پاورپوینت کامل تفکر و یادگیری از نوع دیگر ;معرفی کتابِ داستان هایی برای فکرکردن ۵۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تفکر و یادگیری از نوع دیگر ;معرفی کتابِ داستان هایی برای فکرکردن ۵۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تفکر و یادگیری از نوع دیگر ;معرفی کتابِ داستان هایی برای فکرکردن ۵۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تفکر و یادگیری از نوع دیگر ;معرفی کتابِ داستان هایی برای فکرکردن ۵۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۰۰

از سری کتاب های فلسفه برای کودکان و نوجوانان، اخیراً کتابی با عنوان داستان هایی برای فکرکردن به نگارش رابرت فیشر و با ترجمه سیدجلیل شاهری لنگرودی در قطع رقعی در ۲۰۴ صفحه (به همراه بیست صفحه آغازین، شامل دوازده صفحه پیشگفتار مترجم) در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی چاپ شده است. درباره اهدافی که از چاپ این مجموعه از کتاب ه دنبال می شود، معرفی کتاب و نویسنده کتاب، در پیشگفتار مترجم توضیحات مفصلی داده شده است که عیناً در اینجا نقل می شود.

از تفاوتهای عمده آموزش جدید که در بسیاری از ممالک دنیا اجرا می شود و آموزش سنتی، یکی این است که در اوّلی، متن درسی و آنچه معلّم در کلاس می گوید، محرّکی برای فکرکردن است و به عبارت دیگر در این نوع آموزش، تعلیم و یادگیری همزمان با ارائه درس صورت می گیرد؛ برخلاف نوع دوم که در آنجا متن درسی اصل قرار می گیرد و آنچه از دانش آموز خواسته می شود، محفوظاتی است که در حافظه کوتاه مدت بچّه ها قرار دارد و بعد از امتحان هم فراموش می شود.

دیگر از تفاوت ها این است که در آموزش جدید، معلم سخنگوی کلاس نیست آن چنان که فقط او حرف بزند و دانش آموزان بشنوند. درواقع، در این نوع آموزش، مکان آموزش از حالت کلاسی بیرون می آید و شکل حلقه می گیرد. در این حلقه، معلّم و بچه ها بدون برتری موقعیتی در یک ردیف قرار می گیرند و بی آنکه کسی بر دیگری برتری داشته باشد، تعلیم با بحث و گفت وگو پیش می رود. از آنجا که محیط آموزش شکل حلقه دارد، بچه ها احساس راحتی می کنند و نظرها و پیشنهادهای خود را بدون ترس و ملاحظه ابراز می دارند.

تفاوت بعدی این است که بچّه ها یاد می گیرند سؤال کنند از «چیستی» و «چرایی» آنچه گفته می شود حتی اگر گوینده آن معلمشان باشد؛ یاد می گیرند هرچه را که می خوانند ، بدون تأمل و تفکّر نپذیرند و سؤال کردن برای آنها عادت می شود ؛ و چه بسا در همین سؤال کردن ها مسائل جدیدی پیش کشیده می شود و نتایجی به دست می آید که موضوع یا متن جدیدی برای تعلیم می شود.

در این نوع آموزش، همه از تجربیات یکدیگر بهره می برند و همه در تهیه متن درسی سهیم اند.

دانش، یادگیری و تفکّر

به اعتقاد دانشمندان امروز، دانش عبارت است از آنچه یک نفر دریافت می کند؛ درنتیجه، دانش، انباشتن اطلاعات نیست بلکه طرح ریزی دوباره آنها در درون ساختارهای نظری تازه است. حقایق فقط از نگاه بیننده است که حقایق می شود. رابرت کارپلاس([۲]) فیزیکدان دانشگاه کالیفرنیا، برکلی([۳]) معتقد است که اهمیت این نوع فکرکردن آنقدر زیاد است که باید آن را به بچّه ها یاد داد از زمانی که خیلی کم سن وسال اند و قبل از آنکه این تفکّر مخرّب در ذهنشان شکل بگیرد که دانش تغییرناپذیر است.

یکی از پژوهشگران، در طی بررسی خود در این باره که معلّمان و دانش آموزان چگونه وقت خود را در کلاس درس سپری می کنند، به این نتیجه رسیده است که حتی در کلاس هایی که از نظر ناظران خوب ارزیابی شده است، قسمت اعظم وقت کلاس صرف فعالیت های همیشگی و معمول و «کنترل کلاس» می شود و زمانی که برای یادگیری سازنده([۴]) اختصاص می یابد، فوق العاده کم است.

به عقیده جرومی برونر([۵])، مهم نیست چه چیزی یاد گرفته می شود. مهم این است که با آنچه یاد گرفته می شود، چه می توان کرد. برای کمک مؤثر به بچّه ها باید دانش آموزان را تشویق کرد به آن طرف دیوار یادگیری که فکرکردن است، جهش کنند. باید پذیرفت که کسب دانش در کلاس های درس، فعالیتی منفعل است. به جای آنکه به دانش آموزان یاد بدهیم چگونه به سؤال ها جواب دهند، بهتر است به آنها بیاموزیم چگونه سؤال کنند؛ به جای اینکه از آموخته های دانش آموزان آزمون بگیریم، بهتر است از این زاویه آنها را ارزیابی کنیم که آنها از آنچه آموخته اند، چه می توانند تولید کنند.

یکی از اهداف اصلی یادگیری باید این باشد که یادگیرنده را از یادگیری بعدی رها کند. این حرف ممکن است عجیب و نقیض به نظر برسد؛ ولی این طور نیست؛ هدف از یادگیری باید این باشد که آنچه یاد می گیریم، به طریقی صورت گیرد که به بیشترین حد ما را از آنچه یاد می گیریم، عبور دهد و به مرحله دیگری برساند. مثال ساده ای در این مورد، درباره ارتباط بین دو عمل ریاضی جمع و ضرب است. اگر مفهوم جمع به طور عمیق درک شود، لزومی به یادگیری ضرب نیست، زیرا ضرب در اصل فقط تکرار چند عمل جمع است؛ و به اعتقاد ما، در برنامه درسی، ضرب واحد جداگانه ای نیست.

یادگیری در صورت کلی آن، پرش از یک مانع است که در طرف دیگر این مانع، فکرکردن است. از این زاویه می توان درک کرد که مسائل جدیدی که با آنها روبه رو می شویم، الگوهایی هستند از همان اصول قدیمی که بر آنها تسلّط داریم.

به اعتقاد ویلیام جیمز([۶]) در یادگیری عام([۷]) و این نوع یادگیری است که کمک می کند یادگیرنده از سد یادگیری بگذرد و وارد پروسه فکرکردن شود دو ویژگی جالب وجود دارد: یکی از آنها سازماندهی و دیگری به کارگیری ماهرانه است. اگر قرار باشد از یادگیری گذشته خود بهره ببریم، باید آن را به گونه ای سازماندهی کنیم که دیگر به شرایط خاصّی که در آن یادگیری رخ داده است، وابسته و مقید نباشد. مثالی از تاریخ علم می زنیم. برای گالیله خیلی راحت بود کتاب راهنمایی تدوین و چاپ کند که در آن فاصله ای که هر جسم در سقوط آزادش در واحد زمان طی می کند، به شکل جدول ارائه شود؛ و در این صورت، بچّه ها ی مدرسه تا قرن ها بعد باید برای به خاطرسپردن این جداول گالیله شکنجه می شدند. این جدول ها با اینکه تمامی اطلاعات ضروری درباره سقوط آزاد اجسام را در خود داشت، بسیار دست وپاگیر و به کارگیری آنها بسیار دشوار بود. اما آنچه گالیله کرد، این بود که بین این اطلاعات رابطه ای ایجاد کند و این انبوه اطلاعات را در قالب یک فرمول مختصر ارائه دهد. حتماً فرمول کم حجم و جمع جور ²tg½=S یادتان هست. با این فرمول، نه تنها همه آن کتاب های راهنمای احتمالی خلاصه شد، بلکه اطلاعات موجود در آنها به طریقی سازماندهی شد که امکان به کارگیری ماهرانه آنها فراهم آمد. اینک نه تنها از فواصلی که اجسام سقوط می کنند، آگاهیم، بلکه دانشی داریم که با استفاده از آن می توانیم فاصله اجسام را در هرجایی که سقوط می کنند در هر نیروی جاذبه ای (نه فقط نیروی جاذبه زمین) به دست آوریم.

یکی از نکات مهم درباره مغز انسان، گنجایش محدود آن است. مدت ها است که به این نتیجه رسیده اند مغز انسان در یک زمان خاص فقط حدود هفت مقوله اطلاعاتی مجزّا را می تواند در خود نگه دارد. به دلیل همین محدودیت نمی توان انبوه زیادی از اطلاعات را به کارگرفت بلکه باید آنها را فشرده و رمزگذاری کرد.

پاداش یادگیری این نیست که موجبات خرسندی معلمان یا والدین را فراهم آورد و یا بچّه هایی داشته باشیم که می توانند خوب امتحان دهند، بلکه بزرگ ترین جایزه و ارزشمندی یادگیری این است که به ما بیاموزاند از آنچه یاد گرفته ایم، چه بهره ای ببریم، و به ما یاد دهد از مرحله یادگیری به مرحله فکرکردن برسیم.

ادبیات، هنر و داستان

اگر ادبیات را به گونه ای بخوانیم و آثار هنری را به طریقی نگاه کنیم که به کمک آنها بتوانیم فکر کنیم، به درکی عمیق تر و سازنده تر می رسیم، به اصلی بنیادی و زیربنایی که به ما قدرت می دهد در فکر خود از ادبیات و هنر استفاده کنیم و آنها را فقط توده انباشته ای از دانش ندانیم. ادبیات و هنر، ماهیتی استعاری دارند و شاید بهترین توصیف آنها این باشد که آنها را اسطوره های هدایتگر بنامیم.

بگذارید مثالی از داستان های اسطوره ای یونان بزنیم. می توان به داستان پرسیوس([۸]) و کشتن مدوز([۹]) نفرت انگیز به دست او فقط به عنوان یک داستان معمولی نگاه کرد و اینکه مدوز با بیرون کشیده شدن شمشیر پرسیوس از غلاف آن و با انعکاس تصویرش برروی تیغه براق آن، به سنگ تبدی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.