.
هم چنین مدارا کردن، نشانه عقل است.

ارزش مرگ با عزت

مرگ در عزت، بهتر از زندگی در ذلت است. مرگ، بهتر از زیربار عار و ننگ رفتن است و عار و
ننگ، بهتر از ورود در آتش جهنم می باشد.

تعریف مؤمن

همانا مؤمن با یاد خدا از انجام گناهان خودداری می کند. سخن او، آینه اوست. زمانی در صفات
مؤمنان اندیشه می کند و زمانی دیگر در صفات زورگویان می اندیشد و عبرت می گیرد و از
این گونه اندیشه ها، نکته های زیبا می آموزد و نفسْ او پاک و پاکیزه است. در شک و تردیدها به
یقین می رسدو همواره روحش تسلیم پروردگار می باشد.

آداب سخن گفتن

عبداللّه بن عباس می گوید: امام حسین علیه السلام به من فرمود: «ای فرزند عباس! سخنی مگوی که به تو
مربوط نیست؛ زیرا از پیامد سنگین آن بر تو نگرانم. نیز سخنی را که به تو مربوط می شود، جز در
جای مناسبش مگوی؛ زیرا چه بسا گوینده ای که حق را نابجا گفت و رسوا شد. با بردبار و گستاخ
یک و دو مکن؛ زیرا بردبارِ (نفرت یافته) از تو جدا می شود و گستاخ، تو را از پا در می آورد و
پست می سازد. پشت سر کسی که از تو ناپیداست، چیزی مگوی، مگر آن چه را می پسندی او
پشت سر تو بگوید. هم چنین، همانند بنده ای رفتار کن که می داند به گنهکاری خود گرفتار
می شود و به نیک رفتاری خود پاداش می گیرد.

خواستن از غیر خد

آن گاه که به سختی ها و فشارهای روزگار گرفتار آمدی، برای نجاتْ به خلق خدا روی نیاور و جز
از خدای متعال ـ که تقسیم کننده روزی هاست ـ نخواه که اگر زنده بمانی و از غرب تا شرق عالم را
بگردی، (جز خدا) با کسی که بتواند تو را خوش بخت یا بدبخت سازد، برنخواهی خورد.

دوستی در راه خد

اگر کسی را به برادری یا دوستی برگزیدی، دوستی و برادری را در راه خدای رحمان قرار ده. هیچ
چیز را با تقوای الهی برابر مشمار و از خویش گمراهی و سهل انگاری را دور گردان. چگونه در
دنیا، شادمانی می یابی، در صورتی که ایام زندگانی دنیا رو به پایان، و شادمانی آن به گریه و فریاد و
درد و رنج آمیخته است. به یقین فرزند آدم کور است که نابودی و گذران دنیا را نمی بیند؛ آن چنان
کوری که به کری گوش دل منتهی شده است.

اوصاف روز قیامت

بیم و هراس قیامت بزرگ است و مردم در آن، هم چون پروانه های پراکنده، سرگردان اند. از ترس
آن، رنگ ها دگرگون می شود و بندبند اعضا به لرزه می افتد. در آن جا هر آن چه پیش فرستاده ای،
آشکار می شود. عیوب تو آشکار و اسرار تو فاش می گردد. (بنابراین، تا فرصت داری،) هر روز
عیوب و کمبود نفس خود را برطرف ساز.

صحنه هایی از ایثار یاران سیدالشهد

آن چه در نهضت سیدالشهداء جلب توجه می کند، ایثارها و از خودگذشتگی های یاران
حضرت است که در پیروان هیچ پیامبر و امامی، مانند آن دیده و شنیده نشده است. درباره عظمت
شخصیت آنان همین بس که سیدالشهدا می فرماید: «هیچ یارانی، باوفاتر و مهربان تر و برتر از
یاران خویش نیافتم». اینان، با آن صحنه های بسیار زیبای مقاومت و شجاعت و جهاد در راه
خدا، عالی ترین نمونه فداکاری و ایثار را به جهانیان نشان دادند. و بارزترین و شگفت انگیزترین
جلوه های ایمان کامل و محبت خالصانه و بغض در راه خدا را، در معرض دید تمامی نسل های
تاریخ تا ابد قرار دادند.

مسلم بن عقیل، سردار تنها در دیار غربت

حضرت مسلم، فرزند عقیل بن ابی طالب و پسر عموی امام حسین علیه السلام ، شجاعت و شهامت را از
خاندان امامت آموخته بود. در هنگام دعوت مردم کوفه از امام حسین، اولین اقدام آن حضرت،
فرستادن مسلم به کوفه بود و به او فرمود: «اگر دیدی مردم یک پارچه به بیعت با من تمایل دارند،
به سرعت خبر آن را به من برسان تا براساس آن اقدام کنم. بعد در نامه ای خطاب به اهل کوفه، او را
سفیر و نماینده مورد اطمینان خود نام برد. مسلم با توجه به مدیریت و تدبیری که داشت،
اقدامات لازم را برای یک انقلاب در کوفه مهیّا ساخت و خود اولین شهید این نهضت شد. امام
حسین پس از شنیدن خبر شهادت او فرمود: «خداوند مسلم را رحمت کند. او مسؤولیت خویش
را به نیکی انجام داد، ولی هنوز مسؤولیت ما باقی است».

حُر بن یزید ریاحی، اُسوه توبه و بازگشت

روز عاشورا، هنگامی که حر بن یزید، یقین کرد که لشکریان ابن زیاد، تصمیم جنگ با امام حسین
را دارند و فریاد آن حضرت را شنید که می فرمود: «آیا فریادرسی هست که در راه خدا به فریاد ما
برسد؟ آیا مدافعی هست که شرّ این مردم را از حرم پیغمبر دور کند؟». از خواب غفلت بیدار
شده، بر تمایلات نفسانی خویش غلبه کرد و مرگِ با عزت و شهادت در راه حسین را، برتمام
تجملات دنیا و زندگی ذلت بار آن ترجیح داد.

وقتی حُر به امام نزدیک شد، به زمین افتاد و درخواست عفو کرد. امام نیز از سر تقسیر او
گذشت و پناهش داد. در هنگام جنگ، حر با قدرت و شجاعت به دشمن حمله کرد و وقتی که با
بدن مجروح و خونین در میدان افتاد، امام حسین به نزد او آمد و فرمود: «به به ای حر! تو آزاد
مردی، هم چنان که به این صفت نام گذاشته شدی؛ آزاد مردی در دنیا و آخرت».

حبیب بن مظاهر، پیر عشق

شب عاشورا، حبیب بن مظاهر، این مجاهد پیر و سالخورده را ـ که وجودش مایه دلگرمی خاندان
نبوت و امامت بود ـ خندان می بینند. به او گفتند: امشب چه جای خنده است؟ حبیب پاسخ داد:
چه شبی بهتر از امشب برای شادی کردن که تا لحظاتی بعد به دیدار معبودمان می رویم. او روز
عاشورا، باشمشیر عریان به دشمنان حمله می کرد و می خواند: «من حبیب پسرمظاهر هستم.
فرزند سواری و میدان نبردم. شما گرچه از نظر نیروی رزمی و نفرات جنگجو از ما بیش تر و
نیرومندترید؛ لیکن ما ازشما صبورتر و پرهیزگارتریم. ما با حق پیوند خورده ایم و سخن و منطق
ما، از روی آگاهی است». در گرماگرم پیکار، شمشیری بر فرقِ حبیب فرود آمد و موهای سپید
صورتش با خون رنگین شد. امام حسین به بالین او نشست تا شکوه شهادت را به او تبریک
بگوید.

مسلم بن عوسجه

مسلم بن عوسجه، از اصحاب و یاران رسول خدا به شمار می رفت و شجاعت او در جنگ ها، و
فتوحات اسلامی، همیشه ورد زبان ها بود. او از سوی نخستین پیشاهنگ نهضت حسینی، مسلم
بن عقیل نماینده دریافت اموال و خریدن اسلحه و گرفتن بیعت در کوفه بود و روز عاشورا، در
نبردی پر شور، عده زیادی را کشت که کسی از پشت جبهه دشمن فریاد زد: ای بی خردان!
می دانید با چه کسی می جنگید؟ در نبرد تن به تن همه شما را هلاک خواهد کرد. او را سنگ باران
کنید تا کشته شود. آتش جنگ بین او و گروهی برافروخت. وقتی گرد و غبار صحنه فرو نشست،
دیدند که مسلم بن عوسجه بر زمین افتاده است. امام و حبیب بن مظاهر بربالین او حاضر شدند.
مسلم به حبیب گفت: «با امام حسین باش و تا دم مرگ در رکابش بجنگ».

نافع بن هلال

نافع به هلال، یکی از شهیدان والامقام کربلا، و از سرداران سرافراز، قاریان قرآن، راویان حدیث
و یاران وفادار حضرت علی علیه السلام به شمار می آمد که درجنگ های جمل، صفین و نهروان، در رکاب
آن حضرت جهاد کرده بود. هنگامی که سپاه دشمن آب را به روی خاندان پیامبر بست، نافع
همراه حضرت ابوالفضل با پنجاه نفر سواره وپیاده برای آوردن آب به فرات رفته و با وجود
جلوگیری دشمن، بعد از نبردی شدید، آب را به خیمه های امام رساندند. نافع مهارت بسیاری
در تیراندازی داشت. او اسم خود را بر پیکان تیرهای زهرآگینش نوشته بود و آن را به سوی
دشمن می افکند و بعد از آن که دوازده نفر از آن ها را کشت و عده ای زیاد را مجروح ساخت، خود
به درجه رفیع شهادت نایل آمد.

قیس بن مُسَهَّر

یکی از برجسته ترین جلوه های ایثار را، می توان در رفتار بی باکانه و خداپسندانه قیس بن مُسَهَّر،
فرستاده امام حسین به شیعیان کوفه مشاهده کرد. قیس که نامه حضرت را برای پیروانش در کوفه
می بُرد، در بین راه گرفتار مأموران ابن زیاد شد. او بی درنگ نامه را پاره کرد تا کسی از محتوای آن
آگاه نشود. ابن زیاد سخت برآشفت و گفت: باید به منبر بروی و حسین بن علی و پدرش را دشنام
بدهی! قیس به مسجد رفت و چنین گفت: ای مردم کوفه! من فرستاده حسین بن علی هستم؛
بهترین خلق خدا، فرزند فاطمه دختر رسول خدا. امام حسین را یاری کنید. بعد، به ابن زیاد دشنام
داد و بر امیرمؤمنان درود فرستاد. این نحوه سخن، بیانگر بالاترین درجات ایمان قیس بود. قیس
را از بالای بام قصر انداختند، پیکرش قطعه قطعه شد و به شهادت رسید.

بُرَیر بن خُضَیر همدانی

یکی از بزرگان لشکر امام حسین علیه السلام بُرید بن خُضَیر همدانی بود که از عالمان و زاهدان زمان به
شمار می رفت. تمامی اهل کوفه به او به دیده احترام می نگریستند و او را استاد قرائت قرآن
می نامیدند. در قوّت ایمان بُریَر همین بس که شب عاشورا، با عبدالرحمن انصاری شوخی و
مزاح می کرد. عبدالرحمن گفت: اکنون چه جای بذله گویی است. بریر گفت: به خدا سوگند! قوم
من می دانند که من هرگز در جوانی و پیری مایل به این گونه سخن گفتن نبوده ام، ولی امروز از
شادی لبریزم. فاصله ایی بین ما و بهشت وجود ندارد، جز آن که به این مردم بتازیم و آنان با
شمشیر از ما استقبال کنند.

عابِسْ بن اَبی شَبِیبْ شاکری همدانی

عابس بن شبیب، از سرداران شجاع لشکر امام حسین علیه السلام بود. او مردی عابد و شب زنده دار بود که
حضرت امیرمؤمنان درباره اش فرمود: «اگر فرزندان شاکر (یعنی قبیله آن ها) به هزار نفر
می رسید، خدا عبادت می شد آن چنان که باید عبادت شود». روز عاشورا، عابس به خدمت امام
حسین رسید و گفت: «به خداسوگند! در روی زمین هیچ کس محبوب تر و عزیزتر از تو نیست.
اگر می توانستم با چیزی عزیزتر از جان و گران بهاتر از خونم از تو دفاع کنم، چنان می کردم».
آن گاه با شمشیری عریان به سوی دشمن تاخت. عمر سعد فریاد زد: «او را سنگ باران کنید».
لشکر دشمن از اطراف بر او حمله ور شدند و عابس در نبرد با آن گروه مهاجم به شهادت رسید.

وهب بن عبداللّه و مادرش

یکی از یاران وفادار امام حسین علیه السلام ، وهب بن عبداللّه بود که قبلا مسیحی بود و با مادرش به دست
امام حسین مسلمان شدند. از شب ازدواج او تا روز شهادتش، بیش از هفده روز نگذشته بود.
روز عاشورا، همسرش ملتمسانه به او گفت: «مرا در داغ مرگ خود، برخاک غم و اندوه منشان».
وهب که شراره عشق حق، سراپای هستی اش را در برگرفته بود، بی اعتنا به درخواست همسرش
به میدان رفت. این سرباز رشید جبهه حق، در نبردی حماسی و قهرمانانه، ۲۴ سوار و ۲۴ پیاده را
کشت. او را دستگیر کردند و نزد عمر سعد بردند. آن ملعون گفت: «عجب شجاعتی داری!» و
دستور داد سرش را بریدند و به سوی اردوی امام حسین پرتاب کردند. مادرش از شوق این
افتخار که فرزندش در جهاد با باطل سر باخته، آن سر را بوسه باران کرد و آن را به شدت به طرف
جبهه دشمن انداخت. آنگاه نیزه ای برداشت و به سوی رزمگاه شتافت تا بجنگد، ولی امام
حسین علیه السلام او را به جمع زنان برگرداند و در حق او دعای خیر کرد.

سعید بن عبداللّه حنفی

ظهر عاشورا، دشمن فرصت نماز خواندن هم به سپاه امام نداد. امام حسین علیه السلام به نماز ایستاد تا در
پیشگاه حضرت حق، زمزمه عشق را ترنّم کند. سعید بن عبداللّه حنفی، یکی از یاران امام، پیشِ
روی آن حضرت ایستاد وسینه خود را آماج تیرهای دشمن ساخت تا امام آسیب نبیند. سراپای
سعید غرق خود شد وبه زمین افتاد. این پیام بر لبش جاری بود: «خدایا! سلام مرا به پیامبرت
برسان و به او بگوی که این زخم ها و جراحت ها را در راه دفاع از فرزندش، که دفاع از اسلام و
آزادی است، تحمل کردم». بعد در همان حال به امام عرض کرد: «ای فرزند رسول خدا! آیا به
پیمانم با تو عمل کردم؟» امام در پاسخش فرمود: «آری و تو پیش از من در بهشت خواهی بود».

علی اکبر، مانند رسول خد

روز عاشورا، پس از آنکه یاران امام حسین همگی به شهادت رسیدند، علی اکبر از پدر اجازه
جهاد خواست. امام حسین در اجازه دادن به او تردیدی به خود راه نداد، ولی با آه جان سوزی او را
بدرقه کرد. بعد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.