پاورپوینت کامل مناسبات اجتماعی اهل بیت (علیهم السلام) از منظر زیارتنامه ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مناسبات اجتماعی اهل بیت (علیهم السلام) از منظر زیارتنامه ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مناسبات اجتماعی اهل بیت (علیهم السلام) از منظر زیارتنامه ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مناسبات اجتماعی اهل بیت (علیهم السلام) از منظر زیارتنامه ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

مقدمه

بخشی از توصیف قرآن درباره پیامبر اکرم (ص)، به جایگاه اجتماعی ایشان اختصاص دارد؛ چنان که پیامبر اسلام (ص) فردی از میان خود مردم بوده: {رَسُولاً مِنْهُمْ. . . }[۱]

(بقره: ۱۲۹ و ۱۵۱) و از جانب خداوند به سوی همه مردم فرستاده شده است: {قُلْ یا أَیُّهَا النّاسُ إِنِّی رَسُولُ اللهِ إِلَیْکُمْ جَمِیعاً. . . }[۲] (اعراف: ۱۵۸). ایشان با مردم، بسیار مهربان بودند: {فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ. . . } [۳](آل عمران: ۱۵۹) و برای رشد و کمال مردم و رفع گرفتاری هایشان، بسیار دلسوزی می کردند: {لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ}[۴] (توبه: ۱۲۸) و در نهایت، آنان را به بهترین دین الهی و کامل ترین سبک زندگی فردی و اجتماعی فرا می خواندند: {یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی کانَتْ عَلَیْهِمْ}[۵] (اعراف: ۱۵۷).

تاریخ زندگی اهل بیت: ، نشان می دهد آنان نیز از این ویژگی برخوردار بودند؛ آنان که با سادگی و متانت میان مردم می زیستند، همه تلاش خود را برای رشد و تعالی مردم به کار بردند و در عرصه های تلخ و شیرین زندگی مردم، همراه آنان بودند. این ویژگی اهل بیت: را افزون بر کتب تاریخ و سیره، از زیارتنامه های معصومین: نیز می توان دریافت. متون زیارتنامه ها، که دربردارنده بسیاری از معارف دینی است، فرازهایی دارد که از آنها می توان کم و کیف ارتباطات اجتماعی پیامبر (ص) و اهل بیت گرامی ایشان و در نتیجه، جایگاه اجتماعی آنان را میان مردم به دست آورد. در این مقاله، کوشیده ایم تعامل و ارتباطات خاندان عصمت و طهارت: با عموم مردم را با عنوان «مناسبات اجتماعی اهل بیت: از منظر زیارتنامه ها»، بررسی کنیم.

اهل بیت: الگوی مردم در همه فضیلت ها

از نیاز های انسان برای پیشرفت در هر زمینه ای، الگوست. بسیاری از عالمان عرصه تربیت، اسوه سازی برای متربی را روش مهم تربیتی دانسته اند (باقری، بی تا، ص۱۰۶).

این روش تربیتی، برگرفته از آموزه های قرآن کریم است که انبیا را برای مردم الگوی شایسته معرفی می کند: {لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ. . . }؛ «یقیناً برای شما در [روش و رفتار] پیامبر خدا الگوی نیکویی است» (احزاب: ۲۱).

از موضوعات زیارتنامه ها نیز همین مقوله است که نشان می دهد اهل بیت عصمت و طهارت: ، الگوی مردم و میزان سنجش اخلاق و رفتار آنان در همه عرصه های زندگی هستند. شیعه راستین، کسی است که در همه شئون زندگی، به تمام معنا پیامبر (ص) و اهل بیت گرامی اش را الگوی خود برگزیند. در فرازی از زیارت امام علی علیه السلام عرض می کنیم:

وَ سَلَام عَلَی مِیزَانِ الْأَعْمَالِ وَ مُقَلِّبِ الْأَحْوَالِ وَ سَیْفِ ذِی الْجَلَالِ، وَ سَلَامٌ عَلَی صَالِحِ الْمُؤْمِنِینَ، وَ وَارِثِ عِلْمِ النَّبِیِّینَ. . . (ابن مشهدی، ۱۴۱۹ق، ص۱۸۵).

سلام بر کسی که معیار سنجش عمل ها و دگرگون کننده حالات و شمشیر خدای صاحب شوکت است. سلام بر کسی که صالح ترین اهل ایمان و ارث برنده دانش پیامبران است. . . .

از دلایل اهمیت زیارت معصومین: ، همین است که زائر با حضور در حرم معصومین: و خواندن زیارتنامه، با شخصیت و منزلت فردی و اجتماعی آنان آشنا می شود و ایشان را الگو قرار می دهد. در فرازی از زیارت جامعه، اهل بیت: مبدأ ایمان و توجه به خداوند در زندگی مسلمانان دانسته شده اند:

مَنْ أَرَادَ اللهَ بَدَأَ بِکُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْکُمْ وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِکُمْ(شیخ صدوق، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص۶۱۵).

هرکس خدا را بخواهد، از شما شروع می کند. هرکس خدا را یکی بداند (معتقد به یگانگی خدا باشد)، از شما می پذیرد و هرکس خدا را قصد کند، به شما رو می آورد.

زیرا فقط با پیروی از فرهنگ و مکتب اهل بیت: می توان رضای خدا را به دست آورد و به بهشت رضایت خدا رهسپار شد: «بِکُمْ یُسْلَکُ إِلَی الرِّضْوَانِ. . . ». (همان، ص۶۱۶). بر اساس برخی فرازهای زیارتنامه ها، خاندان پیامبر (ص)، ستون فقرات ارزش ها و نیکی ها در جامعه به شمار می آیند؛ چنان که در زیارت جامعه می خوانیم: «. . . وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْیَارِ وَ سَاسَهَ الْعِبَادِ وَ أَرْکَانَ الْبِلاَد. . . »؛ «(سلام بر شما. . . ) که اصول نیکان و استوانه های خوبان و زمامداران بندگان و پایه و ارکان شهرها هستید» (همان، ص۶۱۰).

حضرات معصومین: ، از سویی پایه و اساس هر خیر و شرافت و بزرگواری در عالم، و از سوی دیگر، پایه و تکیه گاهی مطمئن برای زندگی نیکان و خوبان عالم اند. اگر فردی در معرفت به اهل بیت: ، به مرحله ای برسد که وجود آنان را پایه و اساس ارزش ها بداند و هر خیری که به واسطه او در عالم جاری شود، فضل و رحمتی از جانب حضرات معصومین: تلقی کند، بالاترین گام معرفتی را برداشته است. اهل بیت: ، به عنوان حجت های خداوند، هدایتگران مردم به راه حق و همه فضیلت ها هستند، راه زندگی را بر همگان روشن می کنند و مردم را از هر نوع اشتباه و خطا نگه می دارند. در فرازی دیگر از زیارت جامعه می گوییم: «وَ أَنْتُمْ نُورُ الْأَخْیَارِ وَ هُدَاهُ الْأَبْرَارِ وَ حُجَجُ الْجَبَّار. . . »؛ «شما اهل بیت: روشنایی بخش زندگی خوبان و هدایتگران زندگی نیکان و حجت های خداوند هستید» (همان، ص۶۱۵).

به عبارت دیگر، اهل بیت: الگوی مردم در همه فضیلت ها و واسطه و حلقه وصل خدا و خلق اند:

مَنْ وَالاکُمْ فَقَدْ وَالَی اللهَ وَ مَنْ عَادَاکُمْ فَقَدْ عَادَی اللهَ وَ مَنْ أَحَبَّکُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللهَ وَ مَنْ أَبْغَضَکُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللهَ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ أَنْتُمُ الصِّرَاطُ الْأَقْوَمُ وَ شُهَدَاءُ دَارِ الْفَنَاءِ. . . (همان، ص۶۱۳).

ای اهل بیت، شما مدار و میزان حق و فضیلت ها هستید. ولایتِ شما همان ولایت خداست. هرکس با شما دوستی کند، با خداوند دوستی کرده است و هرکس با شما دشمنی کند، با خدا دشمنی کرده است. هرکس به شما چنگ زند و خود را به شما پیوند دهد، با خدا پیوند یافته است.

در فراز پایانی زیارت جامعه می گوییم:

وَ قَرَنَ طَاعَتَکُمْ بِطَاعَتِه. . . إِنِّی لَکُمْ مُطِیع. . . مَنْ أَطَاعَکُمْ فَقَدْ أَطاعَ اللهَ وَ مَنْ عَصَاکُمْ فَقَدْ عَصَی اللهَ. . . (همان، ص۶۱۷).

خداوند، طاعت شما را به اطاعت از خود قرین و نظیر ساخته است. من پیرو شما هستم. . . ؛ زیرا هرکس از شما اطاعت کند، از خدا اطاعت کرده است و هرکس با شما مخالفت کند، با خداوند مخالفت کرده است.

اما درباره شیوه تعامل و ارتباطات اهل بیت: با مردم در متون زیارتنامه ها، که از آن با عنوان مناسبات اجتماعی اهل بیت: یاد کردیم، نکات آموزنده ای وجود دارد که به اندازه گنجایش این مقاله، برخی از آنها را بررسی می کنیم:

۱- ارتباطات اخلاقی با مردم

پیامبر (ص) و اهل بیت طاهرینش: در دوران عمر شریفشان با رفتار و تعامل اخلاقی و مهربانانه، بذر محبت را در دل مردم می کاشتند و دوست و دشمن را به خود جذب می کردند. آن بزرگواران با محور قراردادن رفق، مدارا و گذشت، سنگ صبور مردم در همه مشکلات و گرفتاری ها بودند. در حدیثی از پیامبر اکرم (ص) آمده است که فرمود: «أَمَرَنِی رَبِّی بِمُدَارَاهِ النَّاسِ کَمَا أَمَرَنِی بِأَدَاءِ الْفَرَائِضِ»؛ «پروردگارم، مرا به مدارا با مردم دستور داد؛ چنان که به ادای واجبات مأمورم ساخت» (کلینی، ۱۳۸۹ق، ج ۲، ص۱۱۷).

این ویژگی اهل بیت: در زیارتنامه ها نیز به عنوان نماد و الگوی زندگی مطرح شده است؛ چنان که در زیارت جامعه می خوانیم:

. . . وَ شَأْنُکُمُ الْحَقُّ وَ الصِّدْقُ وَ الرِّفْقُ (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص۶۱۶).

شأن شما اهل بیت، این است که با حق و راست گویی و درست کرداری همراه هستید و با مردم در امور مختلف مدارا می کنید.

از دلایل توصیف پیامبر (ص) به داشتن خُلق بزرگ: {وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ} (قلم: ۴)، [۶]همان مهرورزی ایشان به مردم، و گذشت از خطاهای آنان است. تاریخ، انواع اذیت و آزار مردم درباره پیامبر اسلام (ص) را ثبت کرده است. با وجود این، پیامبر (ص) از خطاهای آنها می گذشت و برای آنان دعا می کرد: «اللّهمَ اهدِ قَوْمی فَاِنَّهُمْ لا یَعْلَمُون»؛ «خدایا! قوم مرا هدایت کن. اینها جاهل اند و نمی دانند» (طبرسی، ۱۴۱۷ق، ص۸۳). از همین رو، در زیارت جامعه، آن بزرگواران را دارای بالاترین درجه حلم و بردباری، توصیف و به محضرشان عرض می کنیم: «وَ مُنْتَهَی الْحِلْمِ»؛ «شما حضرات معصومین، در بالاترین افق حلم و بردباری جای گرفته اید»

(شیخ صدوق، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص۶۱۰؛ ابن مشهدی، ۱۴۱۹ق، ص۵۹).

انس بن مالک می گوید در محضر پیامبر (ص) بودم. عبایی، که حاشیه زمختی داشت، بر دوشش بود. عرب بادیه نشینی نزد آن حضرت آمد و عبای ایشان را گرفت و محکم کشید؛ طوری که حاشیه آن عبا، گردن حضرت را خراشید. سپس گستاخانه گفت: «ای محمد، از مال خدا که نزد تو هست، بر این دو شترم بار کن تا ببرم؛ زیرا این اموال، نه مال تو است

و نه پدرت». پیامبر (ص) اندکی سکوت کرد و سپس فرمود: «مال، مال خداست و من بنده

خدا هستم». آنگاه افزود: «ای اعرابی، آیا آسیبی که به من رساندی، به تو برسانم»؟ اعرابی گفت: «نه». پیامبر (ص) فرمود: «چرا»؟ اعرابی عرض کرد: «زیرا تو بدی را با بدی پاسخ نمی دهی؛ بلکه آن را با خوبی دفع می کنی». پیامبر (ص) با شنیدن سخن او لبخند زد و دستور داد تا بر یکی از شتران او جو، و بر دیگری خرما بار کردند و به او دادند (شیخ صدوق، ۱۴۰۰، ص۳۸۲).

چنین رفتارهایی از خاندان پیامبر (ص) نیز نقل شده است. پیامبر اکرم (ص)، امام علی علیه السلام را حلیم ترین مردم خواندند. سیره آن حضرت در رفتار با مروان، سعید بن عاص، عبدالله بن زبیر و دیگر دشمنانش در تاریخ ثبت است (محمدی ری شهری، ۱۴۲۱ق، ج ۹، ص۱۴۹-۱۵۲).

در روایتی آمده است که مردی از شام، با تحریک معاویه، به امام مجتبی علیه السلام ناسزا گفت. امام علیه السلام صبر کرد تا سخن او به پایان رسید. آنگاه به سوی او رفت، تبسمی کرد و به او سلام داد و فرمود: «گمان می کنم غریب هستی و شاید در اشتباه افتاده ای. اگر چیزی نیاز داری، برآورده کنیم. اگر راهنمایی می خواهی، راهنمایی ات کنیم و اگر گرسنه ای، سیرت کنیم. اگر برهنه ای، لباست دهیم و اگر نیازمندی، بی نیازت کنیم. اگر جا و مکان نداری، مسکنت دهیم و تا بازگشت به وطنت، میهمان ما باشی و. . . ». مرد شامی در برابر این خلق عظیم شرمنده شد، گریه کرد و گفت: «أَشْهَدُ أَنَّکَ خَلِیفَهُ اللهِ فِی أَرْضِهِ اللهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَه»؛ «گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمین هستی. خدا بهتر می داند که رسالت خویش را کجا قرار دهد». سپس عرضه داشت: «تو و پدرت پیش من، مبغوض ترین افراد بودید؛ ولی اکنون محبوب ترین افراد نزدم هستید» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۴۳، ص۳۴۴).

عبدالرزاق گوید که کنیزکی، آب روی دستان امام چهارم علیه السلام می ریخت تا حضرت برای نماز، وضو بسازد. ظرف آب از دست آن کنیز روی حضرت افتاد و صورت ایشان را زخمی کرد. امام علیه السلام به سوی او سر بلند کرد. کنیزک گفت: «خدا می فرماید: {وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظ}؛ آنها که خشم خود را فرو می خورند». حضرت فرمود: «خشم خود را فرو خوردم». کنیزک گفت: «{وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاس}؛ و آنها که از مردم درگذرند». فرمود: «خدا از تو بگذرد». عرض کرد: «{وَ اللهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِین} (آل عمران: ۱۳۴)؛ خداوند محسنان را دوست دارد». فرمود: «برو که تو آزادی» (شیخ صدوق، ۱۴۰۰ ق، ص۲۰۱).

مهر و عاطفه پیامبر (ص) به مردم، باعث شده بود که ایشان برای رشد و تعالی مردم، بسیار دلسوزی کنند و از گرفتاری و رنج مردم، غصه دار شوند:

{لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ماعَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ}(توبه: ۱۲۸).

یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است. اشتیاق شدیدی به [هدایتِ] شما دارد و با مؤمنان، رئوف و مهربان است.

در زیارت حضرت رسول (ص) هم می خوانیم: «وَ انَّکَ قَدْ رَؤُفْتَ بِالْمُؤْمِنِینَ، وَ غَلُظْتَ عَلَی الْکافِرِینَ. . . »؛ «(ای پیامبر!) همانا تو به مؤمنان، رأفت (مهربانی) کردی و به کافران، درشتی نشان دادی» (کلینی، ۱۳۸۹ق، ج ۴، ص۵۵۱؛ ابن طاووس، ۱۳۶۷ش، ج ۲، ص۶۰۵).

پیامبر (ص) و اهل بیت طاهرینش: ، که پدر معنوی مردم شمرده می شوند، محبت خود را به شکل های گوناگون نثار مردم می کردند؛ چنان که گاه با هدیه دادن و کمک مالی و گاه با همراه شدن با فقیران و دردمندان، به آنان محبت می کردند و با رفع مشکلاتشان، آنان را خرسند می ساختند. امام صادق علیه السلام فرمود: زمانی مردی خدمت رسول خدا (ص) رسید و وقتی جامه حضرت را کهنه دید، دوازده درهم به آن حضرت تقدیم کرد.

حضرت رسول (ص) به همراه امام علی علیه السلام به بازار رفتند تا پیراهنی بخرند. کنار راه، کنیزی را دیدند که نشسته است و گریه می کند. رسول خدا (ص) به او فرمود: «تو را چه شده است»؟ عرض کرد: «یا رسول الله، خانواده ام چهار درهم به من دادند تا چیزی را که مورد نیازشان بود، برایشان بخرم؛ ولی پولم گم شد و دیگر جرئت بازگشت به خانه را ندارم». رسول خدا (ص) چهار درهم به کنیز داد و فرمود: «نزد خانواده ات برگرد».

رسول خدا (ص) به بازار رفت و پیراهنی به چهار درهم خرید و آن را پوشید و خدای عزوجل را حمد گفت. پس مرد برهنه ای را دید که می گوید: «هر کس مرا بپوشاند، خدا از جامه های بهشتی به او بپوشاند». رسول خدا (ص) پیراهنی را که خریده بود، از تن درآورد و به آن سائل پوشانید. سپس به بازار بازگشت و با چهار درهم باقی مانده، پیراهن دیگری خرید و آن را پوشید و خدای عزوجل را حمد گفت و به سوی خانه اش بازگشت. دوباره با همان کنیز روبه رو شد که کنار راه نشسته بود و گریه می کرد. فرمود: «تو را چه شد که نزد خانواده ات نمی روی»؟ عرض کرد: «یا رسول الله، من دیر کردم. می ترسم مرا کتک بزنند».

رسول خدا (ص) فرمود: «پیشاپیش من راه برو و مرا به خانواده ات راهنمایی کن». آن حضرت، به همراه کنیز آمدند تا بر در خانه آنان ایستاد. سپس فرمود: «سلام بر شما ای اهل خانه»! پاسخش ندادند. دوباره سلام داد. پاسخش ندادند. بار سوم، سلام کرد. گفتند: «سلام بر تو باد یا رسول الله»! حضرت فرمود: «چرا بار اول و دوم پاسخ مرا نگفتید»؟ عرض کردند: «یا رسول الله، سخن شما را شنیدیم؛ ولی دوست داشتیم بیشتر بشنویم». رسول خدا (ص) فرمود: «این کنیز، دیر کرده است. آزارش نکنید». عرض کردند: «یا رسول الله، به احترام تشریف فرمایی شما آن کنیز را آزاد کردیم».

رسول خدا (ص) فرمود: «حمد خدا را که هیچ دوازده درهمی، پُربرکت تر از این درهم ها ندیده ام که خداوند دو برهنه را با آن پوشانید و یک بنده را آزاد کرد» (شیخ صدوق، ۱۳۶۲ش، ج ۲، ص۴۹۱).

به دلیل همین بخشندگی ها و مساعدت های مالی، آنان را در زیارت جامعه با عنوان «اُصُولَ الْکَرَمِ» (پایه ها و ریشه های بخشش و نیکی) یاد می کنیم و در فراز دیگر، می گوییم: «وَ عَادَتُکُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَم. . . »؛ «ای اهل بیت پیامبر، عادت شما نیکی و طبیعت شما بخشش است» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۶۱۶).

تمام مفسران شیعه و سنی (طیب، ۱۳۷۸ش، ج ۱۳، ص۳۱۸؛ قرطبی، ۱۳۸۴ق، ج ۲۰، ص۱۳۱-۱۳۳؛ فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج ۳۰، ص۷۴۶-۷۴۷)، شأن نزول آیات ۵ الی ۲۲ سوره انسان را درباره ایثار و ازخودگذشتگی حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا علیه السلام می دانند که با وجود گرسنگی شدید، نان افطار خود را سه شب متوالی، به مسکین و یتیم و اسیر دادند و خود گرسنه خوابیدند.

تاریخ، نمونه های زیادی از این احسان های ایثارگونه اهل بیت: را ثبت کرده؛ چنان که نقل شده است پیامبر اسلام (ص) در عروسی حضرت زهرا (س) یک دست پیراهن نو به ایشان داده بود تا در شب عروسی بپوشد. وقتی حضرت فاطمه (س) به خانه زفاف رفت، بر سجاده عبادتش نشسته بود و با خدا مناجات می کرد، ناگاه مستمندی به در خانه حضرت فاطمه (س) آمد و با صدای بلند گفت: «از درِ خانه نبوت، یک پیراهن کهنه می خواهم».

حضرت فاطمه (س) در آن وقت، دو پیراهن داشت: یکی کهنه و دیگری نو. طبق تقاضای فقیر، خواست پیراهن کهنه را به او بدهد. ناگاه به یاد این آیه افتاد که می فرماید: {لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّی تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ. . . }؛ «هرگز به حقیقت نیکوکاری نمی رسید، مگر آنچه را دوست دارید، انفاق کنید» (آل عمران: ۹۲). ازاین رو، تصمیم گرفت پیراهن نو را به فقیر بدهد و همین کار را هم کرد.

فردای آن شب، وقتی پیامبر (ص) پیراهن کهنه را بر تن دخترش دید. پرسید: «چرا پیراهن نو را نپوشیده ای»؟ حضرت زهرا (س) عرض کرد: «آن را به فقیر دادم». پیامبر (ص) فرمود: «اگر پیراهن نو را برای شوهرت می پوشیدی، بهتر و مناسب تر بود». حضرت فاطمه (س) عرض کرد: «این روش را از شما آموخته ام. در آن هنگام که مادرم خدیجه، همسر شما گردید، همه اموالش را در راه شما به تهیدستان بخشید. کار به مرحله ای رسید که فقیری در خانه شما آمد و تقاضای لباس کرد. در خانه، لباسی وجود نداشت. شما پیراهن خود را از تن بیرون آوردید و به او دادید». پیامبر (ص) تحت تأثیر محبت ها و خلوص دخترش زهرا (س) قرار گرفت. اشک از چشمانش سرازیر شد و حضرت فاطمه را به نشانه محبت، به سینه اش چسبانید. فرشته وحی فرود آمد و گفت: «هان ای پیامبر خدا! پروردگارت سلام می رساند و به من فرمان داده است که سلام خدا را بر دخت گران قدرت فاطمه ابلاغ کنم و آنگاه این جامه بی نظیر را که از دیبای سبز بهشت است، به پاس انفاق خالصانه و سخاوت و بلندنظری اش در راه حق، به او تقدیم دارم» (صفوری شافعی، ۱۴۲۸ق، ج ۲، ص۲۲۶؛ بحرانی، ۱۴۰۷ق، ج ۱۱، ص۲۳۰).

۲- ایفای مسئولیت درباره مردم

بخش مهمی از زندگی پیامبر (ص) و خاندان مطهر ایشان، صرف خدمت به مردم شده است. تاریخ، جلوه های زیبایی از ایثار و فداکاری پیامبر (ص) و اهل بیت اطهار: را در زمینه رسیدگی به امور مردم و رفع گرفتاری های آنان ثبت کرده است؛ مانند:

یک هدایت مردم به سوی دین

مهم ترین رسالت پیامبر اکرم (ص)، تبیین معارف قرآن و هدایت مردم به سوی ارزش های والای دینی است (نحل: ۶۴). آن حضرت، وظیفه هدایتگری امت را پس از خود به خاندانش محول کرد و قرآن و اهل بیت: را (در حدیث ثقلین)، به عنوان دو یادگار ارزشمند، چراغ راه مردم قرار داد و فرمود: «اگر به رهنمودهای این دو پایبند باشید، به سعادت خواهید رسید و از گمراهی و سرگردانی نجات خواهید یافت» (سلیم بن قیس، هلالی، ۱۴۰۵ق، ج ۲، ص۶۴۷). [۷] پیامبر (ص) و خاندان مکرم ایشان، به دلیل برخورداری از دانش کافی و کامل، شایستگی و اهلیت اخلاقی، قدرت و توانایی برای هدایتگری، عالی ترین و مطمئن ترین راهنمایان بشر به سوی رستگاری و خوشبختی هستند. مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی، بابی قرار داده است با عنوان: «أنَّ الْأئِمَّه هُمُ الْعَلامَاتُ»؛ «امامان نشانه ها و علامت ها هستند» (کلینی، ۱۳۸۹ق، ج ۱، ص۲۰۶)؛ به این معنا که اگر مردم بخواهند با عبودیّت (به معنای حقیقی) و همچنین عقاید صحیح توحیدی آشنا شوند و آموزه های عالیه دین و ارزش های اخلاقی را به طور کامل و متقن فرا بگیرند، می باید دست به دامان اهل بیت و امامان بزرگوار: شوند؛ زیرا فقط آنان در تمام فضائل انسانی، اعمّ از زهد، ورع و تقوا، صدق و عدل، امانت داری و. . . جلوه های کامل صفات الهی و اسوه و الگوی بی عیب برای همه امت هستند. ازاین رو، مردم فقط با راهنمایی و هدایت معصومین: می توانند به قله معرفت الهی دست پیدا کنند و حقایق را دریابند. در زیارتنامه ها به طور مکرر و با عبارت های گوناگون، جایگاه ویژه و مسئولیت بالای اهل بیت نبوت: در این زمینه، بیان شده است؛ چنان که در زیارت جامعه عرض می کنیم: «السَّلَامُ عَلَی الدُّعَاهِ إِلَی اللهِ وَ الْأَدِلَّاءِ عَلَی مَرْضَاهِ الله. . . »؛ «سلام و تحیّت ما به آستان مقدس آن بزرگوارانی باد که دعوت کنندگان به سوی خدا و راهنمایان به موجبات رضای خدا هستند» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۶۱۰).

همچنین در فراز دیگری از زیارت جامعه می گوییم: ای اهل بیت گرامی، خداوند به شما چنین منزلت و جایگاهی داده است: «وَ أَعْلَاماً لِعِبَادِهِ وَ مَنَاراً فِی بِلَادِهِ وَ أَدِلَّاءَ عَلَی صِرَاطِهِ. . . »؛ «شما را پرچم های (هدایت) برای بندگانش، و محل های نور در آبادی هایش، و راهنمایان بر راهش قرار داده است» (همان، ص۶۱۱).

از دیدگاه شیعه، تا انسانی در کره خاکی هست، بدون راهنمای الهی نخواهد بود و آنها همان راهنمایان از اهل بیت: اند. این راه (هدایت)، افزون بر آنکه شاهراه و نزدیک ترین مسیر است، مزین به پرچم های مطمئن و نشانه های راستین هدایت (عَلَمُ المَنصُوب)، (ابن مشهدی، ۱۴۱۹ق، ص۵۶۸) نیز هست که با تابش نور و هدایتگری های مهربانانه خود، جهان را روشن می سازند تا بندگان خدا هرگاه سر بلند کنند، پرچم برافراشته حق را ببینند و از سردرگمی و حیرانی نجات یابند.

دو تربیت مردم

بنابر تصریح قرآن (جمعه: ۲؛ آل عمران: ۱۶۴)، از اهداف رسالت پیامبر اکرم (ص) «تربیت» انسان است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در بیان اهداف رسالت پیامبر (ص) فرمود:

از نشانه های لطف و کرم خداوند به این امت، که موجب فضیلت این امت شد، این است که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) را به سوی آنان فرستاد. پس پیامبر (ص) به آنان کتاب و حکمت، سنت و واجبات را آموخت و آنان را تربیت کرد تا راه هدایت پیش گیرند و یکی شان کرد تا متفرق و پراکنده نشوند و آنان را تزکیه نمود تا پاک شوند (دیلمی، ۱۴۱۲ق، ج ۲، ص۳۲۲).

معصومین: ، در هر زمان، به عنوان معلم و مربّی مردم در امور اخلاقی و تربیتی، نقش خود را ایفا می کردند. تاریخ نشان می دهد که هر یک از آن بزرگواران در طول حیاتشان، بزرگ ترین شخصیت های علمی و اخلاقی را تربیت کرده اند. در زیارتنامه ها به نقش تربیتی اهل بیت: نیز با عبارت های مختلف اشاره شده است.

در فرازی از زیارت جامعه، خطاب به ائمه معصومین: عرض می کنیم: «کَلَامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ وَ وَصِیَّتُکُمُ التَّقْوَی. . . »؛ «سخن شما، سراسر نور، و امر (شأن و فرمان) شما رشدآور، و توصیه شما به تقواست» (شیخ صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص۶۱۶).

در زیارت حضرت فاطمه زهرا (س) آمده است:

السَّلَامُ عَلَی الطَّاهِرَهِ الْحَمِیدَهِ، وَ الْبَرَّهِ التَّقِیَّه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.