پاورپوینت کامل گلبرگ اندیشه;ویژه دهه فجر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گلبرگ اندیشه;ویژه دهه فجر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گلبرگ اندیشه;ویژه دهه فجر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گلبرگ اندیشه;ویژه دهه فجر ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۴۷

پژوهش

جوان و انقلاب اسلامی

مرضیه رضاییان

جوان انقلابی در نگاه بزرگان انقلاب

امام خمینی(ره)

عزیزان من! شما می دانید آنچه به دست آوردید، از نفی طاغوت و جای گزین کردن جمهوری اسلامی به جای آن، ارزان نبوده است، بلکه با خون هزاران جوان مؤمن و هزاران معلول و مجروح که ما باید تا آخر عمر، خود را رهین آنان بدانیم، به دست آمده است. این نعمت بزرگ الهی را ارزان از دست ندهید.[۱]

این وحدت کلمه را حفظش کنید و این ایمان را که جوان های عزیز ما دارند. این رمز پیروزی است. این احساس و این تحولی که در جامعه پیدا شد، اینها رمز پیروزی ما بود، این را نگهش دارید.[۲]

پیروزی وقتی حاصل می شود که این ریشه های گندیده هم از زیر زمین بیرون بیاید و این توطئه ها خنثی شود و آن با همت شما جوان ها، جوان هایی که تاکنون برای اسلام و قرآن شریف، زحمت کشیده اید و پیش خدای تعالی روسفید هستید، میسر است.[۳]

جوان های ما ملتفت باشند، توجه داشته باشند که هرکس هرچه می گوید باور نکنند. یکی از چیزهای بزرگی که اینها دارند این است که سم پاشی کنند، به طوری که ما را از این انقلاب مأیوس کنند.[۴]

قشر جوان، قشری است که می تواند اقتصاد ما را اداره کند. می تواند خود را در مقابل جهات فرهنگی، نظامی و سیاسی مجهز کند. این جوان درحالی که جوانی اش ارزشمند است، افکارش آن قدر عمیق نیست که توطئه ها را تا آخر بتواند بخواند. خیال می کند که خوب، حالا دلمان می خواهد که تریاک و یا هروئین بکشیم. این یک نقشه ای است که برای تو نیست، برای سرتاسر کشور است برای فلج کردن جوان های ماست. یکی آدم هروئینی نمی تواند در سیاست فکر کند، نمی تواند در اقتصاد عمل کند… می خواهند این قشر جوان را مُهمل بار بیاورند تا شرافتش را ببرند.[۵]

مقام معظم رهبری

آن پدران و مادران، با همان تربیت های غلط رشد کرده بودند، مسلمان هم بودند، اما این جوشش ایمان اسلامی در آنها نبود، ولی جوانانشان تحت تأثیر تربیت انقلابی قرار گرفته بودند. به همین خاطر بود که جوانان، خانواده ها را پشت سر خود می کشیدند و این شد که آن قیام عظیم مردمی و آن حرکت بی نظیر در عالم ـ یعنی انقلاب اسلامی ـ به رهبری امام و با پشتیبانی قاطع ملت و با میدان داری جوانان به پیروزی رسید.[۶]

جوان در هر جامعه و کشوری محور حرکت است. اگر حرکت انقلابی و قیام سیاسی باشد، جوانان جلوتر از دیگران در صحنه اند. اگر حرکت سازندگی یا حرکت فرهنگی باشد، باز جوانان جلوتر از دیگرانند و دست آنها کارآمدتر از دست دیگران است.[۷]

جوانان ایران اسلامی بدانند که استکبار برای بیرون راندن آنها از صحنه این مبارزه، مشغول پول خرج کردن و طراحی انواع نقشه هاست. هدف این نقشه ها، شما جوانان مؤمن و انقلابی و شجاعی هستید که ایستاده اید تا هدف های انقلاب و امامتان را تا آخرین رقم به تحقق برسانید و هر مانعی را از سر راه بردارید.[۸]

سرگرم کردن جوانان به مسائل جنسی، آلوده کردن جوانان به مواد مخدر و مُسکر، منحرف کردن ذهن جوانان از آرمان های انقلاب، متوجه کردن آنها به اهداف کوچک و جزئی و منفی، متزلزل کردن نسل جوان به اسلام و اصول انقلاب اسلامی و حتی به امام، و نیز هر چیزی که در راه این مبارزه عظیم به کار گرفته می شود و وجودش لازم است، آن را در چشم نسل جوان بی رنگ و بی اثر و بی فایده و مهمل جلوه دادن. اینها تصادفی نیست. بدانید که امریکا از شما می ترسد و احساس ناامنی می کند. دارند تلاش می کنند، باید در مقابل این حرکت ها بایستید.[۹]

البته شما باید قدرت تحلیل سیاسی پیدا کنید. اگر جوانانی و ملتی بینش سیاسی نداشته باشند، فریب می خورند؛ آنها را از صحنه خارج می کنند و با ابزار دین، آنها را کنار می زنند. پس، بینش سیاسی لازم است، اما همه چیز نیست؛ اصل قضیه، آن ایمان الهی ـ معنوی است که باید در دل های شما باشد.[۱۰]

آیت الله طالقانی(ره)

از هر سو سراغ ما می آیند، این نهضت ما را معجزه می دانند. معجزه قرن است. این اعجازی است که به دست امثال شما صورت گرفته، قدرش را بدانید. از همه جای دنیا متوجه اند و منتظرند ما چه می کنیم.[۱۱]

دشمن در کمال قدرت در پشت پرده بین صفوف ما رخنه می کند. بی کاری هست، ولی دشمن آن را چندبرابر نشان می دهد. اقتصاد مختل است، ولی دشمن چندبرابر مسائل اقتصاد ما را بیشتر می کند. اختلاف هست، ولی اختلافات را بزرگ می نمایند. ما نباید خودمان را در مقابل آن ببازیم.[۱۲]

این افرادی که در رأس حکومت هستند، امکان دارد نقایصی داشته باشند و راه شما با راه آنان نخواند، اما آنها را می شناسید. آدم های مؤمن و معتقدی هستند، درستند، اخلاص دارند. پس باید به کمک هم نواقص را از بین برد.[۱۳]

جوان قبل از انقلاب در کلام رهبری

آن وقت ها مثل حالا نبود. محیط جوانی، محیط دل نشینی نبود. نه برای من که آن وقت ها طلبه بودم، بلکه برای همه جوانان. به جوانان اعتنا نمی شد. خیلی استعدادها در داخل جوانان می مرد. وقتی انقلاب پیروز شد، من حدوداً ۳۹ ساله بودم. تا آن زمان من با جوانان بودم. چیزی که حس می کردم این بود که رژیم محمدرضا پهلوی کاری کرده بود که جوانان به سمت ابتذال می رفتند. ابتذال، نه فقط ابتذال اخلاقی، که ابتذال هویت و ابتذال شخصیت بود؛ یعنی از مسائل سیاسی دور، از مسائل زندگی دور. شما باور کنید که من و امثال من تا سنین مثلاً بیست و چند سالگی، دولت هایی که بر سر کار بودند را نمی شناختیم. حالا شما در این مملکت کسی را می شناسید که وزیر آموزش و پرورش را نشناسد؟ وزیر اقتصاد دارایی را نشناسد؟ آن زمان، بیشترین سرگرمی جوانان، به مسائل روزمره بود. اکثراً در غم نان و مشغول کاری سخت بودند و وقتی یک شاهی و سنّار گیر می آوردند، نصف این پول صرف عیاشی و ولگردی و هرزه گری و این طور چیزها می شد. انصافاً خیلی بد بود. محیط جوانی، محیط خوبی نبود. البته در دل جوانان طور دیگری بود؛ چون جوان اساساً اهل نشاط و امید و هیجان و اینهاست.

من خودم جوانی پرهیجانی داشتم. قبل از شروع انقلاب، در فعالیت های ادبی و هنری و امثال اینها مشغول بودم و در مبارزاتی که از سال ۴۱ شروع شد، طبعاً دیگر ما در قلب هیجان های اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال ۴۲، دو مرتبه زندان افتادم. …بازداشت، زندان، بازجویی و… .

وقتی از زندان آزاد شدم، با دوستان دیگر همّتمان را بر این گذاشتیم تا آنجا که می توانیم، جوانان را از دایره نفوذ فرهنگی رژیم بیرون بکشیم. نقطه اصلی توجه خود بنده، نجات جوانان بود. به هر حال الآن شما زمان بهتری دارید. فضا، فضای بهتری است. البته نمی گویم همه چیز برای همه فراهم است، اما در مقام مقایسه الآن خیلی بهتر است. اگر جوانی بخواهد خوب زندگی کند، می تواند.[۱۴]

دستاوردهای انقلاب اسلامی برای نسل جوان امروز[۱۵]

رهبر معظم انقلاب می فرماید:

امروز با گذشت دو دهه از انقلاب اسلامی، سرتاسر کشور از لحاظ کارهای زیربنایی، عمرانی، رسیدگی به عمیق ترین و دورترین بخش های این کشور، از لحاظ فرهنگ و دانشگاه و از همه جهاتی که برای آینده یک کشور مورد اهتمام است، کارهای فوق العاده ای شده است. اینها را نباید نادیده گرفت. …تحقیر دستاوردهای انقلاب، چیزی نیست که به نفع ملت باشد، بلکه موجب ناامیدی و یأس مردم خواهد شد و این کاری است که دشمنان می خواهند آن را انجام دهند.[۱۶]

جوان برومند ایرانی، باید از دستآوردهای انقلاب و تحولی که در سی سال و به همت مردان و زنان ایثارگر و انقلابی در عرصه های فکر و فرهنگ و سیاست و اقتصاد و صنعت و کشاورزی و… روی داد، باخبر شود و ضعف ها و نقص ها و اشکالات آنها را بشناسد و خود را برای پیوستن به رودخانه ای که قطره های آب آن جوانان امروز خواهند بود، آماده سازد.

الف) دستاوردهای فرهنگی

۱. به وجود آمدن محیطی مناسب برای رشد کمالات اخلاقی و انسانی نسل جوان؛

۲. زدودن مظهر فساد و بستن اماکن فساد از عرصه زندگی فردی و اجتماعی جوانان؛

۳. اصلاحات فکری و تحولات اندیشه ای نسل جوان و دوری از خودباختگی فرهنگی؛

۴. ارتقای نسبی سطح آگاهی های عمومی و علمی و روحیه تحقیق و پژوهش در بین جوانان؛

۵. افزایش چشم گیر ظرفیت دانشگاه ها و حوزه های علمیه برای ورود هرچه بیشتر نسل جوان به این عرصه ها؛

۶. مقابله با تهاجم فرهنگی و مصون نگه داشتن نسل جوان از هجمه های فرهنگی دشمن؛

۷. زنده شدن هویت اسلامی نسل جوان در داخل و خارج از کشور؛

۸. گسترش امکانات ارتباطی و رسانه ای برای جوانان؛

۹. توسعه و تقویت فرهنگ نماز و نمازخوانی در بین جوانان؛

۱۰. دگرگونی ارزش های زندگی نسل جوان؛ همچون ایثار، شجاعت، مردانگی و…؛

۱۱. گسترش فرهنگ قرآنی در بین نسل جوان؛

۱۲. احیای ارزش ها و منزلت معنوی و کرامت انسانی دختران جوان؛

۱۳. حضور گسترده جوانان در نماز های جماعت و جمعه؛

۱۴. رواج ادبیات انقلابی و دینی بین نسل جوان؛

۱۵. افزایش سطح فعالیت جوانان در عرصه نشریات و مطبوعات؛

۱۶. حضور گسترده نسل جوان در عرصه های گوناگون هنری و رسانه ای؛

۱۷. احیای اندیشه خودباوری و اعتماد به نفس در بین نسل جوان؛

۱۸. افزایش و گسترش کتاب ها و نشریات و تأسیس کتاب خانه های گوناگون برای نسل جوان؛

۱۹. هماهنگی آشکارتر بین تعهد و تخصص و دیانت و روشن فکری بین جوانان.

ب) دستاوردهای سیاسی

۱. حضور سیاسی و انقلابی نسل جوان و تسهیل در مطالبات ایشان از جامعه اسلامی؛

۲. تعمیق بینش سیاسی نسل جوان؛

۳. حضور فعال و مشارکت نسل جوان در انتخابات؛

۴. شکستن ابهت پوشالی امریکا و ایادی مزدورش نزد نسل جوان؛

۵. تربیت کارشناسان جوان سیاسی در عرصه های گوناگون؛

۶. جوان گراتر شدن نیروهای مسلح، به ویژه پایگاه های بسیج؛

۷. راهیابی جوانان به پست های مدیریتی و سیاسی کشور و حضور در تصمیم گیری ها؛

۸. نوآوری های نظامی نسل جوان در زمینه تولید و ساخت سلاح های پیشرفته در طول دفاع مقدس؛

۹. حضور پررنگ در تشکل ها، احزاب و مطبوعات سیاسی؛

۱۰. حضور در فضاهای باز سیاسی و نقد و نقض عملکردها از سوی جوانان.

ج) دستاوردهای اقتصادی

۱. گسترش تسهیلات بانکی در خصوص اشتغال، مسکن، ازدواج و مسائل دیگر جوانان؛

۲. برخورداری از بیمه های تأمین اجتماعی از نظر بیمه بی کاری، عمر، پیری، از کارافتادگی، حوادث و سوانح، بی سرپرستی و…؛

۳. ایجاد امکانات گوناگون تفریحی و ورزشی برای جوانان؛

۴. حضور نسل جوان در طرح های بازسازی، آبادانی و محرومیت زدایی در سطح کشور؛

۵. گسترش صنایع گوناگون برای اشتغال یابی جوانان (صنعت پتروشیمی، نفت، برق و…)؛

۶. حمایت اقتصادی از مخترعان، مکتشفان و نوآوران جوان در رشته های مختلف.

اگر جوان آن روزهای انقلاب بودم…[۱۷]

آن هنگام که اقیانوس موّاج انقلاب، لرزه بر اندام صیادان دژخیم افکنده بود و کشتی پرزر و زیورشان را اسیر تلاطمی یک پارچه و خشمگین گردانیده بود، من نیز می توانستم قطره ای باشم!

آن هنگام که غریو آزادی در حنجره پیر و جوان می تپید و فریاد برائت در مشت های زن و مرد گره می خورد و بر سر زورگویان خراب می گشت و نفس کشیدن از یادشان می برد، من نیز می توانستم حنجره و مشت خود را راهی آن مبارزه کنم.

آن هنگام که جوشش گرم انقلاب به ثمر می نشست و جبروت پوچ چندین ساله را به زباله دان تاریخ روانه می گردانید و اسلام را جانی دوباره می بخشید، من نیز می توانستم در این راه گامی نهم.

آن هنگام که شهادت، رشید می طلبید و رشادت شاهد و ایثار نقل و نبات هر بزم و محفلی بود و مهر قلب های پرتپش را سخت به هم زنجیر کرده بود، من نیز می توانستم همدل و هم نواشان باشم.

آن هنگام که مراد مهربان، عزم بر دیار دلتنگ مریدان جزم کرد و آمد تا هرچه خوبی هست، آمده باشد، من نیز می توانستم شاخه گلی بر رهش نهم و با بانگ «خوش آمدی» به استقبالش روانه گردانم و در آن سیل پرشور منتظر محو شوم.

نسل جدید انقلاب و شرایط کنونی[۱۸]

نسل جوان کنونی که حاکمیت دوران خفقان بار و استعمارزده طاغوت را ندیده و شاهد یغماگری استکبار و استعمار از مخازن و معادن کشور نبوده، طبیعی است که نتواند مقایسه درستی از جامعه امروز با قبل از انقلاب داشته باشد و به شناختی دقیق از اصل انقلاب و دستاوردهای آن برسد.

آنان از فساد بی اندازه و کبر و غرور و تجمل پرستی و شهوت رانی و حرص و آز دربار پهلوی چیزی نمی دانند و از دستگیری وسیع و شکنجه های شدید و زندان های طولانی جوانان آزاده این سرزمین در آن سال ها خبر ندارند و استبداد و کوتاهی دست ملت از هرگونه انتخاب را تجربه نکرده اند و فقر و اختلاف طبقاتی در جامعه سال های قبل از انقلاب را به چشم ندیده اند.

آنان شاهد جوانانی نبوده اند که در بیست و دوم بهمن ۱۳۵۷ کوکتل مولوتوف می ساختند و به تانک ها و کلانتری ها و پادگان ها حمله می بردند و جان خود را فدا می کردند.

نسل امروز، انقلاب را ندیده، بلکه انقلاب را شنیده است و «شنیدن کی بود مانند دیدن.» چگونه می توان آن احساس شورآفرین نسل دیروز را از مشاهده تضاد میان شخصیت نورانی امام(ره) و شاه ملعون به نسل امروز منتقل کرد؟

آری، دغدغه های همیشگی این گروه سنی، نگرانی درباره آینده است. آنان عموماً در اندیشه اموری از قبیل اشتغال، ازدواج، تحصیل و اسباب و لوازم آن، مانند سرمایه اقتصادی و مسکن هستند و این بیم و امید همیشگی، آنان را رنج می دهد و حساس می سازد و به واکنش های بعضاً تند و عاطفی برمی انگیزاند.

آنان از مسئولان سیاسی و اولیای امور توقع دارند تصویر روشن و پاسخ امیدبخش و قاطع به نگرانی های آنان بدهند.

وابستگی اقتصادی کشور به بیگانگان، ساختار بیمار اقتصادی به جا مانده از دوران طاغوت، مشکلات طبیعی ناشی از انقلاب، توطئه ها و کارشکنی های داخلی و خارجی، جنگ تحمیلی با خسارت های انسانی و اقتصادی وسیع، از جمله عواملی است که به مجریان کشور در سالیان گذشته اجازه نداده است به شکل اساسی به دغدغه های ذهنی جوانان، پاسخی قاطع و امیدوارکننده بدهند.

نخستین گام این است که صورت مسئله را خوب بفهمیم و بدانیم در این تبدیل نسل دیروز به نسل امروز، چه اتفاقی رخ داده است.

گام بعدی اینکه تصویری را که در جوانان در ذهن داریم، با آنچه جوانان امروز واقعاً هستند، منطبق سازیم؛ چرا که تصویر ما از جوانان، غالباً تصویر جوانی خود ما است. ذهن ما معاصر جوانان دیروز است. برای شناخت جوانان امروز، باید با آنان معاصر شویم. پرسش های ذهنی جوانان امروز، همان پرسش های جوانان سی سال پیش نیست.

از سوی دیگر، در مباحث اعتقادی و دینی، بسیاری از آنچه دیروز شبهه محسوب می شد، از اذهان محو شده و در عوض شبهات دیگری در ذهن جوانان پدید آمده که باید در دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی بدان ها پاسخ گفت.

در ضمن باید با جوانان با زبان خودشان صحبت کرد. آنان که نمی توانند با جوانان به زبان جوانی، آن هم زبان جوان امروز سخن بگویند، سخنشان نشنیده می ماند و خودشان منزوی می شوند.

بخش وسیعی از جوانان امروز، به شدت تحت تأثیر اموری چون هنر و ورزش قرار دارند؛ بدون آگاهی از این گونه امور، آگاهی از ذهن و زبان جوانان ممکن نیست.

خلاصه آنکه برای تبدیل نسل عامل انقلاب به نسل وارث انقلاب، باید کارهایی صورت گیرد؛ از جمله اینکه نسل دیروز خود در نظر و عمل انقلابی باقی بماند و ارزش های انقلاب را در وجود خود و در زندگانی و رفتارش حفظ کند تا جوان امروز، انقلاب را فقط در کتاب های تاریخ ـ آن هم در چند صفحه ـ نخواند، بلکه انقلاب را در وجود نسل انقلاب کننده ببیند و آن را الگوی خود قرار دهد.

نسل امروز چگونه به انقلاب می اندیشد؟ (پرسش های مصاحبه ای)

۱. عدد ۲۲ شما را به یاد چه واژه ای می اندازد؟

۲. اگر بخواهید امام را در یک جمله وصف کنید، چه می گویید؟

۳. به نظر شما اندیشه سبز جوانی درباره قیامی سبز چگونه می تواند باشد؟

۴. به نظر شما، «مرگ بر شاه» آن روز به چه معناست؟

۵. چرا امام خمینی(ره) بر جمهوری اسلامی اصرار داشت؛ مگر حکومت جمهوری چه ایرادی دارد؟

۶. به نظر شما، فرق آزادی قبل از انقلاب و بعد از انقلاب چیست؟

۷. تا چه حد به شعار «مرگ بر امریکا» معتقدید؟

۸. وضعیت کنونی جامعه انقلابی را چگونه ارزیابی می کنید؟

۹. وضعیت مشارکت سیاسی و فرهنگی جوانان در حال حاضر چگونه است؟

۱۰. توقع شما از یک کشور پیشرفته اسلامی چیست؟

۱۱. تا چه حد نظام اسلامی، توقعات و انتظارات نسل جوان را برآورده ساخته است؟

۱۲. نظام اسلامی و ولی نعمتان این انقلاب، به ویژه شهدا و امام چه انتظاری از شما جوانان دارند؟

۱۳. تا به حال سعی کرده اید اطلاعات جامعی راجع به دوران پهلوی و شرایط جوانان آن روز به دست آورید؟

۱۴. اگر شما جوان روزهای انقلاب بودید، چه می کردید؟

۱۵. آینده نظام و انقلاب را با توجه به شرایط کنونی جهانی چگونه می بینید؟

۱۶. برای اینکه انقلاب اسلامی هرچه زودتر به اهداف و آرمان هایش برسد، باید چه کار کنیم؟

شعر انقلاب

زبان حال نسل انقلاب

باران انقلاب که بارید

ما با تمام مردم

از هر گروه و دسته و صنفی

زیر ردای وحدت و ایثار

پشت لوای سرخ تشیع

همراه با صدای خمینی

این جاودان صدای صداها

این بهترین سروش

در کوچه های سرد زمستانی

در فصل های همهمه می گشتیم

و بذرهای جنبش و عصیان را

و دانه های ارغوانی ایمان را

بر دشت سبز رهایی

و باغ سرخ شقایق می افشاندیم

طه حجازی[۱۹]

جوان امروز، پاسدار حریم ایمان و انقلاب

تو بزرگی، بزرگ چون خورشید

آخرین معبد قرار منی

با تو بوی غم قبیله ماست

هان برادر، تو از تبار منی

وارث پرچم بلند حسین

بوی این خاک، بوی عاشوراست

و آن غباری که می رسد از دور

از هجوم پلشت رهزن هاست

دشنه در دست خویشتن دارد

دزد این آفتاب زاینده

با تو می گویم این سخن، فرزند

پاسدار بزرگ آینده!

باز سرها نیزه می خواهند

خولیان، در پناه جوشن ها

هان… مبادا حسین دیگر بار

در مصاف یزیدیان، تنها

برق شمشیرتان، به گاه نبرد

باید از خون اژدها، رنگین

آسمان، باز تا نظاره کند

غیرت وارثان روی زمین

حسین اسرافیلی[۲۰]

یادش به خیر آن روزگاران

یادش به خیر آن روزگاران

آن روزهای آتش و دود

آن روزگارانی که هر کس

یک حلقه از زنجیر ما بود

آن روزگارانی که هر کس

می گفت: اوج انقلاب است

ردّ گلوله بوی باروت

ردّ گل و بوی گلاب است

شکوه قاسم نیا[۲۱]

جایی برای شناخت تاریخ انقلاب؛ معرفی سایت مرکز اسناد

پایگاه اینترنتی «مرکز اسناد انقلاب اسلامی»، با هزاران مقاله و سند و طرح های پژوهشی، امکان دسترسی علاقه مندان و پژوهشگران را به اسناد معتبر انقلاب اسلامی مهیا کرده است. این پایگاه، اطلاعات کاملی از فعالیت ها و دستاوردهای مرکز را در اختیار جوانان علاقه مند قرار می دهد. در این سایت، کتاب های بسیاری معرفی شده است و چکیده ای از هر کتاب را می توانید مطالعه کنید. همچنین روزشمار انقلاب، از سال ۱۳۴۰ تا بهمن ۱۳۵۷ در این پایگاه وجود دارد. به علاوه، برخی اسناد نوشتاری و تصویری انقلاب اسلامی در این پایگاه گردآوری شده است. هزاران مقاله، سند، عکس و… نیز در این سایت به شما کمک می کند تا با بزرگ ترین اتفاق قرن گذشته آشنا شوید.

برای آشنایی هرچه بیشتر با تاریخ، رویدادها و حوادث انقلاب، می توانید به نشانی http://www.irdc.ir مراجعه کنید و با ورود به این سایت، اطلاعات بسیاری را درباره انقلاب اسلامی به دست آورید.

انقلاب اسلامی و جوان انقلابی

سید محمدحسین حسینی هرندی

مقدمه

مسئله انقلاب و نقش جوانان و ارتباط آنان با موضوعاتی چون رهبری نهضت، تحول و معنویت، آزادی و شهادت، فرهنگ اسلامی و شناخت خویشتن و سرانجام وظایف نسل جوان در فردای پیروزی، مقولاتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. چرا جوانان در اوج فراهم بودن لذت های دنیوی، قیام کردند؟ چرا در پیروی از روحانیت و مراجع دینی، سستی نشان ندادند؟ چرا مسیری را که به ایثار خون می انجامید برگزیدند؟ و چرا در پی حاکمیت فرهنگ مذهبی و اخلاق دینی بودند؟

امروز، نسل جوان باید بداند که فراهم بودن همه ارزش ها و لذت های مادی و دنیوی، نهایت آرزو و غایت آمال یک جوان نیست و نباید باشد. انقلاب اسلامی، تلاشی بود در راه احیا و عملی ساختن ارزش های اسلامی ـ انسانی، و حرکتی بود در مسیر تکامل معنوی نسل به پاخاسته و جویای هویت.

جوان، انقلاب، معنویت

انقلاب اسلامی در پی احیای دین و ارزش های مذهبی بود و اوج گیری نهضت، مدیون حرکت مردان و زنانی که تهاجم رژیم پهلوی به باورهای اعتقادی خود را برنمی تابیدند. در این میان، ویژگی هایی چون عشق و شور، طراوت و پاکی، شجاعت و سرسختی، استقلال طلبی و عدالت خواهی، ایثار و از خودگذشتگی و استعداد و توانایی، سراسر وجود جوانان پاک نهاد و مؤمن را دربرگرفته بود. جوانان در انقلاب به دنبال ارزش های الهی بودند و خود را آماده پذیرش فضیلت ها و کمالات نموده بودند. آنها می خواستند با استفاده از نشاط جوانی به اصلاح نفس خویش بپردازند و در بهار جوانی و اوج لطافت قلب و صافی دل، بر شیطان چیره شوند. آنها می خواستند با بازگشت به فطرت الهی خویش، از فرصت تهذیب نفس بهره جسته، در جهاد اکبر پیروز گردند. جوانان می خواستند با قدرت جوانی و غنیمت شمردن ایام توانایی، خدمت برای خدا را پیشه خود سازند و آن را نوعی عبادت بدانند. آنها می خواستند با فراگیر شدن نهضت، معنویت در جامعه همگانی شود، و برادری و یگانگی جای گزین کدورت و جفا گردد. انقلاب اسلامی با حضور جوانان شکل گرفت، رشد نمود و به پیروزی رسید تا انسان های حق جو و جوانان حقیقت خواه را به سوی قله های شرف و انسانیت برساند و جان و روان آنان را از معارف دینی و علوم معنوی سرشار سازد.

جوان، انقلاب، رهبری

انقلاب اسلامی که از بزرگ ترین حوادث قرن بیستم در عرصه اجتماع بود، با قیام روحانیت و رهبری امام خمینی(ره) شکل گرفت و با پیروی مردم از رهبران دینی گسترش یافت. بدون تردید در راه سرنگونی رژیم پهلوی و تلاش برای استقرار حکومت عدل اسلامی، تمام ملت با همه قدرت به میدان آمدند. در این عرصه، جوانان، سربازان لایق کشور بودند که به تعبیر رهبر نهضت، باید «تحت تربیت اسلام و تربیت امام زمان(عج) و تربیت قرآن»[۲۲] جوانانی برومند برای کشور می شدند.

انقلاب اسلامی از جوانان در مسیر استقرار ارزش های مذهبی، مجاهدانی مخلص، جوانانی محبوب خداوند و افتخارآفرینانی برای اسلام به وجود آورد. اینان امید رهبری انقلاب بودند و ذخیره ملت.

رهبر کبیر انقلاب بر این عقیده بودند که «مملکت مال جوانان است و به قوّه جوانان برومند احتیاج دارد».[۲۳]

پیروزی انقلاب اسلامی، این زمینه را فراهم آورد تا در سایه اعتماد رهبری نظام به جوانان و ارادت نسل جوان به امام انقلاب و پیروی از زبدگان جامعه اسلامی، مسیر برای ساختن کشور، آباد کردن ویرانی ها، خدمت به مستضعفان و برطرف ساختن فقر و فساد هموار گردد. انقلاب اسلامی، تلاش برای حاکمیت ارزش های اسلامی بود.

جوان، انقلاب، رژیم شاهنشاهی

انقلاب شکوهمند اسلامی، تنها روی کار آمدن نظام جدید حکومتی نبود. نهضت اسلامی ملت ایران، اگرچه با هدف دست یابی به حکومت اسلامی و حاکمیت قوانین دینی صورت پذیرفت، ولی پیش از آن، به سرنگونی حاکمانی می اندیشید که در برابر نسل جوان، وظیفه ای جز دامن زدن به مراکز فساد و فحشا، استفاده ناصحیح از نمودهای تمدن، اغفال جوانان، گسترش فساد اخلاقی نسل جوان، مسخ و بی تفاوت نمودن آنان و در یک کلام، خلع سلاح فکری جوانان ایرانی نداشتند. در واقع، دست اندرکاران فرهنگی رژیم، نیروی جوانان را که ذخیره های کشور بودند، با تبلیغات انحرافی، و با تحقیر و بازی دادن و بدبین کردن به فرهنگ خودی از بین می بردند. امام خمینی(ره) بر این عقیده بودند که «رژیم شاه، نیروهای انسانی را نه تنها هدر داد، که منهدم نمود و انسانیت را از آنان سلب نمود و درنتیجه جوانان و نیروی جوانی آنها را به باد فنا داد».[۲۴]

برنامه ریزان حکومت پهلوی به مدت نیم قرن مراکز تربیتی را در اختیار داشتند و کوشیدند مدارس را که باید مرکز سازندگی باشد، به مکان بی تفاوتی نسل جوان تبدیل نمایند. در حقیقت رژیم، از طریق نشریات غیراسلامی، مراکز سرگرمی جوانان، اعتیاد نسل نو و بی خبری آینده سازان، بر آن بود تا از به ثمر رسیدن جوانان در پرتو اندیشه های والای اسلامی و معارف الهی جلوگیری کند و انقلاب اسلامی، خط پایانی بر تلاش دین ستیزان نظام شاهنشاهی بود.

جوان، انقلاب، تحول

انقلاب اسلامی، تنها یک تغییر و تحول سیاسی نبود. نهضت دین داران جامعه اسلامی، در مرحله به مرحله پیشرفت خود، از سوی دیگر به تحول روحی ملت می انجامید؛ تحولی که عنایت خداوند بود و عظمت روحی و حسن تعاون و روحیه خدمتگزاری را در جوانان پدید آورد. انقلاب اسلامی توانست به جوانان، توجه به خدا را آموزش دهد. هجرت از نفس به حق، از دنیا به عالم غیب و از خود به خدا. اما آنچه در واقع موجب تحول و دگرگونی در جوانان شد، نظر لطف الهی بود. به تعبیر رهبر کبیر انقلاب، «این نظر خدای تبارک و تعالی و تأیید اسلام بود و این نظر اسلام است که [جوانان] را متحول کرده است».[۲۵]

بدیهی است این تحول روحی و معنوی که در جوانان به وجود آمد، از یک سو پشت کردن به پیوندهایی بود که با گذشته خویش داشتند و از سوی دیگر، روی آوردن به اسلام و قرآن بود. در حقیقت، تحول عرفانی و جهش معنوی جوانان و خروج آنان از منجلاب فساد و ظلمات تباهی به نورانیت دین و مذهب، نتیجه فرهنگ اسلام بود و به تعبیر امام خمینی(ره)، این فرهنگ، این کار را کرد.[۲۶]

جوان، انقلاب، پیروزی

انقلاب اسلامی، دستاورد سترگی بود که در پی سال ها جهاد و پایمردی مردان بزرگ و زنان جامعه اسلامی به دست آمد. بی شک تاریخ معاصر ایران، نشان خواهد داد در میان آنان که برخاستند و بر ضد بیدادگری و ستمگری خاندان پهلوی فریاد زدند، جوانانی برومند و فداکار بودند که با ایثار جان به میدان آمدند. آنان در این راه، دستگیری و زندان، شکنجه و تبعید را به جان خریدند و رفتار وحشیانه رژیم شاه را تحمل کردند و حمله سبعانه به مراکز علمی را به نظاره نشستند. با این حال، برای حفظ حیثیت اسلام و به واسطه آموزه های دینی و فداکاری آنان در راه حق و سرلوحه قرار دادن فرامین الهی و پرهیز از منحرفان و بهره وری از شجاعت و غیرت، توانستند کشتی انقلاب اسلامی را در بهمن ماه ۱۳۵۷ به ساحل پیروزی برسانند.

اینک جوانان بودند و جامعه ای انقلابی. در گام نخست، جوانان به گفته امام خمینی(ره) تلاش کردند روح ایمان به خدای تعالی را در خود و دیگران تقویت کنند تا در سایه آن بتوانند از سرزمین های اسلامی دفاع نمایند.[۲۷] گام بعد، روی آوردن جوانان به مکتب مترقی اسلام بود که به تعبیر بنیان گذار انقلاب، باید «سرلوحه هدفشان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد».[۲۸]

آن رهبری و این پیروی نسل نوخاسته، باعث شد تا امام انقلاب با تأیید خداوند متعال و تمسک به مکتب پرافتخار قرآن، به فرزندان عزیز اسلام، مژده پیروزی نهایی دهد.[۲۹]

جوان، انقلاب، وظایف

انقلاب اسلامی، جنبش و حرکتی بود که به دگرگونی در ساختار حکومتی استبدادی می اندیشید و انجام آن به سربازانی بی قرار و لشکریانی استوار نیازمند بود. در دوره انقلاب، جوانان نقشی تعیین کننده داشتند. آنان وظیفه خود را در به سرانجام رسانیدن نهضت می دانستند؛ سرانجامی که در سخن امام خمینی (ره)، «پیدا شدن حکومت عدل اسلامی بود».[۳۰]

جوانانی که در مکتب اسلام پرورش یافته بودند، وحدت کلمه، پرهیز از تفرقه، برادری بر مبنای دولت اسلامی و اصلاح اختلاف ها را به عنوان وظیفه می دانستند و بر این باور بودند که استقلال کشور، مرهون زحمات آنان است و امید ملت هم به آنهاست. بر این اساس، انقلاب اسلامی موجب شد تا جوانان، مسئولیت شناس و مسئولیت پذیر شوند و با اغتنام فرصت، به ایفای نقش بپردازند.

جوانان وظیفه یافتند راه واقعی را از راه کاذب و بدلی تشخیص دهند. آنان به تعبیر رهبر انقلاب، وظیفه دارند در زمین خود بذر خود را بپاشند، از اندوخته و ثروت فرهنگی خود استفاده کنند، اراده خویش را به کار گیرند و برای شخصیت و استقلال خود ارزش قائل شوند.[۳۱]

با پیروزی انقلاب اسلامی، جوانان وظیفه یافتند با به کار بستن احکام اسلام، مملکت را اصلاح کنند. انقلاب گام نخست و اصلاح مملکت، دومین گام و وظیفه ای بود که بر دوش نسل جوان قرار داده شد.

جوان، انقلاب، فرهنگ اسلامی

انقلاب اسلامی، انقلاب احیای فرهنگ اسلامی بود؛ انقلابی در راه حاکمیت ارزش های دینی و اجرای معارف مذهبی. انقلاب سریع و اساسی در اساس فرهنگ و نهادهای سیاسی، همراه با ایجاد احساس مسئولیت در اقشار گوناگون. انقلابی برای پی ریزی دولت حقه اسلامی تا به تعبیر امام خمینی(ره)، یک موج تبلیغاتی و فکری و یک جریان اجتماعی پدید آید. به نظر ایشان، «راه اصلاح یک مملکت، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع شود.»[۳۲] آن هم فرهنگ اجنبی، که شست وشوی مغزی جوانان و تربیت ناصحیح آنان را در نظر داشت.

پیروزی انقلاب، این زمینه را فراهم آورد تا با فراگیر شدن فرهنگ اسلامی، بلندترین و مترقی ترین فرهنگ در جامعه حاکم گردد. در این راستا و برای حاکمیت ارزش های دینی، امام خمینی(ره)، رسانه های گروهی، به ویژه صدا و سیما را از مراکز آموزش و پرورش عمومی می دانستند که می توانند خدمت های گران مایه ای به فرهنگ اسلام و ایران بنماید.[۳۳]

طبیعی است که ایشان تأکید نمایند آن قدر که رادیو و تلویزیون می تواند به مردم خدمت کند، روزنامه و دستگاه های دیگر نمی توانند خدمت کنند. براین اساس، خواسته امام انقلاب آن بود که «برنامه ها براساس بینش و فرهنگ اسلام تنظیم شود».[۳۴]

با پیروزی انقلاب و حاکمیت حکومت اسلامی، امید می رود که جوانان، خود را در بستر فرهنگ اسلامی ببینند و این فرهنگ را در تمامی ارگان جامعه، نهادینه شده به نظاره بنشینند.

جوان، انقلاب، خودباوری

انقلاب اسلامی، چراغ روشنی بود که فراراه جوانان به نورپردازی پرداخت تا آنچه را نمی توانستند در تاریکی جهل و استبداد به دست آورند، اینک در شاه راه معارف اسلامی و در مسیر منتهی به حاکمیت اسلام از آن بهره گیرند. اعتماد به نفس، یکی از بهترین دستورات زندگی و مایه قوّت باطن است که از دسترس جوانان دور نگه داشته بودند.

بدون شک خودشناسی و خودباوری، گام نخست و عامل مهم در استقلال است؛ چرا که به گفته رهبر کبیر انقلاب، «بزرگ ترین وابستگی، وابستگی فکری و درونی است که دیگر وابستگی ها از آن سرچشمه می گیرد».[۳۵]

انقلاب اسلامی به جوانان آموخت که فرهنگ اسلامی، بلندترین و مترقی ترین فرهنگ است. در این میان، اگر جوانان مسلمان، اصالت و فرهنگ خویش را بیابند، از خواب گران بیدار می شوند، خود را باور می کنند و خویشتن خود را باز می یابند؛ آن گاه «نمی شود» و «نمی توانیم» را از مغز خود بیرون می کنند. در این صورت، استعدادها به کار می افتد، خودباختگی ها از میان می رود و شرافت انسانی احیا می شود.

امام خمینی(ره) بر این باور بودند که بعد از اعتماد به خدای تبارک و تعالی، این اتکال به نفس است که راه های هدایت را برای آدمی باز می کند. ایشان خطاب به جوانان می فرمایند:

شما خودتان جوان هایی هستید که می توانید همه کارها را انجام بدهید، به شرط اینکه اعتماد به نفس خودتان را داشته باشید و معتقد بشوید به اینکه می توانیم.[۳۶]

جوان، انقلاب، آزادی

انقلاب اسلامی، با هدف دست یابی مردمان ستمدیده به آزادی، در پرتو مکتب آزادی بخش اسلام آغاز شد. انسان های آزادی خواه، به حق بر این باور بودند که اسلام در چهارده قرن پیش، گوهر آزادی را برای جامعه بشری به ارمغان آورده است.

اسلام، آزادی را حق بشر می داند و می توان گفت بدون شک یکی از مبانی اختصاصی شیعه، مبارزه با ظلم برای به دست آوردن آزادی است. امام خمینی(ره) تصریح می نمایند: «مذهب شیعه با خون خود، آزادی بشر را تضمین کرده است. در سایر مذاهب، مذهبی مثل شیعه نیست که قیام علیه باطل بنماید».[۳۷]

بر این اساس، جوانان مسلمان که در پی آزادی بودند و آن را موهبتی الهی می دانستند، به رهبری بزرگان دین به پا خاستند. آنها می دانستند که در پرتو آزادی و حاکمیت مکتب اسلام، وسیله رشد آدمی مهیا می شود، عدالت اجرا می گردد و اختناق برچیده می شود. آنها قیام کردند تا اسلام را که تضمین کننده حقوق انسان ها و آزادی و کرامت بشریت در جامعه است، حاکم سازند. آنها قیام کردند تا یکی از سه رکن شعارهای اصلی میلیون ها ایرانی بر پا گردد و در کنار استقلال و ایجاد حکومت اسلامی، آزادی واقعی و در حدود اسلام و مقید به شئون جامعه دینی به دست آید. جوانان می خواستند در پی لوای آزادی، هم از اختناق شاهنشاهی رهایی یابند و هم از فضای آزادی بدون فساد، آزادی بدون توطئه، آزادی بدون ضرر و زیان، و آزادی در پناه قرآن بهره گیرند.

جوان، انقلاب، شهادت

انقلاب اسلامی، نتیجه خون شهیدان و ثمره پای مردی های جوانانی است که در رویارویی حق و باطل، تا پای جان پیش رفتند. در فرهنگ اسلامی، شهادت را مطلوب اولیای دین و منظور نظر عاشقان حق می دیدند و آن را گذرگاهی به شمار می آوردند که تنها خالصان و پاک باختگان توان و توفیق عبور از آن را دارند. شهادت، از خود بی خود شدن و با خدا آشنا شدن است؛ سعادتی است زوال ناپذیر و توفیقی است ابدی. هر دلباخته ای آرزوی آن را دارد و هر جامانده ای از این قافله، ضجه «یا لَیْتَنی» سر می دهد.

برپایی نهضت اسلامی، صحنه ای بود تا آنان که خود را در خدمت اسلام و جان نثار مکتب اهل بیت(علیهم السلام) می دانند، وارد عرصه آزمایش شوند و این گونه شد که قرن حاضر، انسان هایی جان بر کف و از خود گذشته را دید که آمده بودند تا درخت تناور اسلام را با خون خویش آبیاری کنند. ملتی که متحول شده بود و به فرموده رهبر کبیر انقلاب، آن تحول این طور بود که شهادت را برای خودشان فوز عظیم می دانستند. ایشان تصریح می کردند که «جوان های ما الآن هم پیش من می آیند بعضی از آنها، و می گویند دعا کنید که ما شهید بشویم».[۳۸]

بررسی شعارهای انقلاب از محرم سال ۴۲ تا محرم ۵۷، بیانگر تأثیر قیام سیدالشهداء(ع) و نهضت عاشورا در شکل گیری و روند انقلاب است.

اعتقاد به پیروزی خون بر شمشیر، انتساب نهضت به امام حسین(ع) و هر روز را عاشورا و همه جا را کربلا دانستن، نمونه هایی از عظمت و اوج عشق به شهادت و جانبازی جوانان، و فراگیر شدن فرهنگ شهادت و ایثار بود. بدیهی است شهادت، سعادتی است که رمز پیروزی جامعه اسلامی در برابر کفر به شمار می رود.

پژوهش

عوامل پیدایش انقلاب اسلامی

زهره احمدی

اشاره

برای پیدایش هر انقلاب، مجموعه تحولات و شرایط فکری، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باید فراهم شود. با توجه به این مسئله، در انقلاب اسلامی، برخی علت ها نقش آفرین بوده اند که به برخی از آنها می پردازیم.

نارضایتی عمیق از شرایط حاکم

یکی از ویژگی های مشترک انقلاب ها، وجود نارضایتی عمیق از نظام حاکم است. برای اینکه این نارضایتی ها به انقلاب بینجامد، باید نارضایتی، هم در میان نخبگان و هم در میان توده مردم شیوع یابد و به دلیل ناامیدی آنان از بهبود شرایط، شرایط موجود را تحمل ناپذیر بدانند. در مورد انقلاب اسلامی، مهم ترین نارضایتی مردم از سلطنت محمدرضا شاه که موجب شکل گیری انقلاب شد، نارضایتی عمومی از عملکرد دولت در مورد دین و باورهای مذهبی مردم بود. همچنین ضعف و ناکارآمدی ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، سبب از دست رفتن مشروعیت حکومت شد[۳۹] و عاملی برای انقلاب گردید.

نقش آفرینی رهبری

انقلاب برای خدا و بازگشت به آموزه های ۱۴۰۰ سال پیش، اموری نیستند که قابل فهم و درک برای انسان غربی باشند. امام خمینی(ره) در اوج ناباوری تحلیل گران بین المللی، با عقاید مذهبی که غرب آنها را کهنه و قرون وسطایی می دانست، جهان را تکان داد. ظهور امام خمینی(ره) موجی از امید را در دل ایرانیان سرخورده از رژیم پهلوی، به وجود آورد. غربیان فکر نمی کردند از یک نهاد علمی ـ سنتی که به گمان آنها، یکی از نهادهای جمود است، مردی بیرون بیاید که انقلابی بزرگ را رهبری کند، دولتی هماهنگ با زمانه تأسیس کند و غرب را نه تنها محکوم سازد، بلکه با آن از موضع کسی سخن بگوید که رسالتی جهانی را برای همگان به ارمغان آورده است.[۴۰]

پذیرش و گسترش ایدئولوژی اسلامی

ایدئولوژی مورد پذیرش مردم ایران، ایدئولوژی بنا شده بر پایه مذهب بود. آموزه های اسلامی به عنوان اندیشه و آرمان جدید، به تدریج توانست ایدئولوژی های رقیب، یعنی مارکسیسم و ناسیونالیسم را به حاشیه برد و بین نخبگان سیاسی و توده های مردم نفوذ کند.[۴۱] یکی از نویسندگان در خصوص پذیرش اسلام از سوی مردم می نویسد: «مردم فقط برای جمهوری اسلامی خون خود را ریختند. درحالی که گروه های ضد اسلامی، شعار تأسیس جمهوری دموکراتیک را مطرح می کردند، امام کوشش های آنان را در پایین آوردن نقش روحانیت در نظام نوین سیاسی بر باد داد».[۴۲]

گسترش روحیه انقلابی

یکی دیگر از عوامل بروز انقلاب اسلامی ایران، گسترش روحیه انقلابی در مردم است. روحانیت و نمادهایی چون مساجد و ایثار و شهادت طلبی، از عوامل مؤثر در گسترش روحیه انقلابی مردم بود که آنها را واداشت با ایثار جان و مال خود، در طول دوران پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، همواره پشتیبان این انقلاب باشند.

پژوهش

رویدادهای سال انقلاب

محدثه جلیل وند

ماه رمضان سال ۱۳۵۷، فرصت مناسبی بود تا صفوف مردم در مساجد متشکل تر شود و تظاهرات و اعتراض ها مفصل تر و کوبنده تر گردد. گویندگان مذهبی، به امر امام مردم را از جنایات و توطئه های شاه آگاه می کردند و بر سرنگونی دولت پهلوی به عنوان تنها خواست ملت و تنها راه نجات مردم ایران تأکید داشتند.

آشفتگی اوضاع رژیم در این ماه که با مرداد و شهریور ۵۷ هم زمان بود، به درجه ای رسید که شاه به ناچار جمشید آموزگار را برکنار کرد و شریف امامی را به نخست وزیری گماشت. قرار بود شریف امامی خود را مؤمن و مذهبی معرفی کند و تاریخ شاهنشاهی را به تاریخ هجری برگرداند، قمارخانه ها را تعطیل و شعائر اسلامی را ترویج کند، رفتار گذشته ساواک را محکوم نماید و عده ای از رجال و سرمایه داران منفور وابسته به دربار را دستگیر و زندانی کند و سرانجام، از آشتی ملی و آزادی دم بزند تا شاید بتواند مسیر انقلاب را منحرف کند، ولی امام خمینی(ره) با هوشیاری، ضمن تأکید بر نیرنگ بازی رژیم، خواهان ادامه سرنگونی آن شدند. بدین ترتیب، نقشه شریف امامی از آغاز شکست خورد.

روز عید فطر، مردم در بسیاری از شهرهای ایران پس از برگزاری نماز باشکوه عید، بر ضد رژیم تظاهرات کردند. دراین میان، تظاهرات عظیم میلیونی مردم تهران که از صبح تا ساعت چهار بعدازظهر، ادامه داشت و از نظر کثرت جمعیت و وحدت کلمه مردم در مخالفت صریح با شاه تا آن زمان بی نظیر بود، رژیم را به شدت وحشت زده کرد. این تظاهرات با همان عظمت، سه روز بعد از عید فطرـ یعنی روز پنج شنبه ۱۶ شهریور ـ نیز تکرار شد. از ویژگی های مهم این تظاهرات، حضور یک پارچه زنان بود که با پوشش اسلامی و شعارهای پرشور و کوبنده خود، شکوه و معنای خاصی به تظاهرات داده بودند.

پس از آنکه آتش انقلاب در ایران شعله ور شد، رژیم سلطنتی ایران و رژیم بعثی عراق با هم دستی یکدیگر، تصمیم گرفتند برای امام، محدودیت هایی پدید آورند. سازمان امنیت عراق، منزل امام را محاصره کرد و مانع ارتباط مردم و روحانیان با ایشان شد. این محدودیت ها، امام را که به هیچ روی حاضر نبودند در مبارزه حتی یک گام به عقب بردارند، ناچار به ترک عراق و عزیمت به سوی کویت کرد، اما دولت کویت، مانع ورود ایشان به آن کشور شد. امام به ناچار، به فرانسه عزیمت کردند و در پانزده مهر ۱۳۵۷، در دهکده نوفل لوشاتو که در نزدیکی پاریس قرار داشت، ساکن شدند. دولت فرانسه پس از ورود امام به آن کشور، ابتدا ایشان را از فعالیت های سیاسی منع کرد، ولی امام، به تکلیف الهی خود عمل می کردند و همچنان به هدایت انقلاب ادامه می دادند.

اقامت امام در فرانسه، انقلاب را وارد مرحله جدیدی کرد و زمینه مساعدی را برای تبلیغ دیدگاه های اسلامی و انقلابی ایشان پدید آورد. در دوران اقامت امام، نوفل لوشاتو با حضور ده ها خبرنگار از سراسر جهان، خبرسازترین کانون خبری جهان بود. امام خمینی(ره)، روزانه با سخنرانی ها و مصاحبه های متعدد خویش و با بیانی استدلالی، به دفاع از حقوق و مبارزات ملت ایران و افشای جنایت های رژیم شاه می پرداخت و سیاست های امریکا و دیگر دولت های حامی رژیم را به چالش می کشید و مسیر آینده نهضت و اهداف بعدی آن را به روشنی ترسیم می کرد.

مشتاقان امام، به ویژه دانشجویان عضو انجمن های اسلامی که سال ها برای برقراری حکومت اسلامی مبارزه کرده بودند، از امریکا، اروپا و آسیا به سوی پاریس شتافتند. گروهی دیگر از انقلابیان ایرانی نیز عازم پاریس شدند و امام را مانند نگین انگشتری در میان گرفتند.

بخش عمده ای از بار سنگین انقلاب اسلامی، بر دوش دانش آموزان، دانشجویان و طلاب بود. در مهر ۵۷ با بازگشایی مدارس، به تدریج اعتصاب و مخالفت گسترده با رژیم، مدارس و دانشگاه ها را فراگرفت. رژیم می کوشید با ایجاد تفرقه، با این وضع مقابله کند. در مقابل، امام خمینی(ره) با فرستادن پیامی، از گروه های یاد شده خواستند به حرکت خود ادامه دهند و با اتحاد و پرهیز از جریان های منحرف، نهضت را به سرانجام برسانند و مردم را به راهپیمایی دعوت کردند.

امام خمینی(ره) بعد از راهپیمایی ۲۱ آذر ۵۷، در پیامی خطاب به ملت ایران، حرکت مردم را یک همه پرسی برای حذف رژیم و برقراری حکومت اسلامی خواندند و بر دوستی مردم با نظامیانی که از رژیم جدا می شدند، تأکید کردند.

پس از راهپیمایی تاسوعا و عاشورا، دو نکته در مورد اوضاع ایران به امریکا مسلم شد: اول اینکه مردم ایران به اندازه ای با هم وحدت کلمه دارند و به اطاعت از امام خمینی(ره) معتقدند که به هیچ وجه نمی توان آنها را از راه زور وادار به تسلیم کرد. دوم اینکه شاه دیگر نخواهد توانست بر ایران حکومت کند و امریکا دیگر نمی تواند به وسیله او منافعش را در ایران تأمین سازد و باید به فکر مهره ای دیگر باشد.

در پانزدهم دی ۵۷، نقشه جدید امریکا برای از میدان به در کردن شاه به صورت آرام آشکار شد. نقشه این بود که چهره ای به ظاهر ملی نخست وزیر شود و جز حکومت اسلامی، دیگر چیزهایی را که مردم می خواهند، به آنها بدهد. به عبارت دیگر، بختیار مأمور بود برای جلوگیری از ایجاد حکومت اسلامی، هر گونه امتیازی را، گرچه موقت و دروغین به مردم بدهد. امام خمینی(ره) بلافاصله حکومت بختیار را غیرقانونی اعلام کردند و مردم نیز تظاهرات کردند و گفتند: ما بختیار این نوکر بی اختیار را نمی خواهیم.

در روز ۲۳ دی، در اجتماع عظیم مردم به مناسبت بازگشایی دانشگاه تهران، پیامی از امام خمینی(ره) قرائت شد که در آن رسماً تشکیل شورای انقلاب اعلام شده بود. این نخستین بار بود که رسماً از سوی رهبر انقلاب، تشکیلات و برنامه های آینده جمهوری اسلامی اعلام می شد. این خبر در داخل و خارج کشور بازتاب گسترده ای یافت و به مردم که پیروزی را نزدیک می دیدند، دل گرمی بیشتری بخشید و در کنار مبارزات ویران گر، نشانه های حرکتی سازنده را برای آینده انقلاب آشکار کرد.

نزدیک به ده روز پس از اعلام نخست وزیری بختیار، شاه با تشکیل شورای سلطنت، در ۲۶ دی ۵۷ از کشور خارج شد. فرار شاه، گامی مهم در مسیر پیروزی ملت بود. مردم توانسته بودند طاغوت زمانه را که ۳۷ سال غاصبانه و به زور بر جان و مال آنها حکومت کرده بود، مجبور به فرار کنند. شادی و شعف مردم از شنیدن خبر رفتن شاه، وصف ناپذیر بود و آنها خاطره آن روز را هرگز فراموش نخواهند کرد.

چند روز پس از خروج شاه از کشور، امام اعلام کردند به وطن باز خواهند گشت. این خبر غیرمنتظره که برای ملت، مژده بزرگی بود و به مردم امید و نشاط می بخشید، چونان پتکی بر سر بختیار فرود آمد. سرانجام امام روز دوازدهم بهمن به ایران بازگشتند. استقبال مردم بی نظیر بود. شاید در هیچ دوره ای از تاریخ، ملتی از شخصیت محبوب خود، چنین استقبال نکرده باشد. امام پس از یک سخنرانی کوتاه تشکرآمیز در فرودگاه، یک سره برای ادای احترام به شهیدان، به بهشت زهرا(س) رفتند و در آنجا سخنرانی کردند و گفتند: «من به پشتوانه این ملت، دولت تعیین می کنم.» پس از ورود امام، سیل جمعیت از سراسر کشور، با اشتیاق بی وقفه برای دیدار ایشان روان شد.

روز پانزدهم بهمن، امام به پیشنهاد شورای انقلاب، مهندس بازرگان را در مقام نخست وزیر پذیرفت و معرفی کرد. امام خمینی(ره) در پیامی، از مردم ایران خواستند از دولت موقت حمایت کنند. مردم با راهپیمایی عظیم خود، حکم امام را تأیید کردند.

روز جمعه ۲۰ بهمن، شب هنگام، ناگهان صدای الله اکبر مردم از بام ها برخاست. خبر رسید که در تهران، لشکر گارد شاهنشاهی به تعدادی از افراد نیروی هوایی که به انقلاب پیوسته اند، حمله و تیراندازی کرده اند. مردم از همه جا به طرف پادگان نیروی هوایی شتافتند. درگیری و اجتماع مردم تا صبح ادامه داشت. افراد نیروی هوایی با مشاهده امت حزب الله جان بر کف، درهای پادگان را به روی مردم گشودند. درهای اسلحه خانه ها شکسته شد و مردم مسلح گردیدند. با مسلح شدن مردم، شهر به حالت جنگی درآمد. ساعت دو بعدازظهر روز شنبه ۲۱ بهمن، رادیو که در اشغال نظامیان بود، اعلام کرد از ساعت چهار بعدازظهر، حکومت نظامی برقرار است و کسی حق عبور و مرور و حضور در معابر را ندارد. بدین ترتیب، دستور اجرای آخرین مرحله از سرکوب شدید مردم، صادر شد. اما اندکی پیش از آغاز حکومت نظامی، اعلامیه امام که در آن فرمان بی اعتنایی به حکومت نظامی را داده بود، منتشر شد. مردم به خیابان ها آمدند و حکومت نظامی را شکستند. درگیری بین مردم و گارد شاه آغاز شد.

سرانجام، روز ۲۲ بهمن فرا رسید. هزاران هزار نفر از مردم به پادگان ها هجوم بردند و با درگیری های مسلحانه خونین، همه جا را فتح کردند. رادیو و تلویزیون، از اشغال نظامیان خارج شد و اعلامیه پیروزی انقلاب و سقوط رژیم شاه، به اطلاع همه مردم کشور و جهان رسید و مراکز وابسته به رژیم، به دست مردم افتاد.

بدین ترتیب، عصر تازه ای در تاریخ ملت ایران و تاریخ تازه ای برای همه مسلمانان و مستضعفان جهان آغاز شد.[۴۳]

پژوهش

سی بهار؛ سی دستاورد

منصوره نرگسی

اشاره

در چند سطر زیر، کوشیده ایم به مناسبت سی اُمین سالگرد این انقلاب پربرکت، به ذکر سی دستاورد اساسی آن بپردازیم. باشد که با آشنایی با موهبت های این انقلاب ارزشمند و به پاس خون هایی که در راه به ثمر رسیدن آن بر زمین جاری شدند، نگذاریم این انقلاب به دست دشمنانش به نابودی گراید. مطالب زیر با اندکی دخل و تصرف، از کتاب ارمغان انقلاب سیدحسین اسحاقی گرفته شده است.

الف) دستاوردهای سیاسی

۱. حضور فعال مردم در انتخابات[۴۴]

در زمان رژیم پهلوی، انتخابات و توجه به آرای مردم، در عمل، معنا و مفهوم واقعی نداشت، و این انقلاب اسلامی بود که اوضاع را دگرگون کرد. حکومت اسلامی، زمینه مشارکت مردم را در امور مربوط به کشور فراهم ساخت و مردم نیز با دیدن آزادی عمل در میدان مشارکت واقعی و باورمندی به تکلیف شرعی، فعالانه وارد صحنه انتخابات شدند.

۲. ایجاد زمینه اتحاد تشیّع و تسنّن[۴۵]

دشمن کوشیده با ایجاد اختلاف و شکاف میان دو مذهب تشیّع و تسنّن و برجسته سازی نقاط افتراق آنها، جهان اسلام را تضعیف و دچار تزلزل درونی کند. اما به برکت انقلاب و هدایت های خردمندانه امام، لزوم ایجاد وحدت میان این دو، مورد توجه قرار گرفت. این وحدت که در قرآن و سنت پیامبر اسلام ریشه دارد، از حیاتی ترین اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در اصول یازده و دوازده قانون اساسی است.

۳. برخورداری از قانون اساسی اسلامی[۴۶]

قانون اساسی هر کشور، منشور آن نظام است که چارچوب کلی و اساسی آن کشور را بیان می دارد. در حقیقت، قانون اساسی، نمایه ای برای شناخت آرمان ها و اهداف یک کشور است. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در مدت کمتر از یک سال به دست اعضای مجلس خبرگان تدوین و در تاریخ دوازده آذر ۱۳۵۸ به رأی گذاشته شد و با رأی ۵/۹۹ درصدی مردم، به تصویب نهایی رسید.

۴. اقتدار مجلس شورای اسلامی[۴۷]

در دوران رژیم پهلوی، دو مجلس کشور، یعنی مجلس شورای ملی و مجلس سنا ناتوان بودند؛ چراکه نمایندگان هرگز نمی توانستند برخلاف نظر شاه، در امور کشور دخالت و اظهارنظر کنند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اقتدار و قدرت لازم برای دخالت در عموم مسائل کشور به مجلس باز گردانده شد. نمایندگان در ابراز نظر خود آزادند و این حق آزادی بیان در اصل ۸۶ قانون اساسی نیز آمده است.

۵. نظارت شورای نگهبان[۴۸]

یکی از دستاورد های مهم در حوزه قانون گذاری این است که مقرر شده هیچ گونه قانونی مخالف موازین شرعی و قانون اساسی تصویب نشود. نظارت بر این امر را شورای نگهبان عهده دار است و در اصل ۹۳ قانون اساسی به این مهم اشاره شده است.

۶. کنترل دارایی مسئولان[۴۹]

از دستاوردهای مهم انقلاب، کنترل دارایی های مقامات بلند پایه کشور، قبل و بعد از تصدی مسئولیت است تا برخلاف حق، افزایش نیابد. در اصل ۱۴۲ قانون اساسی، عیناً به این مطلب اشاره شده است.

ب) دستاوردهای بین المللی

۷. شکستن ابهت پوشالی امریکا[۵۰]

برای مدت های طولانی، مردم جهان این باور را در سر داشتند که هرگز نمی توان با قدرت های استکباری جهان، از جمله امریکا مقابله کرد، ولی تسخیر لانه جاسوسی در ایران، جهانی کردن شعار «مرگ بر امریکا»، خنثی سازی محاصره های اقتصادی، سیاسی و نظامی غرب، ایستادگی در برابر حضور نظامی نامشروع ناوگان های امریکا در خلیج فارس، رسوایی امریکا در حمله نظامی به طبس و حمله موشکی به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس، ابهت پوشالی امریکا را در چشم جهانیان در هم شکست.

۸. فروپاشی نظام دو قطبی[۵۱]

تا پیش از انقلاب اسلامی، جهان به دو قطب شرق ـ به سرکردگی شوروی سابق ـ و غرب ـ به سرکردگی امریکا ـ تقسیم شده بود و هیچ کشوری مستقل از این تقسیم بندی نبود. با پیروزی انقلاب اسلامی و کسب اقتدار در سطح جهانی، این نظام دو قطبی از هم پاشید و نظام اسلامی به عنوان قطب سوم، پا به عرصه نهاد تا بدانجا که هم اکنون نظر جمهوری اسلامی، به عنوان کشوری قدرتمند، در تصمیم گیری های جهانی تعیین کننده است.

۹. عزّت یابی ایران در منطقه و جهان[۵۲]

به برکت پیروزی انقلاب اسلامی، ایران از کشوری ضعیف و بی اثر در معادله های جهانی، به قدرتی اثر گذار در روابط بین الملل و تصمیم گیری های جهانی مبدل شد. حضرت آیت الله خامنه ای دراین باره چنین می فرمایند:

امروز این ملت در مسائل مهم جهانی، دارای یک رأی مهم است و جلوه ملت ایران به تدریج چشم ها را متوجه به خود می کند.

۱۰. رهایی از ذلت ژاندارمی امریکا[۵۳]

قرار گرفتن ایران در طول خلیج فارس و منابع غنی نفت و گاز طبیعی آن، کشور ما را در منطقه استراتژیک جهان قرار داده است. ازاین رو، امریکا به ایران و برقراری ارتباط با آن علاقه وافر داشت و تا پیش از پیروزی انقلاب هم این رابطه برقرار بود. در حقیقت، رژیم پهلوی، سال های طولانی، نقش ژاندارمی امریکا را در منطقه ایفا می کرد، ولی پیروزی انقلاب، برای همیشه آب پاکی بر این کلمه ننگین ریخت و آن را از دامن ایران اسلامی زدود.

۱۱. بیداری ملت های مسلمان[۵۴]

روشن است که آگاهی و بیداری مردم، موتور حرکت انقلاب ها و نهضت هاست. حال اگر بیداری و آگاهی، بنزین موتور انقلاب باشد، شهامت و شجاعت، جرقه لازم برای آتش گرفتن بنزین این موتور است. تاکنون، قدرت های استکباری می کوشیدند مردم را درباره مسائل پیرامون خود در جهل و نادانی نگاه دارند تا همواره در ترس و زبونی دست و پا بزنند. با پیروزی انقلاب اسلامی، مردمی که از عظمت قدرت خود بی خبر بودند و همه ستم ها را در قالب قسمت و تقدیر تفسیر می کردند، بیدار شدند و با برداشتی تازه از اسلام راستین، به حرکت در آمدند. حرکت های مردمی در عراق، جهاد مسلمانان در افغانستان، مقاومت در لبنان، حرکت های اسلامی در کویت، بحرین و… ، مشتی از این خروار هستند.

۱۲. جهانی کردن مبارزه با رژیم صهیونیستی[۵۵]

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فلسطین از جایگاه ویژه ای برخوردار شد. جمهوری اسلامی، نماینده رژیم صهیونیستی را از ایران اخراج کرد و سفارت فلسطین را به جای سفارت اسرائیل دایر نمود. همچنین، با قطع صدور نفت به رژیم صهیونیستی، تعهد خود را به آزاد سازی مسجد الاقصی و فلسطین اعلام کرد. رهبر انقلاب، به قدری به این مسئله اهمیت داد که این موضوع به صورت مسئله مهم اسلامی بین همه مسلمانان و کشورهای اسلامی دنیا مطرح شد. در این راستا، روزی را هم با عنوان «روز جهانی قدس» نام گذاری کرد.

ج) دستاوردهای اقتصادی

۱۳. مقابله با فساد مالی و اقتصادی[۵۶]

به برکت انقلاب، مفاسد اقتصادی و تاراج بیت المال به شدت کاهش یافت؛ چراکه امام خمینی(ره) رهبر این انقلاب، خود یکی از دلایل مخالفت با رژیم پهلوی را حاکمیت سرمایه داری بر کشور و فساد اقتصادی این رژیم عنوان می کرد. نگاهی به زندگی و شخصیت رهبران و کارگزاران اصلی نظام اسلامی، نشان می دهد که بیشتر آنها از اقشار معمولی و عادی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.