پاورپوینت کامل سردار خط شکن ; شهادت سردار سرافراز مهدی زین الدین ۶۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سردار خط شکن ; شهادت سردار سرافراز مهدی زین الدین ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سردار خط شکن ; شهادت سردار سرافراز مهدی زین الدین ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سردار خط شکن ; شهادت سردار سرافراز مهدی زین الدین ۶۸ اسلاید در PowerPoint :

۱۷۸

اشاره

۲۷ آبان سال ۱۳۶۳، یادآور شهادتِ دلیر مردی از تبار یاران خمینی کبیر، پاسدار رشید اسلام،
انقلاب و دفاع مقدس، فرمانده شجاع و جوان لشکر ۱۷ علی ابن ابیطالب قم، سردار شهید مهدی
زین الدین است؛ مردی که در عمر کوتاه خود، ثمرات گران بهایی را به یادگار گذاشت و با شهادت
خود، یاران انقلاب و جنگ را سوگوار کرد. نوشته حاضر، چکیده ای از زندگی و فعالیت های
پربار آن سردار خستگی ناپذیر است.

ولادت

شهید زین الدین در ۱۸ مهر سال ۱۳۳۸ ش، در خانواده ای مذهبی در شهر تهران، در خیابان ری
دیده به جهان گشود. پدر و مادرش که از معارف اهل بیت برخوردار بودند، اسمش را «مهدی»
نهادند. پدر شهید زین الدین از فعّالان مذهبی و سیاسی زمان خود بود که بارها به خاطر فعالیت
سیاسی، تبعید و در شهرهای مختلف کشور، طعم تلخ زندان رژیم طاغوت را چشیده بود. مادر
آن شهید نیز از مربیان قرآن و اشاعه دهندگان معارف اهل بیت علیهم السلام به شمار می رود.

آشنایی با قرآن

قرآن، راهنمای بشر در تمام عرصه های زندگی است و انسان را در حریم امن پروردگار جای داده
و با دنیای بی کران عبودیت حق آشنا می سازد. در پرتو تأثیر قرآن است که حاملان آن و عاملان
واقعی اش، به عزت دنیا و آخرت می رسند.

پدر شهید زین الدین درباره آشنایی و انس فرزندشان با قرآن کریم از همان دوران کودکی
می گوید: «مادر آقا مهدی معلم قرآن بود و همیشه در جلسات قرآن شرکت می کرد و به طورکلّی،
قرآن جای گاه ویژه ای در زندگی ما داشت. بعد از مدتی، متوجه قرآن خواندن آقامهدی شدیم، در
حالی که نزد معلمی برای یادگیری قرآن نرفته بود».

آغاز تحصیلات

مادر شهید زین الدین درباره دوران تحصیل آقا مهدی می گوید: «در پنج سالگی به علت مسائلی
از تهران به خرم آباد مهاجرت کردیم. در آن جا آقا مهدی را در کودکستانی که مسئولیت آن را یک
فرد مذهبی برعهده داشت، ثبت نام کردیم. مهدی سال های ابتدایی را در مدرسه ای در همان شهر
با موفقیت گذراند». پدر شهید نیز می گوید: «سال پنجم ابتدایی بود که روزی معلمش نزد من
آمد و از نبوغ فوق العاده مهدی خبر داد و توصیه کرد که او کلاس ششم را هم به صورت متفرّقه
بخواند و امتحان بدهد. ما هم با مشورت بعضی از دوستان قبول کردیم و مهدی از اسفند تا خرداد
همان سال، کتاب های کلاس ششم را هم خواند و با نمره خوب قبول شد».

در خدمت والدین

شهید مهدی زین الدین، از همان کودکی و نوجوانی در خدمت خانواده بود. مادر شهید زین الدین
در این باره می گوید: «هر کاری که به عهده اش می گذاشتیم، به نحو احسن انجام می داد. خرید
خانه از کوچکی برعهده اش بود و به پدرش هم که در کتاب فروشی، کتاب های درسی و مذهبی را
در دسترس مردم می گذاشت، کمک می کرد».

نوجوانی، آغاز مبارزه

نوجوانی، دوره شکل گیری شخصیت انسان هاست. در همین دوره است که شالوده شخصیت
انسان پی ریزی شده و آینده شخص ترسیم می شود. شهید زین الدین در دوران نوجوانی، از
محضر معلم اخلاق، حضرت آیت اللّه مدنی کسب فیض کرد. در آن روزها، این انسان وارسته، از
طرف رژیم طاغوت به شهر خرم آباد تبعید شده بود. زین الدین از همان زمان، راه و رسم مبارزه با
طاغوتیان را آموخت.

هم چنین در همان ایام، حزب رستاخیز که وابسته به رژیم پهلوی بود، شروع به عضوگیری از
بچه های دبیرستانی خرم آباد کرد. در دبیرستانی که شهید زین الدین در آن تحصیل می کرد، تنها
دو نفر از عضویت در این حزب امتناع کردند که یکی شهید مهدی زین الدین بود و دیگری
دوستش و سرانجام این کار، به اخراج ایشان از دبیرستان انجامید. چون دبیرستان دیگری در
رشته ریاضی نبود، شهید زین الدین ناچار شد در رشته تجربی ادامه تحصیل داده و دیپلم تجربی
بگیرد.

انتخابی الهی

شعله های انقلاب اسلامی، رژیم طاغوت را متحیّر کرده بود و شهرها یکی پس از دیگری به
نهضت بزرگ امام امت می پیوست. ترس و وحشت، حکومت خودکامه طاغوتی را وادار کرده
بود تا هرگونه حرکت مذهبی و سیاسی را سرکوب کند. پدر شهید زین الدین که از فعّالان سیاسی
و مذهبی بود، توسط ایادی رژیم دستگیر و به شهر سقّز در استان کردستان تبعید شد. آقا مهدی،
در همین ایام که پدرش در تبعید بود، در کنکور سراسری شرکت کرد و رتبه چهارم رشته پزشکی
دانشگاه شیراز را به دست آورد، ولی از وارد شدن به دانشگاه انصراف داده و در مغازه پدرش
مشغول به کار شد. او درباره علت انصراف از دانشگاه گفته بود: «مغازه پدرم سنگر است و رژیم
پهلوی با تبعید پدرم می خواهد سنگر محکم او خالی بماند، ولی من نمی گذارم این سنگر مبارزه
خالی بماند». گفتنی است که در آن روزها، آن مغازه، کانون مبارزه و محلی برای پخش
اعلامیه های علماء و فعالیت های ضد رژیم بود.

انصراف از دانشگاه پاریس

اواخر عمر رژیم پهلوی، اعتصابات عمومی بیش تر شهرهای این مرز و بوم را فرا گرفته بود. این
حرکات عمومی مردمی، باعث تعطیلی مغازه ها و ادارات و کارخانه ها شده بود. شهید زین الدین
هم جهت پیوستن به صف انقلاب مغازه پدر را تعطیل کرد، ولی کسب دانش برای او تعطیل نشد
و یادگیری زبان خارجی در اولویت کاری او قرار گرفت؛ زیرا قصد عزیمت به یکی از کشورهای
خارجی برای ادامه تحصیل داشت. او با چهار دانشگاه از دانشگاه های فرانسه مکاتبه کرد و بعد از
مدتی، نامه قبولی از یکی از آنها دریافت کرد. بعد برای انتخاب یکی از دانشگاه ها، به یکی از
دوستانش که به تازگی از فرانسه برگشته بود مراجعه کرد، او در جواب گفته بود: در فرانسه
خدمت حضرت امام رسیدم، ایشان فرمود: «به ایران برگردید؛ زیرا ایران به جوانانی مثل شما
نیازمند است». و این سخن، باعث انصراف شهید زین الدین از عزیمت به خارج از کشور برای
ادامه تحصیل می شود.

تنها ولی مصمّم

هنگامی که پدر شهید زین الدین به جرم فعالیت سیاسی برضد رژیم، از شهر خرم آباد به سقّز
تبعید شد، خانواده ایشان هم به سقز رفته و به وی ملحق شدند و تنها مهدی در خرم آباد ماند و
فعالیت های ضد استبدادی پدر را ادامه داد. او با دوستانش جلساتی برضد رژیم برپا داشت و در
آن ها افشاگری کرده و مطالب این جلسات را در سطح شهر پخش می کردند، به طوری که در آن
روزها آقا مهدی، به محوری بر ضد رژیم طاغوت تبدیل شده بود.

مهاجرت به قم

آبان ماه سال ۱۳۵۷ بود که پدر شهید مهدی زین الدین را به جرم فعالیت سیاسی از شهر سَقز به
اِقلید فارس تبعید کردند. روزهای شکل گیری انقلاب اسلامی و ایام پرالتهاب رژیم بود. پدر
مهدی از فرصت به دست آمده استفاده و به اصفهان فرار کرد. بعد از آن جا به شهر مقدس قم آمده
و قم را برای سکونت برگزید و سپس شهیدزین الدین به همراه خانواده به پدر ملحق می شوند. از
این جا فصل جدیدی از زندگی آقا مهدی آغاز شد؛ زیرا به شهری قدم نهاده بود که مرکز اصلی
هدایت مبارزات مردم ایران به شمار می رفت. و در آن جا به فعالیت های سیاسی و انقلابی خود،
توسعه بیش تری داد.

مبارزه در قم

سکونت در شهر قم که کانون مبارزه برضد رژیم بود، فرصتی برای شهید زین الدین به وجود
آورد که او خود را برای مبارزه جدّی تر آماده سازد. پدرش درباره فعالیت های مبارزاتی شهید
زین الدین می گوید: «ما عکس هایی را که در اصفهان چاپ کرده بودند، به قم می آوردیم و
مسئولیت آقا مهدی این بود که آن ها را در بازار و سطح شهر پخش کند. او در زمان حکومت
نظامی، عکس های زیادی را بر در و دیوار شهر نصب می کرد». که سرانجام این کار در آن
شرایط، با خطرات بسیاری مواجه بود.

در خدمت محرومان

سرانجام انقلاب شکوه مند اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۵۷ به رهبری رهبر عظیم الشأن انقلاب،
حضرت امام خمینی رحمه الله و تلاش و مجاهدت مردم قهرمان ایران اسلامی به پیروزی رسید و وعده
الهی مبنی بر حکومت محرومان و صالحان بر زمین، در قسمتی از این کره خاکی محقق شد.
فلسفه وجودی این انقلاب که همانا رشد و ترقی ملت مسلمان بود، امام را واداشت که «جهاد
سازندگی» را تأسیس کند تا به بهترین صورت به محرومان جامعه رسیدگی شود. با تأسیس جهاد
سازندگی، شهیدزین الدین از جمله کسانی بود که به این ارگان انقلابی وارد شد و با توجه به
روحیه انقلابی و خستگی ناپذیری که داشت، به فعالیت عمرانی و خدمت رسانی به محرومان
پرداخت.

ورود به سپاه پاسداران

انقلاب اسلامی، در سال های آغازین برای حفاظت از خطرات داخلی و خارجی، به تکیه گاهی
نیاز داشت تا نهال انقلاب در مقابل تندباد حوادث بیمه شود؛ از این رو، رهبر فرزانه انقلاب،
حضرت امام خمینی رحمه الله ضرورت، تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را احساس و دستور
تشکیل آن را صادر کرد.

با تشکیل سپاه پاسداران، شهید زین الدین جزء اولین کسانی بود که دعوت پیر مراد را لبیک
گفته و داوطلبانه به عضویت سپاه پاسداران درآمد تا از دستاوردهای خونین انقلاب پاسداری
کند. او در بدو ورود به سپاه، در قسمت پذیرش سپاه پاسداران شهرستان قم مشغول به خدمت
شد و پس از مدتی، به علت تعهد، درایت و پشتکاری که از خود نشان داد، به پیشنهاد فرماندهی
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قم و حکم ستاد مرکزی سپاه، به عنوان مسئول واحد اطلاعات سپاه
قم انتخاب شده و در این مسئولیت حساس انجام وظیفه کرد.

مبارزه با جریان های انحرافی

با پیروزی انقلاب اسلامی، منافع کسانی که در سایه استبداد و استعمار به نان و نوایی رسیده
بودند، به خطر افتاد و نتوانستند بال های عدالت گستر این انقلاب مردمی را تحمل کنند؛ ازاین
رو، درصدد انتقام برآمدند. در آن مقطع زمانی، حزب خلق مسلمان که آغاز فعالیت فتنه انگیز
آن ها، هم زمان با مسئولیت شهید زین الدین در واحد اطلاعات سپاه قم بود، قصد اقداماتی
مخرّب داشتند که ایشان با تدبیری صحیح، تمام نقشه های آن ها را نقش بر آب کرد و مدارکی از
این حزب به دست آورد که وابستگی آن ها را به بیگانگان روشن می ساخت. شهید زین الدین
هم چنین در غائله کردستان در اواخر سال ۱۳۵۸، به آن جا رفت و با پاسداران دلاور قم، در
آزادسازی شهرهای کردستان، به ویژه شهر سنندج مردانه جنگید. گویا از گروه هیجده نفری که
مهدی و دوستانش به کردستان رفته بودند، چهار یا شش نفر بیش تر برنگشتند و بقیه، به درجه
رفیع شهادت نائل شدند.

شروع جنگ تحمیلی

پس از آن که استعمار، منافع خود را در سرزمین پهناور اسلامی از دست رفته دید و توطئه های
ضد انقلاب کردستان و لانه جاسوسی و جریان طبسْ هیچ کمکی به او نکرد، به فکر توطئه ای
افتاد که شعله های آنْ به مدت هشت سال دامن امت اسلامی را گرفت؛ جنگ تحمیلی عراق برضد
ایران. در شهریور سال ۱۳۵۹ ایران آماج حملات وسیع نیروهای رژیم بعثی قرار گرفت و در
مدت چند روز، چندین شهر ایران به تصرف قوای دشمن درآمد. در این زمان، مسئولیت مردان
الهی و پیروان خمینی کبیر سنگین تر شد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.