پاورپوینت کامل پدرتباری در جامعه اسلامی «قسمت دوّم» ۸۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پدرتباری در جامعه اسلامی «قسمت دوّم» ۸۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پدرتباری در جامعه اسلامی «قسمت دوّم» ۸۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پدرتباری در جامعه اسلامی «قسمت دوّم» ۸۹ اسلاید در PowerPoint :
>
۴۰
پدرتباری و رویکرد سیاسی
تاکنون متون دینی مربوط به پدرتباری و سنتهای دیرین اعراب قبل از اسلام را با یک دید قرن بیستمی ملاحظه نمودیم و دیدیم قبل از اسلام پدرتباری
تام بی هیچ نقش زن حاکم بود ولی بعد از اسلام از همان متون دینی دو نوع برداشت متباین ارائه شد؛
۱ـ پدرتباری
۲ـ دوتباری
به نظر می رسد این دو نوع برداشت برآیند تعامل سه فاکتور بود که به صورت مثلثی به منصه ظهور می رسد:
الف: سنت دیرین پدرتباری
ب: متون دینی
ج: نیازهای سیاسی ـ اجتماعی
با تشریح مطالب فوق ملاحظه خواهید کرد چه اندازه بحثهای فقهی متأثر از مسایل سیاسی و اجتماعی است و عرف و عادات اجتماعی چه نقشی در
برداشتهای فقهی ایفاء می کنند.
پس از خلفای اوّلیه، بنی امیه (۴۰ه··· .ق تا ۱۳۲هـ.ق) و سپس بنی عباس (۱۳۲ه··· .ق تا ۶۵۶ه··· .ق) به ترتیب به حکومت رسیدند. علویّون در هر دو دوره رقیب
سرسخت حکومت به شمار می رفتند. از آنجا که هر سه گروه از قریش بودند سعی وافر در انتساب خویش به رسول خدا داشتند، مهمترین اهرمی که علویّون
برای جذب قلوب مردم از آن برخوردار بودند انتساب ایشان به پیامبر خدا(ص) از طریق حضرت زهرا(س) بود. بدین ترتیب برداشت دوتباری از اسلام
مساوی بود با قبول اینکه علویّون فرزندان رسول خدا هستند و در نتیجه استحقاق بیشتری برای حکومت دارند، زیرا در جوامع قبیله ای انتساب اهمیت
داشت.
در مقابل، با احیاء سنت پدرتباری قبل از اسلام، که رحم زن را به مثابه ظرف می پنداشت، علویّون هیچ امتیازی از انتساب خویش از طریق زهرا(س) به
رسول اللّه (ص) به دست نمی آوردند. زیرا عباس و ابوطالب و امیه (با چند واسطه) [عده ای از علما معتقدند امیه غلام عبد مناف جد اعلای پیامبر بود که عبد
مناف او را آزاد و سپس به پسرخواندگی انتخاب نمود، فلذا انتساب نسبی با پیامبر ندارد ولی چنانچه می دانیم بنی امیه همواره خود را از قریش و از طایفه
پیامر می دانستند. این امر در توجیه حکومت آنها نقش مثبت داشت [عموهای پیامبر بودند و همه گروهها می توانستند رسول اللّه را پسرعمو خطاب کنند. لذا
می بینیم بنی امیه و بنی عباس هر دو در صدد انکار انتساب علویون به رسول اللّه (ص) و ترویج بازگشت به فرهنگ ماقبل اسلام هستند. در مقابل، فرزندان
زهرا(س) خود را فرزندان رسول اللّه می پندارند و این گفتگو در هر دوره مشهود است.
فقیه محمد ابن طلحه شافعی در کتاب «مطالب السؤوول فی مناقب آل الرسول» ص۴ نقل می کند؛ شعبی به آل رسول تمایل داشت و معتقد بود ایشان
فرزندان رسول خدا(ص) و ذریه وی هستند، خبر این مطلب از او، به حجاج بن یوسف ثقفی (۴۱ه··· .ق الی ۹۵ه··· .ق) رسید و حجاج از شعبی ناراحت شد و بر
وی غضب نمود. روزی وی را خواست. شعبی وارد شد در حالی که علما و اشراف کوفه و بصره حضور داشتند، حجاج سلام شعبی را به گرمی رد نکرد و
همین که نشست، گفت: ای شعبی! خبر اعتقاد تو به من رسیده است که نشانگر جهل تو است؟ آیا فرزندان مرد به جز او به کس دیگری نسبت داده
می شوند؟
ـ چرا فرزندان علی را فرزندان رسول اللّه (ص) و ذریه او می نامی؟
ـ آیا آنها انتسابی به جز از طریق مادرشان فاطمه به رسول خدا دارند؟
ـ آیا نمی دانی نسبت از طریق دختران نیست، بلکه از طریق پسران است؟
حجاج در توبیخ شعبی مبالغه نمود، هرچه شعبی به سکوت خویش ادامه می داد حجاج در ملامت وی زیاده روی می کرد.
شعبی سرش را بلند کرد و گفت: یا امیر! سخنان تو به سخنان کسی می ماند که انگار کلام خدا و سنت پیامبرش را نمی داند و یا از آنها اعراض می کند.
ـ آیا خدا در قرآن، به هنگام خطاب بندگان، «یا بنی آدم» (اعراف، ۲۶ـ۲۷ـ۳۰ـ۳۴) و «یابنی اسرائیل» (بقره، ۳۹ـ۴۵ـ۱۱۷) خطاب نمی کند؟
ـ سپس آیه ۸۴ و ۸۵ سوره انعام را تلاوت نمود که درآن خداوند داود و سلیمان و ایوب و نیز ذکریا و یحیی و عیسی و الیاس را از نژاد ابراهیم می داند.
ـ شعبی گفت: قراء دو شهر کوفه و بصره و جمله کُتّاب عزیز حاضر هستند و آنچه می گویم شاهدند.
ـ ای حجاج اتصال عیسی به آدم و اسرائیل (یعقوب«ع») و ابراهیم خلیل را می بینی؟ به کدامین پدر به آنها متصل است؟ آیا به جز از طریق مادرش
مریم؟
خداوند عیسی را از فرزندان ابراهیم می داند در حالی که عیسی(ع) پدر نداشت و این انتساب تنها از طریق مادر است.
حجاج در مقابل این استدلال خجل شد و شروع به تلطف نسبت به شعبی نمود.(۱)
«شعبی» خیال می کرد «حجاج» قرآن نمی داند ولی «حجاج» علاوه بر قرآن چیزی می دانست که «شعبی» از آن غفلت داشت و آن «علم سیاست» بود.
حجاج وقتی که از طرف عبدالملک مروان مأمور سرکوبی عبداللّه بن زبیر شد، با منجنیق خانه خدا را خراب کرد و عبداللّه بن زبیر را کشت و سر او را به شام
فرستاد. وی در مدت ۲۰ سال حکومت خود در کوفه و بصره و دیگر نواحی عراق مظالم بسیار مرتکب شد.(۲)
برای کسی که خانه خدا حرمت نداشت، متن قرآن مهم نبود. او در صدد بسط حکومت خویش بود و آل علی(ع) مزاحم این حکومت بودند و مصالح سیاسی
او اقتضا می کرد انتساب علویّون را به رسول خدا به هر نحو ممکن انکار نماید و اگر در آن جلسه نتوانست شعبی را از مکنونات درونی خویش آگاه سازد، به
مقتضای مصلحت بود.
اگر بخواهیم به زبان پارتوئی بیان کنیم باید بگوییم نقاط BوC در حکم مشتقات هستند. انگیزه بنی امیه و همچنین بنی عباس درنکته E نهفته است که
همان تحکیم مواضع قدرت می باشد و با ترسیم خط عمود منصف، مثلث متساوی الاضلاع، به دو مثلث قائم الزوایه تبدیل می شود که یکی متدینین را گول
می زد و دیگری سنت پرستان را.
بنی عباس که از نسل عموی پیامبر(ص) (عباس ابن عبدالمطلب) بودند، از انتساب خود به خاندان رسالت بهره برداری تبلیغاتی نموده خود را وارث خلافت
معرفی می کردند. رقابت این گروه با علویّون در انتساب به رسول اللّه از بنی امیه نیز شدیدتر بود، زیرا برخلاف بنی امیه که فقط از قریش بودند، اینها اگر
انتساب علویّون از طریق فاطمه به رسول خدا را نفی می کردند، هم ردیف آنها می گشتند.
به خصوص اینکه بنی الحسن (فرزند امام حسن(ع)) در براندازی حکومت بنی امیه با بنی عباس همکاری تنگاتنگ داشتند و حمایت مردم از این گروه بیشتر
به خاطر وجهه معنوی علویّون صورت می گرفت ولی بعد از پیروزی، بنی عباس حکومت را در انحصار خود گرفتند و علویون محروم شدند.
با چنین زمینه ای ترویج پدرتباری (موروث قبل از اسلام) و نفی ارزش انتساب آل علی به رسول خدا از ناحیه مادر، کمال اهمیت را داشت. لذا می بینیم
عباسیون نیز همان سیاست بنی امیه را در پیش گرفته و پدرتباری را ترویج می کردند.
هارون عباسی آشکارا روی انتساب خود به مقام رسالت تکیه نموده در هر فرصتی آن را مطرح می کرد. وی روزی وارد شهر مدینه شد و رهسپار زیارت قبر
مطهر پیامبر(ص) گردید.
هنگامی که به حرم پیامبر(ص) رسید، انبوه جمعیت از قریش و قبایل دیگر آنجا گرد آمده بودند. هارون رو به قبر پیامبر نموده، گفت: «درود بر تو ای پیامبر
خدا! درود بر تو ای پسرعمو!» (السلام علیک یا رسول اللّه ، السلام علیک یا ابن عم!)
او در میان آن جمعیت زیاد، نسبت عموزادگی خود با پیامبر اسلام(ص) را به رخ مردم می کشید و عمدا به آن افتخار می نمود تا مردم بدانند خلیفه پسرعموی
پیامبر است!
در این هنگام پیشوای هفتم که در آن جمع حاضر بود، از هدف هارون آگاه شده نزدیک قبر پیامبر رفت و با صدای بلند گفت: «درود بر تو ای پیامبر خدا!
درود بر تو ای پدر!» (السلام علیک یا رسول اللّه ، السلام علیک یا ابه!). هارون از این سخن ناراحت شد، به طوری که رنگ صورتش تغییر یافت و بی اختیار
گفت: «واقعا این افتخار است».
هارون به وسایلی می خواست پیامبرزادی این پیشوایان بزرگ را نیز انکار کند. او روزی به امام کاظم(ع) گفت: «شما چگونه ادعا می کنید که فرزند پیامبر
هستید، در حالی که در حقیقت فرزندان علی هستید، زیرا هر کس به جد پدری خود منسوب می شود نه جد مادری»! امام(ع) آیه ۸۶ سوره انعام را تلاوت
نمود و فرمود: در این آیه، عیسی از فرزندان پیامبران بزرگ پیشین شمرده شده است در صورتی که او پدر نداشت و تنها از طریق مادرش مریم، نسب به
پیامبران می رساند، بنابر این به حکم آیه، فرزندان دختری نیز فرزند محسوب می شوند. ما نیز به واسطه مادرمان «فاطمه» فرزند پیامبر محسوب
می شویم.(۳)
مباحث دیگری در این باب نقل شده که همه نمایانگر تقابل جدی علویون با بنی امیه و بنی عباس در هر دو دوره می باشد و معلوم می گردد که تز دوتباری
اسلام، منافع سیاسی ـ اجتماعی حکام بنی امیه و بنی عباس را تأمین نمی کرد. لذا بازگشت به فرهنگ قبل از اسلام را ترجیح می دادند
پدر تباری در آئینه فقه
.
تا جایی که نگارنده سراغ دارد هیچ یک از اندیشمندان دینی، بحث مستقلی پیرامون پدرتباری از دید اسلام ارائه نکرده است ولی بحث پدرتباری و اینکه آیا
نوه های دختری نیز فرزند محسوب می شوند یا نه با برخی مباحث فقهی ملازمه دارد. از این رو می توان دیدگاههای فقها را در این مورد در سه باب فقهی
جستجو نمود:
الف: باب وقف بر اولاد
ب: ارث نوه های دختری
ج: باب خمس
ـ شخصی ثروتی را بر اولاد خود وقف نموده که نسل اندر نسل از منافع آن بهره مند گردند، آیا کسانی که از طرف مادر به آن شخص منسوبند از منافع آن
حقی دارند یا نه؟ اگر قائل به پدرتباری بشویم سهمی ندارند ولی اگر معتقد باشیم نوه های دختری نیز فرزند شخص محسوب می شوند، نتجیه اش این است
که آنها نیز از منافع آن موقوفه بهره مند می گردند.
ـ آیا نوه های دختری جایگزین فرزند بلاواسطه (دختر میت) هستند یا حکم ارث بری آنها ملازمه ای با فرزند بودن ندارد و آنها اولاد میت نیستند. سید
مرتضی علم الهدی (۳۵۵ ـ ۴۳۶ه··· .ق) که طرفدار دوتباری در دین اسلام است می گوید: «نوه های دختری جایگزین بلاواسطه انسان می شوند و بر اساس
«الذکر مثل حظ الانثیین» (نساء، آیه ۱۱) ارث می برند. پس اگر میتی یک نوه دختری مذکر داشته باشد و یک نوه پسری مؤنث داشته باشد، مذکر دو برابر
مؤنث ارث می برد اگرچه انتساب وی از طریق مادر است.(۴)
ـ «خمس»، یک نوع مالیات اسلامی است، که به معدن، غواصی، مال حلال مخلوط به حرام درآمد کسب، غنیمت و… تعلق می گیرد مؤمن یک پنجم درآمد
اضافه بر مصارف سالیانه را به عنوان خمس به مراجع دینی پرداخت می کند. طبق طرح اولیه اسلام این درآمد به شش قسم تقسیم می شود:
سهم خدا، سهم پیامبر(ص)، سهم امام(ع) و این سه سهم، امروزه از آن امام زمان(عج) می باشد و سه سهم دیگر برای ایتام، فقرا (مساکین) و در راه ماندگان
(ابن السبیل) از کسانی که از جهت پدر به عبدالمطلب منتسب هستند، پس اگر از ناحیه مادر به وی منتسب باشند سهمی از خمس ندارند و صدقه (زکات) بر
آنها حلال است.(۵)
امروزه خمس به دو قسم می شود: ۱ـ سهم امام(ع)، مراجع به نیابت از امام عصر(ع) سهم خدا، سهم پیامبر و سهم امام معصوم(ع) را اخذ نموده و به مصارف
مورد نظر می رسانند. ۲ـ سهم سادات: مؤمنین نصف خمس را به مصارف سادات فقیر می رسانند.
در اینکه آیا عنوان «سید» شامل فرزندان دختری نیز می شود یا نه، در میان فقهای شیعه اختلاف هست.
الف: سادات کسانی هستند که از ناحیه پدر به عبدالمطلب منتسب هستند. اکثریت فقها طرفدار این اندیشه هستند و این نظریه مشهور است.
ب: کسانی که از ناحیه مادر به عبدالمطلب منتسب می گردند نیز جزو سادات به شمار می روند و از سهم سادات بهره مند می گردند، طبق این اندیشه نوه های
دختری نیز فرزند محسوب می شوند و دختران می توانند تبار را حفظ کنند.(۶)
البته بین احکام فقهی فوق و پدرتباری همواره ملازمه موجود نیست. عده ای از فقها با اینکه معتقدند نوه های دختری فرزند محسوب می شوند، یعنی کسانی
که از طرف مادر به بنی هاشم منسوب اند، سادات هستند ولی به خاطر دلیل خاص یعنی (مرسله حماد، وسایل، ب۱، کتاب خمس) از خمس محروم
هستند.
«عبداللّه بن صالح بحرانی (۱۱۴۳ه··· .ق) معتقد است گرچه کسی که مادر وی سید باشد، سید و فاطمی است ولی در استحقاق خمس به خاطر مرسله حماد،
توقف می کند، یعنی حکم را مبتنی بر انتساب نمی داند».(۷)
شیخ یوسف بحرانی (۱۱۸۶هـ ق) صاحب کتاب فقهی معروف الحدائق الناضره توقف عبداللّه ابن صالح بحرانی را نمی پسندد و معتقد است که بین حکم
خمس و پدرتباری ملازمه وجود دارد. زیرا، «مرسله حماد» مطلق نیست و محرومیت منسوبین مادری را از خمس بر پدرتباری مبتنی می کند که ما
قبول نداریم.
«عن العبدالصالح ابی الحسن الاول(ع): و من کانت امه من بنی هاشم و ابوه من سائر قریش فان الصدقات تحل له ولیس له من الخمس شی ء فانِ اللّه
یقول: ادعوهم لابائهم(احزاب،۶)».(۸)
این مرسله به آیه استشهاد می کند، یعنی خداوند می فرماید: آنها را بانام پدرانشان بخوانید، پس فرزند مال پدر و منسوب به پدر است نه مادر. در حالی که ما
در گذشته توضیح دادیم این آیه در باره لغو فرزند خواندگی است. با نام پدرانشان بخوانید، یعنی به دیگر مردان منتسب نکنید، بلکه به پدر خونی شان منتسب
نمایید. پس در این آیه پدر در مقابل دیگر مردان است نه در مقابل مادر، زیرا در آیه قبلی (احزاب، ۳) بیان می کند فرزند اعتباری (فرزند خوانده) و مادر
اعتباری (زن ظهار شده) هیچ کدام فرزند و مادر نیستند، همچنان که خداوند پدرِ اعتباری را نفی می کند، مادر اعتباری را نیز نفی می کند.
به هر حال، فقها در مسأله پدرتباری به دو گروه عمده تقسیم شده اند، بدون وارد شدن در مباحث صرف فقهی با ذکر ادله طرفین، برآنیم تا خاستگاه فکری
آنها و آبشخور برداشت آنها را بررسی نماییم.
ادله برداشت پدرتباری
از متون دینی
الف ـ عرف:
«علامه حلّی» (۷۲۶ه··· ) در کتاب خمس بعد از ذکر قول مشهور، می گوید: «سید مرتضی علم الهدی (۳۵۵ ـ ۴۳۶ه··· .ق) معتقد است نوه های دختری
(ابن البنت) فرزندان حقیقی محسوب می شوند پس وقف بر اولاد فاطمه، فرزندان دختری وی را نیز شامل است». ولی علامه قول مشهور (نوه های دختری
فرزند حقیقی نیست) را ترجیح می دهد:
«والاقرب الاول (المشهور)، لنا انه انمایصدق الانتساب حقیقه اذا کان من جهه الاب عرفا فلایقال ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 