پاورپوینت کامل سفره های خالی و …خالی تر ۷۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سفره های خالی و …خالی تر ۷۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سفره های خالی و …خالی تر ۷۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سفره های خالی و …خالی تر ۷۱ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۶

«فقر» چیست؟

«فقر» چهره ای زشت از زندگی است.
چهره ای زرد، سرد و بی روح؛ و انسان فقیر
انسانی است که آنچه خداوند برای او
خواسته، از وی دریغ شده است.

اما براستی «فقر» کدام سطح از زندگی
است؟ چه کسی واقعا فقیر است؟ حداقل
امکانات زندگی کدام است؟ خط فقر
کجاست؟ بر چه محرومیتها یا
محدودیتهایی می توان نام «فقر» نهاد؟ آیا
«فقر» در همه جوامع یکسان و یک شکل
است؟ آیا هر کسی به مجرد عدم دستیابی
به یک امکان مالی یا اجتماعی می تواند خود
را فقیر بپندارد؟ و … زنان در مقابل «فقر» تا
چه حد آسیب پذیرند؟

بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان
در حال حاضر در شرایطی زیر خط غیر قابل
قبول فقر زندگی می کنند. این در حالی است
که یک میلیارد نفر دیگر نیز با فقر نسبی
دست به گریبانند. اینان بیشتر ساکن
کشورهای در حال توسعه بویژه مناطق
روستایی کم درآمد آسیا، اقیانوس آرام،
آفریقا، آمریکای لاتین بوده و گروهی نیز
حتی در کشورهای توسعه نیافته بسر
می برند.

فقر علل بسیاری دارد و مشکلی
پیچیده و چند بعدی است. در یک بیان عام،
فقر را موقعیتی می گویند که نیازها و
خواسته ها به طور کامل و مناسب برآورده
نمی شود. اگرچه برای بیان دقیق تر باید
مشخص شود که چه نیازهایی مورد نظر
بوده و چه سطحی از برآورده شدن این
نیازها شاخص فقیر بودن یا نبودن است. از
همین رو تعاریف مربوطه به طور اساسی به
استانداردهای زندگی و چگونگی
نیازمندیهای انسانی در یک جامعه
بازمی گردد. به بیان دیگر این تعریف عام از
فقر محتاج تعیین شاخصها و کیفیت
زندگی با در نظر گرفتن مفهوم فقر مطلق و
فقر نسبی است.

جلوه های مختلف «فقر»

برای روشن تر شدن موضوع باید
دانست که فقر جلوه های مختلفی دارد. از
آن جمله نبود درآمد و منابع مولد کافی برای
تداوم معیشت، گرسنگی و سوء تغذیه، عدم
دسترسی به امکانات آموزشی و دیگر
خدمات اساسی، افزایش ناخوشی و مرگ و
میر ناشی از بیماری، بی خانمانی و کمبود
مسکن، محیط زیست ناامن، تبعیض و
محرومیت اجتماعی، عدم مشارکت در
تصمیم گیری برای حیات اجتماعی و
فرهنگی.

بنابراین، فقر در همه کشورها وجود
دارد: فقر انبوه، در بسیاری از کشورهای در
حال توسعه، انبوه فقرا در قلب ثروت در
کشورهای توسعه یافته، فقدان امکانات
زندگی در اثر رکود اقتصادی جوامع، فقر
ناگهانی در نتیجه بلایای طبیعی یا
کشمکشهای داخلی و خارجی، فقر
کارگرانی که دستمزدشان پایین است و
تهیدستی کسانی که در خارج از نظام
حمایتی خانواده و نهادهای اجتماعی قرار
می گیرند. در این میان و در همه این کشورها
زنان بار نامتناسبی از فقر را بر دوش
می کشند و کودکانی که در فقر بزرگ
می شوند اغلب برای همیشه وضع
نامساعدی خواهند داشت.

همچنین سالمندی، معلولیت و
پناهندگی نیز گاه می تواند از جلوه ها و
اشکال فقر بشمار آید. فقر با فقدان کنترل بر
منابع از جمله زمین، مهارتها، دانش،
سرمایه، روابط اجتماعی، دسترسی به
فرصتهای اقتصادی و برخورداری از
خدمات اساسی اجتماعی نیز ارتباط
تنگاتنگ و جدایی ناپذیر دارد.

لذا بر اساس آخرین دیدگاههای
اقتصادی و اجتماعی، فقر امروزه نه تنها به
درآمد، بلکه به امکان دسترسی به خدمات
اجتماعی نیز وابسته است.

فقر نسبی و فقر مطلق

خصوصیات ملی، نقش مهمی را در
تعیین و تعریف «فقر» ایفا کرده و سطح
توسعه و پیشرفت اقتصادی و فرهنگی در
هر کشور یک عامل کلیدی برای تعیین خط
فقر است.

برای تعیین فقر باید میزان درآمد خانوار
و هزینه ها و مخارج آن به منظور رفع حداقل
نیازهای اساسی در نظر گرفته شود. در این
رهگذر به چهار مسأله باید توجه کرد:

۱ـ چه نیازهایی اساسی هستند؟

۲ـ حدود یا درجه رضایتمندی
خانوار چیست؟

۳ـ گزینش انواع و کمیّت کالاها و
خدمات برای برآورده کردن نیازهای
اساسی که امری ضروری است، چگونه
صورت می گیرد؟

۴ـ هزینه کل اقلام و خدمات برای
خانوار چقدر است؟

با در نظر گرفتن مسایل فوق، مفهومِ
فقر نسبی، عدم دسترسی به امکانات به
طور نامتساوی یا محرومیت نسبی است.
در این میان تفاوتهای موجود بین کشورها
با توجه به سطح توسعه اقتصادی،
اجتماعی آنها و سنتهای رایج فرهنگی،
موجب تفاوت در تعریف «فقر» است.

اما مشخصه های فقر مطلق عبارتند از
محرومیت شدید از نیازهای اساسی انسانی
از جمله غذا، آب آشامیدنی سالم، تسهیلات
بهداشتی، سرپناه، آموزش و اطلاعات.

بنابراین تعریف مفهوم فقر و انتخاب
روند اندازه گیری مناسب آن، تنها در نتیجه
یک تجزیه و تحلیل آگاهانه، حساس و
ظریف از واقعیات اجتماعی به دست می آید.
این تجزیه و تحلیل همچنین باید به این
سؤالات پاسخ گوید که آیا فقر معضلی
گسترده است و قشر کثیری از جمعیت را
تحت تأثیر قرار داده یا در سطح یک منطقه
یا طبقه متمرکز است؟ ریشه های آن
کدامند؟ آیا به مسایل سنتی مربوط است یا
در اثر تغییر و تحولات تکنولوژیکی و
اقتصادی رخ داده است؟ چهره و
خصوصیات اصلی آن چیست؟ زیر سطح
تغذیه مناسب بودن یعنی چه؟ میزان
کودکان مدرسه نرفته یا ترک تحصیل کرده،
عدم دسترسی به خدمات اجتماعی، شغل یا
حاشیه نشینی چیست؟ خط رضایتمندی
خانوارها در سطوح مختلف اجتماعی کدام
است؟ و بالاخره تعیین اینکه چه کسی را با
در نظر گرفتن ویژگیهای اساسی فقر، فقیر
می دانیم؟

شاخص فقر انسانی در کشورهای
صنعتی یا توسعه یافته و کشورهای در
حال توسعه

چنانچه گفته شد سنجش میزان فقر
در کشورهای مختلف نه تنها بر اساس
معیارهای گوناگون صورت می گیرد، بلکه
این معیارها نیز در کشورهای صنعتی و در
حال توسعه از نظر نحوه شمول گروههای
انسانی و فراوانی پارامترهای مؤثر در
برآورد شاخصها و تشخیص چگونگی
محرومیتها متفاوت می باشد. در این بخش
روش تعیین شاخص فقر در گزارش توسعه
انسانی سازمان ملل در سال ۱۳۷۶ به
تفکیک کشورهای صنعتی و در حال توسعه
مورد بررسی قرار می گیرد.

شاخص فقر انسانی در کشورهای

در حال توسعه، محرومیت انسانها

را در سه زمینه به شرح زیر

مطالعه می کند:

۱ـ طول عمر؛

این محرومیت در

رابطه با احتمال

بقاء و عواملی است که انسانها را در سنین
نسبتا اولیه عمر خود در معرض خطر مرگ
و میر قرار می دهد.

۲ـ دانش؛ این محرومیت ناتوانی در
خواندن و نوشتن و از این طریق ارتباط با
دیگران است.

۳ـ استاندارد زندگی مناسب؛ متغیر
سوم مربوط به سطح زندگی مناسب است
که بر حسب امکانات کلی اقتصادی ارزیابی
می شود.

در این کشورها مورد اول یعنی طول
عمر به وسیله درصد مردمی توجیه
می شود که انتظار نمی رود تا سن ۴۰
سالگی زنده بمانند. محرومیت از دانش نیز
از طریق سنجش بی سوادی بزرگسالان و
بی سوادان ۱۵ ساله و بالاتر صورت
می گیرد. در این حال تعیین محرومیت از
سطح زندگی مناسب، خود دارای سه متغیر
زیر است:

الف ـ درصد مردمی که به آب سالم
دسترسی ندارند.

ب ـ درصد مردمی که به خدمات
بهداشتی دسترسی ندارند.

ج ـ درصد کودکان کم وزن زیر پنج
سال (سوء تغذیه).

اما محاسبه شاخص فقر انسانی در
کشورهای صنعتی یا توسعه یافته بر
محرومیت چهار بعد اساسی زندگی انسانها
متمرکز است. بدین معنی که علاوه بر سه
متغیر شاخص فقر انسانی در کشورهای در
حال توسعه، یک متغیر با عنوان محرومیت
اجتماعی نیز به آنها اضافه می شود.

در این کشورها محرومیت طول عمر به
وسیله درصد مردمی توجیه می شود که
انتظار نمی رود تا سن ۶۰ سالگی زنده
بمانند. محرومیت از دانش به واسطه درصد
مردمی بیان می شود که در سنین بین ۱۶ تا
۶۵ سال بر اساس تعریف سازمان
همکاریهای توسعه اقتصادی عملاً بی سواد
باشند. محرومیت از استاندارد زندگی
مناسب در کشورهای صنعتی که طبق
شرایط اقتصادی شکل می گیرد به وسیله
درصد مردمی نشان داده می شود که زیر
خط فقر درآمد، زندگی می کنند و این خط
فقر در سطح ۵۰ درصد، میانه درآمدِ قابل
تصرف، تعریف می شود. اما محرومیت
چهارم به معنی عدم مداخله و مشارکت یا
محرومیت اجتماعی از طریق سنجش میزان
بیکاری بلند مدت (۱۲ ماه و بیشتر) افراد
بیکار از کل نیروی کار می باشد.

فقیرترین و غنی ترین کشورها

بر اساس این معیارها در گزارش توسعه
انسانی سازمان ملل، کشور نیجر در میان
کشورهای در حال توسعه، گرفتار بالاترین
میزان فقر با ۱/۶۲ درصد بوده و کشور
ترینیداد و توباگو پایین ترین میزان فقر را با
۳/۳ درصد داشته اند. برای روشن تر شدن
موضوع به بررسی برخی عوامل مؤثر در
روند شاخصهای این کشورها می پردازیم:

در کشور نیجر تعداد افرادی که انتظار
می رفت تا سن ۴۰ سالگی فوت کنند، ۳۶
درصد از کل جمعیت را تشکیل داده و تعداد
افراد بی سواد ۴/۸۶ درصد کل بزرگسالان را
شامل بوده است. تعداد افرادی که به آب
سالم دسترسی نداشته اند حدود ۵۲ درصد
از کل جمعیت بوده و حدود ۳۶ درصد از کل
کودکان زیر پنج سال دارای وزنی کمتر از
وزن متعارف سن خود بوده اند.

اما در ترینیداد و توباگو تعداد افرادی
که انتظار می رفت تا سن ۴۰ سالگی فوت
کنند ۴ درصد از کل جمعیت و تعداد افراد
بی سواد ۱/۲ درصد از کل بزرگسالان را
تشکیل داده است. در این کشور همچنین
درصد افرادی که به آب سالم دسترسی
نداشته اند حدود ۳ درصد از کل جمعیت
بوده و تقریبا همه افراد کشور به نحوی از
خدمات بهداشتی برخوردار بوده اند. در میان
کودکان زیر پنج سال نیز فقط ۷ درصد وزنی
کمتر از وزن متعارف سن خود را داشته اند.

بر اساس همین گزارش در بین
کشورهای صنعتی و توسعه یافته بر طبق
عوامل تعیین شاخص فقر، کشورهای سوئد
و هلند به ترتیب با شاخص ۸/۶ و ۲/۸
درصد کمترین و ایالات متحده آمریکا با
شاخص ۵/۱۶ درصد بالاترین میزان فقر را
داشته است.

در سوئد تعداد افرادی که انتظار
می رفت تا سن ۶۰ سالگی فوت کنند، ۸
درصد کل جمعیت را تشکیل داده و بر
حسب معیار و تعریف مربوط حدود ۵/۷
درصد مردم (بین سنین ۱۶ تا ۶۵) بی سواد
بوده اند. در این کشور ۷/۶ درصد از مردم
زیر خط فقر درآمدی قرار داشته و افراد
بیکار بلندمدت (۱۲ ماه و بیشتر) ۵/۱
درصد از کل نیروی کار را تشکیل می داده اند.

از سوی دیگر در ایالات متحده آمریکا
تعداد افرادی که انتظار می رفت تا سن ۶۰
سالگی فوت کنند ۱۳ درصد از کل جمعیت
بوده و حدود ۷/۲۰ درصد از مردم بین

سنین ۱۶ تا ۶۵ سال بی سواد بوده اند.
همچنین ۱/۱۹ درصد از مردم در زیر خط
فقر درآمد قرار داشته اند.

زنانه شدن معضل فقر

«زنانه شدن فقر»، مفهومی است که
رد پای تبعیضات اقتصادی و اجتماعی
برای زنان را در جوامع، نمایان می سازد. در
این مفهوم زنان در شرایط اقتصادی و
اجتماعی برابر با مردان از آنان فقیرترند و در
هرم فقر، در اوج قرار گرفته اند.

به عبارت دیگر زنانه شدن معضل فقر
در واقع نابرابریهای جنسیتی را تأیید
می کند و نشانگر آن است که ثمرات ناشی از
توسعه به طور برابر بین مشارکت کنندگان آن
توزیع نشده است.

از این دیدگاه، فقر پدیده ای عمومی
است که بایستی از دیدگاه جنسیتی به دلیل
شرایط متفاوت اقتصادی، اجتماعی مورد
بحث قرار گیرد. زیرا تفاوتهای جنسیتی
قابل ملاحظه ای در میان کسانی که در فقر
زندگی می کنند، وجود دارد.

در این میان برخی از محققین و
جامعه شناسان معتقدند شرایط فقیرانه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.