پاورپوینت کامل مردی از ملکوت;ارتحال عارف کامل، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ۶۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل مردی از ملکوت;ارتحال عارف کامل، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مردی از ملکوت;ارتحال عارف کامل، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل مردی از ملکوت;ارتحال عارف کامل، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله ۶۱ اسلاید در PowerPoint :
۱۴۱
اشاره
بر تارک وادی اخلاق و عرفان، نام بزرگ مردی می درخشد که در طول حیات پربرکت خویش،
مصداق سالِک کوی دوست بود و در این سیرالهی خویش، شیفتگان مستعدّی رانیز همراه خود
ساخت تا آنها را به سرمنزل مقصود برساند. میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، استاد اخلاق حضرت
امام خمینی رحمه الله ، از عارفان و بزرگانی است که تاریخْ او را از یاد نخواهد برد؛ عزیزی که الگوی
رفتاریِ بسیاری از جویندگان و ره پویان حق بوده و هست.
تولد
از تاریخ دقیق تولد میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، اطلاع چندانی در دست نیست، ولی
تاریخ نویسان، سال های آخر قرن سیزدهم هجری قمری را، به عنوان ایام تولد ایشان ذکر کرده و
نوشته اند که این استاد بزرگ، در سال ۱۳۱۲ق در روزهای جوانی خویش به سر می بردند. در
اواخر قرن سیزدهم، تولد نوزادی که جواد نام گرفت، شهر تبریز و خاندان بزرگ ملک التجار
تبریزی، معروف به مَلکی را رونقی دوباره بخشید و موجی از شادی و شوق آفرید.
خاندان میرزا
مرحوم میرزا جوادآقای ملکی تبریزی، ازخانواده اعیان و تاجران تبریز بود. پدر ایشان به نام
میرزا شفیع، در ابتدا یکی از کارمندان مهم دستگاه حکومتی ناصرالدین شاه بود و از پول داران
بزرگ شهر تبریز به شمار می آمد، ولی با تأثیرپذیری از عالم وارسته، حاج میرزا علی نقی
همدانی رحمه الله به عالَم معنویات توجه پیدا کرد و به مقامات معنوی بلندی دست یافت و فرزندی
شایسته، چون میرزا جوادآقا را تربیت کرد.
تحصیلات
تحصیلات ابتدایی و نیز تحصیلات دوره عمومی علوم اسلامیِ میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، در
شهر تبریز گذشت. پس از آن این عالم فرزانه، به شهر نجف مهاجرت کرد و چون کبوتری سبک
بال، در جوار مولایش، امیرمؤمنان آشیانه گزید. میرزا جوادآقا، در روزگار اقامت خویش در این
شهر نورانی، به تکمیل تحصیلات و نیز تهذیب و تزکیه خویشتن پرداخت ودر این راه، در پرتو
هدایت های الهی از محضر بهترین استادان و فرهیختگان جهان اسلام در آن عصر، بهره مند
گردید.
استادان
مرحوم میرزا جوادآقا ملکی تبریزی، معارف دین را از برجسته ترین ونامدارترین استادان عصر
خود فرا گرفت. در علم تاریخ، حدیث و راوی شناسی، از محضر میرزا حسین نوری، نویسنده
شهیر جهان اسلام و نگارنده کتاب های مُستَدرکُ الوسائل، النجم الثاقب و آثارمهم دیگر بهره ها
جست.
ایشان هم چنین در دانش فقه، از حضرت آیت اللّه حاج آقا رضا همدانی و در علم اصول، از
درسِ استاد بزرگ حوزه، آخوند ملا محمدکاظم خراسانی، خوشه های فراوانی چید و خرمنی از
معرفت دینی را گرد آورد.
استاد اخلاق
تربیت و تهذیب، در کنار تعلیم وآموزش های علمی و حتی پیش از آن، ضروری و حتمی است.
ضرورت این مسأله تا آن جاست که خداند متعال درآیات متعددی، رسالت پیامبران را در چند
مورد ذکر می کند که یکی از آن ها، پرورش انسان هاست و این امر قبل از یاد دهی و آموزش آن ها
مطرح شده است. مرحوم میرزا جوادآقا ملکی نیز که عشق وصال یار او را از دیار خود کوچ داده بود، در
شهر نجف به دنبال فرزانه ای اهل دل می گشت که امانت الهی و گوهر وجودی خویش را شکوفا سازد.
دوستان عیب من بی دل حیران مکنید
گوهری دارم و صاحب نظری می جویم
حافظ
مرحوم میرزا، پس از مدتی به محضر استاد بزرگ اخلاق و عرفان، ملاحسین قلی همدانی بار
یافته و به مدت چهارده سال همراه ایشان می گردد. شدت تأثیر مرحوم همدانی در این شاگرد
جوان چنان بوده که از او عارفی به تمامْ معنا و استادی بزرگ می سازد.
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی، پس از سپری شدن دو سال از آشنایی اش با عارف کامل، مرحوم
ملاحسین قلی همدانی، به ایشان عرض کرد: من در سیر و سفر معنوی خود به جایی نرسیده ام و
پیشرفت چندانی نداشته ام. استاد او اسم و رسمش را می پرسد. پس از شنیدن کلمه ملکی با
تعجب می پرسد: «شما با ملکی های معروف تبریز نسبتی دارید؟ آقا میرزا چون آن ها را خوب و
شایسته نمی دانسته، از آن ها انتقاد می کند تا خود را جدای از آن ها بداند. استاد به شاگرد جوانش
می گوید: هر وقت توانستی کفش آن هایی را که بد می دانی، جلویشان جفت کنی، من خود به
سراغ تو خواهم آمد و تعالیم لازم را ارائه خواهم کرد. فردای آن روز میرزا این سفارش استاد را
در جلسه درسی که اقوام او نیز شرکت می کردند، عملی می سازد و وقتی خبر این جریان به گوش
سایر بستگان در تبریز می رسد، اثر بسیاری در رفع کدورت های قبلی به جا می گذارد.
بازگشت به تبریز
استاد بزرگ اخلاق، میرزا جواد آقا ملکی، پس از تکمیل تحصیلات در نجف و برخوردار شدن
از معنویت سرشار، در سال ۱۳۲۱ قمری (۱۲۷۰ شمسی)، به ایران و زادگاهش شهر تبریز
بازگشت. جاذبه معنوی استاد، انسان های پاکی را به سوی ایشان کشانید. وجود استاد کاملی چون
میرزا جوادآقا و شاگردان مستعد، دانش و تهذیب رارونقی خاص بخشید، به گونه ای که
چهارصد نفر از محضر آن خدامرد بهره می بردند و توشه کمال می اندوختند. سکونت ایشان در
تبریز برکات فراوان داشت. دانش پژوهان از بارشِ باران دانش او بهره می جستند و مردم نیز با
قلبی مطمئن و روحی پرشور، اطراف او حلقه می زدند.
قم، وطن دوم
در روزگار مشروطه، ارتش روسیه، بخشی از آذربایجان را اشغال کرد و مردم بی پناه آن خطّه را به
خاک و خون کشید؛ گروهی کشته و دسته ای آواره شدند. شهر تبریز محاصره شد و فشار و
خشونت شدت یافت. حاج میرزا جوادآقا ملکی، پس از هشت سال اقامت در شهر تبریز، دور از
چشم متجاوزان رو به سوی تهران نهاد. از آن جا به زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السلام شتافت و
سپس به قم مهاجرت کرد و این شهر را وطن دوم خویش قرار داد.
تدریس و تهذیب در قم
مردان خدا در هر کجا که باشند، نور حضرت دوست را در دل و سیما دارند و پرتو نور او را در
محیط می پراکنند. کاشانه اهل بیت علیهم السلام ، شهر مقدس قم، در سال ۱۳۲۹ق پذیرای وجود حاج
میرزا جواد آقا شد. این استاد فرزانه، اندکی پس از ورود به این شهر، به تقاضای برخی از
پارسایان، جلسات درس و محافل اخلاق برپا کرد. ایشان به تدریس درس «فقه» و «اخلاق و
عرفان» در دو سطح عمومی و اختصاصی پرداخت و عاشقان بسیاری را به سرمنزل مقصود
رهنمون گشت. افزون بر این، آن عارف بزرگ، هر روز در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت
معصومه علیهاالسلام به اقامه نماز جماعت می پرداخت.
هوای کوی تو
مرحوم میرزا جواد آقا ملکی، در مقام بندگی، رابطه عاشقانه و خاضعانه ای با پروردگار متعال
داشت. شاهدانِ زمان او، حکایات و مطالب ناگفتنیِ بسیاری از ایشان نقل کرده اند. هوای کوی
دوست، چنان این مرد الهی را شیدا کرده بود که هماره در نمازهای مستحبی دست به آسمان بلند
کرده و این شعر را زمزمه می کرد:
از جام باده هستی خراب کن
زان پیش تر که عالم فانی شود خراب
ایشان در تمام سال ها، سه ماهِ رجب، شعبان و رمضان راروزه گرفته و شب ها با حضرت حق،
خلوت و نجوایی داشته اند که از حالات نورانی این ارتباط، در بیان شاگردان ایشان مطالب نغزی
بیان شده است.
شاگردان
دانش آموختگان محضر میرزای ملکی، هر کدام چون ستاره ای تابان، در آسمان علم و معرفت
درخشیدند و با عمل به دستورات استاد، توشه های فراوانی اندوختند. از بزرگ ترین شاگردان
ایشان می توان از حضرت امام خمینی رحمه الله ، آیت اللّه خوئی، آیت اللّه مرعشی نجفی، آخوند ملاعلی
همدانی، حاج شیخ عباس تهرانی، حاج حسین فاطمی، سیدمحمود مدرسی، حاج میرزا عبداللّه
شالچی و دیگر بزرگان نام بُرد.
پرورش سالک
یکی از ویژگی های میرزا جواد آقا ملکی، مراقبت معنوی از دانش پژوهان بود. ایشان افزون بر
دادن راه کار برای سلوک معنوی شاگردان، از میزان انجام و مراحل طی شده توسط آنان نیز جویا
می شدند. یکی از دانش آموختگان ایاشن در این باره می گوید: «روزی استادم حاج میرزا جوادآقا
مرا خواست و دستورهایی داد و فرمود: این کارها را بکن. آن وقت جوان بودم و زیادی خواب و
سهل انگاری و غفلت باعث شد تا دستورهای ایشان را جدّی نگیرم. چندی بعد نزد ایشان رفتم.
استاد مشغول موعظه بودند. بعد از پایان صحبت ها، با افراد دست می دادند و احوال آنان را جویا
می شدند. وقتی نوبت به من رسید، دستم را فشرد و درِ گوشم گفت: چراکوتاهی و مسامحه
می کنی؟!»
در عین تنگ دستی، در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی، قارون کند گدا را
فرزندان
محصول زندگی مشترک حاج میرزا جواد آقا ملکی، دو فرزند پسر به نام های علی و حسین قلی
بود. علی، در زمان حیات پدر از دنیا رفت و پسر دوم ایشان ـ که استاد به دلیل علاقه فراوان به
آموزگار اخلاق خود، مرحوم ملاحسین قلی همدانی، نام او را برگزیده بود ـ پس از پدر از این
جهان فانی درگذشت. نکته جالب از زندگی سراسر مهر و محبت مرحوم میرزا جوادآقا، این
است که ایشان در گفت وگویی عاطفی با امام حسین علیه السلام ، از فرزندشان نام می برند و می گویند:
«آقای من! کاش به جای تو، تمام این بلاها بر سرمن آمده و فدای توی می شدم! کاش خویشان و
فرزندان من، به جای خویشان و فرزندان تو کشته و اسیر می شدند!… کاش فرزندم، علی، به جای
فرزند تو قطعه قطعه می شد».
اتفاق شگرف
مردان خدا پرده پندار دریدند
زیرا که یکی را ز دو عالم طلبیدند
زندگی اولیای الهی، سراسر پند و عبرت و راهنمای وصال حق است؛ آنان که عشق بر قهر و
مهرش ورزیده اند و لحظه ای زبان به شکوه نگشودند. مرحوم میرزا جوادآقا ملکی نیز، یکی از
اسوه های عشق به حق است. وقتی در روز عید غدیر، مردم به دیدار ایشان رفته بودند، به هنگام
ظهر ناگهان متوجه صدای دلخراش یکی از خدمت کاران منزل شد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 