پاورپوینت کامل بازخوانی تاریخی عملکرد بانواندر امور کشورداری ایران ۸۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازخوانی تاریخی عملکرد بانواندر امور کشورداری ایران ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازخوانی تاریخی عملکرد بانواندر امور کشورداری ایران ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازخوانی تاریخی عملکرد بانواندر امور کشورداری ایران ۸۲ اسلاید در PowerPoint :

>

«قسمت اول»

حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی

مروری بر تاریخ ایران، این واقعیت را به
اثبات می رساند که در هیچ برهه ای بانوان با
اقتدار سیاسی و فرمانروایی بیگانه نبوده اند و
حضور زنان در عرصه های اجتماعی و سیاسی
حتی در سطوح بالا، سابقه ای کهن دارد و
آنان بر حسب مقتضیات زمان، شرایط،
موقعیت ها، برخی مصالح و پاره ای لیاقت ها
قدرت را به دست گرفته و در کسوت
حکمرانی، صاحب نفوذ بر تمام یا بخش
وسیعی از ایران حکومت کرده اند و بر این
اساس نمی توان گفت تاریخ ایران مُذکّر است
همان گونه که نویسنده ای گفته است: «…
حتی یک زن از کل تاریخ ایران نمی یابم که
عملی بزرگ و واقعا قهرمانی انجام داده
باشد … و حقیقت این است که زن ایرانی در
گذشته عملاً وجود خارجی نداشته است و اگر
وجود خارجی داشته بی شباهت به تصاویر
روی پوشیده در شمایل های دوره گردها نبوده
است. نقابی سفت و سخت در طول تاریخ
صورت این زن را پنهان کرده است طوری که
گویی حتی حاضر و ناظر بر جریان های تاریخ
هم نمی توانسته است باشد … پس تاریخ
ایران در گذشته مُذکّر بوده است
و بی زن …».(۱)

بدیهی است برای درک اوضاع زنان در
ایران و نقش آنان در زندگی سیاسی باید بستر
تاریخ اجتماعی و مسائل بنیادین همچون
منزلت پیشین بانوان در اجتماع را که
الهام گرفته از مجموعه ارزش ها، باورها و
سنت ها بوده است مورد مطالعه قرار دهیم و
حضور تاریخی آنان را در سیاست و نقش
بانوان را در تحولات اجتماعی گذشته مورد
ارزیابی دقیق قرار دهیم. بر اساس مدارک
تاریخی و نوشته های مورخین معتبر می توان
خاطرنشان ساخت که موقعیت و حرمت زنان
در ایران حداقل به نسبت سایر ممالک
هم عصر خود وضع بهتری داشته است. در
دوران سیاه و عقب ماندگی اروپا زنان مسلمان
ایرانی برای گسترش فرهنگ و رونق دانش
تلاش می کردند، به امور هنری و جنبه های
ذوقی و غنی سازی مواریث فرهنگی اهتمام
می ورزیدند و معاریف و مشاهیر اندیشه را
تکریم می نمودند.

ناگواری های نگران کننده

البته نباید این واقعیت را از نظر دور
داشت که در ادوار تاریخی قبل از اسلام اگر
چه زنان به قدرت می رسیده اند ولی اجتماعی
که در آن می زیستند از نظر نگرش به منزلت
زن، وضع نگران کننده و اسفباری داشت.
اشکانیان بر اثر ارتباط با رومیان و راه دادن
افراد عیّاش و رفاه زده به دربار موجبات فساد و
تجمل پرستی را در تشکیلات خود پدید
آوردند و استمرار این وضع، انحطاط و زوال
دولت مزبور را به همراه داشت. هرزه گری
گروهی نگون بخت آن چنان محیط فاسد و
باتلاق مخوفی را به وجود آورد که زنان باوقار
و پارسای ایرانی ترجیح دادند به دلیل مصون
بودن از چنین آشفتگی در خانه بمانند. در
دوره مزبور تنها ملکه «موزا» همسر فرهاد
چهارم با پسرش فرهاد پنجم در امور
کشورداری مشارکت داشت.

در خصوص ساسانیان نیز به اعتراف
مورّخان خارجی و محققان ایرانی زنان وضع
ناراحت کننده ای داشته اند. دوران حکومت
خسروپرویز با تعدّی و ستم حاکمان این
سلسله بر مردم توأم می باشد. وی به دلیل
روی آوردن به تجملات، گسترش حرمسراها،
شکاف و نفاق بین طبقات و اقشار مردم
رقابت و اختلاف میان نجبا و نیز پاشیدن بذر
تفرقه در میان جامعه، ضعف و فتور و
اضمحلال را به پیکر دستگاه ساسانی راه داد
که چون موریانه ای ابهّت و قدرت آن را از
درون خالی کرد و به تحلیل برد. دوران
سلطنت حاکمان پس از وی به آفت و بلا
آمیخته بود و هیچ یک را کفایت یا مجال آن
نبود که مُلکی فرسوده و آشفته را توانی و
قراری دهد. برخی از آنان کودکان یا نوجوانان
نوخاسته بودند که از سیاست و کشورداری
بی خبر بودند و درباریان و نزدیکان، این افراد
را بازیچه ای برای خود قرار دادند. دو زن که
به قدرت رسیدند، یکی از آنان غاصبی بود که
با بیگانگان سازش کرد و با تهدید، زور و
ارعاب چندی بر تخت لرزان فرمانروایی قرار
گرفت. اصولاً آشفتگی به حدّی رسیده بود که
زنان حرم، پادشاهی را وسیله ای دیدند تا
توسط آن در دسیسه ها و توانمندی های
سرداران بزرگ دخالت کنند. اگر هم زنان
می خواستند به امور مردم رسیدگی کنند و به
عمران و آبادانی اهتمام ورزند بزرگان و
اشراف، آنان را تحمل نمی کردند و برای
براندازی و زوال قدرت شان به ترفندها و
حیله های گوناگون دست می یازیدند.

همسر هلاکوخان، زن مسیحی پرقدرت و
بانفوذی بود که در یورش شوهرش به ایران و
کشتار مردمان این سرزمین نقش مهمی را
عهده دار گردید و در ستیز وی با مسلمانان
شام و مصر رُل مهمی را ایفا کرد. او به این
امور هم بسنده نکرد و هلاکو را به مسیحیت
تشویق کرد و عبادتگاههای مسلمانان را
در هم کوبید.

همسر ملکشاه سلجوقی با اهل دانش و
خرد به ستیز برخاست و کارهای بزرگ و امور
مهم را به افراد بی لیاقت، فاقد کفایت و ناتوان
واگذار کرد. ترکان خاتون مادر سلطان محمد
خوارزمشاه با دخالت های نابخردانه خود اجازه
نداد که فرزندش با اختیار کامل زمام امور را
در دست گیرد و از وزیران باتدبیر و کارگزاران
دوراندیش و مشاوران خیرخواه در امور
کشورداری استفاده کند. اختلاف بین این مادر
و فرزند موجب گردید که چنگیزخان مغول
برای رسیدن به مقاصد شوم خویش مصمم
گردد و آتش آن را بیشتر شعله ور سازد و رفته
رفته برخی رفتارهای خودسرانه این زن،
زمینه های هجوم خونین و فراگیر مغولان را
به ایران فراهم ساخت. بنا به نوشته های
استاد عباس اقبال آشتیانی این زن حریص در
خونریزی و عیّاشی نیز جسور بود.

همسر شاه محمود مظفری آتش کینه و
فتنه را بین شوهر خود و برادر او یعنی شاه
شجاع شعله ور ساخت و همین نیرنگ سبب
گشت تا دو برادر غالب اوقات خود را صرف
تضعیف و تخریب قوای یکدیگر بکنند و
طبیعی است که دود این آتش به چشمان
مردمانی می رفت که در قلمرو تحت حکومت
خاندان مظفری زندگی می کردند. استمرار این
منازعات که با تحریک پذیری این زن سامان
داده شده بود آشفتگی اوضاع نواحی مرکزی
ایران خصوص اصفهان و کرمان را در بر
داشت و این وضع مرارت بار مردمان زیادی را
به سوی دره فقر و فلاکت رهنمون ساخت.

پری خان خانم صفوی با نفوذ در امرای
قزلباش، شاه اسماعیل دوم را به جانشینی
شاه طهماسب صفوی برگزید. اما این زن که
سودای فرمانروایی در سر می پرورانید طی
توطئه ای برادر خود، اسماعیل دوم، را کشت و
سپس سلطان محمد خدابنده را که فردی
ناتوان و نالایق بود به قدرت رسانید و خودش
به دست همین سلطان (برادرش) به قتل
رسید. همسر محمد خدابنده ـ خیرالنساء ـ با
نابود کردن مخالفان به طور واقعی در امور
حکومتی رسما دخالت می کرد و بدون
تصویب او هیچ حکمی در کشور به اجرا در
نمی آمد. سران قزلباش که از قدرت نمایی
افراطی و خودکامگی وی به ستوه آمده بودند
در از میان بردن او هم داستان شدند و
سرانجام در حالی که این زن جاه طلب به
آغوش همسر نابینا و ناتوان خود پناه برده بود
در برابر چشمان اطرافیان کشته شد.

نمونه هایی از لیاقت و کاردانی

به رغم این گونه موارد تأسف برانگیز،
منابع تاریخی از بانوانی سخن گفته اند که
ضمن اداره امور کشور به نحو شایسته و با
استفاده از افراد لایق و توانا به گسترش تعلیم
و تربیت، احداث بناهای عمومی و عمران
شهرها توجه داشته اند. طرخان خاتون پس از
مرگ شوهرش امیر اتابک سعد، فرمانروای
منطقه فارس گردید. او با شرایطی که فراهم
ساخت دانشوران، ادیبان و شاعران را در
جهت غنای علمی، فرهنگی و ادبی و تشکیل
مجالس علمی و ذوقی تشویق و ترغیب نمود
و در پرتو تلاش های وی، معاریف و مشاهیر
به نشر علوم و فنون همت گماشتند. وقتی
بانو کردوچین به سِمَت حکمرانی فارس و
توابع منصوب گردید، به رعایت حال مردم و
آبادانی بلاد پرداخت و فرمان داد که موقوفات
نیاکانش در امور خیر و نیک و عام المنفعه
صرف شود و در عصری که غالب اوقاف
نواحی ایران دستخوش انهدام و خرابی بود و
اکثر مدارس رو به ویرانی نهاد و عده ای
مفت خور و زورگو درآمد اماکن وقفی را
می خوردند، این زن ضمن آنکه جلو سوء
استفاده ها را گرفت، امور مزبور را در نهایت
امانت، صرف مستحقات ساخت. احداثِ تعداد
زیادی مدرسه، مسجد، پل، رباط و بیمارستان
و اختصاص موقوفات زیاد به آنها از جمله
تلاش های عمرانی و فرهنگی وی می باشد.

در حدود قرن هفتم و هشتم هجری، دو
خاتون خردمند در تاریخ فرمانروایی ایران،
خوش درخشیدند و شهرتی شایسته به دست
آوردند. آنان سرزمینی را اداره می کردند که به
وسعت فرانسه کنونی بود و چندین برابر
انگلستان مساحت داشت. به علاوه این دو
بانوی سیاستمدار باید با شرایط خشک
صحرایی و کم آبی و مشکلات دیگر به مبارزه
برخیزند و مراقب تحرکات سیاسی و نظامی
هم باشند، ارتباط خویش را با اردوگاه ایلخان
مغول حفظ کنند و امنیت و آسایش را بر
ناحیه تحت قلمرو خویش حاکم سازند.

این واقعیت ها مؤید آن است که متجاوز
از هفت قرن قبل در ایران اسلامی شرایط به
گونه ای مهیا شده تا این بانوان چنان کاردانی
و لیاقت خویش را بروز دهند که مقام مهم
سیاسی و اداری را از آنِ خود کنند و سال های
متمادی لشکریان و کارگزاران از فرامین آنان
پیروی کرده و مردمان تابع آنان مالیات خود را
با رضایت خاطر تقدیم تشکیلات اداری این
دو بانوی فرمانروا بنمایند.

از زمان حکومت زنی به نام قتلع خاتون
قراختایی (نیمه قرن هفتم هجری)، طوفان
پرتهاجم تعدّی از میان مردم ایران رخت
بربست و نسیم امنیت و طراوت رفاه و
آسایش متوجه انسان هایی گشت که تشنه
آرامش و نیکی بودند و از حکمای قبلی
جز ستم و اجحاف و هوسرانی چیزی
ندیده بودند.

بانویی که به عقد ازدواج غازان خان مغول
در آمد صادقانه به اسلام ایمان داشت و
مورّخان رأفت او را ستوده اند. وی در امور
کشورداری زنی فعال و پرتحرک بود و در
یورش های شوهرش علیه یاغیان نقش
مشاوری نیرومند و باتدبیر را داشت.
توراکیناخاتون، دومین همسر اوکتای قاآن
بانویی شیعه را که فاطمه خراسانی نام داشت
به درگاه خویش راه داد و این زن باتدبیر چنان
به نفوذ فراوان دست یافت که محرم اسرار آن
بانوی مغولی شد و به قول عطاملک جوینی با
اقتداری که به دست آورد از شیعیان حمایت
کرد و او که دیگر مشاور بلندپایه
توراکیناخاتون شده بود کوشید به مسلمانان و
خصوص سادات و علویان اقتدار دهد و از
نفوذ مغولان بودایی و عیسوی مذهب در
دستگاه حکومتی بکاهد و با برنامه ریزی او
بود که گروه زیادی از شیعیان ایرانی و
خصوص اهل خراسان در رأس کارهای مهم
قرار گرفتند.

خاتون بخارا

در حدود سال پنجاهم ه··· .ق، که امیر بخارا
درگذشت، ملکه ای نایب السلطنه این شهر را
عهده دار گشت که نامش را «ختک» یا «قبخ»
نوشته اند و مورّخان اقتدارش را ستوده اند. این
زن، درباری باشکوه داشت. غلامان و
خواجگان نزدش به خدمت ایستاده بودند. وی
دستور داده بود که هر روز از دهقانان و
ملک زادگان دویست جوان کمر زرّین بربسته،
شمشیر حمایل کرده به خدمت آیند و از دور
مراقب اوضاع باشند. چون خاتون از مقرّ خود
بیرون می آمد همه در دو صف قرار می گرفتند
و احترامات لازم را جای می آوردند. از آن
سوی، در قلمرو اُمویان چون زیاد بن ابیه به
هلاکت رسید معاویه بن ابی سفیان، عبیداللّه
بن زیاد را که مردی بیست و پنج ساله بود بر
خراسان گمارد و او با بیست و چهار هزار نیرو
از نهر گذشت و به «بیکند» آمد. آن هنگام
این بانو در بخارا با شکوه درباری و خُدَم و
حَشَم فراوان فرمانروایی می کرد. چون فرزندِ
زیاد در سال ۵۳ یا ۵۴ ه··· .ق به بخارا رسید،
صف ها برکشید و منجنیق ها را برای حمله
مجهز کرد. خاتون کسی را نزد ترکان فرستاد و
از ایشان استمداد طلبید و فردی را نزد
عبیداللّه گسیل داشت و هفت روز از وی
مهلت خواست و تأکید کرد من پیرو تو هستم
و برای اینکه نظرش را جلب کند، هدایایی
برایش فرستاد ولی چون در این مدت نیروی
کمکی نرسید بار دیگر هدیه هایی برای سردار
اموی فرستاد و چند روز دیگر امان خواست و
وقتی فوجی از لشکریان ترک برسید و خاتونِ
مزبور در صدد دفع تهاجم امویان برآمد،
مهاجمان متوجه تدبیر خاتون و وقت گذرانی
او شدند و فهمیدند این مهلت خواستن ها و
تقدیم هدایا برای به دست آوردن فرصتی
است که طی آن بتواند قوایی تدارک ببیند
و نیروهای خویش را تقویت کند و قصد صلح
و تسلیم شدن ندارد. پس قوای اموی با لشکر
ترک به نبرد پرداختند و آنان را منهدم نمودند
و به تعقیب فراریان پرداخته، بسیاری را از دمِ
تیغ گذرانیدند. افراد باقی مانده هم میدان رزم
را ترک کرده به موطن خویش بازگشتند.
سپاهیان عبیداللّه به این وضع اکتفا نکردند و
فرمان داده تا آنان به تخریب بخارا مبادرت
ورزند. آنان درختان را برمی کندند و روستاها را
خراب می کردند و می سوزانیدند. خاتون که
احساس کرد شهر در خطر است، توسط
قاصدی از فرزند زیاد امان خواست. عبیداللّه با
وی به یک میلیون سکه صلح کرد و به شهر
وارد گردید و راه مدین و بیکند را بگشود.

دو سال بعد معاویه، سعید بن عثمان را بر
خراسان گماشت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.