پاورپوینت کامل تحلیلی درباره زندگی حضرت علی اکبر(علیه السلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تحلیلی درباره زندگی حضرت علی اکبر(علیه السلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیلی درباره زندگی حضرت علی اکبر(علیه السلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیلی درباره زندگی حضرت علی اکبر(علیه السلام) ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

مقدمه

همه می پرسند که چرا در تاریخ موالید و وفیات امامان: و همسران و فرزندانشان و به طور کلّی در مسائلی که مربوط به ائمه: است، این قدر اختلاف وجود دارد؟

زیدی ها و بنی حسن در کتاب های تاریخی شان درباره تاریخ موالید و وفیات امامان دوازده گانه شیعه: و امور دیگر دروغ هایی گفته اند تا بدین وسیله مذهب خودشان را ترویج، و مذهب حق شیعه اثناعشری را تضعیف کنند؛ از قضا نفوذ و سیطره حاکمان در روزگاران مختلف به نفع آنان بوده و از آنها پشتیبانی کرده است. حاکمان نیز به آنها کمک کرده اند تا با مذهب شیعه دشمنی، و بر آن خدشه وارد کنند. ولی شیعه اثناعشری در آن دوره ها نه نفوذی در دولت داشته و نه قدرتی در بین مردم، و مخالفین هم که عرصه را خالی دیده اند، هرچه توانسته اند، انجام داده اند و بسیار گفته اند و نوشته اند. بنابراین فقط اهل سنت نبوده اند که در این موارد با شیعه اثناعشری اختلاف داشته باشند.

فقهای شیعه اثناعشری تمام تلاش و همتشان را به کار گرفتند تا احکام و مسائل شریعت و اصول دین را استخراج و حفظ کنند و راویان حدیث و رجال را از یکدیگر تمییز و تشخیص دهند و به برکت همین اقدامات بود که اصول دین محکم شد و احکام فقهی مثل آفتاب، روشن شد. شاید همین امر باعث شد که آنان از پرداختن به تاریخ موالید و وفیات و امثال آن دور بمانند. البته این مسائل تا زمان شیخ طوسی= روشن و مبرهن بود. ولی بعد از این دوره و بعد از دوره شیخ مفید و سید رضی و مرتضی۴ آرای حق با نظریات دیگران آمیخته شد و گویندگان ما به آنچه آنها می گفتند، اعتماد کردند و چه بسا آرای آنان بدون ذکر نام گوینده اش گفته می شد و اعتماد کامل به سخن آنها وجود داشت و کم کم نظریات آنها درست تلقی شد. یکی از این اختلافات کوچک، در مورد فرزندان امام حسین علیه السلام است که همگی به نام علی مزین بودند و این باعث می شد که در مقاطعی، تاریخ علی اکبر علیه السلام و امام سجاد علیه السلام ـ که به نام علی بن حسین مفتخر بوده اند ـ با یکدیگر مشتبه گردد. علی اصغر علیه السلام نیز نام علی بن حسین را داشته که به علت کمی سن از این اشتباه دور مانده است. این مقاله درباره جوان رشید کربلا حضرت علی اکبر علیه السلام است که در دو بخش ولادت و شهادت آن حضرت تنظیم شده است.

ولادت

درباره ولادت علی اکبر علیه السلام در مقاتل الطّالبیین آمده است:

علی بن حسین (علی اکبر)، کنیه اش ابوالحسن و مادرش لیلی دختر ابی مُرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است و مادر لیلی، میمونه دختر ابوسفیان بن حرب بن امیه با کنیه ام شیبه و مادر میمونه، دختر ابی العاص بن امیه می باشد. علی بن حسین علیه السلام نخستین کسی بود که در معرکه کشته شد.

در روایتی، محمد بن محمد بن سلیمان از یوسف بن موسی قَطّان نقل می کند که یک وقتی معاویه از حضّار پرسید: «چه کسی در امر حکومت سزاوارترینِ مردم است؟» گفتند: «تو».

او گفت: «نه، سزاوارترین مردم به این امر، علی بن حسین بن علی: است که جدش رسول خداست و در او شجاعتِ بنی هاشم و سخاوتِ بنی امیه [به دلیل انتساب مادربزرگش به امیه] و قدرت ثقفی [به دلیل انتساب مادرش به ثقیف] هست».

(یحیی بن حسن علوی می گوید: طالبیون معتقدند که جوان شهید کربلا، فرزند لیلی کنیز بود. این را احمد بن سعید نیز نقل کرده است. احمد بن سعید از یحیی و او از عبیدالله بن حمزه و او از حجاج بن معتر هلالی و او از ابی عبیده نقل کرده که این ابیات در مورد علی بن حسین (علی اکبر علیه السلام) گفته شده است :

ـ هر چشمی که به علی نگاه کرد دیگر مانند او را ندید.

ـ [آن قدر بزرگوارست که] گوشت را آن قدر می جوشاند تا زود پخته شود و نیازی به جوشش در حضور میهمان نباشد.

ـ آن گاه که برای راهنمایی میهمان آتش می افروزد، آن را در بلندترین و بهترین مکان ها روشن می کند تا مساکین و نیازمندان و غریبان دور از وطن، او را به آسانی پیدا کنند و ببینند.

ـ منظورم پسر لیلی است؛ همو که صاحب جود و بخشش است از لیلی که زنی شریف است.

ـ آن مردی که دنیا را بر دین خود ترجیح نمی دهد و حق را به باطل نمی فروشد.

علی بن حسین علیه السلام در زمان خلافت عثمان متولد شد و از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام و عایشه احادیثی نقل کرده است (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۴ ق، ص ۸۶ ).

مادر علی اکبر

ابوالفرج ابتدا می گوید: «نام مادر علی اکبر علیه السلام، لیلی است». ولی سپس به طالبیون نسبت می دهد که آنها می گویند مادرش کنیز بوده و این مخالف آن چیزی است که تاریخ نگاران، نسب شناسان، سیره نویسان، مقتل نویسان و رجالیون شیعه و سنّی بر آن اجماع دارند که مادر علی اکبر علیه السلام، لیلی دختر ابی مُرّه است.

باید دانست که وقتی می گویند او اکبر بوده، لازمه اش این است که حضرت سجاد علیه السلام، علی اصغر یا علی اوسط باشد که سخن باطلی است.

ابوالفرج می گوید: علی اکبر نخستین فردی است که در میدان نبرد کشته شد و این بدان معناست که قبل از همه شهدا بوده و برخی نیز این ادعا را پذیرفته اند و این نیز باطل است.

او ابتدا می گوید علی اکبر علیه السلام نخستین کشته میدان بوده و بعد از چند سطر می گوید که اولین کشته از طالبیون بوده و در جای دیگری می گوید که اولین کشته از هاشمی ها بوده است. ولی طبق نقل مرحوم مجلسی در بحار، اوّلین کشته از طالبیون و هاشمی ها، عبدالله بن مسلم بن عقیل بوده است و اینکه می گوید در زمان عثمان متولّد شده نیز اشکال دارد؛ چون آن بزرگواری که در زمان عثمان یا خلافت امیرمؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام متولد شد و در کربلا ۳۳ یا ۲۸ سال داشت، امام سجاد علیه السلام بود؛ نه علی اکبر علیه السلام.

همچنین اینکه می گوید از جدش علی بن ابی طالب علیه السلام و از عایشه احادیثی نقل کرده نیز اشتباهی محض است و تفاوتی ندارد که منظورش از علی، همان علی اکبر علیه السلام باشد یا حضرت سجاد علیه السلام.

از روایت علی اکبر علیه السلام از جدش در منابع شیعی اثری نیافتم و هیچ یک از راویان و محدثان ما چنین چیزی را نقل نکرده اند و کسی از رجالی ها نیز ایشان را در ضمن راویان از امیرمؤمنان علیه السلام نام نبرده اند و همین طور در منابع حدیثی اهل سنّت چیزی یافت نشد. اما اگر منظور ابوالفرج امام سجاد علیه السلام باشد، هرچند روایات حضرت از جدشان علی علیه السلام در کتاب های شیعه هست، ولی این روایات با واسطه امام حسین علیه السلام است و نه بی واسطه.

اما روایت حضرت سجاد علیه السلام و علی اکبر علیه السلام از عایشه، مخالف مذهب ماست. چطور ممکن است که علی اکبر علیه السلام یا حضرت سجاد علیه السلام از عایشه روایت نقل کرده باشند، درحالی که بیشتر روایات عایشه جعلی است و چه خوب درباره او گفته شده است: «چگونه چهل هزار را حفظ کرد، ولی یک آیه را فراموش کرد؟!» که اشاره به آیه ۳۳ احزاب که خطاب به زنان پیامبر است که عایشه به جای عمل به این آیه، از خانه بیرون آمد و جنگ جمل را به راه انداخت. (کاظم بن وائل ازری بغدادی، متوفای ۱۱۴۳ق). افزون بر اینکه در منابع سنی و شیعه روایتی پیدا نکردیم که علی بن حسین علیه السلام از عایشه نقل کرده باشد و اساساً علی بن حسین علیه السلام از جمله راویان اهل سنت نیست و نام علی بن حسین علیه السلام را در جمله احادیث و رجالشان در کتاب هایشان نیاورده اند و چطور ممکن است نام او را بیاورند، درحالی که آنها روایتی را که نام یکی از شیعیان در طریقش باشد، نمی پذیرند و او را به رافضی بودن متهم می کنند و روایتش را کنار می گذارند؛ همان هایی که از ابوهریره و انس بن مالک و امثال آنها روایت می کنند. به اعتقاد آنها عایشه از پیامبر اکرم۹، ۱۲۰۰ روایت نقل کرده است. ولی آنها از اُم سلمه فقط دوازده روایت و از حضرت فاطمه(س) تنها دو روایت نقل کرده اند.

علاوه بر همه اینها به تصریح آنها علی اکبر علیه السلام حداکثر ۳۳ سال عمر کرده که در این صورت، هنگام شهادت جدش علی بن ابی طالب علیه السلام سیزده ساله بوده است. پس چطور ممکن است که از آن حضرت حدیث نقل کرده باشد؛ درحالی که بنا بر اصول حدیثی اهل سنّت به دلیل عدم بلوغ نمی توانسته تحمل روایت کند؛ مگر اینکه گفته شود بلوغ، شرط ادای روایت است، نه تحمل آن یا اینکه در هیچ کدام شرط نیست که این هم پذیرفته نیست.

کتاب عمده الطّالب فی انساب آل ابی طالب در معرفی علی بن حسین علیه السلام چنین می گوید:

مشهورست که مادر علی اکبر علیه السلام، شاه زنان، دختر کسرا یزدگرد بن شهریار بن پرویز است و گفته شده که نامش شهربانو بوده است که در فتح مدائن اسیر شد و عمر بن خطاب او را برای حضرت حسین علیه السلام خواستگاری کرده و نتیجه این ازدواج، علی بن حسین علیه السلام است.

او ادامه می دهد:

بسیاری از نسب شناسان و مورخان این را رد کرده و گفته اند: دو دختر یزدگرد هنگامی که او به خراسان رفت، همراهش بودند. گفته شده که مادر حضرت سجاد علیه السلام کنیز بوده است. ولی خدای متعال علی بن حسین علیه السلام را به واسطه آنچه از قرابت رسول خدا۹ به او داده، از قرابت یزدگرد بن شهریار مجوسی و تولد از نزدیکی بدون عقد نکاح بی نیاز کرده است. در ضمن عرب برای عجم فضیلتی قائل نیست؛ هر چند که آن عجم، پادشاه باشد و اگر می خواستند به واسطه پادشاهی فضیلت سازی کنند، واجب می شد که عجم را بر عرب، و قحطان را بر عدنان برتری دهند. ولی این امور نزد ایشان اهمیتی ندارد.

برخی عوام و بسیاری از بنی الحسین به این نسبت افتخار کرده و گفته اند که علی بن حسین علیه السلام بین نبوت و پادشاهی جمع کرده است. درحالی که اگر آن نسبت درست باشد، فضیلتی نزد عرب محسوب نمی شود. ضمن اینکه فاطمه بنت حسین، همسر حسن مثنّا بن حسن بن علی بن ابی طالب: است و فضیلتی که اینان برای مادر حضرت سجاد علیه السلام قائل اند (قرابت با کسرا)، برای اولاد حسن علیه السلام نیز به دست آمده است؛ چراکه حسن علیه السلام، امام برادرش، حسین علیه السلام بوده و اطاعت از برادر بر ایشان واجب بوده است. ولی حسین علیه السلام امامِ حسن علیه السلام نبوده است و این فضیلتی است که دست آویز بنی حسن است. در صورتی که قرابت کسرا برای آنها هم بوده است، ولی در این باره چیزی نگفته اند.

توضیح: این اظهارات با گفته های اکثر قریب به اتفاق تاریخ نگاران و نسب شناسان و فقهای امامیه و علمای رجال، بلکه همه علمای شیعه و سنّی ـ که معتقدند مادر امام سجاد علیه السلام، شاه زنان، دختر یزدگرد است ـ مخالفت دارد. بماند که این گونه سخن گفتن سزاوار یک انسان هوشمند نیست؛ چه برسد به تاریخ نگاری متخصص. گویا نویسنده عمده الطالب فراموش کرده یا چشمانش را بر این حقیقت بسته است که این روایت، متواتر یا نزدیک به متواتر است که هر قومی را نکاحی است (طوسی، بی تا، ج۷، ص۴۷۲) در ضمن نمی داند یا نمی فهمد که چنین فتح باب هایی به کجاها منتهی می شود. او عنان اختیار از کف می دهد و مسئله قومیت، عربیت و عجمیت را پیش می کشد و گویا فراموش کرده که این روایت نیز متواتر است که هیچ عزتی نیست، مگر با اسلام.

تعجب از بعضی دوستان ماست که چطور به گفته کسانی که این گونه اند، اعتماد می کنند و به چیزی که تنها ایشان گفته اند، عمل می کنند.

به یاد دارم که روزی در مجلسی نشسته بودم که سخنران، فضائل حضرت سجاد علیه السلام را می گفت و بسیار خوب سخن گفت تا به اینجا رسید که گفت: «ولی با همه این فضائل، یک اشکال داشت و آن این بود که مادرش عجم بود». این را که گفت، مردم بلند شدند و رفتند و دیگر کسی سراغ او نرفت و تا مدت ها مورد اعتراض علما بود تا اینکه منزوی شد و از دنیا رفت.

عنوان های اکبر، اوسط و اصغر

درباره عناوین اکبر، اوسط و اصغر در مورد امام سجاد علیه السلام و شهید جوان و شهید شیرخوار کربلا در روایات و حوادث مربوط به زمان امیر مؤمنان علیه السلام تا روز وفات حضرت سجاد علیه السلام و حتی بعد از ایشان هیچ اثری یافت نشد. هیچ روایتی درباره امام سجاد علیه السلام و از ایشان در تمام عمر شریفش به اصغر و اکبر مقید نیست. بلکه فقط با عناوین ابی الحسن، سجاد، زین العابدین و القاب دیگر است. همچنین در مورد شهید جوان کربلا از روز ولادت تا شهادت و در تمام آنچه درباره ایشان وارد شده، عنوان های اکبر یا اوسط یا اصغر وجود ندارد و در مورد شیرخوار شهید کربلا نیز همین طور است و هر آنچه در مورد ایشان آمده، با علی رضیع یا عبدالله رضیع است و به اصغر مقید نیست؛ با اینکه قطعاً از دو علی دیگر کوچک تر بوده است.

بنابراین تاریخ نگاران و نویسندگان بوده اند که عناوین مزبور را به وجود آورده اند. حال یا به این دلیل که این عناوین را استنباط کرده اند و یا اینکه آنها را برای تشخیص اولاد امام حسین علیه السلام قرار داده اند که این هم بر اساس استنباط آنان بوده است.

حضرت سجاد علیه السلام گاهی عنوان اصغر دارد؛ چون در زمان جدش، امیرمؤمنان، متولّد شد و در مقایسه با ایشان کوچک تر بود؛ گاهی نیز به اکبر ملقب می شود، چون از شهید جوان کربلا بزرگ تر بود؛ گاهی هم اوسط خوانده می شود؛ چون ایشان بین آن شهید جوان و شهید شیرخوار بود.

در مناقب آل ابی طالب آمده است: علی اکبر علیه السلام که عمرش هجده سال بود، در کربلا به شهادت رسید و کسی که به منابع تاریخی و مقاتل مراجعه کند و بیندیشد، می فهمد که آنچه ما گفتیم درست است.

در حدیث عنب ـ که در مدینه المعاجز آن را از ابی محمد عبدالله بن محمد و در ضیاء العالمین شیخ زکی محدث محمد بن باقر غروی از زفر بن یحیی از کثیر بن شاذان نقل می کند ـ آمده است: علی، فرزند حضرت حسین علیه السلام، انگور را بسیار دوست می داشت و در برخی علی شهید آمده و در برخی علی اکبر آمده و این اختلاف به وجود نمی آید، مگر با اجتهاد و استنباط از سوی مؤلّف یا نسخه نویس.

او می گوید: فرزندش انگور را در غیر فصل خودش دوست می داشت و حضرت حسین علیه السلام با دست مبارکش به درخت خشک در مسجد ضربه ای زدند و از آن انگور تازه درآورده و به علی خورانده و فرمودند: «آنچه نزد خدا برای دوستانش وجود دارد، بیش از اینهاست».

ماجرای قصر بنی مقاتل

تاریخ نگاران و راویان اجماع دارند که ماجرای قصر بنی مقاتل که امام حسین علیه السلام در آنجا به خواب رفتند و از آن به حدیث خفقه یاد می شود، در رابطه با فرزندش علی بوده و نام علی بدون هیچ لقبی آمده است و تاریخ نگاران آن را با استنباطشان بر علی اکبر علیه السلام تطبیق کرده اند. (بحرانی، بی تا، ج۳، ص۴۵۲؛ طبری، بی تا، ص۱۰۸؛ طبری، ۱۴۱۳ق، ص ۱۸۳).

ابی مخنف از عقبه بن سمعان نقل می کند:

وقتی از قصر بنی مقاتل برگشتیم و ساعتی حرکت کردیم، حضرت حسین علیه السلام لحظاتی را به خواب فرو رفت، سپس بیدار شد و فرمود: «إنّا لله و إنّا الیه راجعون و الحمدلله ربّ العالمین» و این جملات را دو یا سه مرتبه تکرار فرمود. فرزندش علی بن حسین علیه السلام جلو آمد و گفت: «پدرجان، چرا کلمات استرجاع را بر زبان آوردید و حمد خدا گفتید؟» حضرت فرمود: «فرزندم، من لحظاتی به خواب رفتم و در عالم خواب دیدم سواری فریاد می زند، این کاروان می رود درحالی که مرگ آنها را بدرقه می کند و من یقین دارم که آن ندا خبر مرگ ما را فریاد می کرد». علی بن حسین علیه السلام عرض کرد: «پدرجان، خدا بد ندهد؛ مگر ما بر حق نیستیم؟» حضرت فرمود: «بله، و بازگشت همه بندگان به سوی اوست». علی بن حسین علیه السلام عرض کرد: «پدرجان، بنابراین ما از مرگ باکی نداریم، درحالی که بر حق هستیم». حضرت فرمود: «خدا جزای خیری را که از طرف پدر به فرزندش می دهد، به تو عطا کند» (طبری، ۱۳۸۷ق، ج۵، ص ۴۰۸).

همچنین در ملاقات حر بن یزید ریاحی با علی بن حسین علیه السلام با قرائن معلوم می شود که مراد از علی، امام سجاد علیه السلام است و خلاصه اینکه اکثر مواردی را که علی بدون لقب آمده است، با قرینه بر یکی از این دو بزرگوار حمل کرده اند؛ مثلاً ابوالفرج می گوید:

یزید، علی بن حسین علیه السلام را فرا خواند و پرسید: «نامت چیست؟» ایشان فرمود: «علی». یزید گفت: «مگر خدا علی بن حسین را نکشت؟» ایشان فرمود: «من برادری داشتم که علی اکبر نام داشت و او را کشتند» (ابوالفرج اصفهانی، ۱۴۱۴ق، ص۸۰).

ماجرای مجلس ابن زیاد

ابوالفرج ورود آزادگان را به مجلس ابن زیاد ـ لعنت الله علیه ـ نقل نکرده است و به اشتباه تمام آنچه را تاریخ نگاران و راویان در رابطه با این مجلس نقل کرده اند، به مجلس یزید نسبت داده است. درحالی که مکالمه پیشین با علی بن حسین علیه السلام، به اجماع اهل نظر، در مجلس ابن زیاد بوده و اینکه حضرت فرمود: «برادری داشتم به نام علی که او را کشتند»، بدون عنوان اکبر روایت شده است و این عنوان اکبر را راوی اضافه کرده است. اکنون نزدیک به پنجاه کتاب کنارم هست که همگی می گویند امام سجاد علیه السلام در مجلس ابن زیاد فرمود: «برادری داشتم که نامش علی بود» و لقب اکبر را هم به آن نیفزوده اند؛ مثلاً در وسائل الشیعه در باب نکاح اشراف آمده است که حضرت سجاد علیه السلام به آن مرد کوفی فرمود: «علی که به شهادت رسید…» و لقب اکبر را نیاورده است.

پس آنچه به نظر شیعه و سنی و عوام و خواص در زمان ما و بلکه از قدیم الایام و عصر نزدیک به ائمه: مشهور بوده، این است که شهید جوان کربلا علی اکبر، و شهید شیرخوار همان علی اصغر است.

بزرگ تر بودن علی اکبر

ابن ادریس اصرار دارد که حضرت سجاد علیه السلام از علی اکبر علیه السلام بزرگ تر بوده است، همان طور که شیخ طوسی= و دیگران گفته اند (ابن ادریس، ۱۴۱۰، ج۱ ص۶۵۴).

کسانی که معتقدند علی اکبر علیه السلام از حضرت سجاد علیه السلام بزرگ تر بوده است، در نهایت به سه چیز استدلال می کنند:

نخست: اکثر علما معتقدند که علی اکبر، شهید کربلا، بزرگ ترین فرزند امام حسین علیه السلام، و از امام سجاد بزرگ تر بوده است. اما این مطلب با نظر گروهی که می گویند علی اکبر علیه السلام به اوسط یا اصغر ملقب بوده، متعارض است؛

دوم: ابیاتی که در مدح علی اکبر وارد شده است، دلالت دارد که ایشان در کربلا از رجال جا افتاده به شمار می آمده است و هیجده یا نوزده ساله بودن ایشان را به حسب ظاهر رد می کند. مدح معاویه نسبت به شایستگی ایشان برای حکومت داری هم مؤید همین معناست. البته ما معتقدیم که آنچه سزاوار او و کمالاتش در مدت کم عمر بوده نیز بسیار بیش از اینهاست؛

سوم: ابن ادریس در خاتمه باب حج در سرائر به نقل از شفاء الصدور فی شرح زیاره العاشور می نویسد:

وقتی زیارت برای ابی عبدالله الحسین علیه السلام باشد، زیارت فرزندش، علی اکبر علیه السلام، نیز محسوب می شود. همویی که مادرش لیلا دختر ابی مرّه، و اویی که اولین شهید از آل علی بن ابی طالب علیه السلام است. او در زمان حکومت عثمان متولد شد و از جدش، امیر مؤمنان نیز، نقل روایت داشته است. شعرای زیادی نیز به مدح او پرداخته اند.

ابن ادریس ادامه می دهد که شیخ مفید در کتاب ارشاد می نویسد:

شهید کربلا به علی اصغر موسوم بوده و او فرزند زن ثقیفی است و علی اکبر همان زین العابدین است که مادرش کنیز بود و شاه زنان، دختر کسرای یزدگرد است.

سپس در پاسخ می گوید:

بهتر است در این مسئله به اهل این فنّ، یعنی نسب شناسان و سیره نویسان و تاریخ نگاران مراجعه کنیم؛ مثل زبیر بن بکار در کتاب انساب قریش و ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطّالبیین و بلاذری و مزنی و ابن قتیبه در معارف و ابن جریر طبری که در این زمینه ها تحقیق کرده اند و همه اینها اجماع دارند بر اینکه نام شهید جوان کربلا، علی اکبر بوده است (ابن ادریس، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۶۵۴).

در این اظهارات چند اشکال وجود دارد:

نخست: ایشان تصریح دارد که علی شهید کربلا، همان علی اکبر است و عمرش را دقیق نگفته اند و حدود سی سال بیان کرده اند. ما هم مثل ایشان می گوییم علی، شهید جوان کربلا، علی اکبر است؛ جز اینکه در کربلا هجده یا نوزده ساله بوده؛ همان طور که ابن شهر آشوب در مناقب تصریح کرده است؛

دوم: شیخ مفید و ابن شهرآشوب از کسانی اند که می شود به گفته های آنها تکیه کرد. این بزرگان کسانی اند که بین فقه و تاریخ جمع کرده اند و بلکه در تمامی علوم قدم های استواری برداشته اند. ایشان تصریح کرده اند که علی شهید کربلا نوزده یا هجده ساله بوده و همان علی اکبر است و نظرشان با نظر امثال ابوالفرج اساساً تعارضی ندارد؛ چون امثال ابوالفرج از کسانی اند که به آنچه نقل می کنند اعتماد و اطمینانی نیست؛ مخصوصاً در چیزهایی که تنها خود نقل کرده اند و این از قبیل لغت و وضع الفاظ و معانی نیست تا فقط تخصص ملاک عمل باشد.

در کتاب علی، سید ساجدین و زین العابدین علیه السلام آمده است:

و از جمله ویژگی هایی که مختص به اوست و کسی پیش از ایشان چنین اختصاصاتی نداشته است، این است که ایشان اولین کسی است که بعد از جدش، امیر مؤمنان علیه السلام، به علی نام گذاری شد و او دومین علی از آل ابی طالب است و اینکه او در زمان حیات امیر مؤمنان به علی نامیده شد که خود مرتبه والایی برای اوست؛

سوم: آن چیزی که از فرموده پدرش و خودش و گفته قاتلش فهمیده می شود مهم است. پدرش فرمود: «به درستی که این غلام که به سوی ایشان می رود، شبیه ترین مردم به پیامبر۹ است».

خودش نیز، آن هنگام که در میدان مبارزه رجز می خواند، فرمود: «ضَرَب غلامٌ هاشمی علوی». قاتلش نیز گفت: «گناهان تمام عرب بر دوش من، اگر گذر این غلام به من بخورد و من پدرش را به عزای او ننشانم».

همه لغویون عرب اجماع دارند که «غلام»، بر کسی اطلاق می شود که بین پانزده تا بیست سالش باشد و کمتر از پانزده را با لقب مراهق یا غیرمحتلم می آورند و بیشتر از بیست نیز به «یافع» ملقب می شود (ر.ک: فیروزآبادی، بی تا، ج۱، ص۱۱؛ طریحی، ۱۳۷۸ ق، ج۲، ص۲۳۳). بنابراین لفظ غلام بر کسی که سی ساله باشد اطلاق نمی شود؛

چهارم: روایتی است که مرحوم کلینی از امام حسین علیه السلام نقل می کند که وقتی حضرت می خواست به سمت عراق حرکت کند، وصیتی به همراه تعدادی نامه به اٌمّ سلمه داد و به ایشان فرمود: «وقتی بزرگ ترینِ فرزندانم سراغتان آمد، اینهایی را که به شما دادم، به ایشان بدهید». پ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.