پاورپوینت کامل گفتگو با خانم فیروزه گل محمدی، نقاش و تصویرگر کودک ۹۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل گفتگو با خانم فیروزه گل محمدی، نقاش و تصویرگر کودک ۹۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گفتگو با خانم فیروزه گل محمدی، نقاش و تصویرگر کودک ۹۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل گفتگو با خانم فیروزه گل محمدی، نقاش و تصویرگر کودک ۹۴ اسلاید در PowerPoint :
>
۴۲
هنر به نظر من یک نوع ذکر است؛ ذکر آن ایامی که در زیبایی و کمال مطلق بودیم
در کف هر یک اگر شمعی بدی
اختلاف از گفتشان بیرون شدی
چشم حس، همچون کف دست است و بس
نیست کف را بر همه او دسترس
چشم دریا دیگر است و کف دگر
کف بهل وز دیده دریا نگر
شمع، سمبل عشق است که عقل الهی را
بیدار می کند درست سمبل حس. اگر عقل الهی
به کار گرفته شود برداشتها از حقایق یکسان
خواهد بود و هیچ اختلافی بین ادیان الهی
وجود نخواهد داشت…
چشمان مردمان بر کف دستانشان و
حسهایشان نقش بسته است و لباس
حسی اشان نقش و نگار چشم دارد … و در
اینجا هدف مولانا «حس، قابل اعتماد نیست»
را القاء می کند.
این قسمتی از سخنان فیروزه گل محمدی
نقاش و تصویرگر کودک است که در خصوص
کتاب «فیل در خانه تاریک» بیان می کند. وی
که در آثار خود ضمن حفظ ارزشها و مبانی
نگارگری به شیوه ای مدرن و با بهره گیری از
آرمانهای فطری بشر که برخاسته از فطرت
معنوی است و با حضوری شاعرانه که نوعی
کیفیت زیبا و عارفانه را القا می کند، سعی در
نمایش هنر نمادین و رؤیایی داشته تا آنجا که
به خلق فرمهای بدیع و شگرفی در نگارگری
دست یافته است.
پیام زن یک بار در شماره ۳۴ مجله،
گفتگویی را توسط خانم آرمین با خانم
گل محمدی داشته است و اینک بیش از چهار
سال از آن مصاحبه می گذرد. بار دیگر با وی که
موفق به کسب نشان نقره ای در رقابتهای
تصویرگری کتاب کودک مرکز فرهنگی یونسکو
در منطقه آسیا و اقیانوسیه گردیده و حرفهای
شنیدنی زیادی دارد در دهلی نو ـ هندوستان ـ
به گفتگو می نشینیم.
با سپاسگزاری از شما لطفا ابتدا یک
معرفی اجمالی از این مسابقه برایمان داشته
باشید.
این رقابتها را ۲۰ سال پیش فردی به
نام «نوما» اهل کشور ژاپن بنیاد نهاد و پس از
مدتی آن را به بخش فرهنگی یونسکو واگذار
کرد و بخش فرهنگی سازمان ملل نیز با
کمکهای گوناگون خود به این بنیاد آن را
حمایت کرد. این مسابقه هر دو سال یک بار در
ژاپن ـ توکیو ـ برگزار می شود. به رغم آنکه در
نام مرکز مذکور منطقه آسیا و اقیانوسیه ذکر
شده ولی هنرمندان سراسر جهان به غیر از
اروپا و امریکای شمالی در آن شرکت می کنند و
هر هنرمند برای شرکت در رقابتها می بایستی
حداقل پنج تصویر از یک کتاب ارایه کند.
ضمن آنکه می تواند چند کتاب را در مسابقه
شرکت بدهد. جوایز این رقابتها شامل یک
جایزه بزرگ، دو جایزه دوم و ۱۰ نشان «رانر
آپ» Runner upو بیست مدال تشویقی
است.
شما با چند اثر در این مسابقه و رقابت
جهانی شرکت کردید و به کسب چه جایزه ای
نایل شدید؟
در «کنکور نوما» کلاً امسال [۱۳۷۷[
۶۰ کشور جهان با ۶۱۴ اثر شرکت داشت که
نسبت به دوره های قبل پیشرفت چشمگیری
داشت و من شاهد این پیشرفت از ده سال
پیش تاکنون بوده ام. چرا که در تمامی دوره های
مسابقات «کنکور نوما» شرکت کرده ام که
حاصل آن سه نشان «رانر آپ»، یک نشان
تشویقی و رتبه دومی «نشان نقره ای» اخیر
بوده است. این نشان اخیر را با شرکت دادن
کتاب «فیل در خانه تاریک» کسب کرده ام.
از این کتاب «فیل در خانه تاریک»
بگویید.
در مثنوی مولانا داستانی هست که
حکایت از حضور فیلی در خانه ای تاریک دارد.
و مردم برای دیدن آن هجوم می برند و چون
دیدن آن در تاریکی ممکن نیست با حس
کردن دست برای شناسایی آن می کوشند و هر
یک تعبیری متفاوت دارند.
این کتاب در میان کارهایی که تا به حال
انجام داده ام به نظر خودم منحصر به فرد است.
این کتاب دارای سبکی نو و جدید است. بخش
روایت داستان فیل در مثنوی مولانا، شامل ده
بیت شعر است که خط داستانی تصویرگری
شده است و در کنار هر تصویر بیتی یا مصرعی
از شعر مولانا آمده است. اشعار را به خط خود
نوشته ام و در خلق این اثر هر چه از درونم
می جوشیده است بدون قید و بند، نقش بسته
است. این کتاب را برای نوجوانان «گروه سنی
(ه··· )» تصویرگری کرده ام و با آگاهی از اینکه
شاید این گروه سنی درک عرفانی کتابهای
مولانا را نداشته باشند فقط به بخش روایت
داستان بسنده کرده ام و شاید از مجموعه این
اشعار، چند بیت دیگر نیز در باره هدف مولانا از
آوردن این داستان انتخاب کنم و برای آن
تصویرگری کنم و در نهایت تصاویر این کتاب
پانزده، شانزده تصویر می شود که با سبکی
خاص تصویرگری شده است.
از عرصه های فعالیت فرهنگی هنری
خودتان بگویید.
بنده به طور اتفاقی وارد رشته هنر شدم.
از دور که به آن روزها نگاه می کنم، می بینم که
این اتفاقات را اگر کنار هم بگذاریم در واقع
تکه های یک داستان بوده و وقتی به یکدیگر
متصل شوند، یک داستان دوست داشتنی را به
وجود آورده اند که اصلاً به آن شانس یا
اتفاق نمی توان اطلاق کرد. من در ابتدا اصلاً
در فکر نقاشی و تصویرگری نبودم. در
دبیرستان رشته هنر را انتخاب کردم و در
دانشگاه هم معماری داخلی را خواندم. البته به
دلیل رشته تحصیلی ام تا حدودی با
رنگ شناسی و تاریخ رنگ آشنایی پیدا کردم.
یک بار هم در کلاس هشتم دبیرستان یک
تابلو رنگ و روغن کشیدم ولی پس از آن تا ۲۰
سال دست به نقاشی جدی نزدم. پس از اتمام
دانشگاه به عنوان دکوراتور شروع به کار کردم.
یک بار وقتی دکور پرورشگاهی را در شمال
ایران به عهده گرفتم، در نقشه ای که تهیه کردم
چند تابلو هم وجود داشت. از من خواستند
تابلوها را خودم بکشم. در واقع از آن زمان بر
روی تصاویر گل و پرندگان برای کودکان شروع
به کار کردم. در سال ۵۷ گروه کودک تلویزیون
مرا دعوت به کار کرد و بعد از تهیه تصویرهایی
برای چند داستان کودکان در تلویزیون، کیهان
بچه ها از من دعوت کرد شعرها و داستانهای
بچه ها را تصویر کنم. در این مدت غیر از کار
تصویرگری کارهای دیگری هم انجام دادم. از
جمله مدت سه سال مدیر مسؤول و عضو
شورای سردبیری مجله زن روز بودم، ولی از
سال ۶۳ کار مجله را رها کردم و به طور جدی
به تصویرگری پرداختم.
در خلق آثار هنری خود چه دورانی را
گذرانده اید؟
هر هنرمندی در سیر کاری خود، دوران
متفاوتی را از نظر روحی پشت سر می گذارد و
گاهی متوجه است و گاهی هم ممکن است
متوجه آن نباشد. من هم در سالهای مختلف
این تفاوت و دگرگونی را داشته ام. و آنچه در
این سالها به وضوح می توان آن را در آثارم
پیگیری کرد، تفاوت رنگهاست. در ابتدا من از
رنگهای سبز سرد و گرم در کنار سرخابی ها و
قرمزها در کارهایم استفاده می کردم. قرمز رنگ
بسیار شوق انگیزی برایم بود. و سبزها را به
دلیل اینکه قرمزها بدرخشند، در کارهایم به کار
می بردم. ولی بعد از چند سال دیگر آن رنگها را
دوست نداشتم و دلم می خواست رنگهای سرد
و زمستانی را از پشت یک «مه گرفتگی» ببینم
که این دورانی کوتاه بود و پس از آن گرفتار
رنگهای بنفش، زنگاری و فیروزه ای و سرخابی
شدم و شکلها کمتر مه گرفته و تار هستند. و در
حال حاضر دارم درگیر رنگهای زرد و سیاه
می شوم.
هر فردی نگاه خاصی به هنر دارد، شما
هنر را چگونه یافتید؟
هنر به نظر من یک نوع ذکر است. ذکر
آن ایامی که در زیبایی، کمال و لطافت مطلق
بودیم و بعد به حکم «نسیان» آن را فراموش
کردیم و سپس در ایامی و در زمانی جرقه ای
زده شد و یک لحظه، یک صحنه ای از
ناخودآگاهی الهی به «آگاهی مادی» می رسد و
تقاضایی تجلی می یابد و آن زمان است که ذکر
«خفی»، «جلی» می شود.
از شکل، فرم و سبک هنری خود
بگویید.
من از ابتدا شیفته هنر شرقی بودم و در
آغوش هنر شرقی و سنتی احساس امنیت
می کردم. این نگرش بیشتر به سمت نقوش
بکار رفته در قالیها، گچبریها، کاشیها و معماری
و نقاشیهای مینیاتور است. همیشه سعی من
این بوده که یک بازنگری به این نقوش و
فرمها داشته باشم و تلاشم این است که آنها را
مناسب حال و هوای زمانی که در آن هستیم به
تصویر بکشم. من در کارهایم سعی کرده ام
اندازه ها و ترکیبات نقوش را عوض کنم و با
بکار بردن تکنیکهای خاص و رنگ آمیزی
جدید خالق خیال تازه ای باشم. من مینیاتور را
به جهت سنتی بودنش خیلی دوست داشتم. و
از طرفی از شکلهای یکنواختش خسته شده
بودم. این است که فکر کردم سبکی داشته
باشم که ضمن داشتن جنبه های سنتی
مینیاتور تازگیهایی داشته باشد. موتیفهای
ایرانی را از روی کارهای ایرانی مانند فرش و
امثال آن انتخاب می کنم. آمیزش آنها را عوض
کرده و از آن کار بزرگی می سازم. من با جوهر و
آب رنگ کار می کنم و از ترکیبات رنگی که مورد
استفاده انسان امروز است استفاده می کنم.
چون در هر دوره ای اصول زیبایی شناسی
انسان فرق می کند. باید دید انسان امروز
چگونه می تواند انسان ۷ یا ۸ قرن پیش باشد
جز اینکه بخواهد این من را به صورت نمایش
نه به شکل پوشیده از واقعیتها و حقایق موجود
خلق کند و من این کار را دوست نداشتم، دلم
می خواست امروز را ببینم و تصویر کنم.
در کارهایتان بیشتر گل، پرنده و زن و
خورشید به چشم می خورد، اینها سمبل چه
هستند؟
هر هنرمندی حرفهایی برای گفتن دارد.
من هم مقداری حرف داشتم. حرفهایی که با
روح انسان ارتباط دارد تا با جسم او، و این
مفاهیم را نمی توان با قلم ترسیم کرد مگر
اینکه برای آن سمبل پیدا کنید. مثلاً اگر
بخواهم بگویم یک دسته روح با هم می رقصند
چگونه می توانم آن را نشان دهم. البته منظورم
از روح، مردم این دنیاست. مردمی که
جسمشان را فراموش کرده و به خلوص روحی
رسیده اند. این سمبل در عرفان، پرنده است.
مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک
چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
می بینیم مولانا خیلی زیبا این سمبل را
تعریف کرده است. اگر مفهوم این شعر را قبول
داشته باشیم بایستی این شعر را بشکافیم. من
می خواهم راجع به مفهوم این شعر حرف بزنم.
پس پرندگان را به عنوان سمبل روح انتخاب
کرده ام. این یک زبان بین المللی است و من با
بکار بردن این زبان با بیننده ام در هر کجای
دنیا که باشد گفتگو می کنم.
تابلویی دارم به نام «سماع» که از سماع
مولانا که رقص خاصی دارد، الهام گرفته است.
مولانا پس از رفتن شمس واله و شیدای او
می شود و دیوان شمس را می سراید. اشعار
دیوان شمس حاکی از وجد و سرور است. من با
الهام از این رقص مولانا تابلوی سماع را
کشیدم که در آن پرندگان که سمبل روح هستند
به رقص پرداخته اند. شما به این پرندگان که
نگاه کنید می بینید هر کدام حالت بخصوصی
دارند.
و اما خورشید. خورشید در منابع عرفانی
سمبل خداست که بر همه می تابد و برایش
فرق نمی کند زیر پایش چیست و کیست. همه
را از نور کریمانه برخوردار می کند و چون
خورشید سمبل خداست من در بیشتر کارهایم
از آن استفاده می کنم.
تصویر زن در بیشتر کارهای شما دیده
می شود، راجع به آن توضیح بدهید.
چند سالی است که روی شخصیت زنان
قدیس کار می کنم. رد پای «آب» را در زندگی
آنان جستجو کردم تا به آناهیتا رسیدم. آناهیتا
ایزد بانویی اسطوره ای در آسمان است. اشکالی
از او ساخته و پرستش می کردند. آناهیتا مادر
آبها و سمبل باروری است. سرش کوه هاست و
دامنش تمام دریاها و بعد مؤنث کائنات است.
بر اساس دست نوشته های قدیمی آناهیتا
نگاهدارنده زایش در این زمین و بانوی
آبهاست.
مریم هم سرنوشتش، با آب بستگی دارد.
ضمن اینکه در دنیای خاکی است، به بزرگترین
و استثنایی ترین خلقتها دست می زند. این بانو
وجودش پرورش دهنده رسولی است که پدر
ندارد. مریم در فصل زمستان در بیابانی خشک
وضع حمل می کند. با به دنیا آمدن عیسی
چشمه ای از زیر زمین باز می شود که همان
چشمه حقیقت است.
و بالاخره، آنچه را که این زنان در گذشته
داشته اند در وجود فاطمه(س) تکامل می یابد.
خدا به پیغمبر اسلام پسرهایی می دهد ولی
پسرهای او می میرند و دختری می دهد که
نسل «سیادت» را ادامه می دهد. به همین
دلیل معتقدم سیادت از یک زن شروع شده و
این زنها هستند که سیادت را انتقال می دهند
نه مردها. قرآن به محمد(ص) در این مورد
می گوید: «انا اعطیناک الکوثر» ما به تو کوثر
دادیم. وقتی در باره کوثر مطالعه می کنیم،
می بینیم کوثر چشمه بهشتی است که آبش
شیر و عسل است. قرآن کریم می گوید: «ما
حقیقت این چشمه کوثر را در وجود یک زن
خلاصه کرده و به تو دادیم.»
من بر اساس مطالعاتم بر روی این زنان
تصاویری از آنها کشیده ام از قبیل: «توسل»، با
الهام از دعای توسل، «مادر زمین»، «لحظه
آفرینش»، «ساقی کوثر» و «تسبیح».
و تابلوهایی با الهام از روایتهای مربوط به
حضرت مریم به نامهای «عروس محراب»،
«لحظه بشارت» و «درخت نخل».
چه جایگاهی برای رشد و کمال انسان
در هنر می بینید؟
با یک شعر از حافظ شروع می کنم که:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد …
در این وادی و دنیای روح القدسی و در این
نقطه مسیحایی دیگر قلم و رنگ و موضوع
ماده نیست بلکه این دست روح است که نقشها
را می آفریند و این عین کمال است که
هنرمندی بتواند موضوعات فراتر از عالم خاکی
را تصویر کند. «عصر عاشورا»ی آقای
فرشچیان را ببینید. سالها واقعه عاشورا و کربلا
را تصویر کردند ولی از «عصر عاشورا» صدای
چکاچک شمشیرها و صدای ناله بازماندگان را
با گوش جان می توان شنید. و این گونه هنر
جاودانه می شود و با مخاطبش در هر جای دنیا
که باشد، حرف می زند. و بیان، بیان
فطرت می شود. و فطرت زبان
بین المللی است. زیباترین لحظه برای من
لحظه ای است که چشمهای شاگردان و
هنرجویان من می درخشد، آنگاه که معنای این
شعر را در بحث جدی «هنر معرفتی»
می شنود که:
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
و این یعنی راهیابی و پیدا کردن راه و بیدار
شدن و حرکت و دیگر مهم نیست که این نهال
کی به میوه برسد؛ ولی می رسد. اگر عاشق
بماند و موضوع را دنبال کند، حتما می رسد. به
همین دلیل من بیشتر آثارم را بر اساس اشعار
عرفانی شعرای ایرانی مانند مولانا، ابوسعید
ابی الخیر، سهروردی، حسین بن منصور حلاج و
حافظ و شاعر معاصر سهراب سپهری و
خلاصه، همه عرفا کار کرده ام.
خانم گل محمدی، چه هدفی را در
کارهای تصویرگری خود دنبال می کنید؟
من بعد از مدتی کار، به این فکر افتادم
که داستان کارهایم را خودم انتخاب کنم. یک
وقت دیدم که روی ادبیات معاصر کار بسیاری
انجام پذیرفته در حالی که ادبیات قدیم
ناشناخته مانده است. فکر کردم که حیف است
ادبیات قدیم که ثروت بیکران کشورمان است
به نسل جوان معرفی نگردد. گنجینه های پر
ارزش، درسهای ادب و اخلاق و زندگی که با
زیبایی خاصی و شیوه های بدیع و گوارا بیان
شده است، از دسترس این نسل جوان دور نگاه
داشته شود. در واقع به دنبال این هدف بوده و
هستم که کتابی را در اختیار نوجوان قرار دهم
که در کنار داستان، به شناخت او از ادبیات
کشور نیز کمک کند که نمونه اش کتاب
«شغالی که در خم رنگ افتاد» است که از
مثنوی مولانا استفاده کرده ام و در ابتدای کتاب
زندگی نامه شاعر و در انتهای کتاب، لغات
سخت را با معنی آن و اصل اشعار آورده ام. و
اینجا جا دارد بگویم کتاب و کتابخوانی کودکان
و نوجوانان، حکم سرنوشت سازی ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 