پاورپوینت کامل امام و عرفان«قسمت سوم» ۲۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام و عرفان«قسمت سوم» ۲۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام و عرفان«قسمت سوم» ۲۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام و عرفان«قسمت سوم» ۲۸ اسلاید در PowerPoint :
>
۵
یادآوری:
در دو قسمت گذشته پس از آشنایی با عرفان و
موضوع آن و شناخت بعضی از ویژگیهای عارف،
به بخشهایی از نمود عملی آن در زندگی حضرت
امام خمینی(قده) اشاره شد. این بحث که توسط
سرکار خانم طباطبایی که از نزدیک شاهد سیره
عملی امام(قده) در زندگی بوده است برای جمعی از
دانش پژوهان علوم اسلامی در واحد خواهران دفتر
تبلیغات اسلامی ارایه شده است.
به ادامه بحث توجه فرمایید.
***
زندگی عرفانی امام خمینی قدس سره
همه ویژگیهای عارف که تاکنون گفتیم، در
وجود ملکوتی امام امت قدس سره متجلی بود که در
مطالب گذشته بیان کردیم. علاوه بر آن،
خصوصیات عرفانی دیگری در وجود حضرتش
تبلور داشت که شمه ای از آن را در این فرصت
کوتاه، یادآوری می کنیم.
یکی از ویژگیهای امام امت قدس سره تقیّد به
ظواهر شرع بود. سالک، وقتی راه حقیقت را پیدا
کرد، نمی تواند از شریعت و طریقت بی نیاز باشد و
خود را مستغنی بداند که این، عرفان منفی است.
عارف شیعی، هر چه معرفت و عرفانش بیشتر
می شود تقیّد و سرسپردگی اش به درگاه ربوبی و
احکام متعالی اسلام، بیشتر می گردد که نمونه بارز
آن حضرت امام قدس سره بودند و ما از نزدیک،
شاهد آن بودیم.
من حدود هیجده سال با امام امت قدس سره از
نزدیک، معاشرت داشتم. در این مدت حتی برای
یک بار ندیدم که ایشان مکروهی یا خطایی را انجام
دهند یا مستحبی را ترک نمایند. در عراق، بعضی از
کارها را انجام می دادند که من در آن زمان
نمی دانستم که مستحب است و بعدها متوجه شدم.
تمام گفتارشان ـ چه روی منبر و چه غیر منبر ـ با
کردارشان در خانه تطبیق می کرد و به آنچه که
می گفتند، عمل می کردند، همه رفتار آن حضرت
حتی خوردن و آشامیدن ایشان برای رضای خدا
بود. در راه پیاده کردن احکام اسلام یا عمل نمودن
به مستحبات و ترک مکروهات، هیچ چیز حتی
فرزندانشان مانع نمی شد و هر کاری را ـ چه مستحب
و چه واجب ـ رأس یاعت مقرر و با نظم
شگفت انگیزی انجام می دادند.
در یکی از مسافرتهای مخفیانه ما به عراق،
نصف شب به خانه مسکونی حضرت امام قدس سره
رسیدیم و زنگ زدیم. در آن موقع شب، خود ایشان
در را باز کرده، ما را به اتاق بردند. این در حالی بود
که بیش از سه سال از ازدواجم نگذشته و تازه
صاحب فرزند شده بودم و ایشان نیز سالهای
زیادی، پسرشان را ندیده بودند و از مضمون
نامه های آن حضرت و با توجه به فشار دستگاه
طاغوت، چنین برداشت می شد که امام، قطع امید از
دیدار با ما کرده اند. پس از احوالپرسی و اظهار
خوشحالی از آمدن ما، یکی دو دقیقه نزد ما نشستند
و سپس فرمودند: من کار دارم، باید بروم. من با
تعجب از احمدآقا پرسیدم: پس از چند سال که
فرزند و نوه شان آمده اند، به این زودی دنبال
کارشان رفتند!
شوهرم گفت: اکنون وقت نماز شب آقاست.
لذتی که ایشان از نماز شب و مناجات با خدا
می برند، قابل مقایسه با دیدار فرزند نیست.
تمام مستحبات مانند وضو گرفتنِ رو به قبله،
ورود به حرم با پای راست، دیدن خود در آینه قبل
از خروج از منزل، مستحبات استحمام، اصلاح
کردن یا ناخن گرفتن با شرایطی که برای آن ذکر
شده … بر اثر ممارست و تکرار، برای امام امت
قدس سره حالت واجب پیدا کرده بود و همچنین در
مورد ترک مکروهات. می فرمودند: ما که این کارها
(وضو …) را می خواهیم انجام بدهیم. پس چه بهتر
که با شرایط و موازینی که برایش ذکر شده، انجام
دهیم، طبعا کسی که موازین اسلام را بشناسد، کارش
را طبق آن موازین، انجام داده و به اعمال خود،
جهت می دهد، کار خدایی کردن، آسان است و
لیکن شرط دارد و آن اینکه از همان صبح که از
خواب بیدار می شوید هر کاری که انجام دهید، حتی
همه کارهای روزمره برای نزدیکی به خدا باشد، در
حالی که اعمال ما بر اثر عدم معرفت، هدر می رود.
انسان اگر معرفت داشته باشد، تمام این کارها را
انجام داده و به حساب خدا می گذارد.
این قاعده، در مورد شهادت حاج آقا مصطفی
نیزصادق بود، هر چند حضرت امام رحمه اللّه علیه به
حاج آقا مصطفی علاقه بسیار زیادی داشتند.
حاج آقا مصطفی که شاگرد امام بود، از نظر هوش و
ذکاوت و طی درجات علمی و مراتب معنوی در حد
اعلا بود و بنا به نقلی، حضرت امام فرموده بودند:
اگر مصطفی در کلاس نباشد، من حرفم نمی آید.
حاج آقا مصطفی یکی از آن شاگردان زبده ای بود که
استاد را به ذوق حرف زدن می آوردند و حضرت
امام نیز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 