پاورپوینت کامل بعد از غروب ۱۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بعد از غروب ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بعد از غروب ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بعد از غروب ۱۸ اسلاید در PowerPoint :
>
۵۳
آفتاب خودش را از سر و روی خانه بالا کشیده و روی هره دیوارها ماسید و لمید و ذرات سرخ رنگش را توی چشمهای منتظر و نگران زن ریخت
که توی بالکن ایستاده بود و دستهایش را به نرده، قلاب کرده بود. گربه سیاهی کنج باغچه تند و تند خمیازه می کشید. سایه بی رنگ زن چسبیده
بود به آن سوی دیوار حیاط و نرم می جنبید. صدای سوت بلند و کشدار قطار مسافربری و رسیدن پرسر و صدای آن که در فضا طنین انداخت زن
یکباره از جا کنده شد و به حیاط دوید. آفتاب خسته و سست از روی هره دیوار گذشت و بعد گربه هم جستی زد روی دیوار، جای پایِ گرم آفتاب
لمید. زن حیاط را آب و جارو کرد. غبار از یاس رازقیها گرفت و آب حوض را عوض کرد و باز منتظر ماند ولی هر چه گوش تیز کرد صدای حرکت قطار
را نشنید، با خودش فکر کرد «حتما توی قطار کاری پیش آمده و یا اتفاقی و باز
عیسی مانده تا …» زن همسایه در آن هنگام
سرش را از آن سوی دیوار پهن خانه بالا
کشید و با نگاه کنجکاو و مرموزی میان فکر
زن سرک کشید. زن از کنار حوض بلند شد.
زن همسایه دستی میان لیموترشهای درون
آبکشِ روی دیوار کشید و نگاهش را دور
حیاطِ خانه زن چرخاند. زن پشت به او به
ماهیهای کف حوض خیره شده بود. زن
همسایه لیموترشی را به دندان گرفت و بعد
با ولع مکید و تندی ابرو در هم کشید و گفت:
«خودت را به پای این مرد، پیر نکن صنوبر!»
زن برگشت و رو به او ابرو در هم کشید و بعد
دوباره به ماهیها زل زد و دوباره با خودش
فکر کرد «عیسی الان دارد توی واگنها را
وارسی می کند، حتما مثل همیشه توی یکی
از واگنها چمدانی، بسته ای جا مانده و او
مانده تا …» زن همسایه دستش را بلند کرد
و دو سه تا لیموترش از بالای دیوار توی
حوض پرت کرد. صدای افتادن لیموها توی
حوض، خواب آرام ماهیها را آشفت و فکر زن
را به هم ریخت. زن همسایه مضحکانه
خندید و گفت: «سر عقل بیا صنوبر، تا کی
می خواهی کنار حوض همدم ماهیها
باشی؟» و لیموترش را دوباره با ولع مکید. زن
بلند شد و تا کنار در خانه رفت و بی تاب و
بی قرار برگشت و کنار یاس رازقیهای معطر و
خیس نشست و دوباره با خودش فکر کرد
«حالا عیسی چمدان را برده به اتاقکش تا
…» صدای جهش و پرش و ناله بلند گربه
سیاه از روی دیوار افکار زن را از هم
گسیخت. گربه لنگ لنگان و خِرخِرکنان
چپید پشت ایرانیتی که توی حیاط، پشت
بشکه های نفت گذاشته شده بود. زن
همسایه غر و لندی کرد و گفت: «این همه
جک و جانور دور و بر خودت جمع کردی که
چه بشود. برو فکر اساسی بکن. همه
می دانند که عیس اجاقش کور است.» زن با
بغض گُلی چید و لای گره روسری اش فرو
برد و بلند شد و از آن سوی ایرانیت نگاهی
لابه لای تیر و تخته ها کرد تا گربه را بیابد.
چشمهای ریز و درخشان دو بچه گربه در
فضای تاریک پشت بشکه ها، به طرف زن
چرخید و همزمان ناله کشدار گربه سیاه هم
بلند شد. زن گره ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 