پاورپوینت کامل همین جوری ها هم نمی شود به «ن» گیر داد! ۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل همین جوری ها هم نمی شود به «ن» گیر داد! ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل همین جوری ها هم نمی شود به «ن» گیر داد! ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل همین جوری ها هم نمی شود به «ن» گیر داد! ۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۲۱

حقیقتش، تا همین چند روز
پیش آرزو می کردم خدا از بابت
حرف «ن» برای ما دخترها
تخفیف قائل شده و به اصطلاح
یک جورهایی هوایمان را داشته
باشد تا اصلاً اسم بی ریخت «ن»
دور و برمان آفتابی نشود و این
آرزوی بی«ن»ی مثل خوره
افتاده بود به جانم و رهایم
نمی کرد. این موضوع را جار زده
بودم و تنابنده ای نبود که از
دشمنی من با حرف «ن»
بی اطلاع باشد. واسه همین هم
یک عده ای بِهِم می گفتند: [خانم
مخ «ن»] و بعضی ها هم صدایم
می کردند: [آهای خانم «ن» بی
«ن»]! حالا از این
بی مزگی بازی های دختر مخترها
که رد بشویم باید اعتراف کنم که
آمپرم بلافاصله می زد بالا وقتی
کسی بهم می گفت «نرو» یا
«نکن» یا «نخند» یا «نپوش» یا
«نخور» و الی آخر؛ و
بی رودربایستی دوست داشتم هر
«ن»ای که جلوی افعال امری
سبز می شد با دست هایم خفه اش
بکنم. لابد شما منظورم را از هر
کسی که متوجه می شوید. به جز
مامان، بابا و احیانا برادرهای
قلدرمان چه کسی می تواند به ما
دخترها گیر بدهد و هی برایمان
«ن» جلوی افعال امری ردیف
کند؟ و بر همین منوال آرزو
داشتم هر کاری که می خواهم
بکنم و هر جایی که می خواهم
بروم و با هر کسی که دوست
داشتم دوستی کنم. در یک کلام
دوست داشتم آخرِ «آزادی» باشم
و هیچ کس و هیچ چیزی را
جلودارم نمی دیدم و به واسطه
همین قضیه ما مدام توی
خانه مان جر و بحث و دعوا و
درگیری داشتیم. بخصوص با
مامان که بیشتر به پر و پایم
می پیچید و بد جوری سین جیمم
می کرد. البته منم قُدبازی در
می آوردم و هر آنچه مامان بابا
می گفتند عکسش عمل می کردم.
مثلاً به محض اینکه می پرسیدند
کجا بودی یا کجا رفته بودی به
طرفشان براق می شدم که «به
خودم مربوط است.» یا جواب
می دادم: «به هیچکی مربوط

نیست.»

سرتان را درد نیاورم. با این
دعوا مرافعه های اعصاب خردکن
پیش می رفتیم که به کله ام زد
شغلی برای خودم دست و پا کنم
تا به قول معروف دستم توی
جیب خودم باشد. بنابراین
فردایش دخترهای جور کلاس را
جمع کرده و برایشان نطقی غرا و
آتشین ایراد نمودم که خلاصه اش
از این قرار می باشد: «زمانی که
آدم دستش توی جیب خودش
باشد دیگر دست زور بالای
سرش نمی باشد و هر کاری که
دلش می خواست می کند و هر
چیزی که دلش خواست می خرد
و هر جایی که دلش خواست
می رود و زیر منت هیچ کسی هم
نیست.» نطقم که ته کشید
عده ای برایم دست زدند، اما چند
نفری هم مثل شهناز و کبرا و
سمیه بهم خندیدند و گفتند:
«خانم «ن» بی«ن»، کجای
کاری؟ کو کار؟ مدرک بالاهاش
واسه یه مثقال کار کف کرده اند،
اون وقت تو یک الف بچه
می خوای کار پیدا کنی و شاغل
بشی؟» و کلی مسخره ام کردند.

همین حرف ها جری ام کرد
که محض ثابت کردن به این چند
نفر هم شده برای خودم یک
کاری پیدا بکنم. این بود که
افتادم پی کار گیر آوردن. دو ماه
تمام دوندگی کردم و به هر چهار
جهت اصلی شهر سر زدم. اما
وقتی که مثل مسلسل جواب های
سر بالا و «نوچ» شنیدم، دو
ریالیم افتاد که امثال شهناز و کبرا
و سمیه یک چیزهایی را
می دانستند. خلاصه اش، داشتم
از کت و کول می افتادم و
می خواستم دست ها را به علامت
تسلیم بالا ببرم که در دقیق

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.