پاورپوینت کامل اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۶

مسایل زنان … کشمکشها و تضارب آرا

هر که در پی تاریخ نگاری مسایل زنان در
جوامع عربی و اسلامی در سده اخیر باشد، در
می یابد که این موضوع، تاریخ پیوسته ای از
کشمکشها و مناقشات و بحثهای داغ و جنجالی
دارد که تاکنون و با وجودی که جهان به سده
بیست و یکم گام نهاده، از التهاب نایستاده و به
پایان نرسیده است.

در این کشمکشها و بحثهای اختلافی،
گروههای مختلفی از نخبگان سیاسی و
برجستگان اندیشور در عالَم عربی و اسلامی
ظهور کرده اند و از جوش و خروش و انگیزه و
تأثیر بسزایی برخوردار بوده اند. این وضع نشان
می دهد که موضوع مذکور از نظر صاحب
نظران و نخبگان، بسیار اهمیت و حساسیت
دارد. همچنین این وضع گویای کمیّتی است که
این موضوع به طور گسترده اذهان را به خود
مشغول داشته و به وجود آورنده مجموعه ای از
کتب و نشریات و بحثها و مقالاتی است، بدون
آنکه کیفیت و نوع این مجموعه ها تأثیری در
دگرگونی وضع واقعی زنان داشته یا باعث
نواندیشی و تجدید نظر جدی در مسایل
زنان شود.

[دستاوردهای مثبت و منفی

اختلاف نظر]

دیدگاه رقابتی و مبارزاتی در برخورد با
مسایل زنان زمانی مفید خواهد بود که بتواند
زمینه های نقادی را فراهم آورده، روند و شیوه
نقد را رشد دهد، اما از سوی دیگر پایه گذار
گسست رابطه های معرفت شناسانه بین
دیدگاههای نخبگان و گروههای متعارض در
مسایل فکری و اجتماعی و سیاسی، نیز
شکل گیری گروههای مختلف خواهد بود، که
دریچه عدم تعصب و آزاداندیشی را بر خود
بسته و امکان همگرایی و همفکری از بین می
رود. به همین جهت اعتراف می کنیم که همه
در آرامشی قبل از طوفان به سر می برند و با
ذهنیتی رویاروگرانه و مبارزاتی به این موضوع
می نگرند، به گونه ای که هر دسته و گروه خود
را ناگریز از پیروزی در این عرصه و
میدان می بیند.

به همین دلیل آنان ناچارند برای
مشروعیت بخشیدن به رقابت و مبارزه خود،
دلایل عقلی و منطقی بتراشند و برای تبیین
نظریات خود، توصیفات و واژه ها و اصطلاحاتی
بیافرینند.

[انگیزه بحث در مسایل زنان]

بنابراین پرداختن به مسایل زنان از دیدگاه
نخبگان و برجستگان سکولار و چپ گرا،
مبارزه ای جهت روشنگری، بیداری و پیشرفت
بوده، در صورتی که از دید صاحب نظران
اسلامی، کوشش و تلاشی به سوی پاکیها،
فضیلتها و ارزشهای اخلاقی است.

موضوع زن و مباحث آن، در گیر و دار و
اوج این مناقشات و رقابتها درجا زده و چنانچه
شاهد پیشرفتی بوده، از دید تمامی طرفهای
درگیر، محدود و با حرکتی کُند ارزیابی می شود.

[پیش نیازهای پژوهش]

همچنین هر طرفی نتوانسته است دغدغه
خاطر و پیشینه و سابقه طرف دیگر را به خوبی
درک کند، چنان که می بینیم گروهی با نوگرایی
تندروانه و افراطی و با برداشت از منافع فکری
غربی، به حرکت در می آیند و گروهی دیگر با
محافظه کاری سنتی و تفریط و با برداشت از
منابع فکری اسلامی، جنبش خود را آغاز
می کنند. بنابراین نوگرایی تندروانه، نگرانیها و
بیمهایی از آزادیهای بی حد و مرز، استیلای
الگوی غربی، گسست خانواده ها و عقبگرد از
ارزشهای اخلاقی به همراه می آورد. از سوی
دیگر محافظه کاری افراطی ممکن است مانعی
در برابر آموزش زنان و رشد توان فکری آنان
شود؛ در نتیجه از مشارکت اجتماعی زنان و یا
پرداختن آنان به فعالیتهای جمعی و عمومی
جلوگیری کند.

همچنان که دیدگاه مبارزاتی موجب تکرار
شیوه ها و روشهای کلیشه ای شده و آثار
مکتوب محافل این نخبگان و انجمنها در باره
زنان، به آن شهرت یافته و شناخته شده است.
از سویی دیگر در این دیدگاه، ضعف تلاش
بنیادی و اساسی، که مبتنی بر پژوهشهای
علمی و مستند به دلایل و استدلالهای منطقی
باشد و در مسیر کشف ناشناخته ها و نوآوری
پیش رَوَد، مشاهده می شود، چرا که دیدگاه
رقابتی، به میزانی که در مسیر رویارویی با
مخالفان به شیوه نقد، نقض و ابطال آرا و
نظریات، یکدیگر را تخریب می کنند، در مسیر
کشف مجهولات و نوآوری و نواندیشی حرکت
نمی کند و به آن اهتمام نمی ورزد. از این رو غلبه
و برتری آرا بر یکدیگر در این وضع، نه به
سبب کشف ناشناخته ها و نوآوری، بلکه به
خاطر چالش و رویارویی است.

[کاستیهای تخطئه، به جای بحث

سازنده]

به همین سبب است که ابزارهای بسامان
و راههای روشمند در فرآیند بحث و پژوهش
متفاوت است و امتیاز و ویژگی تفکر رقابتی، گاه
از واقعیتها و شیوه های رفتاری و الگوها و
اسوه ها و گاه از اندیشه ها و آرا و آثار مکتوب
سرچشمه می گیرد. بنابراین رقابت و مبارزه، با
واقعیات و حقیقتها یا رقابت با افکار و
اندیشه هاست.

از دیگر کاستیهای این دیدگاه، به کارگیری
نقادی به گونه ای است که خالی از استبداد رأی
و خشونت در برخورد با مخالفان نمی باشد. از
آن طرف به حمایت از خود پرداخته و نه تنها
اعتراف و اقرار به کاستیها و لغزشها در نظریات
و رفتارها نمی کند، بلکه گاه به افراط در دفاع از
خود و پیراسته دانستن خویش تا آنجا که
ممکن است، پیش می رود. عدم اعتراف به
کاستیها برای آن است که هر کدام از طرفین از
شهادت و گواهی علیه خود، به عنوان دلیل بر
ضد طرف دیگر سود نبرد، چرا که اعتراف و
اقرار بالاترین دلیل است، که تأثیر نقد
ارشادگرایانه و پویایی آن در نواندیشی و تکامل
و توسعه را خنثی و فلج می کند.

طرفهای درگیر، پیکان نقد و نقّادی را
بدون توجه به کاستیهای خود، به طرف
دیگران نشانه گرفته، عدم استقبال از انتقاد و
تعصب به خرج دادن در برابر نقد دیگران، به
اعتبار اینکه در جایگاه مخالفان قرار دارند و
شایسته نیست برایشان فضیلتی قائل شد،
موجب می شود هر گروهی فقط به ابزارها و
شیوه های خود در آرا و نظریات و بحثها تکیه
کند و از تجربیات و تواناییهای طرف دیگر
استفاده نکند.

با وجود تمامی تحولات و تغییراتی که
جوامع عربی و اسلامی خصوصا در نیمه دوم
سده بیستم شاهد آن بوده و تأثیر بسزایی در
نگرش این جوامع به مسایل زنان داشته است،
باز ویژگی دیدگاه رقابتی، بر برخورد این جوامع
با مسایل زنان سیطره افکنده که ثمره آن،
حاکمیت این شیوه برخورد در دوره ای طولانی
بوده است، به گونه ای که جز در مواردی نادر،
مشکل بتوان از این شیوه پا فراتر نهاد و یا آن
را ترک کرد و با آن به مخالفت برخاست. از
این رو گروههایی که در این زمینه، تضارب آرا
دارند، کاملاً رنگ و بوی شیوه رقابتی [و
ناسالم] را به خود گرفته و محدود به آن
شده اند، همچنان که راهها و روشها متأثر از آن
است.

آثار مکتوب کنونی نیز به گونه ای متأثر از
این مجموعه ها و شیوه ها شده است. گویا جز
به شیوه رقابتی، با شیوه دیگری نمی توان با
مسایل زنان برخورد کرد، در صورتی که این
شیوه، امکان و ابزاری برای تکامل و نوآوری
در اختیار ندارد، زیرا سرنوشت وضعیت رقابتی
و مبارزاتی به گونه ای است که نه تنها مرز و
حدود مسایل زنان مشخص نمی شود، که گاه
ممکن است مسایل اصلی و جوهری از بین
رفته، ساختار و مبنایی پایه گذاری نشود. تا
وقتی که آثار مکتوب و مجموعه روشهای
معاصر از شیوه مبارزاتی فاصله نگیرد، در
گفتمانها و پیام رسانی درجا زده و تکراری باقی
خواهد ماند و هرگز پویایی را که در تغییر و
اصلاح امور زنان انتظار می رود، نخواهد داشت،
زیرا مسایل زنان، نه با پافشاری و کشمکش،
بلکه تنها با اجتهاد فقها و پی ریزی ساختارهای
متوازن و بنیانهای حکیمانه، قابل تغییر و
اصلاح خواهد بود.

قاسم امین و آزادی زن

جهان عرب در آغاز سده بیستم شاهد
مبارزات و مناقشات فکری بود که پیامدهای
ناگوار و بسیار زیانباری را به همراه داشت، و از
مهمترین مناقشات و مبارزات قرن به شمار
می رفت. این مبارزات را قاسم امین (۱۲۷۹ ـ
۱۳۲۶ه··· /۱۸۶۳ ـ ۱۹۰۸م) با انتشار دو کتاب
پرآوازه اش در ۱۸۹۹ میلادی به نام
«تحریرالمرأه» [آزادی زن] و دیگری به سال
۱۹۰۰ به نام «المرأه الجدیده» [زن روز] به
وجود آورد.

آثار مکتوب دیگری در همان زمان یا
نزدیک به آن نوشته شد که تلاش می کردند
مبارزات فکری را با بیان ویژه ای به تصویر
بکشند. این تلاش بیانگر اهمیت و تأثیر
گسترده مناقشات فکری می باشد. دکتر محمد
عماره، گردآورنده آثار قاسم امین می گوید:

«هنگامی که قاسم امین «تحریر المرأه»
را در ۱۸۹۹ میلادی منتشر کرد، در جامعه مصر
و جوامع شرقی غوغا و هیاهوی عظیمی به پا
کرد. گویی بزرگترین و مهمترین جنگ فکری و
مناقشات نظری را، کتاب در قرنی که ظهور
کرد، در شرق به راه انداخت.»(۲)

از دیدگاه «آلبرت حورانی» کتاب چنین
توصیف می شود:

«کتاب یاد شده، طوفانی برانگیخت.»(۳)

چنان که دکتر غالی شکری، تضارب
فکری مزبور را بنیان کن و مبارزه ای سرسختانه
توصیف می کند.(۴) حتی در نوشته های دیگر،
مشابه همین تعبیرات در توصیف کتاب و
هماورد فکری پیرامون آن آورده شده است.

چند صباحی از انتشار کتاب نگذشته بود که
پی در پی سیل پاسخهای تند و سرسختانه ای
سرازیر شد، چندان که نویسنده، انتظار
واکنشهایی بدین شکل را نداشت. محمد عماره
می گوید:

«مطبوعات، ویژه نامه هایی منتشر کردند
که تقریبا تمام توجهشان را مصروف تأیید یا
نقد و یا رد کتاب کردند.»(۵)

[ردّیه ها و عدم پذیرش]

از برجسته ترین کتابهایی که در پاسخ و ردّ
«تحریرالمرأه» نوشته شد، گرچه آن قدر
زیادند که مشکل بتوان آنها را شمارش کرد،
چنان که دکتر فهمی جدعان می گوید،(۶) آثار
ذیل است:

۱. الدفع المتین فی الردّ علی حضره قاسم
امین، نوشته عبدالمجید خیری، چ قاهره –
۱۸۹۹م؛

۲. الجلیس الأنیس فی التحذیر عما فی
تحریر المرأه من التبلیس، محمد احمد حسنین
البولاقی، قاهره ـ ۱۸۹۹م؛

۳. قولی فی المرأه، شیخ مصطفی صبری،
قاهره ـ ۱۳۴۴ه··· ؛

۴ و ۵. تربیه المرأه و الحجاب، و القول
الأخیر فی المرأه و الحجاب، هر دو از طلعت
حرب؛

۶. المرأه المسلمه، محمد فرید وجدی،
قاهره ـ ۱۹۱۲.

[مؤیّدها و پذیرش]

اما از مشهورترین کسانی که در محافل
دینی، نسبت به کتاب موضع گیری مثبت یا
آرامی داشتند ـ که در اقلیت اند ـ شیخ محمد
عبده (۱۲۶۶ ـ ۱۳۲۳ه··· /۱۸۴۹ ـ ۱۹۰۵م) و
شیخ محمد رشید رضا (۱۲۸۲ ـ ۱۳۵۴ه··· /۱۸۶۵
ـ ۱۹۳۵م) مدیر و صاحب امتیاز مجله المنار
می باشند. مجله یاد شده در بحث و بررسیهای
خود از کتاب قاسم امین، بارها از آن تمجید
کرده و مکرر در ستایش آن قلم زده و این اثر را
با آثاری چون «رساله التوحید» شیخ محمد
عبده و کتاب «سرّ تقدم الانجلیز
السکسونیین» ترجمه «فتحی زغلول» در یک
رتبه طبقه بندی کرده و آنها را از آثار فکری و
تلاشهای نظری آن عصر ارزیابی کرده
است.(۷)

افزون بر آن شیخ عبدالقادر المغربی
(۱۲۸۴ ـ ۱۳۷۵ه··· /۱۸۶۷ ـ ۱۹۶۵م) مقالاتی را
بین سالهای ۱۹۰۶ تا ۱۹۱۱ میلادی در
نشریات مصر نگاشت و از آرا و نظریات قاسم
امین در کتاب «تحریرالمرأه» دفاع کرد.

چنان که آشکار است اینان نمایندگان و
رهبران جریانی اصلاحگرا بودند که با نگرش و
دیدگاهی بیدارگرایانه برای تغییر دادن و
متحول کردن واقعیتهای موجود در جامعه مصر
آن زمان برخاسته اند، و این همان رویکردی
است که در مرجعیت و زعامت فکری شیخ
محمد عبده متبلور است، زیرا موضع گیری وی
در برابر کتاب، با وجودی که بعضی از مخالفان
او را در تنگنا و فشار قرار دادند، آرام و همراه با
سکوت بود.

مخالفان کتاب از آنجا که وی در آن زمان
مفتی اعظم بود، سؤالی را به عنوان استفتا
طرح کرده و تقدیم وی کردند و تلاش کردند
هرچه بیشتر او را زیر فشار قرار دهند. از این رو
سؤال را چاپ کرده و در بین مردم به صورت
نامه سرگشاده پخش کردند، اما شیخ محمد
عبده همچنان به سکوت ادامه داد و موضعی
نگرفت. مجله المنار به دفاع و جانبداری از
شیخ اقدام کرد و عللی را که باعث شد شیخ به
استفتا پاسخ ندهد، برشمرد که از جمله گفته
شد:

۱. استفتا بر خلاف سنت معهود، بین توده
مردم پخش و توزیع شده است.

۲. پاسخ به استفتا مستلزم خواندن کتاب
است، در حالی که اشتغالات مفتی بسیار است
[و وی فرصت خواندن کتاب را ندارد].

۳. چنانچه مفتی در باره کتاب فتوایی دهد،
فتوا در صورتی قابل درک برای عامه مردم
است که کتاب را بخوانند، و خواندن کتاب، اگر
مفسده و ضرری داشته باشد، باعث رواج ضرر
و مفسده است.

۴. فتوای مفتی طبق مبانی فقهیِ مذهب
حنفی خواهد بود، زیرا حکومت او را به این
مقام منصوب کرده تا بر اساس مذهب حنفی
فتوا دهد، در حالی که بعضی مذاهب دیگر،
نپوشاندن دستها و صورت را برای زنان مجاز
شمرده اند. نیز داد و ستد زنان با مردان را در
جایی که خلوت نباشد، روا دانسته، و این تمام
هدف کتاب است، که در پی رد حجاب و مردود
دانستن آن است.

پس از این مجله المنار گفتارش را با این
جمله به پایان می رساند:

همه این دلایل ثابت می کند پرسشگران
در سؤال اشتباه کرده و به خطا رفته اند. از
این رو پاسخی نخواهند شنید.(۸)

[ارزیابی «عماره»]

برخی چون محمد عماره موضع گیری و
رویکرد شیخ عبده را نشانه دلبستگی وی به
کتاب قاسم امین می دانند. چنین تفسیری،
برای تأیید نظر خود و کسانی است که
می پندارند شیخ عبده در نگارش
«تحریرالمرأه» در فصلهایی که به ارائه
دیدگاههای شرع در باره حجاب و ازدواج و
طلاق و چندهمسری پرداخته، با امین
همکاری داشته است.

محمد عماره دلایل متعدد دیگری را در
تلاش برای اثبات درستی نظریه خود
برمی شمارد. وی دلایلش را مشروحا در جلد
نخست «الأعمال الکامله للإمام محمد عبده»
آورده، همین مطالب را در کتاب دیگرش
«الأعمال الکامله لقاسم امین» تکرار کرده
است. وی در کتاب اخیر دلیلی دیگر می افزاید
که آن را دلیلی جدید که در تحقیقاتش بدان
رسیده، قلمداد می کند.

او این مطلب را پس از ترجمه کتاب
دیگری از امین به نام «المصریون» که به
فرانسوی و در ۱۸۹۴ در پاسخ کتاب «دوک
دارکور» به نام «مصر و المصریین» منتشر شد،
آورده است. عماره چنان که می گوید، مطلبی را
کشف می کند که از دید کسانی که در سیر تحول
فکری قاسم امین تحقیق می کنند، ناشناخته
مانده است. عماره به پرسش مهم و قابل
توجهی ـ که باید بدان پاسخ داده شود ـ برخورد
می کند: به چه دلیل تحول فکری برای امین
اصل و مبنا بود؟ به چه دلیل در نخستین
مرحله، این تحول را در مشخص کردن
دیدگاههای اسلام در مورد مسایل بحث برانگیز
میان محققان، مثل مسایل زنان و خانواده، به
ویژه در حجاب و طلاق و چندهمسری
می بینیم؟

عماره در تکمیل و مشروعیت پرسشی که
طرح کرده می گوید: تحول فکری آشکاری را
در نظریات دیگر امین مثلاً در عرصه های
ادبیات و زبان و سیاست و اجتماع و اقتصاد

مشاهده نمی کنیم!

چنان که دیدیم، دگرگونی مورد نظر تنها در
زمینه نظریات ارائه شده در دو کتاب
«المصریون» و «تحریرالمرأه» است، با توجه
به اینکه دربردارنده نگرش اسلام در مسایل
خانواده می باشد. اما آنچه عماره تلاش دارد
بدان دست یابد، آن است که آرای امین در
«تحریرالمرأه»، مخالف دیدگاههای
شرعی است که در «المصریون» ارائه شده
است. پس این پرسش مطرح می شود: امین در
زمینه شرعی چه تحقیقاتی داشته و
آموزه های وی از کجاست که به این نظریات
رسیده است؟

از این رو ـ چنان که عماره می گوید ـ
ناگزیریم به این نتیجه برسیم که فصلهای
«تحریرالمرأه» در تبیین دیدگاههای شرعی
در موضوعات یاد شده، همگی به قلم محمد
عبده است که با امین در نگارش کتاب
مشارکت داشته است!(۹)

«غالی شکری» این دلایل را بررسی کرده
و آنها را استدلالهایی قوی که از داخل و بیرون
متن کتاب به دست آمده، ارزیابی نموده است.
اما بیان می دارد، اینها در حد قرینه اند و به
سطح دلیل نمی رسند.(۱۰)

مفهوم بیان «شکری» آن است که
پیرامون کتاب دو بحث هست: یکی متن و
محتوای کتاب، دیگری: نویسنده آن.

دیدگاهها و نظریات مخالف دیگری در
مورد پیش زمینه های فکری و انگیزه های
نگاشتن کتاب نیز وجود دارد.(۱۱)

[اهداف امین از نگارش]

کتاب «تحریرالمرأه» افزون بر مبارزه ای
که بین اندیشوران مسایل زنان به راه انداخت،
دیدگاه رقابتی و رویکرد مبارزاتی در روشمندی
(متدلوژی) نگاه به مسایل زنان را تحکیم
بخشید و تقویت نمود.

همین اهداف بود که امین را در جایگاهی
قرار داد که شخصیتی رویاروطلب، به سبب
دیدگاههایی که در «المرأه الجدیده» ابراز کرده
است باشد. می توان گفت امین در تمام آثاری
که در باره زنان نگاشته، شخصیت دگراندیش و
مبارزه جویی است. البته با تفاوتهایی که به طور
طبیعی در انگیزه ها و عوامل نگارش دارد. وی
در اثرش «المصریون» به انگیزه دفاع از زنان
مصری ـ و نه اختلاف نظر در موضوعات
فرهنگی و جغرافیایی و تاریخی ـ شخص
مبارزه جو و رقابتگری است، و در
«تحریرالمرأه» به انگیزه رویارویی و مبارزه با
وضعی که در آن زمان بر گروههای مصری ـ
خصوصا ـ و بر جوامع شرقی ـ عموما ـ در
گستره اندیشه ها و ذهنیات و در پهنه آداب و
رسوم چیرگی داشت، باز از خود شخصیتی
مبارز و دگراندیش ارائه می دهد.

در اثر دیگرش «المرأه الجدیده» روح
رقابتگری و ویژگیِ مبارزه جویی، آشکار است،
زیرا وی این اثر را در پاسخ انتقادهای خشم آلود
و نقدهای سرسختانه ای که به دلیل انتشار
«تحریرالمرأه» در محافل دینی بر ضد او به
راه افتاد، نگاشت.

[نظیره زین الدین، لبنان]

میان نخبگان و گروههایی که در
گرایشهای فکری همخوانی ندارند، تضارب آرا
در باره مسایل زنان وجود دارد و از مصر به
دیگر جوامع عربی نفوذ کرده است. در لبنان
«نظیره زین الدین» (۱۹۰۸ ـ ۱۹۷۶م)
کشمکش دیگری را در ۱۹۲۸م با کتابش
«السفور و الحجاب» آفرید. وی از کشف
حجاب زن دفاع کرده، معتقد است حجاب،
نیمی از جمعیت امت را ناتوان می کند. وی
کشف حجاب را به پیشرفت و تمدن ربط داده،
می گوید:

«ملتهایی که حجاب را کنار نهاده، در امور
فکری و مادی پیشرفت کرده اند، اما ملل پایبند
به حجاب، چنین پیشرفتی را
نداشته اند.» [!!(۱۲)]

[مصطفی الغلایینی]

«مصطفی الغلایینی» در ۱۹۲۸ با کتاب
«السفور و الحجاب المنسوب الی الآنسه
نظیره زین الدین» به نوشته های «نظیره»
پاسخ داده، بین آن دو جنجالی در گرفت که
«فهمی جدعان» از آن به افتضاح ادبی نام
می برد.(۱۳)

«نظیره» پاسخ «غلایینی» را در کتاب
«الفتاه و الشیوخ: نظرات و مناظرات فی
السفور و الحجاب و تحریر العقل و تحریر
المرأه و التجدد الإجتماعی فی العالم
الإسلامی» می دهد. این اثر را
«المطبعه الأمیرکانیه» در ۱۹۲۹ در بیروت
منتشر کرد.

[الطاهر حداد، تونس]

در ۱۹۳۰م «الطاهر حداد» (۱۳۱۷ ـ
۱۳۵۳ه··· /۱۸۹۹ ـ ۱۹۳۵م) در تونس، کتاب
«امرأتنا فی الشریعه و المجتمع» را منتشر
نمود. «فهمی جدعان» این اثر را از جمله آثار
اجتماعی می داند که انتقاد فراگیر از مسایل
زنان دارد و در رک گویی و صراحت همچون
«ابن الخوجه» و «قاسم امین» و
«باحثه البادیه» و «نظیره زین الدین» است.
برخی از منتقدان این اثر به سبب ادعاهای
کتاب، گفته اند تندروی، نویسنده را از اسلام به
در برده است.(۱۴) نویسنده به تغییر احکام زنان
می خواند، از آن رو که لازمه تغییرات اجتماعی،
و ضرورت همخوانی شریعت اسلامی با
نیازهای زمانه است. نویسنده به دگرگونی نظام
ارث، تبدیل مجازات زنا به کیفرهای نو، منع
چندهمسری … می خواند. وی از فقها و عالِمان
دین، بسیار انتقاد کرده، مسؤولیت جمود فقهی
و نظام قضایی اسلام و انسداد باب اجتهاد [نزد
سنّیان] را متوجه اینان می کند.

[محمد صالح]

محمد صالح بن مراد، از علمای زیتونه
تونس در ۱۹۳۱ در کتاب «الحِداد علی امرأه
الحداد» بسیار به وی تاخته است. آرای
«الطاهر حداد» باعث محرومیت وی از دریافت
مدرک حقوق شد. وی پس از آنکه مورد
حملات شدید و گسترده قرار گرفت، به دستور
شاه تونس، از جلسه امتحان اخراج شد.(۱۵)

آثار دگراندیش بعدی، اندیشه های گذشته
را تکرار کرد و گستاخی و انگیزه های خود را
وامدار آثار قبلی بود.

[نقد و نظر]

به نگاشته هایی که بدین شیوه نوشته شد،
انتقاداتی وارد است، از جمله:

اوّلاً: شیوه و منش؛ تمامی یا اغلب این
آثار، برگرفته از فرهنگ اروپایی بود و از زن
اروپایی و پیشرفت و دگرگونیهای اجتماعی و
تمدن اروپا در مراحل پیوسته، نمونه هایی را
گزیده بود.

[نقد تحریر المرأه]

شیوه قاسم امین در «تحریر المرأه»
همین گونه است، از آن رو که برگرفته از تعریف
داروین از پیشرفت، به عنوان قانونی علمی
است. این تعریف فقط در مورد پدیده های
طبیعی نبوده، در باره نمودهای انسانی نیز
هست. به گمان اینان در پی دگرگونیهای
پیوسته و تکاملی، زن اروپایی به اوج پیشرفت
دست یافت، و اگر زن مصری و شرقی بخواهد
به درجات عالی تمدن و پیشرفت برسد، باید
مراحل اساسی آن را بپیماید.

[نقد المرأه الجدیده]

کتاب «المرأه الجدیده» قاسم امین، از
آن رو که برتری و تمدن زن اروپایی را نشان
می دهد، نیز الگوبرداری از غرب است. به
روشنی در صفحات آغازین این کتاب،
گرته برداری از اروپا دیده می شود. وی می گوید:

«زنِ نو از دستاوردهای تمدن جدید است،
که ظهور آن در غرب، در اثر اکتشافات علمی
است که خِرَد آدمی را از چیرگی اوهام و گمانها و
خرافات رهانیده و به زن توان رهبری خود را
داده و راهی را که باید بپیماید، برایش ترسیم
کرده است … سپس کردارش را تکامل
بخشیده، بیشتر آنچه را که مردان گمان
می کردند باعث برتری شان بر زنان است و به
اینان اجازه نمی دادند در همه چیز، برابر مردان
باشند، از بین برده است.»(۱۶)

[دلایل تحول فکری امین]

«محمد عماره» در باره دلایل تحول
فکری «قاسم امین» و نگارش «تحریر
المرأه» پنج سال پس از انتشار «المصریون»
می گوید:

همان ایراداتی که بر امین در
«المصریون» وارد است، در «تحریر المرأه»
نیز هست، زیرا نظریاتی را در «تحریر المرأه»
آورده که موجب ایراد و اشکال به وی ـ در
کتاب المصریون ـ است. وقتی «المصریون» را
می خوانیم، گمان می کنیم کسانی که سخن
می گویند و برهان می آورند و جدل می کنند،
غیر از قاسم امین اند، به ویژه وقتی در باره
حجاب و طلاق و چند همسری سخن گفته
می شود.»(۱۷)

به سبب خودباختگی امین در برابر
فرهنگ اروپا، وی دچار تحول فکری آشکاری
پس از چاپ تحریرالمرأه شد. این اعتقاد
پژوهشگران و مورخانی است که امکان
یافته اند پس از چاپ این اثر، دگرگونی اندیشه
امین را علل یابی کنند. «آلبرت حورانی» معتقد
است بیان امین در «المرأه الجدیده» بسیار
دگرگون شده، بیشتر به جدل پرداخته، اساس
بحث در آن، کاملاً متحول شده است. گویا از
خشم در رویارویی با بنیانهای اسلامی،
شکست خورده، از این رو بنیان فکری کاملاً
مخالفی با اسلام پیدا کرده است. وی در این
کتاب، دیگر نصوص قرآن و شریعت را گواه
نمی آورد ـ به رغم آنکه قادر است تفسیر
درستی از این متون داشته باشد ـ بلکه به علوم
و اندیشه اجتماعیِ غرب نوگرا استناد می کند.
استشهاد بسیار به «هربرت اسپنسر» در این
اثر، نشان روشنی از تحول فکری وی
است.»(۱۸)

«فهمی جدعان» از تحول فکری امین
متأسف است و نگارش «المرأه الجدیده» را
نتیجه سوء انتقادات تند و بی رحمانه می داند و
اندیشه سنت گرای دینی را مسؤول می شناسد.
«جدعان» در ارزیابی این کتاب می گوید:

«پژوهشگر ریزبین، به سبب انتقامی که
[از اسلام] به پشتوانه لیبرالیسم بورژوایی
غربی در این کتاب صورت گرفته، راهی جز
اظهار تأسف ندارد.»(۱۹)

[از دیگر اشکال این آثار:

زمان نشناسی]

دومین ایرادی که به آثار دگراندیشی وارد
است، زمان نشناسی است؛ ظهور این بیانیه ها و
اندیشه ها هنگامی بود که به سختی می شد
برای پیشرفت و بهبود اوضاع زنان ـ به دور از
عوامل تأثیرگذار خارجی و زنجیره اندیشه های
اجنبی ـ کاری کرد. مصر و کشورهای عربی زیر
سیطره کامل استعماری اروپا بود و اندیشه ها و
گرایشها کنترل می شد و هر تحول و دگرگونی،
با حساسیت بسیار زیر نظر بود. این وضعیت
بیانگر بیم و هراس نظریه پردازان دینی در باره
مسایل زنان بود. امین در فصلی از کتابش
(المصریون) از میزان گسترش نفوذ اروپا و
شیوه های چیرگی آن سخن گفته است:

«رویاروی مصر، گردنه خطرناکی به نام
اروپاست. از زمان «سعید پاشا» تأثیر اروپا در
مصر، رو به افزایش است، به گونه ای که در
زمان «اسماعیل پاشا» اروپا سیطره حقیقی بر
ما یافته است، زیرا تمامی کردار و توجه ما
معطوف دستورهای صادره از کابینه دولت
پاریس و لندن و برلین است. وزرای ما در برابر
اروپا خودباخته اند و گاه به راست و گاه به چپ
گرایش پیدا می کنند. اروپا بر ضد مصر از این
سیطره استفاده می برد.»(۲۰)

اما در «تحریر المرأه» می گوید:

«تمدن ملل غربی، به سرعت برق و باد
پیشرفت می کند و به تمامی اطراف نفوذ کرده
است و هیچ کجا نمانده که بدان جا نرسیده
باشد. به هر جا نفوذ کرده، بر منابع ثروت آنجا،
از زراعت و صنعت و تجارت دست یافته، هر
وسیله ای را به سود خود، به کار گرفته است،
حتی اگر به تمامی ساکنان بومی زیان برساند
… غرب چیره شده، از خِرَدش بهره می برد و
اگر نیاز باشد، زور می گوید و از قوه جبری اش
استفاده می کند.»(۲۱)

[نظر غالی شکری در باره امین]

«غالی شکری» در ارزیابی شخصیت امین
معتقد است:

«وی دچار پریشان فکری و آشفتگی
ذهنی است، زیرا اندیشه نو عربی را ـ مانند
اندیشه غربی ـ راهکاری مستقیم از سرچشمه
برای مجرای بحث قرار نمی دهد. وی متأثر از
اندیشه «اسپنسر» و اکتشافات علمی فیولوژی
و گزیده های دمکراسی غربی برای نظام مندی
دولت و نمودهای تمدن غربی است، که گرچه
شیوه های مختلفی اند، اما با هم اختلاف
ریشه ای ندارند، زیرا دستاورد بورژوایی
غربی اند.

آشفتگی فکری امین، نتیجه همگامی با
نهضت بورژوایی وطنی و مشکلات و مسایل
آن است. این نوع بورژوایی، از آن رو که از
زادگاه خود دور است، بورژوایی دگرگون شده و
آسیب دیده است، که در موارد بسیار نیازمند
چاره جویی است.»(۲۲)

[ایراد دیگر: سبک و روش]

سومین ایراد، روش و اسلوب این آثار
است. تجربه و آزمون جوامع عربی و اسلامی
ثابت کرده، مسایل زنان ـ به ویژه ـ به
چاره جوییهای آرام و تدریجی و رو به رشد نیاز
دارد؛ بر خلاف آثار نوگرا که بسیار بحث برانگیز
و شتابزده بود. امین نمونه روشنی در این باره
است. وی به سبب شتابزدگی در انتقال افکار
خویش در باره مسایل زنان، به سبب وضعیت و
چارچوبهایی که وجود داشت، دچار رویارویی و
برخورد شد. او در «المصریون» از حجاب زن
دفاع می کند، اما در «تحریر المرأه» آن را تقیید
و محدود به شریعت اسلامی می نماید، سپس
در «المرأه الجدیده» از نمونه غربی زن دفاع
می کند. به نظر دکتر «رضوان السید» شیخ
رشید رضا گرچه از «تحریر المرأه» ستایش
کرد، ولی پس از چاپ «المرأه الجدیده»
سکوت کرد و نه از خوبی کتاب سخن گفت و نه
از بدی آن. وی کمی پیش از وفات، کتاب «نداء
للجنس اللطیف» را در اوایل ۱۹۳۴ منتشر کرد
که رد بر نوشته های سی سال پیش امین
بود.(۲۳)

از چه زمان به مسایل زنان

پرداخته شد؟

آثار معاصر عربی، به عمد پردازش به
مسایل زنان را از کتاب «تحریر المرأه» قاسم
امین می داند و کوشش دارد از اعتقاد خویش با
دلایلی جانبدارانه و در خدمت هدف دفاع کند.
«محمد عماره» می کوشد امین و مصر را در
مقابل «احمد فارس الشدیاق» (۱۸۰۴ ـ
۱۸۸۸م) و ترکیه عثمانی پیشرو بداند. وی
می گوید: کسانی که مسایل زنان را نگارش
می کنند، اختلاف نظر دارند. متفکران و
اصلاح گرایانی کوشیده اند زن را از حصار قرون
ظلمت، به آستانه روشنایی و آگاهی برسانند …
برخی فرد پیشگام برای دعوت به آزادی زن را
قاسم امین می دانند. معنای این ادعا آن است
که تا پیش از انتشار کتاب «تحریر المرأه» در
۱۸۹۹ جوامع شرقی، به ویژه مصر، از دعوت به
آزادی زنان آگاه نبود.

برخی معتقدند ترکهای عثمانی در پیمودن
راه آزادی، بر مصریان سبقت گرفتند و
«آستانه» [مرکز عثمانیها و استامبول کنونی[
پیش از قاهره [مرکز مصر] این ندا را سر داد و
روزنامه الجوانب به سرپرستی احمد فارس
الشدیاق پیش از تولد قاسم امین، به آزادی
زنان فرا خواند. علت پیشی گرفتن ترکها، روابط
بسیار آنان با بیگانگان و آگاهی از تمدن جدید
بود.»(۲۴)

[رفاعه الطهطاوی]

برای آنکه «شدیاق» و در نتیجه ترکیه
عثمانی در آزادی زنان سبقت نداشته باشند،
«عماره» می کوشد سابق تر از «شدیاق» را در
این قضیه پیدا کند، تا پیشگامی مصر را ثابت
نماید. وی به «رفاعه الطهطاوی» (۱۲۱۶ ـ
۱۲۹۰/۱۸۰۱ ـ ۱۸۷۳) می رسد و می گوید:

«اگر در پی تفکر نوگرایی که مصر به سبب
دولت و جامعه جدیدش برخوردار بود باشیم،
می بینیم بحث رهایی زنان و آموزش آنها،
آشکارا در کتاب رفاعه الطهطاوی «تخلیص
الابریز فی تلخیص باریز» وجود دارد. تاریخ
نگارش این اثر زودتر از اکتبر ۱۸۳۰م است.
چاپ نخست آن ۱۸۳۴ است و در همین وقت
به ترکی ترجمه شده است … الطهطاوی کتاب
بعدی اش را، که الگوی قاسم امین و در باره
تربیت دختران و پسران بود، به دستور دفتر
مدارس، در آغاز دهه هفتاد نوشت، تا در
مدارس دختران درس داده شود. این کتاب
دربردارنده آرا و نظریات بسیار و نخستین
بنیان فکری تقریبا کاملی بود که متفکری عرب
در عصر جدید، در باره آزادی زنان پی ریزی
می کرد … این گونه شد که مصر و مصریان در
دعوت به آموزش و تغییر وضع زنان، بر ترکها
پیشی گرفتند. طهطاوی در رهبری این اقدام،
بر شدیاق و دیگران پیشی گرفته است.»(۲۵)

«عماره» پیشگامی امین را در این زمینه
بر دیگر متفکران و اصلاح گرایان، منحصر به
فرد می داند، زیرا سخن دیگران در باره نهضت
آ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.