پاورپوینت کامل بانوی بانوان(ویژه تولد حضرت زهرا علیهاالسلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بانوی بانوان(ویژه تولد حضرت زهرا علیهاالسلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بانوی بانوان(ویژه تولد حضرت زهرا علیهاالسلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بانوی بانوان(ویژه تولد حضرت زهرا علیهاالسلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۵۰

زمزمه های فاطمی

فاطمه می آید

آب زنید راه را هین که نگار می رسد

مژده دهید باغ را بوی بهار می رسد

طبق طبق نور از آسمان ها به زمین می آید… هفت آسمان را با شقایق ها و رازقی ها آذین
بسته اند. هلهله ای برپاست در میان ملائک که به یُمن قدوم مبارک «فاطمه» جام عشقش را
نوشیده اند و مست عطر بهشتی اش شده اند. فاطمه می آید… مادرِ تمامی شقایق های عاشق، معنای
جمال، مقصود و حبیبه خدا، همسر علی، مادر حسنین، ادامه نبی می آید… می آید تا زمین و
زمینیان را با نور وجودی خود به عطر آسمانی ـ بهشتی دعوت کند و سجده های عاشقی را
شرمنده خویش سازد و محراب را در مقابل قامت بلند بی همتایش به زانو درآورد. می آید تا «زن»
معنا بگیرد… فاطمه می آید.

فاطمه جان

عطر شورانگیز غزل ها، طرحی از عطر توست فاطمه جان! جلوه آینه ها، از تصویر مبارک توست
که در سینه دارند. بهار با همه دلبری اش، تمام زیبایی را از تو وام می گیرد. بانوی سپید شعر من،
فاطمه جان! ملائک بال در بال، گستره آسمان را برای قدوم تو مهیا کرده اند. برگ های تمام
درختان، به یُمن دیدار تو سبز گشته اند و سبزی و طراوت را به جهانیان تقدیم کرده اند. پیچکان
عاشق با هر نگاه لبریز از آینه ات، عاشقانه می پیچند و بالا می روند. دریا، وسعت آبی روح پاک
توست. نوای دل نشین تو، شکوفه های بهاری را به گل مبدّل می کند و رودخانه ها، نوای
خوششان را از نغمه دل نواز صدای تو گرفتند. آدم به مباهات می نشیند که خدایش او را به مقام نام
تو دیگر بار پذیرفت و در بهشت برین جای داد. موج ها نامت را بر صخره ها حک کرده اند و در
خلوت خاموش کبوترها، طنین دل انگیز نام آسمانی توست که دیگر بار آن ها را به شور و شوق
زندگی می رساند.

فاطمه، یعنی سلام خدا

فاطمه، آن بانوی بزرگی است که چلچله ها به تمنّای پاسخش، آمدن بهار را نوید می دهند. او که
مهربانی را نثارمان می کند. همو که لاله ها در دشت مهربانی، از عشقش شور زندگی می گیرند.
فاطمه، کوثر خدا و همتای علی است و واژه وفا با نام او معنی می یابد. فاطمه، آن پیغام وصلی
است که کبوتران به باغ های روشن می برند. فاطمه، خورشید رسالت و قمر ولایت است. چشمه
طهارتی است که جمال را معنا می کند و جلال را تفسیر. فاطمه، یعنی آفتاب از پسِ ابرهای سفید
در آسمان آبی. فاطمه، یعنی عشق، یعنی مهر، یعنی زمزمه عشق در محراب مناجات. فاطمه، یعنی
نگاه جست وجوگر در بقیع، یعنی نگاه آسمانی… فاطمه، یعنی سلام خدا.

بر ما ببخشای

فاطمه جان! ای اسوه خدایی، ای جلوه الاهی، ای عشق کبریایی! بر ما ببخشای کوتاهیِ کلام و
زبانمان را در وصف جمال آسمانی ات. بر ما ببخشای فهمِ کوچکمان را از خانه گلی ات ؛ خانه ای
گلی، اما مهبط وحی، جایگاه فرشتگان عرش الاهی. وصف تو می گوییم، اما نه آن چنان که
شایسته ات باشد، که تو بلندای خورشیدی در کنار قامت برافراشته ماه. آبی زلال سادگی را، راز
گل یاس را، فوران دلدادگی و عشق را، در لبخند مهربانت می یابیم، اما وصفش را عاجزیم. بر ما
ببخشای ای بانو، در ناتوانی قلم هایمان در وصف «رضای الاهی، در رضای تو». بر ما ببخشای که
چشمان جست وجوگرمان، توان دیدن بلندای وجودت را ندارد، آن چنان که شایسته هستی. بر ما
ببخشای که نگاه دریا گونه ات را، نوازش دستان سپید مهربانی ات را و عطر کلام آسمانی ات را
تفسیر می کنیم، اما نه آن چنان که شایسته حبیبه خدا باشد.

طلوع اولین شعر اهورایی

فاطمه جان، ای طلوع اولین شعر اهورایی مان! تویی که در کوچه باغ باورمان جاویدانی. نگاه
مشرقی و هستی بخشت، پیاله جانمان را از شور زندگی، شور با تو بودن و شور عشق و شیدایی
تو لبریز و مالامال کرده است. صدای قدم هایت را می شنویم، آن گاه که از کوچه های بارانی
چشمانمان به آهستگی عبور می کنی، گویی که بر حریر قدم می سایی. در جست وجوی دست
توان بخش آفتابی ات، قد کشیده ایم و یافته ایم تو را که قوهای سپیدبال آرام دریایی، صبحشان را
با تو تلاوت می کنند؛ تو را که آفاق پرواز همه پرندگان مهاجری و تجلّی هستی و مظهر ایمان تو
را یافتیم که قد خمیده ات عرقِ شرم بر پیشانی نجیب تمامی تاک های قد خم کرده تاکستان ها
نشانده بود. تو را یافتیم که علی علیه السلام در نگاه تو ذوب می شد، که خدا را به تو سوگند می داد و نبی صلی الله علیه و آله
را که در سایه وجودی تو آرامش می یافت و به شوق دیدار تو، نگاه زهرآگین دشمنان را نادیده
می گرفت.

مادر تمام خوبی ها

مادر تمام خوبی ها… فاطمه جان! تو نشان لطف خدایی برایمان، تویی که پنجره ها همه بیقرار
توأند و کوچه ها در انتظار قدوم مبارکت. تویی که چشمانت همه حدیث و اعجاز است. تویی که
وقتی دیگر بهانه ای برای بودن نیست، می آیی و هستی و بودن، و حتی بالاتر، زیستن و عشق را
رنگی دیگر می بخشی. تو که عالم همه از نازِ قدوم تو آفریده شد. تو که کوته نظران دیوسیرت،
عشقِ خداوند را در چشمان رمزآلود پیامبر ندیدند، آن هنگام که تو را می نگریست و باران
عاشقی در آسمان چشمانش هویدا می شد. تو که مناجات با قامت آسمانی ات تفسیر می شد، آن
هنگام که در محراب عشق، ترنّم دلدادگی سر می دادی. تو که جبرئیل حامل سلام خداوند برایت
بود. تو که با عشقِ ولایت زیستن و با دردِ ولایت رفتن را به همگان آموختی. تو که پیوند نبوت و
امامت و ولایت بودی. تو که دنیا از برای جلوه تمام وجودت کوچک بود. تو بهار جاودانی برای
سال های زندگی مان.

فاطمه اختر گیتی فروز

فاطمه، آن فریادگر پاکی است که درک او، درک شب قدر است. تداوم بخش سلاله پاک محمدی
که نامش برگرفته از «فاطر السموات» است. سرمنشأ رحمت و عنایت، شریف ترین مخلوق در
بندگی خدا، اسوه شگفت طهارت، آموزگار خوب شهادت که برتر از تمام مردان عالم است. آن
خورشیدی که بر تارک اسلام می درخشد. آن اختر گیتی فروزِ آسمانِ علم و دین که نخستین زن
فدایی حریم امامت است. بانی کاخ ولایت و شیرزن میدان سیاست، که موجودی الاهی ـ
جبروتی و البته یک زن است. آن نوباوه رسالت، حاصلِ باغِ نبوت، میوه بوستان هستی که تسلیم
محض در برابر حکم خداوندگاری است و توسل به او، موجب استجابت دعاست. آن باغ
یاسمین، آن دژ محکم ولایت و آن عشق کبریایی و بالاخره فاطمه ای که فاطمه است.

فرشتگان در خدمت توأند

ای ماندگارترین بانوی تاریخ، ای قسم خورده پرستش و پرهیزکاری، ای شیرازه مظلومیت،
گوهر گنج کبریایی و شمیم ساحت پاک آل کسا، فاطمه جان! ای ناقه سوار روز قیامت، رمز
مظلومیت شیعه ای و پشتوانه حقانیت علی. تو آن راز بقای اسلامی که صاحب والاترین مقام در
بهشتی. ای اشتیاقِ همیشه بهشت، ای صلابت کوه، ای اطلس نجابت، ای نور طورسینا، ای
مستوره یاسین، ای فضیلت کوثر، ای فدایی علی و ای کعبه ارباب یقین. دادخواه پیشگاه عرش در
روز جزا و زبان گویای علی بر حقانیت غدیر تویی. تو آن اسوه همیشه بیدار و هشیاری که
فرشتگان آسمان در خدمت توأند. درود همه پاکان گیتی، نثار خاک پای تو باد؛ ای مادر همگان.

ترازوی بی نقص ارزش ها

الگوی زنان جهان، فاطمه جان! مشکل گشای مرتضایی و وارث کل صفات احمدی. تو آن رشته
پیوند میان بانوان و سروران زنان جهانی. ای چشمه زلال مادری، ای سرچشمه زلال معارف و
ارزش های اسلامی، ای راهنمای شریعت محمدی، ای تمام نسخه انسانیت، تو ترازوی بی نقص
ارزش هایی و نمونه بی بدیل همسرداری. ای دارالشفای دردمندان و ای احیاگر شخصیت زن، و
روشنی بخش دل حیدری که دشمنی با تو، نشانه کفر است و دوستی با تو، دوستی با پیامبر. کلید
قفل حاجات، مطیع ولایت، جلوه جاودان هستی، تویی آن مرّبی شیرزن کربلا، آینه تمام نمای
اسلام که نامت از تعریف و معرّفی بی نیازت کرده است.

معّرف کمال زن

زهرا کوثر خداست. لیله القدر خداست. جلوه جمال خداست و تفسیر جلال خدا. زهرا ادامه
رسول اللّه صلی الله علیه و آله است و همتای علی علیه السلام . زهرا تلاوت بیداری است. سایبان شوق است. تولد بالغ
تاریخ است و بهار سرشار دل های آشنا. زهرا معّرف نهایت کمال زن است و اوج عروج انسانی.
چشمه غدیر در باغ دستان پرتوان او به بلوغی رسید و غدیریان، از دامان عصمت او به رویشی
رسیدند. پیچیدگی برخورد و عمق نگاه زهرا، هم چون دشت نیست که نشسته تا آخرش را ببینیم
و کرانه هایش را در آغوش نگاهمان بنشانیم؛ دریایی است بی کرانه، کوهی است به بلندای تاریخ
و همین است که هرچه به قلّه اش نزدیک تر می شویم، چشم انداز بیشتری می بینیم، در حالی که
بیش از یک سویش را ندیده ایم.

بوی درخت طوبی

فاطمه علیهاالسلام زهره زهرایی است که از نور عظمت الاهی خلق شده و آسمان و زمین آن چنان به نور
وجودی اش روشنایی یافته که ملائکه به سجده افتادند و درباره عظمت آن نور از حضرت حق
سؤال کردند. فاطمه علیهاالسلام حوراء انسیه ای که خداوند پیش از خلقت آدم ابوالبشر وی را از نور
خویش آفرید و در زیر ساق عرش خود جای داد و پیوسته به تسبیح و تقدیس و تحلیل و تحمید
حضرت حق اشتغال داشت. بزرگ بانویی که چون خداوند نور او، پدر، شوهر و دو فرزندش را
آفرید، ولایتشان را بر ملائکه و سایر مخلوقات عرضه داشت، قبول کنندگانش از مقربان و
منکرانش از کافران به حساب آمدند. یگانه بانویی که خود، پدر، همسر و فرزندان معصومش در
خلقت، نوری اقدم و اشرف و اعلای بر خلقتِ نوری دیگران بوده اند. آن طاهره ای که رسول خدا هرگاه
مشتاق بوی بهشت می شد، او را می بویید و بوی درخت طوبی را از فاطمه استشمام می کرد.

شکفتن یک گل

ولادت

نوباوه رسالت، پیکره عصمت، هم سنگ و همسر خلافت خدا در زمین، بانوی بانوان جهان،
فاطمه زهرا علیهاالسلام در لحظه های طلایی روز جمعه بیستم جمادی الثانی، پنج سال پس از بعثت
پیامبر، در بُنِ آسمان حجاز، در دامنه کوه های سنگی مکّه، در چشم انداز کعبه، در منزل وحی، در
خانه ای که فرشتگان آن را خوب می شناختند و در آن رفت وآمد داشتند، آن جا که زمزمه نماز
پیامبر در صبح و شام و آوای ملکوتی تلاوت پیامبر در دل شب زمینش را به آسمان پیوند می زند،
در خانه امید یتیمان، در خانه دستگیری از مستمندان، در خانه پیامبر و خدیجه، آفتاب وجودش
از شرق دامان خدیجه طلوع کرد و ولادتش برای پیامبر، مانند وزیدن نسیم بهشت در گرمای
صحرای سوزان حجاز، روح بخش و دلنواز بود.

فاطمه علیهاالسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله

اگر هیچ زنی در چشم و دل رسول خدا صلی الله علیه و آله به اندازه زهرا علیهاالسلام جا نداشت، بی دلیل نبود. آن گاه که
رسول خدا صلی الله علیه و آله بر زهرا علیهاالسلام وارد می شد، زهرا علیهاالسلام تمام قد می ایستاد و مشتاقانه به استقبال پدر
می شتافت و بر دست او بوسه زده و عبا از دوشش برمی گرفت و نعلین او را به کناری می نهاد و آن
حضرت را در جای خود می نشاند و خود در پیش روی او مؤدب می نشست و هرگاه پدر او را
می خواند، ندایش را با لبیک لبیک پاسخ می داد. همیشه رسول خدا صلی الله علیه و آله را «پدرجان» می خواند و
همواره در حفظ احادیث و سخنان گهربار پدر می کوشید. همیشه رضای رسول خدا صلی الله علیه و آله را بر
رضای خود مقّدم می داشت و بارها برای خشنودی او، که همان خشنودی خداست، از غذا و
لباس و پرده و گردن بند و حتی دستبند بچه هایش و بالاخره هر آن چه داشت، به راحتی
می گذشت و آنها را ایثار می کرد.

فاطمه مام پدر

بهترین راه شناخت فاطمه علیهاالسلام از دیدگاه پدر است که هیچ سخنی را بدون اراده و بدون دستور حق
و به خواسته نفس نگفته و تمام سخنانش از وحی و با اراده خداست. تاریخ، از رفتار رسول خدا با
دخترش فاطمه علیهاالسلام در شگفت و حیرت است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله به او سلام می دهد و رفتار او با
فاطمه علیهاالسلام ، با رفتارش با دیگران بسیار تفاوت دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله چهره و دست فاطمه علیهاالسلام دختر
کوچکش را می بوسد. او را «ام ابیها» یعنی مادرِ پدر می خواند و با رفتار خود، چشمان کم سوی
بزرگان و سیاست مداران و توده مردم مسلمان را به عظمت مقام فاطمه می گشاید و فاطمه مامِ پدر
است. حقیقت و عمق رابطه بین رسول خدا صلی الله علیه و آله و فاطمه زهرا علیهاالسلام را باید در همین «مامِ پدر
بودن» جست وجو کرد.

فاطمه دختری خردسال

فاطمه علیهاالسلام در خانه رسالت جای گرفت. در سایه وحی الاهی بالید. با شیر خدیجه، حبّ ایمان و
خلق و خوی کریمانه را تغذیه نمود. فاطمه علیهاالسلام از لطف و مهربانی پدری که فرستاده خدا بود و
مادری پاکیزه که «امّ المؤمنین» لقب داشت، بهره ها گرفت. او در چنین فضای روحی و عاطفی و
جوّ خانوادگی برجسته و متعالی رشد کرد و روح مقدسش با لطف و مهربانی پیامبرانه و بسیار
کریم و بزرگوار اشباع گردید. خدای متعال اراده فرمود که فاطمه علیهاالسلام دوران کودکی خود را در
یکی از سخت ترین مراحل دعوت اسلامی آغاز کند؛ مرحله ای که از لحاظ زحمت و مصیبت،
کم نظیر و از جهت آزار و فشار بر پدر و مادرش، غیرقابل تصّور بود. او که در اوج کشمکش میان
اسلام و جاهلیت از مادر متولد گردید، چشم خود را بر مبارزه و ستیزی بازکرد که میان پیشتازان
مؤمن از یک سو، و قریش مشرک و ستمگر از سوی دیگر شعله ور بود.

با پدر و مادر در دره تبعیدگاه

ظلم و جنایت مشرکان، هم چون آتشی که مرتب به آن هیزم برسد، لحظه به لحظه افزون تر
می شد، ولی با حمایت های پی گیر رئیس حرم، جناب ابوطالب و حمزه قهرمان از وجود آسمانی
پیامبر صلی الله علیه و آله ، کفار نمی توانستند به آن حضرت دست پیدا کنند و آسیبی برسانند. آن ها به ناچار
پیروان حضرت را تحت فشار شدید قرار می دادند تا آن جا که گروهی از آن ها به «حبشه»
مهاجرت کردند. زین پس بود که قریش در پی مشاوره و مذاکره، عهدنامه ای نوشتند و پیامبر و
یارانش را به درّه ای به نام «شِعْبِ ابوطالب» تبعید کردند. این تبعید و سکونت اجباری پیامبر صلی الله علیه و آله و
اصحابش در دره، سه سال طول کشید. دردانه رسول خدا صلی الله علیه و آله زهرا علیهاالسلام هم از این درد و غم، سهمی
داشت. او همراه پدر و مادر در محاصره اقتصادی کفار قریش قرار گرفت و در تحمّل
سخت ترین شرایط گرسنگی و سختی، با پدر و دیگر مسلمانان شرکت جست.

جلای وطن

در همان سال وفات خدیجه، سال دهم بعثت، پیامبر صلی الله علیه و آله عموی فداکار و حامی بزرگ خود
«ابوطالب» را نیز از دست داد. ابوطالب از صمیمی ترین یاران پیامبر بود و چون رئیس قریش و
بزرگ مکّه به شمار می آمد، با نفوذی که در میان مکّیان و قریش داشت، وجودش پشتیبانی مهم
برای پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان محسوب می شد. پس از وفات ابوطالب، کار بر پیامبر صلی الله علیه و آله سخت تر
شد و مبارزه و آزار و شکنجه قریش شدت یافت تا آن جا که نقشه قتل رسول خدا صلی الله علیه و آله را کشیدند و
خداوند به پیامبر دستور هجرت به مدینه را داد. پس از مهاجرت پیامبر به مدینه، امام علی علیه السلام که
در مکه مانده و در بستر پیامبر صلی الله علیه و آله خوابیده بود تا پیامبر بتواند به مدینه هجرت کند، بانوان خاندان
پیامبر صلی الله علیه و آله و از آن شمار حضرت فاطمه علیهاالسلام را با خود همراه نموده و به سوی مدینه رهسپار شد و
بدین سان، فاطمه علیهاالسلام به همراه پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام جلای وطن نموده و به
مدینه مهاجرت کرد.

به دنبال آفتاب

فاطمه علیهاالسلام هم چون خورشیدی فروزان و آفتابی روشنگر بر بام ابدیت تاریخ می درخشد و نور
وجودش همگان را به نشاط و شور و تحّرک وامی دارد. زهرای اطهر علیهاالسلام چونان آفتاب همه جا را
روشنایی می بخشد و راه می نمایاند و راهبری می کند. میلاد دختر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله و آغاز زندگی
پربرکتش، انگیزه ای بود برای از میان بردن یک رسم و ایده پلید جاهلی، یعنی زنده به گور کردن
دختران از سوی قومی که اصولاً داشتن دختر را برای خود ننگی بزرگ می پنداشتند. ولادت
فاطمه علیهاالسلام و احترام عمیق پدر و مادرش به او، به این پندار نادرست و احمقانه پشت پا زد و ثابت
کرد دختر و پسر، آفریده های خداوند هستند و سنگینی شان بر زمین است و روزی شان با خدا.

علاقه پیامبر به فاطمه علیهاالسلام

از شگفتی هایی که حیات نورانی فاطمه علیهاالسلام را ارجمندتر می سازد، مهر و علاقه شگرف پیامبر
عظیم الشأن صلی الله علیه و آله به اوست. این مهر و علاقه چنان شدید بود که باید آن را از شمار شگفتی های
زندگی پیامبر صلی الله علیه و آله دانست. پیامبر صلی الله علیه و آله دختران دیگری نیز داشت و با همه مردم، از جمله خانواده،
بستگان و حتی بیگانگان بسیار مهربان و خوش رفتار بود، ولی در عین حال محبت ویژه او به
فاطمه، کاملاً برای ما نمایان و متمایز است و جالب تر آن که خود آن حضرت این محبت را به
صراحت در فرصت های گوناگون اعلام می کرد و نزد مردم بر آن تأکید می ورزد. این امر، خود
سندی است بر آن که زندگی فاطمه علیهاالسلام و خانواده او، با سرنوشت اسلام همراه است و رابطه پیامبر
و فاطمه علیهاالسلام تنها رابطه یک پدر با دختر عزیز خود نیست، بلکه به طور مستقیم با مسائل حیاتی
یک اجتماع، با آینده امّت و با اوامر الاهیِ پیرامون رهبری و امامت مسلمانان مرتبط است.

فاطمه علیهاالسلام قلب و روح پیامبر صلی الله علیه و آله

رسول خدا صلی الله علیه و آله در موارد زیادی از فاطمه علیهاالسلام به عنوان قلب و روح خود یاد می فرمودند و او را پاره تن
خود خطاب می کردند. از این گونه تعبیرات می توان دریافت به جز علی علیه السلام هیچ کس نزد آن حضرت
گرامی تر و محبوب تر از فاطمه نیست. تا آن جا که نقل شده روزی پیامبر خدا در حالی که دست دخترش
فاطمه علیهاالسلام در دستش بود، از سرای خویش بیرون آمده، فرمود: «هرکس فاطمه را می شناسد که شناخته و
نیازی به معرفی نیست و هرکه او را نمی شناسد، پس بداند که فاطمه دختر من، پاره تن من و قلب و روح
من است؛ هرکس او را بیازارد، مرا آزرده است و هرکس مرا آزرده باشد خدا را آزرده است».

پدرش به قربانش

به حدّی علاقه رسول خدا صلی الله علیه و آله به یگانه بانوی جهان، فاطمه علیهاالسلام زیاد بود که وقتی به سفر می رفتند،
آخرین فردی که از او خداحافظی می کردند، زهرا علیهاالسلام بود و هنگامی که از سفر بازمی گشتند، ابتدا
به مسجد رفته و دو رکعت نماز می خواندند، سپس به نزد فاطمه می رفتند و آن گاه به دیدن
همسرانشان تشریف می بردند. زمانی که زهرا علیهاالسلام به محضر رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد می شد، رسول
خدا صلی الله علیه و آله بلند می شدند و به استقبال زهرا علیهاالسلام چند قدمی رفته و دستش را می گرفتند و می بوسیدند
و فاطمه را در جای خود می نشاندند. بی تردید این رفتار، نه به دلیل صرف رابطه پدر و فرزندی
است، بلکه نشان از منزلت والای معنوی و عظمت شخصیت زهرای اطهر علیهاالسلام است. این احترام
نبوی زمانی به اوج خود می رسد که فلسفه ابراز عاطفه بی حدّ پیامبر صلی الله علیه و آله به سیده زنان بهشتی در
این کلام نبوی شکوفه می کند که می فرماید: «پدرش به قربانش».

دریای وجود فاطمه علیهاالسلام

ایمان فاطمه علیهاالسلام

ایمان همان عشق است و نفرت، عشق در راه خدا ونفرت به خاطر او. ایمان همان رهبری و جهت
دادن به عشق و نفرت است. ایمان، حد قلبی مذهب است. آن ها که ایمان می آورند، از بزرگ ترین
عشق ها برای خدا و از بالاترین کشش ها و محبت ها برای او برخوردار می شوند و زهرا علیهاالسلام در
اوج قله ایمان است و بهترین گواه بر وجود سراسر ایمان او، یکی تأمل در زندگی و رفتار و
حالات آن یگانه بانوی جهان است و دیگری، شهادت و گواهی رسول عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله که
می فرماید: «ای سلمان! آن چنان ایمان در اعماق دل و تمامی وجود دخترم فاطمه نفوذ کرده که
برای عبادت خدا خود را از همه چیز فارغ می سازد». آن حضرت در جای دیگری می فرماید:
«خدا تمامی وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین نموده است».

اخلاص زهرا علیهاالسلام

حقیقت اخلاص، فقط خدا را در نظرداشتن و فقط برای او کارکردن است. اخلاص، آزادی از
وابستگی به مدح و ستایش دیگران و خالی بودن از هوای نفس است. اخلاص، یکی بودن ظاهر
است و باطن، درون است و برون و…، و زهرا در اوج قله اخلاص بود. او در جواب پدرش که
فرمود: دخترم! هم اکنون جبرئیل در نزد من است و از جانب خدا پیام آورده که هرچه بخواهی
تحقق می یابد، می گوید: «مرا جز خود او هیچ تمنایی نیست». آن حضرت با این که سه روز بود
خود و فرزندانش هیچ نخورده بودند، پیراهنش را گرو می گذارد تا نیازمندی را از خانه خود
نراند. هنگامی که سلمان اصرار می کند کمی ازنان و خرما را خود بردارد، می فرماید: «سلمان! این
کار را فقط برای خدا انجام دادم؛ از این رو، هیچ از آن برنخواهم داشت».

زهد زهرا علیهاالسلام

زهد، آزادی است؛ آزادی از هرآن چه رنگ تعلق به خود گیرد تا آن جا که «دادن ها» و «گرفتن ها»،
موجی در وجود آدمی ایجاد نکند. زاهد کسی است که دنیا در چشم تیزبین او ارزشی ندارد. برای
زهد زهرا علیهاالسلام همین بس که به راحتی از دنیا می گذرد و برای رسیدن به قرب خدا، از سر تمامی
هستی خود برمی خیزد و برای رسیدن به خوبی ها، از خوشی ها می گذرد. زندگی سخت زهرا علیهاالسلام
گواه صادقی است بر زهد او. علی علیه السلام آن جا که برای درس گرفتن دیگران از سختی های زهرا علیهاالسلام
در خانه می گوید، این چنین توضیح می دهد: «او آن قدر آب از چاه می کشید که اثر آن بر سینه اش
باقی ماند و آن قدر با آسیاب آرد می کرد که دست هایش پینه بست و آن قدر خانه را رُفت و روب
می کرد که پیراهنش غبارآلود می شد و آن قدر آتش زیر دیگ روشن می کرد که لباسش سیاه
می گشت… این کارهای دشوار به او آسیب فراوان وارد می ساخت».

ایثار زهرا علیهاالسلام

اگر سلمان از ایثار زهرا در شگفت است، تعجبی نیست که خدا هم بر بزرگی این ایثار، رسولش را
زیر بارش بی امان وحی می گیرد و در آیه نهم سوره مبارک حشر می فرماید: «هرچند خود به
چیزی نیازمند باشند، دیگران را برخود مقدم می دارند» و باز در آیه هشتم سوره مبارک دهر
می فرماید: «برای رضای خدا ـ و یا به رغم نیازی که خود دارند ـ خوراکشان را به نادار و
بی سرپرست و دربند می دهند». ایثار فاطمه تا آن جاست که پیرمردی به خدمت رسول خدا
می رسد و می گوید: ای رسول خدا! گرسنه، برهنه و فقیرم». پیامبر او را به خانه فاطمه علیهاالسلام
راهنمایی می کند و پیرمرد با بلال به خانه گِلی، اما به وسعت همه تاریخ فاطمه علیهاالسلام می رود و
فاطمه علیهاالسلام گردنبند خود را به او می بخشد. نیز در وقتی دیگر، پیراهن خود را گرو می گذارد تا نان و
خرمایی تهیه کند و نیازمندی را از درب خانه خود ناامید بازنگرداند.

صبر و شکر فاطمه علیهاالسلام بر مشکلات دنی

ظواهر دنیا و زرق و برق فریبنده آن، بعضی ها را آن چنان مغرور کرده که هدفی جز دنیا و
دنیادوستی ندارند. این افراد، هرگز سختی ها و مشکلات دنیا را تحمل نمی کنند، اما آن ها که
می دانند در مقابل دنیا آخرتی است و دنیا زراعتگاه آخرت است، سختی ها را به جان می خرند.
فاطمه علیهاالسلام هم زندگی ساده اش آمیخته با مشکلات زیادی بود که بیانگر همین مطلب است.
«جابربن عبداللّه انصاری» صحابی پیامبر می گوید: «روزی رسول اکرم صلی الله علیه و آله نگاهش به فاطمه علیهاالسلام
افتاد، در حالی که او عبایی از چشم شتر بر سر افکنده بود و با دستی آرد می کرد و با دستی دیگر
فرزند خود را شیر می داد. در این حال از دو چشم مبارک رسول خدا اشک فروریخت و فرمود:
«ای دخترم؛ قبل از حلاوت و شیرینی آخرت، مرارت و تلخی دنیا را بچش». فاطمه علیهاالسلام هم فرمود: «ای
رسول خدا! خدا را در برابر نعمت هایش ستایش و در برابر سختی هایش شکر می کنم».

انصاف زهرا علیهاالسلام

سلمان فارسی، صحابی وفادار پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله می گوید: فاطمه علیهاالسلام را دیدم که با آسیاب دستی
گندم را آرد می کرد. جلو رفته پس از سلام گفتم: ای دختر رسول خدا! چرا این قدر خود را به
زحمت می اندازی، در حالی که خدمتکار منزلتان فضّه در کنار شما ایستاده است؟ کار منزل را به
او واگذارید. زهرا علیهاالسلام گفت: رسول خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش کرده که کارهای خانه را با فضّه تقسیم
کنم، یک روز او کار کند و روز دیگر من، دیروز نوبت او بود و امروز نوبت من است. زهرا علیهاالسلام نه
تنها در مورد دیگران، که حتی در رابطه با علی علیه السلام هم کارها را به گونه ای عادلانه تقسیم کرده بود،
به طوری که خمیر کردن و نان پختن و تمیز کردن و جاروزدن خانه به عهده زهرا علیهاالسلام بود و
کارهای بیرون منزل، از قبیل جمع آوری هیزم و مواد اولیه غذایی بر عهده علی علیه السلام .

خشیت زهرا علیهاالسلام

هنگامی که آیه های ۴۳ و ۴۴ سوره مبارک «حِجر» بر پیامبر نازل شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله بسیار
گریست و اصحاب هم از شدت گریه او گریستند، اما نمی دانستند چه چیزی باعث شده که آن
حضرت این گونه بگرید و از هیبت رسول خدا صلی الله علیه و آله هم کسی را جرأت پرسش نبود. اصحاب
می دانستند رسول خدا صلی الله علیه و آله با دیدن زهرا علیهاالسلام شادمان می شود، از این رو به سراغ فاطمه علیهاالسلام رفتند تا
با آوردن او، رسول خدا را آرام کنند. حضرت زهرا علیهاالسلام به دیدن پدر آمد و فرمود: «فدایتان شوم،
چه شده؟» اما همین که رسول خدا صلی الله علیه و آله جریان را گفت و آن آیات را بر او خواند، به یک باره
رنگ از رخسار زهرا علیهاالسلام پرید و به روی خود زد و ناله برآورد که «ای وای! وای بر کسی که
داخل جهنم شود».

ادب زهرا علیهاالسلام

برخورد زهرا علیهاالسلام به گونه ای بود که همه کس در همان وهله اول، مجذوب ادب او می شد.حُسن
برخورد و دقت در معاشرت فاطمه علیهاالسلام ،از همان ابتدا آن چنان محسوس بود که همه به آن اذعان
داشتند. این ادب محصول تربیت خداست که خدا خود به تربیت اینان پرداخته است. همین است
که حضرت علی علیه السلام می فرماید: «مربی ما خداست و ما هم مربی مردم هستیم». «ام سلمه» همسر
رسول خدا صلی الله علیه و آله می گوید: «پس از ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله من عهده دار امور دخترش فاطمه علیهاالسلام
شدم، اما به خدا قسم او با ادب تر و آگاه تر از من به همه مسائل بود». نیز آن گاه که رسول خدا صلی الله علیه و آله با
زهرا علیهاالسلام در مورد ازدواجش با علی علیه السلام به مشورت نشست، حضرت علیهاالسلام فرمود: «پدرجان! رأی،
رأی شماست و شما بر من سزاوارترید».

عبادت و یاد دیگران

فاطمه زهرا علیهاالسلام در زهد و پارسایی بی همتا و در عبادت و پرهیزکاری نمونه و ممتاز بود؛ چنان که
امام حسن علیه السلام می فرماید: «مادرم شب های جمعه را تا صبح بیدار می ماند و به نماز و عبادت
می پرداخت و پیوسته برای مؤمنان دعا می کرد، بی آن که برای خود دعایی بکند. از ایشان پرسیدم:
«چرا برای خود دعا نمی کنید و فقط برای دیگران به دعا می پردازید؟» فرمود: «پسرم! اول باید به
همسایه پرداخت و بعد به خود». در این سخن، درس ایثار و گذشت نهفته است و به ما می آموزد که
همواره و در همه حال باید به یاد دیگران بود و آنان را بر خویش مقدم دانست، حتی در دعا کردن که
امری قلبی و رابطه ای است میان انسان و خدا؛البته خداوند نیز چنین دعایی را مستجاب خواهد کرد.

فاطمه و پوشش بانوان

از آموزش های اصیل و سازنده اسلامی که دختر فرزانه پیامبر صلی الله علیه و آله بسیار به آن بها می داد؛ رعایت
شرف و حفظ هویت و حیثیت و کرامت زن از راه پوشش شایسته و منطقی بود؛ چرا که آن بانوی
اندیشمند و متفکر و اصلاحگر، به شایستگی دریافته بود که حجاب، کرامت والای زن را حفظ
می کند. آن حضرت برای حفظ حرمت و آزادگی و کرامت زن، او را بالاتر و برتر شناخت و
نخواست که زن جسمش را به نمایشگاهی برای چشمان هرزه تبدیل سازد و فرمود: «بهترین
چیز برای یک زن این است که آنان با مردان بیگانه سروکار نداشته باشند و مردان بیگانه نیز آنان را
ننگرند». او خویشتن را در مقابل مرد نابینا می پوشاند و استدلال می آورد: «اگرچه او مرا نمی بیند،
ولی عطر و بوی مرا استشمام می کند».

عصمت زهرا علیهاالسلام

عصمت در لغت به معنای مصونیت و محفوظ بودن است و معصوم کسی است که از خطا و اشتباه
و گناه درامان باشد. عامل این عصمت، آگاهی و آزادی است. تلفیق آگاهی و آزادی همان عصمت
است مبنای ولایت هم همین عصمت به شمار می آید. برای اثبات عصمت زهرا علیهاالسلام می توان از
آیات و احادیث دلیل آورد. از آیات به آیه تطهیر، مباهله و…، و از احادیث به روایاتی که غضب او
را غضب خدا و رسول و او را کفو و هم سنگ علی می داند و البته بسیاری از احادیث دیگر.
فاطمه علیهاالسلام معصوم است و از همه راه ها آگاه و از همه کشش ها آزاد. او به راه های آسمان آشناتر از
راه های زمین است و از همه هواها و هوس ها آزاد می باشد.

آموزش سلمان فارسی

زنان و مردان خدا، به مَثَلْ هم چون خورشید هستند که با تابش خود، همه چیز و همه کس را به
فراخور حال خود بهره مند می سازند. «پیر پارسی نژاد» یا به تعبیر بهتر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله «سلمان
محمدی»، از شمار کسانی است که خوشه های گران قدری از دانش حضرت زهرا علیهاالسلام برچیده
است. «دعای نور» یکی از آموخته های سلمان است که بانوی بزرگوار اسلام، فاطمه زهرا علیهاالسلام
آموزش دهنده آن بود. دختر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به سلمان فرمود: «مداومت بر این دعا با خلوص
نیت و اذن پروردگار، برای رفع تب بسیار مؤثر است» و سلمان می گوید: «سوگند به خدا که
آن را به بیش از هزار نفر از تب داران مکه و مدینه یاد دادم؛ همگی شفا یافتند و خوب
شدند».

علم زهرا علیهاالسلام

امام صادق علیه السلام می فرماید: «اگر خدای تبارک و تعالی علی علیه السلام را نیافریده بود، هیچ همتا و نظیری
برای فاطمه علیهاالسلام نبود، از آدم گرفته تا دیگران». براساس این حدیث صحیح از امام صادق علیه السلام ، نه
تنها هرگونه کمال علمی، بلکه هرگونه کمال عملی هم که برای علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام ثابت شود،
حضرت فاطمه علیهاالسلام به مانند آن ها، مشمول آن مقام برجسته خواهد بود. اما بهترین نمونه و شاهد
بر علم بیکران زهرا علیهاالسلام همان خطبه ها و سخنرانی های اوست. به ویژه خطبه آن حضرت در
مسجد مدینه در مقابل مهاجر و انصار، همتا و همپای خطبه هایی است که امیرمؤمنان ۲۵ سال بعد
برای اهل کوفه می خواند. هم چنان که می توان دعاهای وارده از زهرا علیهاالسلام و مضامین بلند و عالی
آن را، با دعاهای نورانی از علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام مقایسه کرد تا باز هم به همین نتیجه رسید.

همسرداری زهرا علیهاالسلام

زهرا علیهاالسلام هیچ گاه یک بُعدی نبود و هرگز کاری او را از وظایف دیگرش بازنمی داشت. این گونه
نبود که عبادت، او را از اداره منزل بازدارد و تربیت و سازندگی اش، مانع رسیدگی به فرزندان و
همسرش شود. او، علی را بهترین همسر می دانست و همواره به تمامی وظایف همسری خود
عمل می کرد. از تمیزی، ساده پوشی، آراستگی ظاهر و باطن، کارهای منزل، آرد کردن و نان پختن
گرفته، تا قناعت به یک زندگی ساده و گفت و گو و مزاح و شوخی با همسر و ایثار و فدا کردن مال
و جانِ خود برای خانواده و دینش. زهرا علیهاالسلام آرامش و اُنس علی علیه السلام بود. علی علیه السلام با نگاه به او
رنج هایش را از یاد می برد تا آن جا که اگر علی علیه السلام به خانه می آمد و او را نمی یافت، غم بر سینه اش
سنگینی می کرد و بسیار بر او سخت می گذشت. به راستی که «هانیه» زیبنده اوست؛ یعنی کسی که
بر همسر و فرزندانش بسیار مهربان است.

مادری نمونه

روان هر انسانی به ویژه کودکان، تشنه محبت است و در تمام پیوندهای اجتماعی، هیچ چیزی
جای گزین آن نیست. حضرت زهرا علیهاالسلام مادری نمونه بود. اگرچه از مهربانی زهرا علیهاالسلام با فرزندان
عزیزش و نوازش آن ها، از بازی کردن او با فرزندانش یا داستان ها و شعرهایی که برای
آنان می خواند، و نیز از ایجاد رقابت یا قضاوت بین آن ها می توان سخن گفت، اما از همه این ها
مهم تر، ذکر این نکته است که او توانسته خود را ظرف امامت قرار دهد و ادامه رسول خدا صلی الله علیه و آله و
مادر تمامی ائمه باشد. مهر و محبت او به فرزندانش تا آن جاست که به علی علیه السلام وصیت می کند:
«پس از من با دختر خواهرم ازدواج کن که او بر فرزندان من مهربان تر است».

نام های آسمانی

فاطمه

در لغت عرب، هنگامی را که نوزاد از شیر گرفته می شود، «فَطَمَ» می گویند و فاطمه وصفی است
از مصدر «فَطَمَ» و «فَطَمْ» به معنای بریدن و قطع کردن و جدا شدن است. شیرین ترین تفسیر از
علت نام گذاری فاطمه، روایتی است که می گوید: «فاطمه زهرا علیهاالسلام فاطمه شد؛ زیرا شیعیان آن
حضرت از آتش جهنم بازگرفته شده اند». امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش نقل می کند: پیامبر صلی الله علیه و آله
فرمود: «ای فاطمه! آیا می دانی چرا فاطمه نام گرفتی؟» امیرمؤمنان عرضه داشت: «شما بفرمایید
چرا فاطمه، فاطمه نامیده شده است». پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «زیرا فاطمه و شیعیان فاطمه علیهاالسلام از آتش
جهنم بازگرفته شده اند و به آتش نخواهند رفت». در روایات دیگری، فاطمه را برگرفته از نام
«فاطر» که یکی از نام های خداوند است، بیان کرده اند.

زهر

ریشه این نام «زَهَر» به معنای روشنی و صفا و درخشندگی است. امام صادق علیه السلام فرموده اند: «علت
این که فاطمه علیهاالسلام را زهرا نامیدند، این است که به زهرا قُبّه ای از یاقوت سرخ در بهشت مرحمت
خواهد شد که اهل بهشت آن قُبّه را به واسطه ارتفاع و عظمتی که دارد، مانند ستاره ای درخشان
در آسمان خواهند دید و به یکدیگر می گویند این قُبّه «زهرا» یعنی درخشنده و از آنِ فاطمه علیهاالسلام
است». در تفسیر آیه شریف نور نیز روایاتی آمده که «مشکاه»، تفسیر به حضرت زهرا علیهاالسلام شده است.

حوراء انسیه

این نام را در کتاب بحارالانوار و کتاب های دیگر برای آن بزرگوار نقل کرده اند و روایاتی هم از
رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام در این مورد آمده است که فرموده اند: «فاطمه علیهاالسلام حوریه ای بود به
صورت انسان». ابن عباس، صحابی بزرگ پیامبر هم در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که:
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «فاطمه پاره تن من، نور چشم من و جانی است که در میان سینه ام قرار
دارد؛ او حوراء انسیه است». فاطمه علیهاالسلام حوریه است در باطن، و انسیه است در ظاهر. او الگوی
تمام انسان ها از زن و مرد است؛ زیرا در انسانیت به تمام درجات کمال رسیده بود، امّا به این دلیل
که نصیبی از بهشت داشت، او را حوراء انسیه می گویند؛ یعنی انسانی فرشته صفت.

حبیبه و فریده

حبیبه یعنی زنی محبوب و دوست داشتنی؛ زنی که او را دوست داشته باشند. «حبیبهُ حبیب اللّه »
هم به این معناست که پیامبرخدا صلی الله علیه و آله که دوست خداست، فاطمه زهرا علیهاالسلام را دوست دارد. جبرئیل
او را با عنوان محبوب پیامبر به او سلام می دهد و علی علیه السلام او را این گونه یاد می کند: «من شوهر
سرور زنان جهان هستم… که دوستِ دوستِ خداست». فریده، یعنی هرچیز که مانند دُرّ و گوهر
نایاب و نفیس باشد. فاطمه زهرا علیهاالسلام گوهری بی نظیر در میان تمام زنان جهان است؛ از این رو باید
آن حضرت را فریده بنامیم.

ممتحنه

یکی از اسم های فاطمه زهرا علیهاالسلام مُمْتَحَنه است؛ یعنی زنی که امتحان شده و از آن سربلند بیرون
آمده است. در یک نگاه گذرا به زندگی آن حضرت، سراسر حیات او را امتحان و آزمایش
می بینیم. در خردسالی مادر را از دست می دهد. غم و غصه پدر را نیز که با سر خاکسترآلود و پای
زخمی به خانه بازمی گردد، تحمل می کند و می بینیم که پدر او را «اُمّ ابیها» یعنی مادر پدرش
می خواند. در شب عروسی بی مادر به کابین بخت می رود و نمونه های بسیار دیگر. از این
رو،سزاست که ائمه اطهار: در دعاها او را ممتحنه خطاب کنند. «درود بر تو ای زنی که از
آزمایش ها سربلند بیرون آمدی».

دیدگاه های آسمانی

رسول خدا صلی الله علیه و آله

فاطمه علیهاالسلام بانوی ارجمند و نمونه اسلام، نزد پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله منزلتی بس رفیع و والا دارد.
احادیث و سخنان فراوانی که در شأن فاطمه علیهاالسلام از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله وارد شده، دلیلی روشن بر
علاقه و محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله به دختر گران قدرش است. پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:
«کسی که او را می شناسد، که می شناسد و آن که او را نمی شناسد، بداند که او پاره تن من، و قلب و
روح من است؛ هرکه او را آزار دهد، مرا آزار داده است» و «هرکه او را خشمگین کند، مرا به
غضب آورده است» و «فاطمه، بانوی زنان بهشتی است» و «خداوند با رضایت فاطمه خشنود و با
غضب او خشمگین می شود» و «محبوب ترینِ نزدیکانم در نزد من، فاطمه است» و «فاطمه،
حوریه ای است به صورت انسان. من هرگاه مشتاق بوی بهشت می شوم، بوی دخترم فاطمه را
استشمام می کنم. فاطمه زهرا گل است».

امیرمؤمنان علیه السلام

مقام و شخصیت بانوی بزرگ اسلام بر امیرمؤمنان علیه السلام روشن بود؛ زیرا علی هم مانند زهرا تربیت
شده خانه وحی بود و فاطمه را به خوبی می شناخت. فاطمه علیهاالسلام با علی علیه السلام بزرگ شده بود و او را
برادری عزیز برای خود و پروانه ای عاشق بر گرد پدر خویش می دید. حضرت علی علیه السلام از همه
کمالات و فضایل دختر پیامبر صلی الله علیه و آله آگاهی کامل داشت و در زندگی با فاطمه علیهاالسلام مشورت می کرد و
از همکاری و مشورت او بهره ها می گرفت. خود آن حضرت می فرماید: «دختر پیامبر
هیچ گاه مرا به خشم نیاورد و هیچ گاه در امور زندگی مخالفت نشان نداد. هروقت به فاطمه
می نگریستم، تمام غم ها از دلم زدوده می شد و هرچه به او می نگریستم، ناملایمات را بیش تر
به فراموشی می سپردم. تا زنده بود، از مشکلات من گره گشایی می کرد. مباهات می کنم به
فاطمه، او نعمتی است آسمانی که نصیب من شده. در محیط عرب، محیط پرورش
شجاعت ها، شبیه و نظیر ندارد. من بر مردم جهان به داشتن چنین همسر و فرزندانی فخر
می کنم».

ائمه علیهم السلام

فاطمه نزد فرزندانش از هرکس دیگری عزیزتر و محترم تر بود؛ چرا که فرزندان بانوی نمونه
اسلام، در خانه وحی چشم به جهان گشوده و در دامان کانون عصمت و مکتب نبوت و ولایت و
طهارت تربیت شده بودند. آن ها علاقه شدید پیامبر صلی الله علیه و آله را از سخنان آن حضرت راجع به
شخصیت و فضایل مادر خود فهمیده و احترام پدرشان علی علیه السلام را به فاطمه علیهاالسلام دیده بودند.
حضرت فاطمه علیهاالسلام محور عشق و علاقه خاندان نبوت و ولایت بود. هرگاه سخنی از خاندان
پیامبر صلی الله علیه و آله بود، نام فاطمه علیهاالسلام بر همه خاندان پیشی می گرفت؛ چنان که در حدیث معروف «کساء»
جبرئیل می گوید: «فاطمه است و پدر فاطمه، فاطمه است و همسر فاطمه، فاطمه است و فرزندان
فاطمه». فاطمه علیهاالسلام در نزد فرزندان خود عظمت و مقام والایی دارد، به گونه ای که نام آن
حضرت علیهاالسلام را با کمال احترام بر زبان جاری می ساختند و موقع ذکر نام ایشان، به تمام قامت
می ایستادند.

فاطمه در کلام فاطمه علیهاالسلام

در نگاهی به حدیث «مفاخره»، فاطمه علیهاالسلام

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.