پاورپوینت کامل نوح نبی؛ همجوار علی (ع) ۷۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نوح نبی؛ همجوار علی (ع) ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نوح نبی؛ همجوار علی (ع) ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نوح نبی؛ همجوار علی (ع) ۷۸ اسلاید در PowerPoint :

یکی از مکان های مقدسی که زائران عتبات عالیات در نجف اشرف زیارت می کنند، قبر مطهر شیخ الانبیاء، حضرت نوح (ع) است؛ ۱زیرا قبر آن حضرت در کنار قبر امیرمؤمنان، علی (ع) و آدم (ع) قرار گرفته است. در ضمن زیارت نام آن حضرت نیز آمده است: « السلام علیک و علی ضجیعیک آدم و نوح » ۲. مرحوم محدث زاده می گوید:

پس از زیارت قبر مطهر و منور حضرت امیر، به جانب سر، از برای زیارت حضرت آدم نوح برو و در زیارت نوح چنین بگو: «سلام بر تو ای پیامبر خدا! سلام بر تو ای برگزیده خدا! سلام بر تو ای ولی خدا! سلام بر تو ای حبیب خدا؛ ای شیخ پیامبران.. . ». ۳

از آن جا که سرگذشت پیامبران و تاریخ زندگی آنان، سراسر مبارزه با جهل و نادانی و ظلم و فقر و تلاش برای برقراری عدل و داد است، شناخت ویژگی های فردی و اجتماعی آنان برای بشر امروزی، بسیار راه گشا و امیدبخش است و شایسته است با زندگی این پیامبر اولوالعزم الهی که یکی از سوره های قرآن کریم نیز به نام اوست، در حد توان این مقاله، آشنا شویم.

زندگی نامه اجمالی حضرت نوح (ع)

مورخان و مفسران نوشته اند که نام نوح نبی در اصل، «عبدالغفار» یا «عبدالملک» یا «عبدالاعلی» بوده و بدان سبب لقب «نوح» به او داده شده است که سالیان دراز بر خویشتن یا بر قوم خودش نوحه گری می کرد. نام پدرش «لَمَک» یا «لامک» بوده است. نسب او از این قرار است: نوح بن لَمَک بن مَتوشَلَخ بن اُخنوخ بن یارد بن مهلائیل بن قینان بن اَنوش بن شیث بن آدم.

با این حساب، نسب او با هشت واسطه به حضرت آدم (ع) می رسد. لقب او «شیخ الانبیاء» یا «شیخ المرسلین» است.

۱). پیامبران دیگری نیز در عراق مدفونند؛ مانند حضرت هود و صالح که در وادی السلام نجف دفن شده اند و حضرت ذی الکفل هم در بین راه نجف به کربلا، دور از جاد اصلی، حرم و بارگاه دارد که شایسته است زائران آنها را هم زیارت کنند و قبر جرجیس پیامبر در موصل و قبر شیث، فرزند حضرت آدم هم در بیرون آن شهر و قبر یوشع هم در مسجد براثا در بغداد می باشد (مفاتیح نوین، ص ۷).

۲). مفتاح الجنان، ص ۷۱.

۳). همان، ص ۷.

). ناصر مکارم شیرازی و همکاران، تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۹۹.

فرزندان

حضرت نوح چهار فرزند به نام های «حام»، «سام»، «یافث» و «کنعان» داشت که غیر از کنعان که فرزند ناخلفی بود و از عذاب الهی در امان نماند و غرق شد، بقی فرزندان نوح (ع) دارای فرزندانی شدند و مورخان معتقدند تمام انسان های امروز کره زمین، به آن سه فرزند بازمی گردند. گروهی از نژاد حامی هستند که در منطق آفریقا ساکنند. گروه دیگری از نژاد سامی اند که در خاورمیانه و خاور نزدیک سکنی دارند و نژاد یافث را ساکنان چین و خاور دور می دانند. ۱

۱). همان، ص ۱۰۰.

پس از نوح فرزندش سام، وصی او شد و به فرمان الهی، جای پدر را گرفت و به حافظ مواریث انبیای پیشین شد. برخی او را از پیامبران مرسل می دانند. وی در زمان خود با مخالفت برادرانش حام و یافث و فرزندان قابیل و هابیل و «عوج بن عناق» و دیگران روبه رو شد و سرانجام پس از شش صد سال که از عمرش گذشته بود، رحلت کرد و فرزند «اَرفَخشد» را وصی خود قرار داد. اغلب مورخان، اَرفَخشد را «ابوالانبیاء» نامیده و گفته اند که نسب پیامبران پس از نوح (ع) به وی منتهی می شود. او هم در ۰ سالگی از دنیا رفت و فرزندش «شالخ» را وصی خود قرار داد که او پدر حضرت هود (ع) است و در وادی السلام نجف دفن شده است. ۱مسعودی در «اثبات الوصیه» نوشته است:

سن نوح (ع) در هنگام مرگ، بر طبق روایتی، هزار و چهارصد و پنجاه سال بود و در روایت دیگری آمده است که هنگامی که به رسالت رسید، هشت صد و پنجاه سال داشت و نه صد و پنجاه سال نیز میان قوم خود توقف کرد [و مردم را هدایت کرد] و پس از فرود آمدن از کشتی نیز پانصد سال دیگر زندگی کرد که جمعاً دوهزار و سی صد سال عمر کرد و در روایت دیگری آمده است که وی دوهزار و هشت صد سال در دنیا زندگی کرد. ۲

عمر طولانی آن حضرت که در ادبیات فارسی و عربی ضرب المثل قرار گرفته، مورد اختلاف واقع شده است. مرحوم علامه مجلسی گوید:

ارباب سیر دربار عمر نوح، اختلاف کرده و جمعی هزار سال گفته اند. قول دیگر، هزار و چهارصد پنجاه سال، قول سوم ۱۷۰ سال، قول چهارم دو هزار و سی صد سال و در اخیار معتبره، دو هزار و پانصد سال ذکر شده است.۳

مرحوم صدوق از امام صادق (ع) چنین روایت کرده است:

نوح پیامبر (ع) دوهزار و پانصد سال زندگی کرد که هشتصدوپنجاه سال آن پیش از بعثت و نبوت بود و نه صدوپنجاه سال هم به دعوت قوم خود مشغول بود و دویست سال هم مشغول ساختن کشتی بود و پانصد سال هم پس از نزول از کشتی و خشکیدن آب، طول کشید تا شهرها را ساخت و فرزندانش را در آنها جای داد.

نویسند کتاب «تاریخ انبیاء» پس از نقل این اختلافات می نویسد:

به هر صورت، میان پیامبران الهی که نامشان در قرآن آمده، کسی به اندازه حضرت نوح (ع) عمر نکرد و برخی چون ثعلبی، همین عمر طولانی آن حضرت را معجزه وی دانسته اند و گفته اند که معجزه نوح در نفس خود او بود؛ زیرا هزار سال عمر کرد و در این مدت طولانی، نه نیرویش کم شد و نه دندانی از دندان های او افتاد.

اوصاف و شمایل

نوح (ع) مردی گندم گون و دارای چهره ای باریک و قامتی کشیده و چشمانی درشت و ساق هایی باریک بود. بیانش فصیح و گفتارش روان و منطقش نیرومند بود و وحی الهی نیز به منطق نیرومند و بیان فصیح او کمک می کرد.

۱). سید هاشم رسولی محلاتی، تاریخ انبیاء، ص ۸۲.

۲). علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص ۳۳.

۳). محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۱، ص ۲۹۰.

). صدوق، امالی، ص ۱۱، مجلس ۷۷، ح ۷.

). تاریخ انبیاء، ص .

). همان، ص ۲.

وی از نظر روحی، انسانی بسیار شاکر و سپاس گزار بود؛ تا جایی که خداوند در قرآن صریحا او را به این صفت ستوده است. در سوره اسراء در مورد او آمده است: (انّه کان عبداً شکوراً).

بدون شک هم پیامبران، بند شکرگزار خدا بودند؛ ولی برای نوح، ویژگی هایی در احادیث وارد شده که او را شایست این صفت نموده است. وی هرگاه لباس می پوشید یا آب می نوشید یا غذایی می خورد یا نعمت دیگری به او می رسید، فوری به یاد خدا می افتاد و شکرگزاری می کرد. ۱

صفت دیگر حضرت نوح (ع) که او را بسیار ممتاز نشان می داد، صبر و بردباری و مقاومت او در برابر قوم لجوج و بی منطق خودش بود. در طول نه صدوپنجاه سالی که به تصریح قرآن به دعوت قوم خود مشغول بود، علاوه بر حرف های بی منطق و تهمت و دروغ هایی که به او می بستند، آزار و اذیت و شکنجه های بسیاری به او می دادند؛ تا جایی که امام صادق (ع) فرمود: گاهی مردم آن حضرت را به قدری کتک می زدند که سه روز تمام به حال بیهوشی و اغما می افتاد و از گوش او خون می آمد. ۲

مرحوم طبرسی گفته است:

حضرت نوح (ع) نه صدوپنجاه سال، شب و روز مردم را به خدا دعوت می کرد؛ ولی سخنان او در آن مردم اثری نداشت و گاهی آن قوم به قدری او را می زدند که بیهوش می شد و چون به هوش می آمد، می گفت: «اللهم اهد قومی فانّهم لایعلمون»؛ خدایا! قوم مرا هدایت کن که نمی دانند. ۳

۱). تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۲.

۲). صدوق، کمال الدین و اتمام النعمه، ص ۱۳۳.

۳). طبرسی، مجمع البیان، ج ، ص ۳۳.

زمان و کیفیت بعثت

مرحوم مجلسی دربار بعثت حضرت (ع) می نویسد:

از کتاب قصص محمد بن جریر طبری نقل شده است که خداوند، نوح پیامبر (ع) را به اطاعت و عبادت خود گرامی داشت و تا وقتی که عمرش به چهارصد و شصت سال رسید، در کوه ها سکونت داشت؛ جامه پشمین می پوشید و غذای خود را از گیاهان زمین تأمین می کرد؛ تا این که جبرئیل نزد وی آمد و گفت: چرا از مردم کناره گرفته ای؟ گفت: چون قوم من، خدا را نمی شناسند؛ لذا از آنها کناره گیری کرده ام. جبرئیل گفت: با آنها جهاد کن. نوح گفت: نیروی این کار را ندارم و اگر مردم عقید مرا بدانند، مرا خواهند کشت. جبرئیل گفت: اگر نیروی این کار به تو داده شود، با آنها جهاد می کنی؟ نوح گفت: چه بهتر از این و این، آرزوی من است. در این هنگام نوح گفت: تو کیستی؟ جبرئیل فرشتگان را ندا داد. وقتی فرشتگان جمع شدند، همگی با هم گفتند: لبیک لبیک ای رسول پروردگار جهانیان، در این هنگام بیمناک شد و جبرئیل در معرفی خود چنین گفت: من دوست پدران تو، آدم و ادریس هستم و خداوند مهربان به تو سلام می رساند و برای تو بشارت (نبوت) آورده ام و این لباس نبوت، صبر، یقین، یاری و رسالت است و دستور می دهم که با عموره دختر ضمران بن اُخنوخ ازدواج کنی؛ زیرا او اولین کسی است که به تو ایمان خواهد آورد. ۱در این هنگام که روز عاشورا بود، نوح به سوی قومش آمد؛ در حالی که در دستش عصای سفیدی بود که آن عصا از آن چه در باطن مردم بود، خبر می داد و آمدن نوح (ع)، مصادف با روز رؤسای قوم او بود که آنان در آن روز نزد بت های خویش اجتماع کرده بودند. پس نوح صدای خود را به لا اله الا الله بلند کرد و گفت: آدم برگزیده و ادریس والامقام و ابراهیم خلیل و موسی کلیم و عیسی مسیح از روح القدس خلق شده اند و محمد مصطفی [صلی الله علیه وآله] آخرین پیامبران است که گواه بر شماست. من رسالت خود را ابلاغ کردم.

۱). همسر دیگر او کافر بود و به او ایمان نیاورد و گرفتار عذاب الهی شد و غرق گردید.

در این هنگام بت ها به لرزه درآمدند و آتش ها خاموش شدند و همه آنان ترسیدند که در این هنگام سرکردگان و بزرگان آنها پرسیدند: این کیست؟ نوح گفت: من بند خدا و فرزند بند او هستم که خداوند مرا به سوی شما مبعوث کرده است؛ تا شما را از عذاب خدا بیم دهم.

وقتی عموره سخن حضرت نوح را شنید، به او ایمان آورد. پدرش وقتی فهمید او ایمان آورده، او را سرزنش کرد و گفت: به این زودی سخن نوح در دل تو جای گرفت؟ من می ترسم که پادشاه از موضوع آگاه شود و تو را بکشد. عموره گفت: عقل و حلم و فضل تو چه شد؟ نوح مردی تنها و ناتوان است و این ندا را در میان شما داده و آن چه گفته، در میان شما واقع خواهد شد.. . سرانجام، کافران آن زن را زندانی کردند؛ ولی او مقاومت کرد و پس از آزادی، با حضرت نوح ازدواج کرد و سام از او به دنیا آمد. ۱

عقیده و دین مردم زمان حضرت نوح (ع)

ابن اثیر می نویسد:

دانشمندان دربار دین مردمی که حضرت نوح به سوی آنان فرستاده شد، اختلاف نظر دارند. گروهی از ایشان می گویند: آنان همگی هرچه را که خدای متعال زشت می شمرد، همانند کفر و فحشا و فساد و شراب خواری و لهویات، مرتکب می شدند. گروهی دیگر معتقدند که آنها اهل فرمان برداری و اطاعت بودند و آنها تابع دین صابئین بودند؛ اما قرآن درباره آنان می فرماید: ( وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یغُوثَ وَیعُوقَ وَنَسْرًا)؛ ۲قوم نوح گفتند: خدایان خود را وامگذارید و بت وَدّ و سُواع و یغوث و یعوق و نَسر را رها نکنید.

۱). بحار الانوار، ج ۱، ص ۳۱؛ ذیل حدیث ۷۹.

۲). نوح، آی ۲۳.

وی سپس می نویسد:

من می گویم که میان این قول ها، تناقضی وجود ندارد؛ زیرا قول درستی که جای هیچ تردید و شکی نیست، این است که آنان بت پرست بودند و همان گونه که قرآن می فرماید، آن بت پرستی، مذهب گروهی از صابئین است. آنان معترفند که عالم، سازنده دارد و او حکیم و توانا و مقدس است؛ جز این که می گویند لازم است ما بدانیم که از شناخت آن سازنده، ناتوانیم و دست ما به او نمی رسد و باید با واسطه هایی که به او نزدیک هستند، به او تقرب جوییم، پس به واسطه هیاکل که ستارگان سیار هستند، به سوی آنان تقرب می جویند؛ چون پیش آنها، آن ستارگان، مدبر این عالم هستند. بعد گروهی از آنان چون دیدند که ستارگان طلوع و غرب دارند و شب دیده می شوند و روز دیده نمی شوند، رو به بت ها آوردند؛ تا جلوی چشم آنان باشند و به واسط آنها به ستارگان متوسل شوند.

بنابراین، از پرسش بت ها، مذهب صابئین و کفر و فحشا و غیراینها به وجود آمد و چون قوم حضرت نوح بر کفر و گناه خود ادامه دادند، خداوند متعال حضرت نوح را برای آنان مبعوث کرد؛ تا آنان را از عذاب خدا بترساند و آنان را به توجه و بازگشت به حق و عمل به آن چه خدا فرمان داده، دعوت کند. نوح به سوی قوم خود آمد؛ در حالی که به گفته برخی، پنجاه سال و به گفته ع

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.