پاورپوینت کامل روزها و رازها ;مناسبت های تیر ۸۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل روزها و رازها ;مناسبت های تیر ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل روزها و رازها ;مناسبت های تیر ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل روزها و رازها ;مناسبت های تیر ۸۴ اسلاید در PowerPoint :

۶۵

۳ تیر (اول رجب): میلاد باسعادت امام محمدباقر(ع) (۵۷ ه .ق)

دین آگاهی، ارزش محوری و حضور پررنگ آموزه های دینی در صحنه های زندگی، حاصل ترویج درست و پویای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است. امام باقر(ع) در نکوهش عافیت طلبان و کسانی که این فریضه مهم الهی را فراموش کرده اند، می فرماید:

در آخرالزمان، مردمی می آیند که … امر به معروف و نهی از منکر را لازم نمی شمارند، مگر زمانی که از زیان ایمن باشند. هماره در تلاشند تا برای اعمال و آرزوهای خود راه توجیه و بهانه بیابند. از میان تکالیف دینی، به نماز و روزه و اموری که خدشه ای به جان و مالشان وارد نیاورد، روی می آورند و اگر نماز هم به دیگر امور اقتصادی و رفاهی ایشان آسیب رساند، از آن دوری خواهند کرد.

حضرت در ادامه فرمود:

خداوند به شعیب پیامبر وحی کرد من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد. چهل هزار نفر از ناصالحان و شصت هزار نفر از نیکان، نیکان ازآن رو عذاب می شوند که در برابر گناهکاران نرمش نشان دادند و در پی خشم الهی بر اهل معصیت خشم نگرفتند.[۱]

۳ تیر (اول رجب): سوار شدن حضرت نوح(ع) بر کشتی

تو دیوانه ای نوح! سال هاست ابر باروری از آسمان شهرمان نگذشته، حالا تو از توفان سخن می گویی؟

اصلاً بر فرض مثال هم که توفان بشود، شهر ما مشرف به این همه کوه و تپه بلند است. همگی به بالای تپه ها می رویم. دیگر کشتی ساختنت برای چیست؟

می گویند در کشتی نوح، چندین اتاق و اتاقک هست تا از هر حیوان، یک جفت برگزیند و با خود، مسافر آن کشتی بزرگ تا ناکجا آباد بکند.

نگاه کنید! ابرهای سیاه از آن دور می آیند. نکند نوح، راست گفته باشد؟

۴ تیر: تولد علامه حسن زاده آملی (۱۳۰۷)

گاهی زیر بار حضور آرام و پنهان مدرنیته، نه تنها ظاهر زندگی مان، که فکرمان هم رنگ عوض می کند و آن وقت تنها از همان دریچه تنگ ریاضیِ تحمیلی غربی به پدیده ها می نگریم و یادمان می رود که در فرهنگ دینی ما، بسیاری از رویدادها فراتر از مرزهای حساب شده، قصه دیگری دارد، دورتر از درک ساده ما. داستان کم رمق شده ادب و فروتنی در برابر استاد و نقش بسیار مهم آن در پیشرفت آدمی، یکی از همین قصه هاست. بشنویم این شیوه خاکسارانه را از زبان علامه حسن زاده آملی در این روز که سالروز تولد ایشان است:

بنده، حریم اساتید را، بسیار بسیار حفظ می کردم. سعی می کردم در حضور استاد تکیه به دیوار ندهم. سعی می کردم چهار زانو ننشینم. حرف را مواظب بودم زیاد تکرار نکنم. چون و چرا نمی کردم که مبادا سبب رنجش استاد بشود. مثلاً من یک وقتی، محضر همین آقای قمشه ای بودم. ایشان در حالت چهارزانو نشسته بود و پای راستشان بیرون بود. من پهلوی ایشان نشسته بودم. خم شدم و کف پای ایشان را بوسیدم. ایشان برگشتند و به من فرمودند: چرا این کار را کردی؟ گفتم: من لیاقت ندارم که دست شما را ببوسم، همین که پای شما را ببوسم، برای بنده، خیلی مایه مباهات است. خوب! چرا این کار را نکنم؟[۲]

۵ تیر: روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

به احمد بگو اجازه نده توی اون دنیا به خاطرش تو آتیش قهر خدا بسوزم. درسته که زغال های سرخ منقل بیشتر از خنده های احمد تو ذهنم باقی مونده، ولی به فکرش هستم. بگو دردش رو درمان کنه. نذاره شبیه من بسوزه و بسازه. به داد خودش برسه…

این حرف ها، تکه های جدانشدنی از ذهن احمد بودند که همیشه با تصویر اشک های مادر همراه بود؛ حرف هایی که پدر لحظات آخر عمرش می زد.

پاهای احمد توی جوی کنار پیاده رو افتاده بود. دستانش شل و وارفته آویزان بود. انگار آشغال های توی جوی با بوی بدشون می خواستند پاهای احمدرو ببرند…

احمد! احمد بیا… صدای پدر از پشت سبزه های کنار خیابون می اومد. دستانش به سختی بالا اومد و سبزه ها رو کنار زد. یه در شیشه ای بزرگ به چشمش خورد که روی اون کلماتی قرمز رنگ نوشته شده بود. با چشم های بی رمقش خوب تونسته بود، بخونه: «مرکز ترک اعتیاد».[۳]

۵ تیر (۳ رجب): شهادت جانگداز امام هادی(ع) (۲۵۴ ه .ق)

«شما، مردمان را به شیوه برهان و حکمت و پند و موعظت، نیکو دعوت کردید و در راه رضای او از جان گذشتید و بر هر مصیبتی که از مردمان بر شما رسید، برای خدا صبر پیشه ساختید… . میراث نبوت نزد شماست و بازگشت خلق به سوی شما و حساب مخلوقات بر شماست و شمایید جداکننده حق از باطل».

از یادگارهای جاودان امام هادی(ع)، زیارت گران معنای جامعه است. ایشان در این زیارت، به توصیف جایگاه امام و در حقیقت به امام شناسی برای تمامی دوست داران اهل بیت پرداخته است. یکی از ویژگی های این زیارت نامه، عمومی بودن آن است؛ بدین معنا که آن را در زیارت تمامی چهارده معصوم می توان خواند و بهره گرفت. در بندی دیگر از این زیارت پرمحتوا می خوانیم:

هر انسان شریفی، در برابر شرافت شما، سر فرود آوَرَد و هر گردن فرازی به فرمان شما درآید و فروتن گردد. چه شیرین است نام های شما و چه گرامی است جان هایتان و چه بزرگ و والاست مقام شما….[۴]

۶ تیر (۲۷ ژوئن): تولد هلن کِلِر، دانشمند نابینا و ناشنوا

من لجوج بودم. وحشی بودم. کلمه و واژه را نمی فهمیدم. دنیا برایم مفهومی نداشت تا اینکه انگشتانم را کشف کردم. معلم، مرا با لمس انگشتان درس می داد. من زبان فرانسه و آلمانی را فراگرفتم و دنیای خاموش اطرافم، فرصتی طلایی برای باروری من فراهم آورد. هر چیز، شگفتی های خود را دارد. حتی تاریکی و سکوت. من با لطف خدای خود، آموختم در هر حالتی که هستم، از آن خشنود باشم.

هلن کلر، بیش از چهل کتاب و مقالات بسیار درباره نحوه تفکر و تحصیل نگاشت و شرح حال خود را به چاپ رساند و چندین آموزشگاه تأسیس کرد و سرانجام در ۸۸ سالگی درگذشت.

۶ تیر: سوءقصد به جان حضرت آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر(۱۳۶۰)

خدا تو را برای آخرالزمان ما ذخیره کرده بود. تو، گوهری بودی که باید قلبت می تپید. کسی نمی توانست و نمی بایست تو را از ما بگیرد. بمبی هم که در آن ضبط صوت کار گذاشته بودند، نتوانست کاری از پیش ببرد؛ چون خدا نمی خواست. چون قرار بود تو، سکان دار این کشتی بزرگ انقلاب باشی. قرار بود تو، همانی باشی که یک اشاره کنی و ما به سر بدویم. قرار بود بمانی و بشوی قوّت قلب خمینی؛ همان که وقتی درباره رهبری نظام از او پرسیدند، گفت: «تا خامنه ای هست، چرا غصه می خورید؟»

۷ تیر: شهادت آیت الله بهشتی و یارانش (۱۳۶۰)

* از دیدار امام برگشت. توی فکر بود. امام خواب دیده بود عبایش سوخته. به او گفته بود مواظب خودتان باشید. می گفت پرسیدم: چرا؟ امام جواب داد: «آقای بهشتی، شما عبای من هستید».

* صبح بود، یک اتوبوس آدم جلو خانه بهشتی پیاده شدند. یک نگاه کردند و دوباره سوار شدند و رفتند. دعوا شده بود. یکی گفته بود: «خونه بهشتی کاخه»، دیگری گفته بود: »هشت طبقه است». راننده، بهشتی را می شناخت. همه را آورده بود جلو خانه. گفته بود: «حالا ببینید و قضاوت کنید».

* خستگی از چشم های همه پیدا بود. بالاخره اجلاس پایانی خبرگان قانون اساسی بود. همه هم بودند؛ همه نماینده های سیاسی کشورها. رفته بود جلو، با تک تک شان دست داده بود و ازشان تشکر کرده بود؛ به سه زبان انگلیسی، عربی و آلمانی. فکر نمی کردند روحانی ها انگلیسی و آلمانی هم بدانند.

* شنا می کرد، والیبال بازی می کرد، کوهنوردی هم می رفت. رفته بودند کرج، والیبال بازی کرده بودند؛ بقیه تعجب کرده بودند از بازی خوبش.

* رفته بود پیش بابا که «می خوام انتخاب رشته کنم، اومدم مشورت». دست گذاشته بود روی دستش که «هرچی دوست داری برو، فقط مواظب باش، رشته ای بخون که بعد مجبور نشی از راه دین امرار معاش کنی. آزاد باش و از دینت دفاع کن».[۵]

۱۲ تیر (۱۰ رجب): ولادت با سعادت امام محمدتقی(ع) (۱۹۵ ه .ق)

* اظهار کردن چیزی قبل از آنکه محکم و پایدار گردد، مایه تباهی آن می شود.

* افزونی نعمت از سوی خداوند بریده نمی شود تا وقتی که شکرگزاری از سوی بندگان بریده گردد.

* با سه چیز می توانی محبت دیگران را جلب کنی: انصاف داشتن در برخوردها، هم دردی با دیگران در سختی ها و راحتی ها و داشتن قلب سلیم.

* به تأخیر انداختن توبه، خودفریبی است و وعده دروغ دادن، نوعی سرگردانی است. عذرتراشی در برابر خدا، نابودی است و پافشاری بر گناه، آسودگی از مکر خداست؛ [که] جز مردمان زیان کار از مکر خدا آسوده نباشند.

* هرکس به گفتار گوینده ای گوش فرا دهد، او را ستایش کرده است. اگر ناطق از خدا می گوید، شنونده خدا را عبادت کرده و اگر از شیطان بگوید، شنونده نیز به پرستش شیطان پرداخته است.

* سه خصلت است که در هرکس باشد، پشیمان نمی شود: شتاب نکردن در کارها، مشورت در کارها و توکل بر خدا هنگامی که بر انجام کاری تصمیم می گیرد.

* اعتماد بر خداوند، بهای هر چیز گران بها و نردبان رسیدن به هر بلندی است.[۶]

۱۲ تیر: درگذشت علامه امینی؛ نویسنده کتاب گران سنگ الغدیر (۱۳۴۹)

حکایت علامه امینی و کتاب گران قدرش، الغدیر، داستان تمام نمای شیفتگی و دلدادگی در راه هدفی مقدس است و مثالی روشن برای جوانی که آرمان هایش را هدف گرفته است. علامه شیخ عبدالحسین امینی برای نوشتن الغدیر، منابع بسیار گسترده کتاب خانه های نجف را به دقت بررسی کرد و سپس برای تکمیل تحقیقات خود، به ایران، هند، سوریه و ترکیه رفت و با تلاشی تحسین برانگیز و حیرت آور، اسناد مربوط به ماجرای غدیر و مناقب اهل بیت(ع) را در کتاب خانه های این کشورها کاوید. علامه گاه تا روزی هجده ساعت مطالعه می کرد و از نسخه های خطی رونوشت برمی داشت. الغدیر برای امینی، فلسفه زندگی بود. برخی به او توصیه می کردند به جای نگارش الغدیر به نوشتن رساله عملیه بپردازد، ولی او می گفت: «رساله من، توضیح المسائل من و برنامه من همین کتاب الغدیر است».

علامه به یکی از دوستان نزدیکش گفته بود: »آن وقت ها، در نجف نه پنکه بود و نه وسایل سردکننده دیگر. در آن شرایط سخت من هر روز برای مطالعه به حسینیه شوشتری ها می رفتم که تعدادی کتب ارزشمند کهن در آن یافت می شد. زمانی که کتاب خانه تعطیل می شد، به کتابدار می گفتم: مطالعه من هنوز تمام نشده است. تو می خواهی بروی، برو، ولی اجازه بده من بمانم. … من ساعت های دراز مطالعه می کردم و یادداشت برمی داشتم. غرق شدن در مطالعه مرا به کلی از گذشت زمان غافل می ساخت و تنها زمانی به خود می آمدم که می دیدم قالی ای که روی آن نشسته ام، از ریزش مداوم عرق کاملاً خیس شده و بدنم از گرمای شدید فضای بسته کتاب خانه، در حال گداختن است».[۷]

۱۲ تیر: سرنگونی هواپیمای مسافربری ایران به وسیله ناو امریکایی (۱۳۶۷)

گرمای تیرماه بندرعباس، عرق همه مسافران را درآورده بود. بلندگوی فرودگاه که اعلام کرد پرواز دبی آماده حرکت است و مسافران باید سوار شوند، کسی به ذهنش هم نمی رسید که ممکن است ایرباس ایران، هرگز به مقصد نرسد. ۲۹۰ مسافر از پنجره های هواپیما سرگرم تماشای آبی خلیج فارس بودند و می شنیدند که خلبان می خواهد به ارتفاع بالا اوج بگیرد که ناگهان…. .

مقامات امریکایی گفتند ناو وینسنس، هواپیمای مسافربری را به جای هواپیمای اف ۱۴ هدف گرفته بود، ولی انگار اشتباه کرده اند!

تشخیص هواپیمای مسافربری ایرباس از نظر حجم و اندازه و تفاوت آن با هواپیمای اف ۱۴، حتی با چشم غیرمسلح کار آسانی بود و این اشتباه توجیه ناپذیر می نمود. فاجعه آمیزتر آنکه ایالات متحده امریکا نه تنها از ایران عذرخواهی نکرد و هیچ کدام از خدمه ناو وینسنس تنبیه نشدند، بلکه به خاطر خوش خدمتی، به ناخدای این ناو مدال افتخاری هم تقدیم شد. این مدال برای پرپر کردن جان های ۶۶ کودک زیر دوازده سال و ۵۲ زن و ده ها مردی بود که خاک خیلی هایشان دریا شد. ملوان های امریکایی وقت اصابت موشک قهقهه زدند، لابد برای اینکه تیرشان به خطا نرفته بود!

۱۳ تیر: درگذشت دکتر محمد معین

اگر یک جوان ایرانی را به نقش مهم پشتکار در رسیدن به پله های موفقیت سفارش کنیم و بعد بخواهیم برایش یک نمونه بزرگ مثال بزنیم، یکی از بهترین شاهدها، دکتر محمد معین، مرد بزرگ ادبیات ایران است. استاد، عمری با اراده و تلاشی فوق تصور زندگی کرد. در شش سالگی پدر و مادرش را از دست داد و نزد پدربزرگش رفت تا درس های مقدماتی را با نظارت او یاد بگیرد. بعد به دارالفنون رفت. در دانشگاه تهران و در رشته ادبیات اسم نوشت. سال ۱۳۲۱ وقتی داشتنِ کلاس ششم اکابر جزو تحصیلات عالیه شمرده می شد، مدرک دکتری گرفت و پایان نامه اش را به زبان فرانسه نوشت. دکتر معین به زبان های فرانسه، انگلیسی، عربی و آلمانی مسلط بود و زبان های قدیمی پهلوی، اوستایی و فارسی باستان و حتی برخی لهجه های محلی را هم به خوبی می شناخت. ۲۳ جلد کتاب ارزشمند نوشت که بسیاری از آنها جزو منابع مهم رشته ادبیات است؛ نمونه اش فرهنگ شش جلدی معین. افزون بر همه اینها، عضو چندین همایش جهانی و بین المللی بود و البته تکمیل کننده فرهنگ بزرگ دهخدا. اگر همه این توفیقات بزرگ، نتیجه پشتکار یک کودک یتیم نیست، پس چه دلیل دیگری دارد؟

۱۴ تیر: ر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.