پاورپوینت کامل اوج در قفس (شهادت امام موسی کاظم علیه السلام) ۵۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اوج در قفس (شهادت امام موسی کاظم علیه السلام) ۵۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اوج در قفس (شهادت امام موسی کاظم علیه السلام) ۵۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اوج در قفس (شهادت امام موسی کاظم علیه السلام) ۵۵ اسلاید در PowerPoint :
۳۷
اشاره
برگ های دفتر تاریخ بشریت، یک رنگ نیست؛ بعضی سبز است و بعضی سرخ، بعضی به رنگ
نور و بعضی به رنگ ظلمت. در بعضی از آنها آبی حیات بخش موج می زند و در بعضی، رنگِ زرد
و خشک کویری، طوفان به پا می کند.
چرا باید کسی که تاریخ می خواند، با دیدن صفحات سرخ و سیاه و بی روح تاریخ، از کرده
پیشینیان خویش شرمسار شود. واقعا حیف نبود سرخی خون ریزی ها، سیاهی ظلمت ها و
کویرزدگی دل ها، جای سبزی رشد و شکوفایی و صلح و نورانیت هدایت و آبی روح بخش را
بگیرد؟ یکی از آن صفحات تاریخ که رنگش سرخی آمیخته به ظلمت است، روز بیست و پنجم
رجب سال ۱۸۳ ه . ق است؛ روز شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام .
امام علیه السلام چراغ هدایت است و کشتی نجات
امامان معصوم علیهم السلام همگی چراغ هایی در تاریکی های تاریخ برای امت ها و کشتی های نجات در
دریاهای متلاطم گمراهی و هلاکتند. امام علیه السلام انسان معصوم وکاملی است که به سرچشمه وحی
متصل است. او آمده تا دست آدمی را بگیرد و به راه مستقیم رهنمون شود. به واسطه امام علیه السلام است
که خداوند بندگان خویش را از ذلت نجات می دهد و برکت های خویش را بر انسان می فرستد.
امام موسی کاظم علیه السلام نیز چراغی است که نور هدایت او، همواره روشنی بخش دل های مؤمنان
بوده وخواهد بود.
معرفی امام هفتم
روز یکشنبه، هفتم صفر سال ۱۲۸ق است و امام صادق علیه السلام به همراه خانواده و اصحابشان از مکه
به سمت مدینه باز می گردند. کاروان، میان مکه و مدینه در منطقه ای به نام «ابواء» همان
جایی که آمنه، مادر رسول خدا علیه السلام مدفون است، برای استراحت می ایستد. ابوبصیر نقل می کند:
زمانی که در ابواء فرود آمدیم، امام صادق علیه السلام برای ما و اصحاب، غذای فراوان و لذیذی آماده
فرمودند. در حین غذا خوردن، فرستاده «حمیده»، همسر با فضیلت ایشان نزدآن حضرت آمده،
پیغام داد که او در حال وضع حمل است. امام صادق علیه السلام با عجله برخاسته، نزد حمیده رفت. پس از
مدتی، در حالی که لبخندی بر لبان مبارکشان نشسته بود، بازگشت و خبر تولد پسری را به ما داد.
آن پسر را «موسی» نام نهادند. کنیه اش ابوالحسن و ابوابراهیم و القاب مبارکش کاظم، صالح،
صابر و امین بود و گاهی نیز به دلیل تقیه، به او عبد صالح، فقیه و عالم می گفتند.
چرا کاظم علیه السلام
صفت فرو بردن خشم، در همه امامان وجود داشت، ولی در امام هفتم، تبلوری خاص یافته بود. امام
کاظم علیه السلام با آنکه ظلم های زیادی از دشمنان کشید، ولی هیچ گاه لب به نفرین نگشود. ابن اثیر که از
تاریخ نویسان اهل سنت است چنین می نویسد: آن حضرت را «کاظم» لقب داده اند؛ چرا که عادت
داشت حتی با کسی که به او بدی می کرد، به نرمی سخن بگوید و به او نیکی کند.
اختناق عجیب و ظهور نور
در اواخر زندگی امام صادق علیه السلام ، اختناق شگفتی از طرف منصور عباسی در مدینه حکمفرما بود و
آن حضرت می دانست که هر کس را به عنوان وصی و جانشین خویش معرفی کند، به دست
منصور کشته خواهد شد. پس از شهادت آن حضرت، وقتی منصور از درگذشت امام صادق علیه السلام
آگاه شد، در نامه ای به فرماندار مدینه نوشت: «اگر جعفر بن محمد شخصی را به جانشینی خود
قرار داده، او را احضار کن و گردنش را بزن». بعد از مدتی، فرماندار مدینه گزارشی را به این
مضمون به بغداد فرستاد: جعفر بن محمد، ضمن وصیتنامه رسمی خود، سه نفر را به عنوان
جانشین خود برگزید که عبارت اند از: ۱. خلیفه وقت، منصوردوانیقی، ۲. عبداللّه بن جعفر، پسر
بزرگ خویش، ۳. موسی بن جعفر علیه السلام . منصور از دیدن نامه، بسیار خشگمین گردید و فریاد زد:
اینها را که نمی شود کشت.
ائمه علیهم السلام سدی در برابر ظلم
از آنجا که وظیفه ائمه علیهم السلام هدایت مردم و پیاده کردن فرمان های قرآن در جامعه است، چنین هدف
والایی با اصلاح عمومی به انجام می رسد. در این بین، تابش نور امامان پاک، سیاهی و تباهی را
جلوه گر می نمود و این برای خلفای ناپاک اموی و عباسی قابل تحمل نبود.
آنها نمی توانستند وجود ائمه هُدی علیهم السلام را تحمل کنند و آنان را همچون خاری در چشم و
استخوانی در گلو می دانستند. از این روست که همه آن ظالمان، بزرگ ترین دغدغه فکری شان،
کشتن امامان بزرگوار بود. امام کاظم علیه السلام نیز از این اصل کلی به دور نماند. منصور، مهدی، هادی و
هارون عباسی، خلفای زمان ایشان، همگی در فکر به شهادت رساندن آن حضرت بودند و
سرانجام هارون، این نیت شوم را عملی کرد.
ناکامی سه خلیفه
نقشه منصور مبنی بر کشتن وصی امام صادق علیه السلام عملی نشد و اجل مهلتش نداد تا بار دیگر
نقشه ای طرح کند. مهدی عباسی نیز در پی قتل امام کاظم علیه السلام بود و حتی آن حضرت را به بغداد
آورد و به زندان افکند، ولی به دلایلی فرمان آزادی ایشان را صادر کرد و بعد از چندی دوباره
خواست آن حضرت را حبس و اذیت کند که مرگش فرا رسید. هادی عباسی که پس از پدرش به
خلافت رسیده بود، فشار زیادی به مردم و به ویژه شیعیان وارد می ساخت، تا جایی که در اثر
همین ظلم ها در زمان حکومت او، فاجعه خونین سرزمین فخّ صورت گرفت. از آنجا که هادی
عباسی می دانست شیعیان، پیرو امام کاظم علیه السلام هستند، قیام آنان را نیز به دستور آن حضرت دانست
و گفت: خدا مرا بکشد اگر موسی بن جعفر را زنده بگذارم، ولی پیش از آنکه به اجرای مقاصد
پلید خود موفق شود، خبر مرگش موجب شادی شیعیان شد.
شیوه مبارزاتی امام کاظم علیه السلام
امام کاظم علیه السلام در برابر بی کفایتی ها و ستم هایی که از سوی خلفای عباسی صورت می گرفت،
ساکت ننشست؛ بلکه آن حضرت نیز همانند پدران بزرگوارش، از راه های گوناگون با دستگاه
ستمگرحکومت مخالفت می کرد. آن حضرت گاه شیعیان را به مخالفت با بنی عباس راهنمایی
می کرد، ولی شیوه اصلی مبارزه ایشان، حفظ سنگر تعلیم و تربیت بود. آن حضرت
با تربیت انسان های آزاده و روشن فکر، حکومتی برخلاف حکومت بنی عباس تأسیس کرده بود.
حکومت آن حضرت بر قلب ها بود و حکومت خلفا بر بدن ها و همین امر روز به روز بر
محبوبیت ایشان می افزود و ستون های کاخ استبداد و ظلم را به لرزه در می آورد.
تشکیل حکومت اسلامی، آرمان بزرگ امامان علیهم السلام
روزی هارون به امام کاظم علیه السلام اعلام کرد که حاضر است «فدک» را به آن حضرت برگرداند.
امام علیه السلام فرمود: در صورتی حاضرم فدک را بگیرم که آن را با تمام حدود و مرزهایش پس دهی.
هارون پرسید: مرزهای فدک تا کجاست؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگویم، هرگز پس نخواهی
داد. هارون اصرار کرد و سوگند یاد نمود که این کار را انجام خواهد داد. امام حدود فدک را چنین
تعیین فرمودند: حد اولش، سرزمین عدن، حد دومش، سمرقند و حد سومش، آفریقا و حد
چهارم آن نیز مناطق ارمنیه و دریای خزر است. هارون با شنیدن هر یک از این حدود، به شدت
ناراحت شد و نتوانست خود را کنترل کند. لذا با خشم و ناراحتی گفت: به این ترتیب چیزی برای
ما باقی نمی ماند. امام علیه السلام با این کلمات، آرمان بزرگ خویش را که تشکیل حکومت ناب اسلامی
در سراسر جهان است، بیان کرد.
دستگیری و زندانی کردن امام علیه السلام
امامت امام کاظم علیه السلام ۳۵ سال طول کشید. در این مدت، بارها و بارها آن حضرت را به زندان
افکندند و بنا به گواهی تاریخ، آن حضرت، چهار سال آخر عمر شریفشان را در زندان های
هارون الرشید گذراندند. در سال ۱۸۹ق، هارون برای اینکه از امام کاظم علیه السلام برای فرزندانش
بیعت بگیرد، قصد حج کرد. او ابتدا به مدینه رفت و به وزیرش «فضل بن ربیع» دستور داد که
حضرت را نزد او حاضر کنند. امام کاظم علیه السلام در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله مشغول نماز بود که در اثنای
آن، حضرت را گرفته و از مسجد بیرون بردند. امام علیه السلام را در همان حال نزد هارون حاضر کردند و
هارون بعد از ناسزای بسیار، دستور داد دست های آن حضرت را بسته و مخفیانه به سوی «عیسی
بن جعفر» که امیر بصره بود، بفرستند.
زندان بصره
به دستور هارون، امام کاظم علیه السلام را دستگیر کردند و به بصره فرستادند. امیر بصره، امام کاظم علیه السلام را
در یکی از اتاق های خانه خود حبس کرد. هر روز دو مرتبه در آن اتاق را می گشودند؛ یک بار
برای وضو گرفتن حضرت و بار دیگر برای آن که غذایی به حضرت بدهند. بزرگ ترین شکنجه
آن حضرت در مدتی که در خانه عیسی محبوس بود، شنیدن لهو و لعب و ساز وآواز و خوانندگی
و منکراتی بود که از سوی عیسی بن جعفر صورت می گرفت. به همین دلیل، حضرت تمام
ساع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 