پاورپوینت کامل سرخ و سفید یعنی صورتی (نقد فیلم ۴۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سرخ و سفید یعنی صورتی (نقد فیلم ۴۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سرخ و سفید یعنی صورتی (نقد فیلم ۴۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سرخ و سفید یعنی صورتی (نقد فیلم ۴۲ اسلاید در PowerPoint :
>
۷۶
نام فیلم: صورتی
نویسنده و کارگردان: فریدون جیرانی
بازیگران: میترا حجار، رامبد جوان،
فقیهه سلطانی
مریم بصیری
«جیرانی» این بار برای ماندگاری در
عرصه سینمای ایران و جذب و افزایش
مخاطبانش به کمدی رمانتیک روی می آورد
و فیلمی می سازد که نگاهی طنز به
موضوعی جدی دارد و در نهایت با پایانی
Happey end روبه رو است.
گویا کارگردان در صدد است تا با
«صورتی»، تماشاگر مضطرب و خسته خود را
با زندگی آشتی دهد و به جای ایجاد اشک و
اندوه معمول در دیگر فیلم ها، خنده بر لب او
بیاورد و بگوید مشکلات را به هیچ بگیر! همه
چیز خودبه خود درست می شود. فریبی
دلنشین برای مخاطب دلزده از دنیا!
فیلمساز پس از ساخت فیلم هایی خشن
چون «قرمز»، «آب و آتش» و «شام آخر» به
«صورتی» ملایم پناه می برد. فیلمی که بر
خلاف این سه اثر، خبری از قتل و خشونت و
کشمکش های مداوم بین زن و شوهر در
آن نیست.
قرمزیِ خشونت در این فیلم تبدیل به
عطوفتِ صورتی شده است. در «صورتی»
آدم ها مهربان تر شده اند و با شوخی و متلک
زندگی می کنند و آخرش همه چیز با یک
آشتی درست و حسابی سرهم بندی می شود.
سفیدی خوشی بینی، زیادی به سرخی فیلم
تزریق شده و یک صورتی ملایم و فانتزی
ایجاد شده است که در کمتر خانواده
بحران زده ای رنگش حنا دارد!
در تمامی سه فیلم اخیر «جیرانی»،
مردها به نوعی دیوانه و خشن هستند ولی در
«صورتی»، مرد فقط شلخته و بی نظم است،
اما با این وجود خوش قلب و خندان. در واقع
بذله گویی و گوشه کنایه های کمیک، صد در
صد جای خشونت را گرفته است.
و اما «مشرقی»ها که خط سرگردان
سرنوشت در آثار «جیرانی» هستند ـ و گویی
قرار است کارگردان مخاطبانش را با این
«مشرقی»ها خفه کند ـ باز هم راهشان را در
جاده صورتی پیدا می کنند. «لیلا مشرقی» در
حکم کاتالیزوری است که خواسته و ناخواسته
باعث آشتی بین زن و شوهری مطلقه
می شود. وی بر خلاف دیگر «مشرقی»های
مجنون، که زندگی از هم گسیخته ای دارند،
فردی است متعادل که آزارش به کسی
نمی رسد و همین که می بیند دارد زندگی
دیگران را خراب می کند، دُمش را روی کولش
می گذارد و می رود.
«سحر» نوازنده است و «شهرام»
کارگردان. آن دو پس از ۶ سال زندگی
مشترک و با داشتن پسری ۴ ساله، تصمیم به
طلاق می گیرند. اولین مشکل آبکی فیلم هم
از همین ابتدا شروع می شود. علت طلاق این
دو روشن نیست و ظاهرا به بی خیالی مرد و
نظم و سلیقه بسیار زن مربوط می شود.
این زن و شوهر که دخترخاله و پسرخاله
هستند، با عشقی پرشور با هم ازدواج کرده اند
ولی دیگر نمی توانند همدیگر را تحمل کنند.
«شهرام» که هنوز اندکی به ادامه زندگی
خوشبین است، با رفتن «سحر» می گوید اگر
زنی نخواهد با شوهرش زندگی کند، نمی توان
او را به اجبار نگاه داشت. تنها دلیل و منطق
وی برای طلاق، همین است و هیچ کوششی
از سوی طرفین برای اصلاح اشتباهات
وجود ندارد.
زن و شوهر به همراه فرزندشان به دادگاه
می روند ولی از آنجایی که بسیار مراقب
وضعیت روحی و تربیتی کودک شان هستند و
نمی خواهند وی متوجه عواقب جدایی آنها
شود، با شوخی و طنز به قاضی بیمار ـ
که نشان از ناقص بودن قوانین
حقوقی خانواده دارد ـ می گویند که فقط
می خواهند با اجازه وی خانه هایشان را از هم
جدا کنند.
«سحر» و «شهرام» که بسیار به
دروغگویی حساس هستند و نمی خواهند
بچه شان از آنها دروغ گفتن یاد بگیرد، خود،
پیوسته به هم دروغ می گویند و ظاهرشان را
شاد و خوشحال نشان می دهند تا کودک دچار
افسردگی نشود. این همه احترام به یک کودک
از آن دروغ های شاخدار سینمای ایران
است که حتی روی سر خود بچه نیز شاخ،
سبز می کند!
این زوج بر خلاف دیگران که در مراحل
طلاق گرفتن مشکل دارند، همه چیز را به
راحتی بین خودشان حل و فصل می کنند.
حضانت پسرشان «امیرحسین» با توافق
طرفین، در طول هفته به دو نیم می شود؛ هر
چند که هر دو در این زمینه دست تنها هستند
و مجبورند کودک را به دیگران بسپارند.
«شهرام» بچه را به دوستانش می سپارد و یا
او را با خود به صحنه تئاتر می برد. «سحر»
نیز با ویلنسلی که دو برابر پسرش حجم دارد،
باید آن دو را سه روز در هفته از محل کار به
خانه و بالعکس به دوش بکشد.
اما به ظاهر، دومین مشکل جدی فیلم
وقتی نمود پیدا می کند که پس از سه سال
«امیرحسین» قرار است به مدرسه برود و
بهتر است نزد مادرش باشد تا به تکالیفش
رسیدگی کند و بچه ای منظم و درس خوان
شود. ولی «شهرام» می خواهد پسرش نزد
خودش باشد و به جای شاگرد اولی در
مدرسه، شاگرد اول زندگی باشد. در مقابل
مخالفت «سحر» با این پیشنهاد همسر
سابقش، مرد متوسل به قانون مدنی، ماده
۱۱۶۹ می شود که حق حضانت کودک متعلق
به پدر است و … .
هر چند زن به قانونی که شصت سال و
اندی قبل نوشته شده است، معترض است
ولی کاری جز کوتاه آمدن ندارد.
با پیدا شدن سر و کله «مشرقی» این
فیلم، مثلث نیم بند عشق نیز شکل می گیرد.
«لیلا» بر خلاف روال موجود در نمایش تخته
حوضی، برای نقش «سیاه» نمایش
«شهرام»، انتخاب می شود.
«فقیهه سلطانی» در نقش «لیلا»، که
پیش از این در نمایشنامه «سلطان مار»،
«بهرام بیضایی» به کارگردانی «گلاب آدینه»
در نقش «سیاه» ظاهر شده بود، بار دیگر در
این نقش فرو می رود و آن را با خود به
سینما می آورد.
فرو رفتن یک زن در نقشی مردانه و
نشان دادن یک مرد در نقش زن پوش نمایش،
علاوه بر ایجاد موقعیت ها، حرکات و گفتار
کمیک، اشاره ای به تغییر یافتن نقش زن و
مرد در جامعه دارد و صد البته نقش
دگرگون شده نظام خانواده.
«جیرانی» با تلفیق هنر نمایش و سینما
در «صورتی» نشان می دهد که به اندازه کافی
با تئاتر آشنا نیست. کارهایی که «شهرام»
برای تمرین، انتخاب بازیگر و اجرای کارش
انجام می دهد، هیچ کارگردانی در تمرین
واقعی تئاتر انجام نمی دهد.
گویی انتخاب این شغل برای «شهرام»
فقط از آن جهت است که وی نمایشی طنز و
ریتمیک کار کند تا این طنز، طنز موجود در
خود فیلم را دو برابر کند.
پس از این، کشمکش بی جان سوم فیلم،
رخ می نماید. «امیرحسین» که متوجه تغییر
اخلاق پدر شده است، کم کم می فهمد که قرار
است پدرش با «لیلا» ازدواج کند. «سحر» که
ازدواج مجدد خود و یا همسر سابقش را برای
تربیت «امیرحسین» مضر می داند
خواستگاران خود را از درِ خانه بیرون
می کند، لذا حاضر نیست که «شهرام» هم
ازدواج کند و پس از ۵ سال یک نامادری برای
پسرش بیاورد.
شرط «شهرام» برای ازدواج، پذیرش
«امیرحسین» از سوی «لیلا»ست، اما
«سحر» حاضر نیست بچه اش را به آنها
بسپارد. مرد نیز معتقد است اگر مردی
بچه اش را ول کند مرد نیست. از سویی دلش
نیز نمی خواهد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 