پاورپوینت کامل شرافت ۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شرافت ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شرافت ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شرافت ۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

برق لامپ های گازی چنان بر روی میوه های چیده شده داخل گاری ها منعکس می شد که نگاه هر بیننده را به خود خیره کرده بود.

زن، چادر را به دندان محکم تر گرفت. اتیکت قیمت های وسط میوه ها را نگاه کرد، اما هر چه بیشتر می خواند به چروک اسکناس دویست تومانی اش افزوده
می شد.

این طور که پیدا بود باید باز هم با آب نبات، سرِ بچه هایش را گرم می کرد، به امید اینکه کامران، شوهرش با دستی پُرتر از قبل به خانه برگردد.

«گل صنم» راه خروج از مغازه را در پیش گرفت و در جواب فروشنده که با صدایی آرام پرسید: «بفرمایین خانوم چیزی می خواستین؟» جوابی نداد. وارد پیاده رو
که شد خودش را به زحمت از میان شلوغی عابران رد کرد و نگاه مستأصلش را به زمین دوخت. صدای مبهم اطرافش هیچ تأثیری در اوضاع و احوالش
نداشت. آنقدر در افکارش غوطه ور بود که وقتی به خود آمد دید راه را یکی دو کوچه اشتباه آمده است. خستگی از نگاهش می بارید. روی سنگ فرش جلوی
مغازه شیرینی فروشی جا گرفت و به شیرینی های رنگ و وارنگ داخل ویترین نگاهی انداخت. آب دهانش را قورت داد. از خودش خجالت کشید و به
بچه هایش حق داد که هوس شیرینی بکنند. در آن چند روزه که شوهرش برای کار در شهر دیگری آواره شده بود، هر وقت بچه هایش را بیرون می برد جلوی
مغازه های خوراکی بودند، می رسید حواس بچه ها را پرت می کرد تا بهانه نگیرند؛ چون می دانست باز هم پول شان کفاف نخواهد داد و آخرین ته مانده
پس اندازشان قبل از آمدن کامران تمام خواهد شد.

به آسمان نگاهی انداخت. لحظه به لحظه به ابرهای آسمان افزوده می شد و سردی هوا را بیشتر می کرد. انگار آسمان هم مثل «گل صنم» حوصله آفتابی
شدن نداشت.

همین که خواست از جایش بلند شود چهره معصوم پسری با لباس های رنگ پریده، در حالی که چند بسته شکلات در دستش بود، رو به رویش قرار گرفت.
پسرک التماس می کرد از او چیزی بخرد. بسته ای شکلات جلوی «گل صنم» گرفت. «گل صنم» با تردید پرسید: «بسته ای چنده؟» پسرک نگاهش را در نگاه
زن دوخت. دو بسته شکلات به شکلات های توی دستش اضافه کرد و گفت: «دویست و پنجاه!». «گل صنم» بی اختیار برخاست و به راه افتاد. حتی به پسرک
هم نتوانست بگوید پول به اندازه چند بسته شکلات هم ندارد. پسر به دنبالش دوید و خیلی زود خود را سرِ راه او قرار داد. چشمانش را ریزتر کرد و نگاهش را
به نگاه «گل صنم» گیر داد و گفت: «خیلی خوب پنشتا دویست!». «گل صنم» مُشتش را باز کرد روبه روی پسر گرفت و آرام گفت: «دو تا بده صد تومن.»
اطرافش را نگاه کرد. انگار در خیالش همه جا گوش شده بود و چشم و همه او را زیر نظر گرفته بودند. پسر پول را گرفت و بقیه آن را با شکلات ها به زن داد و
خیلی زود لابه لای جمعیت گم شد. قطرات ریز باران روی صورتش می چکید و نسیم خنکی گونه هایش را خنک می کرد.

جلوی درِ خانه که رسید چهره زهرا و زهره را پشت در مجسم کرد که با دیدن شکلات ها چقدر خوشحال خواهند شد. با فکر کردن به این موضوع، توی دلش
قند آب شد. کلید را توی جاکلیدیِ در انداخت. در به آرامی باز شد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.