پاورپوینت کامل عطر سبز سحر ۹۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل عطر سبز سحر ۹۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عطر سبز سحر ۹۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل عطر سبز سحر ۹۱ اسلاید در PowerPoint :

>

۶۴

«در بزرگداشت سالگرد رحلت آیت اللّه سیدمصطفی خمینی»

«دوران کودکی، محیط تربیتی و روابط خانوادگی»

شخصیتی جامع

شهید آیت اللّه سید مصطفی خمینی از
نمونه های بارز و مشهور دانشوران شیعه در
عصر حاضر می باشد. او با استفاده از نبوغ ذاتی،
ابتکار و خلاقیت و نیز اهتمامی وافر در سنین
جوانی شایستگی و توانایی استنباط احکام را به
دست آورد و در مباحث فلسفه و حکمت مراتب
عالی را طی نمود و در عرفان نظری، سیر و
سلوک و تهذیب نفس مقاماتی معنوی و
ملکوتی را به خویش اختصاص داد. روح
تشنه اش از طلب دانش آرام نمی گرفت و در
میدان عمل و عرصه های سیاسی اجتماعی
مبارزی پرنشاط و خستگی ناپذیر بود.

شخصیت جامع علمی و نیز ویژگیهای این
عالم عامل در میدان ستیز با استبداد به گونه ای
بود که حضرت امام خمینی وی را «امید آینده
اسلام» معرفی کرد و از همین رو بود که رژیم
سرسپرده طاغوت تاب تحمل چنین خورشید
درخشانی را نداشت و مزدوران ساواک که
احساس کردند نقش بارز و یگانه حاج آقا
مصطفی در دوران تبعید و هجرت پدرش در
استمرار مبارزه اثر داشت و در نجف حلقه
اتصال تمامی نیروهای ضد استبداد و استکبار
به شمار می رفت و چون سدی سدید از
انحرافات و اتلاف نیروها جلوگیری می کرد به
نحوی مرموزانه این بزرگوار را به شهادت
رسانیدند. اما شهادت این انسان باصلابت منشأ
خیزش حوزه علمیه قم و به تبع آن پیروان
حضرت امام در سراسر ایران شد تا آنکه این
ماجرا به سرنگونی رژیم شاه منجر گردید.

نوید پر امید

حضرت امام خمینی در سال ۱۳۴۸هـ.ق
(۱۳۰۸هـ.ش) دختر آیت اللّه میرزا محمد ثقفی
را به عقد ازدواج خویش در آورد، اجداد همسر
امام ـ بانو خدیجه ثقفی ـ (قدس ایران) همه از
اهل علم و فضیلت می باشند. جد اعلایش
میرزا ابوالقاسم کلانتر نوری از شاگردان بزرگ
شیخ انصاری است، و مرحوم حاج میرزا
ابوالفضل تهرانی که از شاگردان میرزای بزرگ
می باشد فرزند مرحوم میرزا ابوالقاسم و پدر
آیت اللّه ثقفی است(۱). هوش و نبوغ ذاتی و
توانایی های علمی این ستارگان فروزان بر
حسب قانون وراثت به نوادگان آنان
انتقال یافت.

چند ماهی از این ازدواج بابرکت و خجسته
گذشت که بانو قدس ایران در رؤیایی راستین
به وجود فرزندی پسر نوید داده شد. خودش
چنین گفته است: در خواب زنی سالخورده را
دیدم که قبل از ازدواج نیز او را در عالم رؤیا
مشاهده کرده بودم و با وی آشنایی داشتم، بعد
از سلام و تعارفهای متداول به او گفتم: کجا
می روی؟ گفت: نزد حضرت زهرا(س) می روم!
گفتم: من هم می آیم و با هم رفتیم تا به یک
در بزرگ باغ رسیدیم، وارد باغی شدیم که
درخت تبریزی در آن به وفور دیده می شد، در
باغ قطعه ای فرش گسترانیده بودند که روی آن
ملحفه ای مثل پتو چهارلا شده بود، بانویی با
لباس اطلس آبی آنجا نشسته بود. من سلام
کردم و خیلی مؤدبانه همراه پیرزنِ مورد اشاره
کنار فرش نشستیم، بعد از مدتی آن خانم از جا
برخاست و رفت. چند دقیقه ای طول کشید،
بچه ای که در گهواره ای قدیمی خوابیده بود
بنای گریستن نهاد. من از جای خویش بلند
شدم و نزد آن کودک رفتم و عقیده ام بر این شد
که آن طفل امام حسین(ع) است. او را بلند
کردم، هشت ماهی داشت اما نسبتا بچه ای
چاق می نمود. در همین لحظه آن بانو آمد
کاسه ای بلور که بشقابی زیر آن بود و به نظرم
آمد که محتوای آن شربت است برای پذیرایی
از ما آورده بودند، من هم کاسه را جلو پیرزن
نهادم تا احترامش کرده باشم او هم با دست
کاسه را به من داد دقایقی گذشت و بیدار شدم،
رؤیای مزبور را چنین تعبیر کردند که فرزندم
پسر است.(۲)

در دوازدهمین روز از ماه رجب سال
۱۳۴۹هـ.ق (۱۳۰۹هـ.ش) خانواده امام خمینی
در آستانه زاد روز مولای متقیان شادمانی و
سروری مضاعف داشتند زیرا در چنین روز
میمونی امام امت صاحب فرزندی گردید که
نامش را محمد گذاردند و لقبش را به یاد پدر
بزرگ شهیدش مصطفی و کنیه اش را
ابوالحسن نهادند، این رویداد مسرت بخش
هنگامی اتفاق افتاد که حضرت امام در شهر قم
در محله ای نزدیک به کوچه عشقعلی که به آن
الوندیه می گفتند در خانه ای اجاره ای
زندگی می کرد.(۳)

نهال ناب

این نهال نورسته در آغوش مادری رؤوف
و عفیف که از خاندان علم و تقوا بود و در دامن
پدری حکیم و ستوده خصال و از سلاله خاتم

پیامبران به بالندگی تمام پرورش یافت، از آغاز
کودکی، باغبان باهوش و باتدبیر این گل معطر
بین روح و روان مصطفی و فرهنگ قرآن و
عترت به ظرافت و دقت تمام چنان پیوندی
مستحکم و ارتباطی شایسته برقرار کرد که
سرانجام از آن گلبرگهایی به عمل آمد که عطر
دلاویز آن مشام جانها را نواخت. تربیتهای
ملکوتی و پرورشهای پرمایه امام خمینی
موجب گردید که این طفل در اندک مدتی به
شکوفایی توأم با شکوه و عزت برسد و کمالات
علمی و خصال پسندیده را به نحو احسن کسب
کند و به فرازین قله رستگاری برسد.

سید مصطفی در بیت راستی و درستی و
در چشمه غیرت و حماسه با شجاعت،
بی آلایشی و پارسایی مأنوس گشت، نظم
پولادین پدر و قاطعیت و صلابتش روح و
روانش را بارور گردانید و آه ها و آواهای
شبانه اش او را تا اوج عرشیان ارتقا می داد، کم
کم می شکفت و حلاوت رشدش به خانواده او
شیرینی خاصی می بخشید. چون شش ساله
شد او را به مکتب فرستادند و یک سال به
مدرسه موحدی رفت و تا کلاس سوم را خواند،
از این زمان گویا اشتیاقی به قیل و قال مدرسه
نداشت و دنبال بازیهای کودکانه بود و شبها به
خانه می آمد نان و پنیری می خورد و می خوابید
اما با اصرار و پیگیری مادر تا کلاس ششم را
درس خواند و دیگر به مدرسه نرفت زیرا در آن
زمان چندان مرسوم اهل علم نبود که بچه ها را
به دبیرستان بفرستند به همین دلیل مشغول
تحصیل علوم دینی گردید. ایشان به عنوان
نخستین فرزند و تا سالهای بعد تنها پسر،
تحت تربیت مستقیم امام قرار گرفت تا آنجا که
پدرش بر درس و تحصیل و رفت و آمد
دوستانش نظارت جدی داشت و چون به
فراگیری علوم حوزوی با تشویق امام روی
آورد، در این زمینه استعداد فوق العاده ای هم از
خود نشان داد، به مصداق «الولد سر ابیه»
مسایل وراثتی و دامان تربیتی در تکوین
شخصیت حاج آقا مصطفی بسیار مهم بود،
کاملاً اسرار حضرت امام را درک کرده، ایمان
آورده و توان اظهار آن را داشت(۴) و اگر در
روایت گفته اند «یُحفَظُ المرأُ فی وُلده»(۵) در باره
چنین فرزندانی است و این آیه قرآن در
موردش صدق می کند که می فرماید: «أَسْبَغَ
علیکم نعَمَهُ ظاهرهً و باطنهً.»(۶)

تربیت در بین دیانت

شجاعت و شهامت فوق العاده ای از دوران
کودکی با شیر عجین شده و مصطفی را در
میان اطفال اقران و امثالش بی بدیل ساخته
بود. آیت اللّه حاج سیداحمد فهری نقل کرده
است همسر مرحوم حکیم میرزا مهدی الهی
قمشه ای (مادر آقا نظام الدین قمشه ای) با والده
حاج سید مصطفی در صحن مطهر حضرت
فاطمه معصومه(س) که مملو از زوّار مشتاق
بود نشسته بودند که ناگاه متوجه می شوند
کودکی در لبه مناره بلند بارگاه این بانو نشسته و
پاهای خود را به سوی پایین آویزان کرده است،
بانوان حاضر از مشاهده این منظره هولناک
متوحش می شوند و بیم آن دارند که مبادا این
پسربچه از آن بالا سقوط کند. همسر امام
می گوید این طفل کسی جز مصطفای من
نمی تواند باشد و وقتی دقت می کنند متوجه
می شوند حدس این بانو درست بوده است.
آیت اللّه فهری می افزاید وقتی حکایت مزبور را
برای حاج آقا مصطفی نقل کردم صحت ماجرا
را تصدیق نموده و اضافه کرد: در آن حال دو
پسربچه ـ در داخل مناره و کنار من ـ با هم در
حال دعوا بودند که کوچکترین برخورد آنان با
بدن من موجب پرتاب شدن من از فراز مناره
بر زمین می گردید.(۷)

از لحاظ ویژگیهای روحی و روانی،
مصطفی در این سنین بسیار پرتحرک و
پرجنب و جوش بود، خواهرش ـ بانو فریده
مصطفوی ـ خاطرنشان می نماید: ما به عنوان
خواهرانش مایل بودیم که با ما در بازیها شرکت
کند و معمولاً هم برنده می شد اما وقتی
عصبانی می گردید همه از او حساب می بردیم،
در عین حال خوش مشرب بود و به همین دلیل
دوستان زیادی داشت و مورد علاقه آنها هم
بود که این اشتیاق آنان در صفا و خلوص و
صمیمیت وی ریشه داشت. لذا مکرر وی را به
منازل خود دعوت می کردند اما این رفت و
آمدها زیر نظر امام بود که آنها چه کسانی
هستند؟ با هم به کجا می روند؟ و چه می کنند؟
امام نسبت به درس و مباحثه فرزندش بسیار
جدی بود و می کوشید تا وقفه ای در این امر
ایجاد نشود. جالب اینکه مصطفی پس از مدتی
ممارست به تحصیل در برخی دروس با امام
وارد بحث می گردید و به برخی مطالب ارائه
شده و اشکال می کرد.(۸)

خانم فریده مصطفوی یادآور شده است،
امام نسبت به تربیت حاج آقا مصطفی
سختگیری می نمودند، مواظب بودند که هیچ
حرکت و رفتار نادرستی نداشته باشد و همان
صداقت و پاکی را که در خود داشتند در امور
تربیتی فرزند برومندش اعمال می کردند و البته
این پرورشهای پرمایه هم مؤثر واقع گردید و
مصطفی به عنوان انسانی متدین و صدیق
مراحل شکوفایی را سپری کرد، هیچ سخنی
خلاف حقیقت بر زبان جاری نمی کرد و در
دوستی خود قاطع و استوار بود و اعتقادی قوی
داشت. وی می افزاید: پس از آنکه من ازدواج
کردم مقیّد بود که به منزل ما بیاید، مواقعی هم
به خانه ما می آمد که زن نامحرمی نباشد، به
صورت خودمانی از احوال ما می پرسید و سؤال
می کرد که مشکلی ندارید و دوست داشت که
اگر حرفی داریم با ایشان در میان بگذاریم، به
دلیل آنکه سنش از ما بالاتر بود، احساس
وظیفه می کرد و لازم می دانست با ما همدردی
کند و همیاری داشته باشد.(۹)

از جمله خصوصیات ایشان در درس،
استعداد عالی و حافظه قوی او بود و عمق
فکری و ژرف نگری و ذکاوت را با این ویژگی
در خود جمع کرده بود، تمام اقوال قدما و
متأخرین را نقد و بررسی می کرد و در این
طریق اهتمام فوق العاده ای داشت. در همین
سنین اکثر اشعار حافظ و سعدی و بخشی از
مثنوی و سیره علما را از حفظ داشت. کتاب
«الکنی و الالقاب» (به قلم مرحوم حاج شیخ
عباس قمی) و نیز کتاب دیگر مرحوم محدث
قمی یعنی «فوائد الرضویه» را از بر کرده و
تمام لغات المنجد را در خاطره خود نگه داری
کرده بود.(۱۰)

در هفده سالگی امام پیشنهاد کرد که
مصطفی عمامه بر سر گذارد و لباس روحانی
بپوشد و برای عملی شدن این نظر آقا تنی چند
از دوستان و آشنایان را دعوت نمود و طی
مراسمی فرزندش را برای این برنامه مهیا
ساخت. با پایان گرفتن این مجلس وقتی که
سیدمصطفی از منزل بیرون رفته بود و
دوستانش او را در کسوت روحانیت دیده بودند
وی را مورد تشویق قرار داده و ملبّس شدن او
را به لباس اهل علم تبریک گفته بودند. به این
ترتیب شوق مصطفی به تحصیل علوم دینی
افزوده شد و در این مسیر به سرعت رشد کرد
به طوری که در میان طلبه ها به جوانی
درس خوان و فاضل معروف گردید تا کم کم به
مقامات علمی رسیده و حوزه درسی تشکیل داد
و مدرّس و محقق شد.(۱۱)

چشمه محبت

سید مصطفی برای والدین خویش احترام
ویژه ای قائل بود، خواهرش می گوید: ما مدام
می گفتیم خوشا به حالش که این اندازه قدردان
پدر و مادر است و با خانواده مهربان و صمیمی
می باشد، عاشق پدر بود و محبت بین امام و
ایشان از عواطف پدر و فرزندی خارج شده بود
و مصطفی در زندگی خویش هم نشان داد که
نسبت به امام چقدر ازخودگذشتگی دارد، در
تمام سختیها با او بود و هرگز در مقابل
مشکلات پدر بزرگوارش بی تفاوت نماند.(۱۲)

حاج آقا مصطفی بسیار مؤدب بود، همیشه
وقتی به منزل وارد می شد دست مادرش را
می بوسید، هیچ گاه نسبت به والدین خویش
گستاخی را تحمل نمی کرد. چون در ۲۴ شعبان
سال ۱۳۸۴ه··· .ق مصادف با ۸ دی ماه ۱۳۴۳ از
زندان آزاد گردید و به او گفتند لازم است به
ترکیه بروید و با پدرتان ملاقات کنید و
منظورشان این بود که ایشان را تبعید کنند و
چون از رفتن امتناع می کرد از سوی ساواک
طی مکالمه ای تلفنی به سید مصطفی گفتند:
چرا نمی روید؟ ایشان پاسخ داد: مادرم اجازه
نمی دهد و من بر خلاف میل مادرم کاری
نمی کنم که البته ایشان را دستگیر نموده و با
هواپیمایی به ترکیه فرستادند.(۱۳)

امام هم هنگامی که دوران تبعید در ترکیه
را می گذراند در مکاتبات خود به فرزندش در
خصوص جلب رضایت مادر سفارشهای لازم را
می نمود. در فرازی از نخستین نامه ای که امام
از بورسای ترکیه برای سید مصطفی فرستاده و
در پنجم رجب سال ۱۳۸۴ه··· .ق نوشته شده
آمده است: «قم به مصطفی خمینی برسد،
نورچشمی. لازم است در موضوع مادر و خواهر
و احمد و بستگان به شما تأکید کنم. رضای
خداوند و رضای من در حُسن سلوک با
آنهاست. مادر احتیاج به خدمت دارد، باید از هر
حیث مادی و معنوی رضایت او را به دست
آورید نگذارید نگرانی پیدا کند، راحتی او را
فراهم کنید.(۱۴)

وقتی حاج آقا مصطفی به محل نگهداری
امام در بورسای ترکیه رسید و قضای الهی او را
به وصال یار رسانید، سراسیمه با گفتن یا اللّه
وارد می شود امام در حالی که تنها نشسته بودند
تا فرزند دلبندش را می بیند از جا بلند می شود و
آقا مصطفی را در آغوش می گیرد. اصولاً این
دو، نسبت به هم علاقه ای وافر داشتند و
نزدیکان بیت امام خاطرنشان نموده اند: وقتی
آقا مصطفی به دیدار امام می آمد، چهره ایشان
دگرگون می گردید و شادی بر گونه های امام
موج می زد، پس از احوالپرسی آقامصطفی
پرده ها را کنار می زند و به پدر عرض می کند:
نگاه کنید اینجا جای بدی نیست. بعد از کمی
استراحت، فرزند از برنامه غذایی پدر سؤال
می کند و چون غذا را مناسب سن ایشان
نمی داند برنامه طباخی را به عهده می گیرد
و خود به تهیه مواد اولیه اقدام می نماید، مزاج
امام که با خوردن غذاهای نامناسب رو به
کسالت نهاده بود رفته رفته با این برنامه حاج
آقا مصطفی رو به بهبودی نهاد.(۱۵)

آن شهید در عین محبت و صمیمیت در
برخورد با خواهرانش با جذبه و با اقتدار بود، در
حالی که از روی محبت با اعضای خانواده رفتار
می کرد از ابهت شخصیت ایشان حساب
می بردند و مراقب بودند رفتاری از خود بروز
ندهند که موجب ناراحتی آقا مصطفی شود،
گرمی و صمیمیت وی سبب نمی گردید که افراد
خانه از تقیّد خود نسبت به مسایل عبادی
بکاهند و بلکه عواطف ایشان در خصوص
آشنایان و بستگان بر حسب التزام عمل آنان به
اعتقادات و موازین شرعی شدت و ضعف
داشت.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.