پاورپوینت کامل موسیقی در جامعه اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل موسیقی در جامعه اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل موسیقی در جامعه اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل موسیقی در جامعه اسلامی ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

>

۲۴

پرسش: سؤال بنده در رابطه با هنر
موسیقی و جایگاه آن در جامعه اسلامی
می باشد و اینکه نظر فقها و علمای اسلامی
راجع به آن چیست و چرا رسانه ها از جمله
تلویزیون که می تواند بزرگ ترین رسانه
آموزشی در رابطه با موسیقی و تداوم این هنر
سترگ باشد، بیگانگی عجیبی با آن دارد و از
نشان دادن بعضی آلات موسیقی خودداری
می کند. اگر این مسئله به احکام فقهی و
تعالیم اسلامی برمی گردد از شما تقاضامند
هستم که در رابطه با جایگاه موسیقی در
تعالیم اسلام به بنده توضیحاتی بدهید و
بفرمایید آیا هر نوع موسیقی در اسلام حرام
است و اگر این حکم در باره بعضی از آلات

موسیقی صدق نمی کند، آن آلات کدامند؟

ف.م ـ تهران

پاسخ: جواب پرسش فوق را ضمن

چند شماره ذکر می کنیم.

۱ـ از نشانه های حقانیت یک مکتب و
مرام عرضه شده بر بشریت این است که
تعالیم و آموزه های آن بر پایه مصلحت ها و
حکمت ها استوار باشد و از خرافه ها و پندارها
به دور ماند و مسلکی که ساخت بشر باشد به
دشواری می تواند با سنت ها و مقبولات جامعه
مقابله کند، بلکه اساسا می کوشد حتی الامکان
از روبه رویی با خواسته ها و خواهش های
نفسانی مردم دوری گزیند، بلکه در مواردی با
آن همسویی نیز کند و با موج سواری هر چه
سریع تر و با هزینه کمتر، جامعه را به

پذیرفتن خود وا دارد.

از ویژگی های اسلام این است که تمامی
تعلیمات آن بر مبنای منطقی محکم و
برهانی قاطع استوار است و اکثر آن نیز با
باورها و رسوم اجتماعی آن روز در تنافی و
تقابل بوده است و در حقیقت بیشترین
مخالفت ها و دشمنی ها که از ناحیه مشرکان
متوجه آن می شد، از همین جانب بود و گرنه
آنان رضایت داشتند که پیامبر اکرم(ص) از
خدای خود بگوید و به خدایان و رسوم
اجتماعی غلط آنان کاری نداشته باشد.

باده گساری و تشکیل مجالس عیش و
نوش همراه با ساز و آواز و غنا و رقص و
پایکوبی، از هنجارهای اجتماعی آن روز مردم
جاهلی بود، که اسلام با آن به مخالفت
برخاست و آن را با اینکه همسو با طبع
حیوانی و غرایز بشر است، حرام اعلام کرد.

۲ـ در مورد برخورد اسلام با اقسام هنر
به نظر می رسد در هیچ موردی از آن، اسلام
پایه گذار و مؤسس نبوده است و تنها از برخی
انواع آن همچون نثر زیبا و فصاحت و بلاغت
در کلام به منظور پیشبرد اهداف خود بهره
جسته است و با برخی نیز برخوردی اصلاحی
و پیرایشی داشته است و اصولاً رسالت دین
در این باره همین است.

مطابق حدیثی که ابن شعبه از حضرت
صادق(ع) گزارش کرده است، تمام کارها و
آلاتی که در بر دارنده فسادند و قابلیتی جز آن
ندارند، در اسلام حرامند، ولی آن ابزار و یا
اموری که هم کاربرد فسادآمیز دارند و هم در
جهات مفید و مصلحت ها به کار می افتند،
حرمت و یا حلال بودن آن، بسته به محتوا و
جهتی است که آن وسیله و یا کار دارد. و بدان
علت که در آن دوران آلات موسیقی کاربردی
جز در جهت فساد و فحشا نداشته است در
این روایت این گونه ابزارها از وجوه فساد
محض شمرده شده و هر گونه کاری در این
رابطه حرام معرفی شده است.(۱) همچنان که
در روایات دیگر نیز به طور مطلق از استعمال
و یا گوش دادن بدان نهی گردیده است،(۲)
ولی این بدان معنا نیست که اگر در دورانی
دیگر استفاده های سالم و دور از فسادهایی که
منظور روایاتند، از آن رایج شد باز هم
بکارگیری آن به همان صورت حرام باشد و
حتی استفاده سالم و به دور از فساد نیز از آن
ممنوع باشد.

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت
که آنچه گفتیم در صورتی است که بهره گیری
از آن در جهت صلاح و به دور از فساد، رواج
اجتماعی داشته و حالت استثنایی و نادر
نداشته باشد، و این رابطه ای مستقیم با
نظامات حاکم بر جامعه دارد و به ویژه نظام
سیاسی و عملکرد آن در این باره و وضعیت
فرهنگ عمومی جامعه نقش تعیین کننده در
این خصوص دارند.

۳ـ با توجه به آنچه گفتیم غالب فقهای
بزرگوار معاصر به طور مطلق از آن نهی
نکرده اند، بلکه فتوای حضرت امام در پاسخ به
استفتاهای گوناگون از ایشان این است که
شنیدن موسیقی مطرب و حتی یاد گرفتن و
یاد دادن آن جایز نیست و غیر مطرب آن
اشکال ندارد،(۳) حضرت آیت اللّه بهجت نیز
تنها استماع موسیقی مطرب را جایز
ندانسته اند(۴) ولی حضرت امام(ره) و نیز مقام
معظم رهبری شنیدن صداهای مشکوک
یعنی آن صداهایی که معلوم نیست مطربند یا
غیر مطرب نیز جایز شمرده اند.(۵)

بسیاری دیگر هم گفته اند آوازی که
مخصوص مجالس لهو و بازیگری است،
حرام است.(۶) که البته تعبیرها مختلفند ولی
مقصود یکی است و آهنگ مطرب همان
است که نوازندگان در مجالسی که به منظور
خوشگذرانی و لهو بر پا شده است می نوازند.

حضرت آیت اللّه خوئی ضمن استفتاهای
متعددی که از ایشان شده است نیز همین
گونه پاسخ گفته اند و آواز و موسیقی ای که
لهوی، مطرب و مناسب مجالس عیش و
نوش نباشد را حلال دانسته اند و به ویژه
ایشان آهنگی را که به منظور آرامش اعصاب
از سوی پزشکان به شخصی توصیه می شود
و نیز آهنگ های حماسی، انقلابی و نظامی را
مجاز شمرده اند.(۷)

[البته برخی فقهاء نیز اساسا برای خود
موسیقی و غنا حرمت ذاتی قائل نیستند و
حرمت آن را محتوایی می دانند. بنابراین اگر
دارای محتوای حرام نباشد، حرام نخواهد بود.
حضرت آیت اللّه یوسف صانعی، چنین نظری
دارند. ظاهرا مرحوم فیض کاشانی نیز همین
نظر را داشته اند. ـ پیام زن]

در این بحث نکاتی قابل ملاحظه است:

۱ ـ ۳ـ در مورد آلات موسیقی گفته
می شود برخی از آنها صرفا لهوی است و
کاربرد دیگری غیر از آن ندارد در حالی که
برخی دیگر این گونه نیستند که در مورد
نخست به جایز نبودن استفاده از آن به هر
صورتی فتوا داده شده(۸) و حتی از بین بردن
آن واجب دانسته شده است.(۹) و گویا ساز، از
دسته اول به حساب می آید.(۱۰) البته تشخیص
اینکه فلان ابزار صرفا استفاده لهوی داشته و
دیگری کاربردی عام دارد، بر عهده عرف و
اهل نظر در این خصوص است. که در صورت
انحصار کاربرد دستگاه خاصی در موارد لهوی
استفاده از آن در غیر مورد لهوی نیز مجاز
نخواهد بود.(۱۱)

۲ـ ۳ـ در اینکه مطرب بودن با چه ملاک
و معیاری تعیین می شود و آیا ملاک در
مطرب بودن، آهنگ و آوازی به حالت
شخص گوش کننده و یا نوازنده بستگی دارد و
یا نوعی است، جای پرسش است. در صورت
اول آهنگی حرام خواهد بود که شخص را به
طرب آورد گرچه همان آهنگ تغییر حالتی در
افراد دیگر ایجاد نکند و در صورت دوم آوازی
این چنین است که برای نوع مردم طرب آور و
محرک باشد، گرچه شخص خاصی را به
جهت مسن بودن و یا جهات دیگر به طرب
نیاورد. برخی مراجع گفته اند: میزان در مطرب
بودن شأنی است نه فعلی(۱۲) که مقصود
همان اطراب نوعی است نه شخصی. و گویا
نظر سایر فقها نیز در این باره همین گونه
است.

۳ـ ۳ـ نکته دیگر اینکه برخی از فقها
تشخیص مطرب بودن آهنگی را از غیر آن،
موکول به نظر عرف دانسته اند.(۱۳) و برخی
دیگر نظر شخص مکلف را در این زمینه
معتبر شمرده اند.(۱۴) بر این اساس مطابق
نظریه نخست اگر داوری عرف در مورد
آهنگی برای کسی روشن نباشد، آن آهنگ
برای او جزء صداهای مشکوک به حساب
خواهد آمد و مطابق نظریه دوم چنانچه بتواند
خود او مطرب بودن شأنی آن را تشخیص
دهد بر او حرام خواهد بود و در صورتی که
نتواند آن را احراز کند و برای شخص او نوع
آن آهنگ معلوم نباشد، آن صدا برای او
مشکوک شمرده می شود.

۴ـ در روایات گوناگون آوازه خوانی ها و
آهنگ های مبتذل و تحریک کننده مطرح
شده و با نکوهش از آن برخی مفاسد و
زیان های آن بیان شده است که نمونه هایی از
آن ذکر می شود:

۱ـ ۴ـ مفاد برخی روایات این است که
گوش دادن مداوم به موسیقی های مطرب
موجب سلطه کامل شیطان بر وجود آدمی
گردیده و روح غیرت را در او از بین می برد به
گونه ای که گاه حتی اگر به ناموس او
هم تجاوز شود، چندان اهمیتی برایش
نخواهد داشت.(۱۵)

۲ـ ۴ـ در حدیثی کلیب صیداوی می گوید:
«سمعت اباعبداللّه علیه السلام یقول: ضرب
الصیدان ینبت النفاق فی القلب کما ینبت
الماء الخضره؛ نواختن با عودها ـ از
ابزار موسیقی لهوی ـ نفاق را در دل
می رویاند همچنان که آب موجب رویش
سبزه می شود.»(۱۶)

بی گمان گوش سپردن و یا نواختن مداوم
این گونه آهنگ ها قلب را تیره و تار می کند و
دریچه قلب را به روی شیطان و وسوسه های
اغواگر و شهوانی او باز می کند و رفته رفته
قلب را آلوده و فاسد می کند. این از یک سو و
از سوی دیگر چنین انسانی همیشه می کوشد
خود را در جامعه پاک قلب و خوش طینت
وانمود سازد و آلودگی باطنی خود را برملا
ننماید و با مردم با ظاهری آراسته و دلی
خراب معاشرت کند و این خود عین نفاق
است. و در حدیث دیگری همان حضرت این
کار را مایه قساوت قلب معرفی کرده اند.(۱۷)

۳ـ ۴ـ در قرآن کریم آمده است: «و من
الناس من یشتری لهوی الحدیث لیضلّ عن
سبیل اللّه بغیر علم و یتخذها هزوا اولئک لهم
عذاب مهین؛ برخی از مردم در پی سخن لهو
می روند تا بدون بصیرت و بینش، مردم را از
راه خدا گمراه کنند و آن را به استهزاء و
مسخره گیرند، برای آنان عذابی خوارکننده
مهیا شده است.»(۱۸)

در روایات معصومان(ع) «لهو الحدیث»
به غنا و آهنگ های مطرب و فسادانگیز
تفسیر شده است.(۱۹) و اهل آن در آیه کریم
به عذاب الهی تهدید شده اند.

۴ـ ۴ـ و نیز قرآن کریم می فرماید:
«… فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا
قول الزّور؛ از ـ پرستش ـ بت های پلید
اجتناب کنید و از ـ روی آوری به ـ گفته
زور بپرهیزید.»(۲۰)

و نیز در همان دست روایات «قول زور»
به نوازندگی ها و خوانندگی های هیجان انگیز و
طرب آور معنا شده است.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.