پاورپوینت کامل میراث کلامی احمد بن اسحاق در عصر عسکریین (علیهما السلام) ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل میراث کلامی احمد بن اسحاق در عصر عسکریین (علیهما السلام) ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل میراث کلامی احمد بن اسحاق در عصر عسکریین (علیهما السلام) ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل میراث کلامی احمد بن اسحاق در عصر عسکریین (علیهما السلام) ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint :

۶۱

شخصیت علمی احمد بن اسحاق

احمد بن اسحاق بن عبدالله بن سعد بن مالک، منسوب به آل اشعر، [۱] از شیعیان عرب تبار است؛ خاندانی که از سال ۹۴ هجری در شهر قم ماندگار شدند. [۲] منطقه شیعه نشین قم از بدو ورود تشیع به آن، محلّ رشد و پرورش محدّثان و متکلمان شیعی برجسته ای بوده است. [۳] پدر او، اسحاق بن عبدالله از محدثان عادل قم بود که مکتب امام صادق و امام کاظم (علیهما السلام) را درک کرد. [۴] ابن اسحاق همنشین چهار امام معصوم بود و از یاران خوشنام امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) به شمار می آمد[۵] و بنا بر تصریح شیخ صدوق، موفق به زیارت امام زمان (عج) نیز گشت. [۶]

بلندای مقام او سبب شد که یکی از وکلای ائمه اطهار (علیهم السلام) گردد. این وکالت قوی ترین نشانه مدح، وثاقت، عدالت و اعتماد است؛ زیرا امام معصوم، فرد فاسق را به وکالت خود برنمی گزیند. [۷] از این رو وی متصف به «وافد القمیین» بود و از جانب امام حسن عسکری (ع) تصدی وکالت ایشان را در قم بر عهده داشت [۸] و تولیت اوقاف آن شهر نیز بر عهده او سپرده شد. [۹] این منصب سبب آمدوشدهای متعدد او به سامراء گردید. [۱۰] وی از سوی امام از ولادت حضرت مهدی (عج) آگاه شد[۱۱] و در نخستین سال ولادت امام نیز ایشان را ملاقات کرد. [۱۲] از نقش مهم احمد بن اسحاق در آغاز دوره غیبت صغری نیز یاد شده است. [۱۳] هدایت، تعلیم، تألیف، روشنگری، پاسخ به پرسش های اعتقادی، تدبیر امور جمعی و امیدآفرینی، از شاخصه های مهم زندگی اوست. وی به سال ۲۶۲ هجری در شهر حلوان [۱۴] (سرپل ذهاب کنونی در خوزستان) درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد. [۱۵] احمد بن اسحاق قمی، مکتب علمی شخصیت هایی از جمله ابوهاشم جعفری و زکریا بن آدم را درک کرد. [۱۶] او که به «شیخ القمیین»[۱۷] نیز شهرت داشت، به تربیت شاگردانی بنام، همچون علی بن ابراهیم قمی، سعد بن عبدالله اشعری، محمد فروخ صفار، محمد بن عبدالجبار و محمد بن یحیی عطار پرداخت؛ [۱۸] شاگردانی که نقش مهمی در تثبیت و ترویج مذهب شیعه داشتند. نام ابن اسحاق در اسناد روایات کتب اربعه و ده ها کتب روایی قرار دارد. مرجعیت علمی او در دوران نیابت نواب خاصه به گونه ای بود که وی یکی از افراد مطمئن دریافت توقیعات حضرت مهدی (عج) به شمار می آمد که توسط نواب به او می رسید. [۱۹] علمای رجال از سه کتاب او یاد کرده اند: کتاب علل الصلاه، کتاب علل الصوم و کتاب مسائل الرجال. در کتاب اخیر بخشی از سخنان امام هادی (ع) گردآمده است. [۲۰]

با درنگ در متون روایی به نوعی می توان به اشراف و جایگاه علمی ابن اسحاق پی برد؛ از جمله سعد بن عبدالله اشعری که به بحث و مناظره علمی عادت داشت، استادش را خبیر و دانای شهر می دانست. او مدعی است که بیش از چهل مسئله از مسائل مشکلی که کسی جوابش را نمی دانست، نوشته بود تا از احمد بن اسحاق بپرسد. این مراجعه سبب همراهی او با استادش برای سفر به سامراء و دیدار امام شد. [۲۱] همچنین دو تن از دانشمندان آن عصر، به نام های محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی در یک بحث علمی بنا گذاشتند که برای حل مشکل خود به احمد بن اسحاق قمی مراجعه کنند. [۲۲] احادیثی که از ابن اسحاق منتشر شده، متفاوت است که بخش مهمی از آن به احادیث اعتقادی اختصاص دارد.

میراث کلامی احمد بن اسحاق

علم کلام برای اثبات اعتقادات دینی [۲۳] و دفاع از عقاید پدید آمد. [۲۴] کار این دانش، تبیین اصول و عقاید دینی، اثبات آن ها از روش های مختلف و پاسخ گویی به شبهات و اعتراضات مخالفان است. [۲۵] از این رو کلام اسلامی دارای موضوع واحدی نیست؛ بلکه موضوع آن اصول دین و عقاید اسلامی است. [۲۶] دایره مباحثی که در علم کلام بحث می شود، گسترده است. از سویی وجود خدای عالی، صفات علیا، افعال شایسته و زیبای او همچون: خلقت عالم، ارسال رسل، انزال کتب، تکلیف عباد، وعد و وعید روز واپسین در حوزه مطالعه این علم است و از سویی مباحثی چون اختیار، تکفیر و احباط، ثواب و عقاب، امامت و رجعت و شفاعت، و مانند اینها در این علم بحث می شود.

در اسلام، مکاتب کلامی گوناگونی همچون اشاعره و معتزله و نیز امامیه در چنین دوره ای به وجود آمد. هر کدام صاحب سبکی ویژه هستند و آرای کلامی خود را به کمال رساندند؛ چنان که کلام شیعی در باب شرح و بیان اصول دین و اصول مذهب به کمال و استحکام والایی رسید. اگرچه در قرون متأخر به دلایل جامعه شناختی، نشاط و رونق پیشین خود را از دست داد. [۲۷]

مهم ترین نکته، درنگ در ادوار تاریخی کلام شیعی است که در مرحله نخست دارای صبغه عقلی و نقلی، یعنی هم به تحلیل ها و تأمل های عقلی ارج می نهاد و هم استناد به وحی را در دستور کار خود قرار می داد. [۲۸] پس از این مرحله، دوره کلام نقلی سامان یافت که از عصر امام رضا (ع) آغاز شده و تا اندکی پس از غیبت صغری (۳۲۹ ق) را در بر می گرفت. در این مرحله، بسیاری از شیعیان گرد ائمه اطهار (علیهم السلام) گرد آمده و به نقل حدیث مشغول بودند. [۲۹]

مکتب کلامی شیعه در عصر احمد بن اسحاق قمی در اوج قرار داشت. زمانی که از او و عصرش یاد می شود، او را باید در مدرسه قم تعریف کرد و به میراث کلامی او اشاره نمود. درباره میراث کلامی احمد بن اسحاق به چند موضع کلامی مطرح در عصر او اشاره می کنیم؛ موضوعاتی که او به نوعی با طرح آنها در صدد پاسخ دادن به شبهات جاری یا هدایت مردم برمی آمد.

الف) نفی رؤیت خدا

مکتب قم، خدای تعالی را جسم نمی دانست و رؤیت او را نفی می کرد؛ زیرا جسم با جواز رؤیت تلازم دارد. [۳۰] گرچه برخی از اعیان، قمیین به استثنای صدوق [۳۱] و پدرش را از باورمندان به تجسیم می دانند، [۳۲] لکن بزرگان قم این اتهام را نفی کرده، حتی در مقام دفاع از هشام بن حکم، از ارکان مدرسه بغداد نیز برآمدند و اتهام اعتقاد او به تجسیم را رد کردند. علی بن ابراهیم قمی، شاگرد احمد بن اسحاق در مقدمه تفسیر خود به صراحت ادعا می کند که هشام بن حکم قائل به نفی تجسم بوده است. [۳۳] اعتقاد به تجسیم که موجب قول به تشبیه و جسم انگاری خالق باشد، در تفکر شیعی، مردود است و ائمه شیعه از همان آغاز بر حقانیت نظریه تنزیه تأکید می کردند. اصولا اعتقاد به تشبیه، چیزی است که در اسلام وجود نداشته؛ [۳۴]

مقبره و بارگاه احمد بن اسحاق (سر پل ذهاب)

بلکه از اعتقادات عرب جاهلی است و گویا آنان نیز این عقیده را از یهود گرفته باشند؛ [۳۵] یهودیانی که می گفتند: (یا مُوسَی اجْعَلْ لَنا إِلهاً کما لَهُمْ آلِهَهٌ قالَ إِنَّکمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ)؛ [۳۶] آن گونه که آنان خدایان متعدد دارند، بر ما نیز خدایی قرار ده![۳۷]

احمد بن اسحاق قمی با ارسال نامه ای به محضر مبارک امام هادی (ع) از آن حضرت درباره رؤیت خدا و طرز تفکر مردم پرسید و امام چنین نگاشت: لَا تَجُوزُ الرُّؤْیهُ مَا لَمْ یکنْ بَینَ الرَّائِی وَ الْمَرْئِی هَوَاءٌ ینْفُذُهُ الْبَصَرُ فَمَتَی انْقَطَعَ الْهَوَاءُ وَ عُدِمَ الضِّیاءُ لَمْ تَصِحَّ الرُّؤْیهُ وَ فِی جَوَابِ اتِّصَالِ الضِّیاءَینِ الرَّائِی وَ الْمَرْئِی وُجُوبَ الِاشْتِبَاهِ وَ اللهُ تَعَالَی مُنَزَّهٌ عَنِ الِاشْتِبَاهِ فَثَبَتَ أَنَّهُ لَا یجُوزُ عَلَیهِ سُبْحَانَهُ الرُّؤْیهُ بِالْأَبْصَارِ لِأَنَّ الْأَسْبَابَ لَا بُدَّ مِنِ اتِّصَالِهَا بِالْمُسَبَّبَات. [۳۸]

تا میان ناظر و منظور هوا نباشد، دید در منظور نفوذ نکند و اگر هوا از ناظر و منظور قطع شود، رؤیت درست نباشد و تشبیه از این جاست؛ زیرا ناظر وقتی برابر منظور قرار گرفت، به اعتبار رابطه جریان رؤیتی که در میان آنها لازم است، باید همانند باشند و این همان تشبیه خداست به خلق؛ زیرا اسباب و شرایط باید به مسببات خود متصل باشند تا نتیجه مطلوب به دست آید.

دانشمندان طبیعی می گویند منعکس شدن چیزی در چشم، متوقف بر سه شرط حتمی است:

۱- هدف دید جسم کثیف باشد تا بتواند نور را منعکس و پراکنده کند. از این جهت اجسام لطیف مانند هوا و فرشته و جن دیده نمی شوند، مگر وقتی که به قالب جسم کثیف درآیند.

۲- میان آن دو فاصله معینی (نه بسیار دور و نه بسیار نزدیک) وجود داشته باشد.

۳- میان آن دو هوای لطیفی موجود باشد تا حامل جسم شعاعی گردد.

امام در این حدیث شریف به برخی از این شرایط اشاره کرده و فرموده است: اگر خدا دیده شود، باید در آن شرایط باشد؛ زیرا رابطه بین شرط و مشروط و سبب و مسبب حتمی است و اگر بر فرض محال، این شرایط موجود شد، لازم می آید که خدا هم مانند مخلوق خود باشد؛ زیرا هدف دید قرار گرفته و هدف دید چنان که گفتیم، باید جسم کثیف باشد و خدا بزرگ تر از آن است که جسم باشد. [۳۹]شیخ مفید مدعی است حدیثی که احمد بن اسحاق از امام هادی (ع) نقل کرده، محل رجوع و اعتماد همه کسانی است که رؤیت را نفی کرده اند. [۴۰]

ب) اعتقاد به امامت

تأمل در بحث امامت، پس از شناخت خدا و صفات او، از مهم ترین و شایسته ترین امور به شمار می آید؛ چرا که با اخلال در آن، شناخت خدا با مشکل مواجه می شود و بدون آن، شناخت توحید و عدل الهی به کمال لازم نمی رسد. افزون بر این هر گونه خللی در بحث امامت، عدل الهی را خدشه دار می کند؛ چراکه امامت لطف است و در صورت عدم شناخت آن، چه بسا این شبهه به ذهن آید که خداوند عادل او را از لطف محروم کرده باشد. [۴۱]

از سوی دیگر با توجه به شریعت جاودانه ای که پیامبر (ص) بر جامعه بشریت عرضه کرد، فراهم آوردن زمینه استمرار این نظام در گرو پاسداری آن از هرگونه انحراف و تحریف است. به عقیده شیعه آن مرجع لازم و ضروری چیزی غیر از مقام امامت نیست و شک در این جایگاه، مساوی با سقوط است.

دوران امام هادی تا امام مهدی (علیهما السلام) با توجه به وضعیت حاکم و تلاش عباسیان برای دوری مردم از امامت، به نوعی عصر امتحانات سخت مؤمنان بود. عده ای به اندک بهانه و شبهه ای باورشان به امام سست شد؛ اما بسیاری نیز پاسدار مرام و عقیده خویش بودند.

احمد بن اسحاق می گوید: نزد امام حسن عسکری (ع) شرفیاب شدم و امام از من پرسید: ای احمد! در میان این شک و تردید که گریبان مردم را گرفته، شما شیعه چه حالی دارید؟ عرض کردم: آقای من! چون نامه شما رسید، هیچ مرد و زن و کودک ممیزی نبود، جز آن که به حق معتقد شد. آنگاه امام فرمود: «احمد! من خدا را بر این موضوع حمد می کنم. آیا نمی دانید که زمین بی حجت نباشد؟ منم آن حجت». [۴۲]

احمد بن اسحاق در جای دیگر می گوید: از امام عسکری (ع) نامه ای به یکی از یارانشان صادر شد. امام در ضمن نامه مرقوم داشته بودند: مَا مُنِی أَحَدٌ مِنْ آبَائِی (ع) بِمَا مُنِیتُ بِهِ مِنْ شَک هَذِهِ الْعِصَابَهِ فِی فَإِنْ کانَ هَذَا الْأَمْرُ أَمْراً اعْتَقَدْتُمُوهُ وَ دِنْتُمْ بِهِ إِلَی وَقْتٍ ثُمَّ ینْقَطِعُ فَلِلشَّک مَوْضِعٌ وَ إِنْ کانَ مُتَّصِلًا مَا اتَّصَلَتْ أُمُورُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا مَعْنَی هَذَا الشَّک؛ [۴۳]

هیچ یک از پدرانم مانند من مورد شک و تردید این گروه واقع نشده است، اگر این امر امامت امری موقّت بود و شما بدان معتقد و متدین شده بودید، شک محلّی داشت، امّا اگر آن متّصل باشد مادامی که امور خدای تعالی متّصل است، پس معنای شک در آن چیست؟.

بی شک پایبندی به دین و حفظ صراط مستقیم در گرو استمرار پیوند با امامت است و این ضرورت در دوران سختی ها و شبهه ها دوچندان می گردد.

احمد بن اسحاق برای حفظ ارتباط خود با امام هادی (ع) راهنمایی می خواهد و امام نیز او را به ارتباط با وکیل خویش رهنمون می شود. وی می گوید: از حضرت ابو الحسن عسکری (ع) پرسیدم: مسائل دین خود را از کدام شخص بپرسم و سخن که را بپذیرم؟ امام فرمود: الْعَمْرِی ثِقَتِی، فَمَا أَدَّی إِلَیک فَعَنِّی یؤَدِّی، وَ مَا قَالَ لَک فَعَنِّی یقُولُ فَاسْمَعْ لَهُ وَ أَطِعْ فَإِنَّهُ الثِّقَهُ الْمَأْمُونُ؛ [۴۴]

(عثمان بن سعید) عمری محل اطمینان و مورد اعتماد من است. وی هر چه به شما بگوید، از من آموخته. اینک به سخنان او گوش فرا ده. وی مردی امین و مؤثق است.

ج) ضرورت وجود امام

با توجه به ضرورت عقلی وجود امام و عصمت او، اگر امام معصومی غایب شود، قطعا این غیبت همراه با دلیل و حکمتی است؛ مهم توجه در وجود امام است. احمد بن اسحاق اشعری با انگیزه پرسش درباره امام پس از پیشوای یازدهم، نزد امام عسکری (ع) رفت؛ ناگاه امام خود لب به سخن باز نمود و فرمود: یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ إِنَّ اللهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی لَمْ یخْلِ الْأَرْضَ مُنْذُ خَلَقَ آدَمَ وَ لَا یخْلِیهَا إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَهُ مِنْ حُجَّهِ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ بِهِ یدْفَعُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ، وَ بِهِ ینْزِلُ الْغَیثَ، وَ بِهِ یخْرِجُ بَرَکاتِ الْأَرْضِ؛

ای احمد! خداوند هرگز روی زمین را خالی از حجت نخواهد گذاشت و از آغاز آفرینش آدم تا روز قیامت این روش جاری خواهد بود. پروردگار به وسیله آن حجت، بلاها را از زمین دفع می کند و باران را نازل و برکات زمین خارج می سازد.

احمد از امام و خلیفه پس از حضرت پرسید؛ ناگهان امام برخواست و داخل خانه شد و فرزند خردسال خود را در حالی که بر شانه اش قرار داشت، آورد و فرمود: یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ لَوْ لَا کرَامَتُک عَلَی اللهِ وَ عَلَی حُجَجِهِ مَا عَرَضْتُ عَلَیک ابْنِی هَذَا إِنَّهُ سَمِی رَسُولِ اللهِ ص وَ کنِیهُ الَّذِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً. یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ مَثَلُهُ فِی هَذِهِ الْأُمَّهِ مَثَلُ الْخَضِرِ وَ مَثَلُهُ مَثَلُ ذِی الْقَرْنَینِ وَ اللهِ لَیغِیبَنَّ غَیبَهً لَا ینْجُو مِنَ الْهَلْکهِ فِیهَا إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللهُ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِمْ وَ وَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ؛

ای احمد! اگر نه این بود که نزد خداوند آبرو و شرافت داری و در نزد حجت های پروردگار دارای مقام و منزلت هستی، هرگز این کودک را به تو نشان نمی دادم. این کودک با حضرت رسول (ص) همنام و کنیه است، و او زمین را پس از ظلم و جور از عدل و داد پر می کند. ای احمد! مَثَل این کودک در میان این امت، مانند خضر و ذی القرنین است. به پروردگار سوگند این غیبتی خواهد داشت که جز گروهی از معتقدین به امامت ائمه، بقیه هلاک خواهند گردید.

احمد بن اسحاق پرسید: مولای من! از او علامتی نشانم دهید که قلبم اطمینان پیدا کند. در این هنگام کودک شروع به سخن گفتن نمود و با زبان عربی فصیحی فرمود: أَنَا بَقِیهُ اللهِ فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَینٍ یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ؛

من بقیه الله بر روی زمین و انتقام گیرنده دشمنان او هستم. ای احمد بن اسحاق! دیگر بعد از این در پی اثر و نشانه مباش.

احمد بن اسحاق در ادامه می گوید: پس از این جریان خوشوقت از منزل امام عسکری (ع) بیرون شدم و روز بعد بار دیگر خدمت امام رسیدم و عرض کردم: یا بن رسول الله! من دیروز بسیار مسرور شدم و از منتی که بر من نهادید، سپاس گزارم؛ اینک بفرمایید سنت های خضر و ذوالقرنین در مورد او چیست؟ فرمود: چون وی مدت زیادی در غیبت خواهد ماند. عرض کردم: مگر غیبت او بسیار طول می کشد؟ امام در پاسخ فرمود:

إِی وَ رَبِّی حَتَّی یرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ أَکثَرُ الْقَائِلِینَ بِهِ فَلَا یبْقَی إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللهُ عَهْدَهُ بِوَلَایتِنَا وَ کتَبَ فِی قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ یا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ هَذَا أَمْرٌ مِنَ اللهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللهِ وَ غَیبٌ مِنْ غَیبِ اللهِ فَخُذْ ما آتَیتُک وَ اکتُمْهُ وَ کنْ مِنَ الشَّاکرِینَ تَکنْ مَعَنَا غَداً فِی عِلِّیین؛ [۴۵]

آری؛ به خداوند سوگند او به اندازه ای در پشت پرده غیبت بماند تا آن گاه که گروهی از معتقدین امامت از عقیده خود برگردند و جز افرادی که خداوند میثاق ولایت ما را از آنان گرفته و روح ایمان را در آنان تقویت فرموده، ثابت نخواهند ماند. ای احمد! این از اسرار خداوند است؛ اکنون این سرّ را نگه دار و به کسی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.