پاورپوینت کامل نقطه تلاقی «حرکت ملی زنان» با«سینمای کشور» کجاست؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نقطه تلاقی «حرکت ملی زنان» با«سینمای کشور» کجاست؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقطه تلاقی «حرکت ملی زنان» با«سینمای کشور» کجاست؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نقطه تلاقی «حرکت ملی زنان» با«سینمای کشور» کجاست؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
۶۸
دقیقا در ۱۳ تیر ۱۴۰۷
خودش باید جوابگوی کارهاش باشه. شما
پدر و مادرا باید زودتر از اینا به فکر باشید.
قبل از اینکه کار به اینجاها بکشه.
فروغ: نمی فهمم، کار به کجا کشیده که
شما اینجوری صحبت می کنین؟
مأمور: مث اینکه شما متوجه حرفای
من نمی شین. پدرش کجاست؟
فروغ: اینجا نیست.
مأمور: متارکه کردین؟
فروغ: بله.
مأمور: چرا؟
فروغ: ربطی به این ماجرا داره؟
مأمور: بله، نبودن سرپرست پیامدش
اینه.
فروغ: بچه من سرپرست داره آقا! من
مادرشم. همه اون بچه هایی هم که دیشب
توی اون مهمونی گرفتن، هم پدر دارن، هم
مادر … .
«بانوی اردیبهشت ـ رخشان بنی اعتماد ـ ۱۳۷۶»
* * *
میان مردان و زنان دو نوع تفاوت وجود
دارد؛ یکی تفاوت های جنسی و دیگری
تفاوت های جنسیتی. تفاوت های جنسی به
تفاوت های فیزیکی و فیزیولوژیکی بین زن و
مرد اشاره می کند، اما تفاوت های جنسیتی در
واقع تفاوت فیزیکی نیستند، بلکه تفاوت های
اجتماعی، فرهنگی و انتظاراتی هستند که
جامعه از زنان و مردان دارد.
پس واژه جنسیت (Gender) ـ و نه
جنس (Sex) ـ به ویژگی ها و فرصت های
اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که با زن و مرد
بودن در ارتباط است، اطلاق می شود.
در اکثر جوامع مرد یا زن بودن نه تنها به
معنی داشتن خصوصیات فیزیولوژیکی
متفاوت است، بلکه به انتظارات متفاوتی در
مورد طرز لباس پوشیدن، رفتار مناسب،
خصوصیات، نوع شغل، برخوردها و … مربوط
می شود. بنابراین تفاوت های جنسیتی ماهیتا
اجتماعی و فرهنگی هستند، به همین دلیل
ویژگی های جنسیتی ممکن است از جامعه ای
به جامعه دیگر تفاوت یابد و در طول زمان نیز
تغییر کند.
همچنین روانشناسان اغلب در مورد
تفاوت های موجود میان زن و مرد دو عامل
محیط و وراثت را سهیم می دانند. در حالی که
جامعه شناسان با روانشناسان اختلاف نظر
قابل توجهی دارند. بیشتر آنها معتقدند
تفاوت های میان زن و مرد معلول تفاوت در
رفتاری است که جامعه در مورد آنها پیش
می گیرد. جامعه شناسان می گویند این دو
جنس در اساس با یکدیگر تفاوتی ندارند،
بلکه رفتار جامعه سبب می شود که آنها
گرایش های متفاوتی پیدا کنند و سمت و
سوی مختلفی گیرند. به نظر جامعه شناسان
تفاوت های میان زنان و مردان در جزئیات ـ و
نه در کلیات ـ است.
در اینجا بر آن نیستیم تا به ارزیابی و
صحت و سُقم این نظریات بپردازیم. اما آنچه
بر آن تأکید داریم این است که همه ـ یا اکثرا ـ
معتقدند انسان ها برابر آفریده شده اند و نحوه
سازماندهی زندگی اجتماعی است که
تبعیضاتی را بر مبنای پذیرش تفاوت هایی، به
آنان تحمیل می کند.
این طبیعی است که هر گاه «جنسیت» به
مفهوم ویژگی ها، مسئولیت ها و حقوق هر یک
از زن و مرد با در نظر گرفتن شرایط زمانی و
مکانی فاقد کاربرد مناسب اجتماعی و
خانوادگی باشد، جوامع شاهد عدم تعادل و
نابهنجاری هایی خواهند بود. چنانچه
تاکنون همه جوامع از چنین پدیده هایی
صدمه دیده اند.
در این میان برخورد و قضاوت در مورد
موقعیت زنان همواره از حساسیت بیشتری
برخوردار بوده است. زیرا حوزه مسائل زنان،
میدان باورهای ارزش گذاری شده ای است که
هر گونه اصلاح یا تغییر در آن نه فقط مستلزم
تغییر و اصلاح قوانین اجتماعی است، بلکه به
ذهنیت تاریخی جامعه تلنگر زده و گاه هجوم
می برد. از همین رو مقاومت های درونی
فردی و جمعی در مقابل آن جدی تر و
سرسختانه تر است. چنانچه سال هاست در
موضوع زن و مباحث مختلف مربوط به او،
تفکرات مختلف به ویژه دو تفکر سنت گرا و
نوگرا به جای تلاش برای درک متقابل و
یافتن راههای مشترکی که نیازهای روز را با
لحاظ ارزش ها و اصالت ها پاسخ دهد، به
ورطه مجادله و مقابله افتاده اند. تا آنجا که گاه
هر دو یک منظور و سخن را دنبال می کنند،
اما از فرط گرفتاری در بازی با الفاظ و وحشت
خدشه به مواضع اعلام شده خود، از «اصل» و
«حقیقت» جریان که به سرعت راه خود را
می رود، جا می مانند.
در این حال از نخبگان، عالمان،
روشنفکران و هنرمندان انتظار می رود که در
مقام جلوداری جامعه، چنین مشکلاتی را
عیان سازند. اما متأسفانه در مورد مسائل
زنان به دلایلی که ذکر شد کمتر این اتفاق
رخ می دهد.
به عنوان مثال قرن ها مرد سرپرست
خانواده شناخته شده است. در حالی که طی
همین قرون بسیاری از زنان به عنوان
سرپرست خانواده ایفای نقش کرده اند. امروزه
نیز که این موضوع یک پدیده پذیرفته شده
است، هنوز خیلی ها خانواده بدون مرد را
خانواده بی سرپرست می دانند. حال آنکه زنِ
باکفایتِ چنین خانواده ای در نقش مادر و پدر
مسئولیت سنگینی را بر دوش گرفته و
بسیاری شواهد نیز حاکی از وجود
موفقیت های درخور توجه در چنین
خانواده هایی است.
از این تلخ تر، خانواده های بدسرپرستی که
به رغم تحمل بار طاقت فرسای گردش امور
آن بر شانه های ظریف ـ اما مقاوم ـ یک زن،
باز هم مرد عنوان و امتیازات سرپرستی آن
را دارد.
این بدان دلیل است که به رغم تحلیل ها،
ارزیابی ها، شعارها و … توانایی های جنسیتی
زنان هنوز به باور عمومی در نیامده است؛
نه فقط از سوی مردان، بلکه حتی از ناحیه
خود زنان.
* * *
فروغ: کاری که شروعش خیلی ساده بود
حالا کاملاً درگیرم کرده.
دکتر رهبر: فکر نمی کنی داری بیش از
اندازه لازم تو کار غرق می شی؟
فروغ: نمی دونم، مشکل اصلی
سردرگمی خودمه.
دکتر رهبر: گوش کن عزیز من، من خیلی
وقته تصمیم گرفته بودم راجع به مسئله خودم
و تو حرفی نزنم تا زمانی که تو بخوای … .
صدای فروغ: او می گوید تو مادر بودن،
همسر بودن و کارَت را در مقابل هم
می بینی، نه کنار هم، و فکر می کند
تردیدهای من از آن روست که نمی توانم بین
خواسته های طبیعی ام تعادل برقرار کنم … و
چگونه بگویم که تنگنای من از آنجاست که
هیچ کدام را به قیمت از دست دادن دیگری
نمی خواهم … .
«بانوی اردیبهشت»
* * *
«دوران سرکشی»، ره آورد هنرمندی از
نسل انقلاب
در مجموعه ای که اینک آخرین قسمت
آن را پیش رو دارید، دیدیم که در سینما نیز
واقعیات موجود جز در معدودی آثار دیرهنگام،
منعکس نشد. اما خوشبختانه در دوران کند و
کاو ما پیرامون این موضوع، سریالی
تلویزیونی با نگاه جدی، تلخ و جسارت آمیز
خود سبب شد تا آخرین برگ های این پرونده
با امید نوشته شود. آخرین سطور آن چشم به
راه هنرمندانی واقع بین و حقیقت جو، متعهد و
جسور ـ که حقیقت را فدای مصلحت نمی کنند
ـ باز و جستجوگر بماند … پس این پرونده را
نخواهیم بست، که هنوز کسانی از نسل
انقلاب با همان شور و شعور ایستاده اند …
«کمال تبریزی» با ساخت «دوران سرکشی»
نشان داد از این جمله است.
اگرچه طی شماره های پیش از «سینما»
گفتیم، اما در «دوران سرکشی» به نکاتی
توجه شد که بسیاری از اهداف این مجموعه
مطالب را پاسخ می داد و ما که سعی داریم در
بند کلیشه ها اسیر نشویم، پرداختن به این
سریال تلویزیونی را نقطه قوت آخرین قسمت
تلقی می کنیم.
«دوران سرکشی» به «زن»، «جوان» و
«خانواده» توجه نشان داد و نگاهی واقع بینانه
کرد. به زن سرپرست خانوار به ویژه آنانی که
فاقد پشتوانه های مالی، تحصیلی، خانوادگی و
بخصوص آگاهی هستند؛ به خانواده هایی که
سرپرست مرد دارند اما وجودشان جز
ناهنجاری حاصل دیگری ندارد؛ به دخترانی
که به دلایل مختلف از خانه و خانواده فراری
می شوند؛ به برخی نگاههای دور از واقعیت
دستگاههای مسئول، به پدیده های اجتماعی
و معضلات زنان و دختران و حتی به زن
موفق و تحصیلکرده که بهترین پشتوانه اش
در کشاکش مسئولیت های اجتماعی و
خانوادگی، داشتن همسری صبور و بزرگوار
است. «دوران سرکشی» نشان داد مشکل
خانواده های بی سرپرست یا بدسرپرست، نبود
پدر نیست، بلکه عدم توان مالی و حمایت
اجتماعی از زنان سرپرست خانوار است.
«دوران سرکشی» نشان داد در صورت
توانمندسازی زنان هیچ کس به اندازه «مادر»
صلاحیت سرپرستی فرزندان را در چنین
خانواده هایی ندارد. «دوران سرکشی» نشان
داد که جامعه ما هنوز نتوانسته از همه توان و
استعداد زن ایرانی بهره مند شود و از همین رو
گرفتار بسیاری مشکلات است و «دوران
سرکشی» نشان داد … .
از آقای کمال تبریزی که در سینما
کارهای شاخصی چون «مهر مادری»، «لیلی
با من است»، «شیدا» و «فرش باد» از وی
به نمایش در آمده تقاضا کردیم در مورد
«دوران سرکشی» گفتگویی با مجله داشته
باشد. حاصل پاسخ متواضعانه او، گفتگویی
است که می خوانید:
ابتهاج: آقای تبریزی، ضمن تشکر از
فرصتی که در اختیار مجله قرار دادید، اگر
تورّقی بر شماره های پیشین این گزارش زده
باشید …
تبریزی: بله، تورقی داشتم.
ابتهاج: پس ملاحظه فرمودید که نگاه
ما در این مجموعه در جستجوی مسائل و
نکات ناگفته، اما بسیار تعیین کننده زندگی
زنان و دختران ایرانی در عرصه سینماست.
سینما و همین طور تلویزیون می توانست و
می تواند با بیان دردها، مخاطب را اعم از
خاص و عام به سوی حل مشکلات هدایت
کند و جامعه زنان ما به چنین چیزی نیاز
داشته است. از این منظر، «دوران سرکشی»،
یک نقطه عطف در بیان جسورانه و متعهدانه
دردها بود که اتفاقا توانست در تلویزیون ـ با
محدودیت های مضاعف نسبت به سینما ـ
تهیه و پخش شود. در «دوران سرکشی»،
شما به مرزها و روندهایی از زندگی زنان و
دختران نزدیک شدید که مایه امیدواری بود؛
به مشکلات زنان و دخترانی پرداختید که در
خانواده هایی با سرپرستی زن به سر می برند
یا دچار بدسرپرستی هستند. به زنانی
پرداختید که برای تداوم زندگی شرافتمندانه
خود فاقد پشتوانه های مالی، شغلی،
تحصیلی و خانوادگی اند. به نوع نگاههای
موجود در جامعه نسبت به قربانیان
ناهنجاری ها پرداختید. نگاههایی که در واقع
قربانیان را در هیئت متهم و مجرم می بینند.
این درک و فهم دقیق از سوی شما حتما
می بایست به دیدگاه، تفکر، اعتقاد و همین
طور اطلاعات محکم و صحیحی تکیه زده
باشد. یعنی شما بدون داشتن اعتقادی
محکم بر مبنای یک سری اطلاعات در مورد
وضعیت زنان و دختران جامعه و آنچه بر
برخی از آنها می گذرد نمی توانستید یک
چنین مجموعه ای را ارائه دهید. من
می خواهم در مورد مسیری که شما برای
ساخت این سریال طی کردید و محکماتی که
به آن تکیه زدید، بدانم.
تبریزی: بسیار خوب، شما وقتی وارد
صحنه فرهنگ، سینما و کارهای هنری
می شوید دو جور دسته بندی دارید. این
دسته بندی را من انجام نداده ام، بلکه تقریبا
می شود گفت در طول تاریخ سینما یا هنر،
این وضع به وجود آمده است. این دسته بندی
شامل دو جور آدم می شود. یک دسته
تکنسین های خیلی خوب که موضوعاتی را به
صورت سفارشی کار می کنند. بنابراین وظیفه
این تکنسین هنری که تخصص سینمایی
دارد این است که موضوعات مختلف را ـ در
هر عرصه ای که فکرش را بکنید و در
اختیارش بگذارید ـ به زبان سینما بیان کند و
با مخاطب ایجاد ارتباط نماید. درست مثل
اینکه شما مقاله ای می نویسید و بعد آن را به
دست یک مترجم فرانسوی یا ایتالیایی یا هر
زبان دیگری می دهید تا ترجمه اش کند.
بنابراین می شود یک موضوعی را مطرح کرد
یا تحقیقی را انجام داد و یا قصه ای را نوشت
و آن را به دست یک سینماگر داد تا به زبان
فیلم تبدیلش کند. در این جور موارد معمولاً
هیچ فرقی نمی کند که تفکر یا انگیزه خودِ
سینماگر چه باشد و چگونه به موضوع نگاه
کند. شما هر چه از او بخواهید، آن را به زبان
سینما برمی گرداند.
مایلم قبل از اینکه در مورد خودم بگویم،
مثالی بزنم تا موضوع روشن تر بشود. «فِرِد
زینه مان» کارگردان سرشناسی در سینماست
که فیلمی مانند «مردی برای تمام فصول» را
ساخته است. این فیلمی دینی در سینما
محسوب می شود و پایداری بر روی عقاید
دینی را نمایش می دهد. همین آدم چند سال
قبل یا بعد از آن فیلم «جولیا» را می سازد که
در واقع ستایشی از سوسیالیزم است، تحسین
آدم هایی که اعتقادی به مقوله دینی ندارند و
فقط در زمینه های اجتماعی کار می کنند.
وقتی این دو فیلم را کنار هم می گذارید،
می پرسید اعتقادات «زینه مان» چیست؟
چند وقت بعد با یک فاصله زمانی، «فرد
زینه مان» فیلم دیگری می سازد به نام «روز
شغال» که در این فیلم، اخلاق یا خوب و بد
اصلاً مطرح نیست و نمی توان تشخیص داد
قهرمان مثبت کیست یا ارزش های اخلاقی و
به عکس آن چیست؟ امثال زینه مان یک
دسته از آدم ها در سینما هستند.
اما دسته دوم، فیلمسازان یا
کارگردان هایی هستند که وقتی کارهای آنها را
مرور می کنید و جلو می آیید یک خط فکری را
شاهد هستید و در مسیر کارهای هنری آنها
ارتباط و پیوستگی می بینید. مثل اینکه با
انسانی دارای هویت مشخص در یک جامعه
روبه رو هستید. این انسان ممکن است در
طول زمان دچار تغییراتی شود ولی این
تغییرات قابل قبول و به هم پیوسته است و
این آدم در واقع دارد مسیری تکاملی و
صعودی یا نزولی را طی می کند. اینها،
سینماگران مؤلف و کسانی هستند که اگر از
آنها کار بخواهند، یا «مردی برای تمام
فصول» را می سازند و یا «جولیا» را؛ امکان
ندارد هر دوی این فیلم ها را کار کنند. برای
اینکه اگر به یکی اعتقاد پیدا کردند، به آن
دیگری بی اعتقادند و ارتباطی میان این دو
برقرار نمی شود.
ابتهاج: به نظر می رسد شما جزو دسته
دوم باشید. چون کارهای شما همگی تِم
اجتماعی داشته و آن هویت، ارتباط و
پیوستگی که اشاره کردید در آثار شما
محسوس است.
تبریزی: همین طور است. من همیشه
نگاهم به مسائل اجتماعی معطوف بوده،
اتفاقا امروز پیش از مصاحبه با شما داشتم
فکر می کردم که شاید خدا خواسته من در
مسیری قرار گیرم که شاهد معضلاتی باشم و
مسئولیتی برای بیان این معضلات بر عهده ام
گذاشته شده باشد. فصل مشترک فیلم های
من مسائل و بحران های اجتماعی موجود
است و من در باره آنها اغراق نکرده ام.
ابتهاج: … و در این مسیر، مسائل و
مشکلات جامعه زنان هم نظر شما را
جلب کرد.
تبریزی: بله، در مورد جامعه زنان،
مسائل مختلفی وجود دارد. از محدودیت های
موجود، از نوع فرهنگی که در گذشته داشتیم
و داریم و در واقع عواقب و آثارش تا حالا
تداوم دارد از یک سو و از سوی دیگر، رشد و
پویایی قابل تحسینی که زنان ما داشته اند و
در بعضی موارد به موقعیت هایی دست
یافته اند که آقایان موفق به دستیابی به آن
نشده اند. یعنی جامعه زنان ما در مسیر
حرکت خود چنین پستی و بلندی هایی را
شاهد بوده است.
من شخصا فکر می کنم در مورد شرایط
خانم ها باید واقع بینانه و منصفانه قضاوت
شود. اگر بگوییم همه زنان ما در محدودیت
به سر می برند، این همه حقیقت نیست. اگر
چه در خیلی جاها بخصوص در مناطقی که
سطح فرهنگ پایین تری دارند، به زنان ظلم و
اجحاف می شود، ولی این اتفاق در همه جا
نمی افتد. در جای دیگری به زن به عنوان
یک انسان نگاه می شود و زنان توانسته اند
مراحل ترقی را طی کنند. بنابراین نقطه
تعادل و درست نگاه کردن به مشکلات زنان
این است که ما آنها را تفکیک نکنیم.
ابتهاج: یعنی بین زن و مرد تفکیک
قائل نشویم.
تبریزی: بله. مثلاً یک تشکیلات یا
انجمنی را در نظر بگیرید که برای پیشبرد
وضعیت خانم ها کار می کند. من مخالفم که با
این هدف، همه کارکنان را خانم ها تشکیل
دهند و آقایان حضور نداشته باشند. در واقع ما
باید سعی کنیم بر مسیر اعتدال گام برداریم.
برای ما غلتیدن به سمت فمینیسم یا
بالعکس، افتادن در ورطه ای که زنان را در
نظر نگیریم، هر یک مضراتی دارد و چشم ما
را بر بخشی از واقعیت می بندد. ما نباید جنس
را ملاک عمل قرار دهیم بلکه باید همه اعم
از زن و مرد، خود را انسان هایی بدانیم که
تحت شرایط موجود می بایست
استعدادهایمان را بروز دهیم. البته فکر
می کنم الان آدم های جامعه حاضر ما به
نقطه ای رسیده اند که در مقایسه با گذشته
می توانند در مسیر تعادل و توازن حرکت کنند.
ماجرای بازی خانم عاطفه نوری
(روناک)، در جریان ساخت دوران سرکشی،
مثال خوبی در این مورد است. ما برای اولین
بار با خانم نوری روبه رو شدیم و این اولین
تجربه کاری او بود. این دختر با اینکه قبلاً
آموزش خاصی در خصوص بازیگری ندیده
بود به جرئت می توانم بگویم که خیلی از
آدم های حرفه ایِ این کار قوی تر بازی کرد. به
طوری که وقتی حرفه ای ها مقابلش قرار
می گرفتند یک جوری دچار مشکل می شدند و
به اصطلاح کم می آوردند.
این خودش نشانگر وجود استعدادهای
عالی در میان دختران ماست و دیگر جای
این حرف ها نیست که خانم ها در فکر کردن،
تولید کردن و خلاقیت با آقایان قابل مقایسه
نباشند. می خواهم بگویم اصلاً چنین مواردی
دیگر جای طرح ندارد. چنانچه الان آمار
ورودی دختران به دانشگاه از پسران، پیشی
گرفته و این موارد، خیلی از تصوراتی را که در
یک دوره ای به آنها اعتقاد داشتیم، به هم
می ریزد. مثل اینکه زن نتواند قضاوت کند یا
کارهای مهم دیگری را انجام دهد؛ این طور
نیست، این اتفاق افتاده و می افتد. اخیرا
نامه ای انتقادی از طرف یک خانم قاضی در
مورد دوران سرکشی به دستم رسید. امضای
نامه قاضی … از شعبه … بود. اگر چه قضات
زن به صورت مشاوره ای کار می کنند ولی در
واقع نظرات آنها در مورد پرونده ها لحاظ
می شود و این مسیر تداوم دارد. به خاطر
همین دلم می خواهد در یک فیلم ـ اگر انگ
فمینیست بودن به من زده نشود ـ در مورد
این دسته از خانم ها کار کنم و به
موقعیت هایی در میان زنان بپردازم که باعث
افتخار همه ماست. امروز اقشاری از زنان ما
به موقعیت های متمایز و درجه اول حتی در
مقایسه با خیلی جاهای دنیا رسیده اند و من
فکر می کنم در قضاوت و برخورد با مسائل
زنان باید همه ابعاد را دید و در نظر گرفت.
ابتهاج: بله، این نگاه شما در مجموعه
«دوران سرکشی» در شخصیت پردازی
«حنانه» و رابطه ملموس و باورپذیری که با
همسرش داشت، جاری بود. شما خانم
دکتری را تصویر کردید که به یک موقعیت
اجتماعی خوب دست پیدا کرده، مرکزی را با
قدرت اداره می کند و کم و بیش با مشکلات
زندگی شخصی خودش کنار می آید. در کنار او
هم به واقعیت های تلخی از زندگی زنان،
دختران فراری و همین طور پدیده خشونت
علیه زنان پرداختید. واقعیاتی که بسیاری از
مردم در زندگی روزمره شاهد آن هستند، اما
سینما و تلویزیون خیلی دیر به آن پرداخته
است. این طور نیست؟
تبریزی: ببینید، من متأسفانه باید
خدمت تان عرض کنم ما حتی در این مقطع و
در مورد اخیری که کار کردیم با
محدودیت هایی روبه رو بودیم. شما اشاره
می کنید که دیر بوده است. از نظر من هم
خیلی دیر است. معتقدم ما به عنوان کسانی
که ادعای فرهنگ و هنر و یا فرض بفرمایید
مقداری پیشتازی و جلوداری را در جامعه
داریم باید هنگام بروز اینچنین ناهنجاری ها
تا قبل از فراگیر شدن آنها کاری کنیم. ما
خیلی زودتر از اینها می بایستی وارد این
موضوعات می شدیم. ولی مسئولین
رسانه هایی چون تلویزیون و حتی سینما فکر
می کنند که هنوز بیان این موضوعات زود
است و نیازمند فرصت بیشتری هستند تا
بتوانند این مسائل و مطالب را هضم کنند.
من فکر می کنم این دو روش مختلف
است. یعنی یک روش این است که شما
اطلاعات را مخفی و بسته نگهدارید و مسائل
را باز نکنید؛ البته از جنبه ای دلسوزانه و با
نیت اصلاح امور. اما روش مقابل آن، این
است که ما همه چیز را برای همه بیان کنیم.
یعنی سعی کنیم حقیقت از زبان ما بیان شود
تا از زبان دیگران. این دو نحوه برخورد مانند
روش های تربیتی رایج درون خانواده هاست.
یک وقتی درون خانواده پدر و مادر نسبت به
بچه ها سختگیری می کنند و آنها را محدود
می سازند. اتفاقا این فشاری که به وجود
می آید امکان انفجار را افزایش می دهد. بر
عکس آن، شما می بینید در محیط های
خانوادگی بازتر که در عین کنترل و نظارت،
بچه ها آزادتر هستند شرایط متعادل تری وجود
دارد، نوسانات روحی آنها کمتر است و
استعدادها شکوفاتر می شود. در واقع این
برخورد متعادل که از سوی دین و مذهب ما
هم سفارش شده است، سبب رشد و
پیشرفت آدم ها می شود. در مورد خانواده
همین طور است، در جامعه نیز همین طور
مصداق می یابد.
ما وقتی فیلمی را می سازیم اول
می بایست مخاطبین آن را مشخص کنیم.
باید ببینیم برای چه کسانی این فیلم را
می سازیم و می خواهیم چه گروه سنی پای
این برنامه بنشینند. البته دیگران هم
می توانند تلویزیون های خود را روشن کنند و
سریال دوران سرکشی را ببینند، ولی
مخاطبین اصلی این فیلم چه کسانی هستند؟
من فکر می کنم مخاطبین اصلی آن باید
خانواده ها باشند. یعنی باید فیلمی بسازیم که
آنچه پدر و مادرها نتوانسته اند به دلایلی با
بچه های خود در میان بگذارند ما با آنها در
میان بگذاریم. یعنی پدر در کنار دختر و مادر
در کنار پسرش و خانواده در کنار هم بنشینند
و موضوعاتی را در فیلم و سریال ها دنبال
کنند که ممکن است مستقیما نتوانند
رو در روی هم در باره آنها صحبت کنند و چه
خوب است که این فیلم باب بحث و گفتگو را
در خانواده باز کند؛ اینکه اصولاً جایگاه فرزند
کجاست؟ جایگاه پدر و مادر کجاست؟
حقوق شان نسبت به یکدیگر چگونه است؟
اگر پدر و مادر در حق بچه ها ظلم کنند چه
اتفاقی می افتد؟ و برعکس، اگر بچه ها حقوق
پدر و مادر را رعایت نکنند ممکن است چه
اتفاقی بیفتد؟ و از این طریق در واقع بتوانیم
یک جوری بچه ها را واکسینه کنیم. بتوانیم با
یک دوز مشخص، مشکلات و سختی های
موجود در جامعه را با آنها در میان بگذاریم.
این باعث می شود که بچه ها به پدر و مادرها
اعتماد کنند. یعنی پدری که می نشیند با
فرزندش راجع به این مسائل صحبت می کند،
طبیعتا در فرزند اعتماد به وجود می آید و فکر
می کند حرف راست را پدر و مادر خودش به او
می زنند. در غیر این صورت اگر جور دیگری
خودش رفت به دنبال کشف حقیقت، معلوم
نیست چه اطلاعاتی به او داده می شود. این
بحث را ما سال های مدیدی است که با
مسئولین فرهنگی داریم. به آنها می گوییم
فکر نکنید اگر حرف هایی را که ما در خلوت
خودمان می زنیم، چنانچه به مردم بگوییم آثار
سوء خواهد داشت. نه این طور نیست.
بر عکس من فکر می کنم این باعث می شود
دل ها به هم نزدیک شود. ما دین مان را
دوست داریم، ما آب و خاک مان را دوست
داریم، ما متعلق به اینجا هستیم و هر چه که
می گوییم از سرِ دلسوزی است و اگر از بیان
آنها سوء استفاده نشود، قطعا منافع بسیار
زیادی را به دنبال دارد.
ابتهاج: فکر می کنید این مشکل چگونه
و چه وقت حل شود؟
تبریزی: من فکر می کنم یکی «زمان»
و دیگری کار «کارشناسی» روی موضوعات
است که مشکل را حل می کند. به ویژه در
حوزه مسائل زنان باید به طور جدی
کارشناسی شود.
مثلاً اگر من وارد عرصه سینما نشده
بودم شاید امروز حس می کردم زمانی است که
به جای ورود به این عرصه، باید وارد حوزه
علمیه بشوم و درس طلبگی بخوانم از باب
اینکه بتوانم معضلات و مسائل روز و سؤالات
مردم را از حوزه دین پاسخ دهم. این خیلی
وظیفه بزرگی است. الان ما طلبه هایی داریم
که سینما می خوانند و فیلمنامه می نویسند و
در واقع سعی می کنند یک جوری وارد مقوله
سینما بشوند. چرا؟ چون از این وسیله
می توان برای ایجاد ارتباط با مردم بهره
بیشتری برد.
من معتقدم بیشترین وظیفه بر دوش
کسانی است که کارشناسی در دین را بر عهده
دارند و با باز کردن باب اجتهاد به معنای
پاسخگویی به سؤالات روز می توانند بسیاری
از مشکلات را حل کنند. این بزرگ ترین و
حساس ترین کاری است که باید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 