پاورپوینت کامل ادب فردی، آداب اجتماعی«بخش نخست» ۶۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ادب فردی، آداب اجتماعی«بخش نخست» ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ادب فردی، آداب اجتماعی«بخش نخست» ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ادب فردی، آداب اجتماعی«بخش نخست» ۶۷ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۸

صحیفه سخن

از خدا جوییم توفیق ادب

بی ادب محروم ماند از لطف ربّ

بی ادب تنها نه خود را داشت بد

بلکه آتش بر همه آفاق زد

در میان قوم موسی چند کس

بی ادب گفتند کو سیر و عدس

منقطع شد خوان و نان از آسمان

ماند رنج زرع و بیل و داسشان

هر که بی باکی کند در راه دوست

رهزن مردان شد و نامرد اوست(۱)

ادب، زینت زندگی، نشان شرافت انسان و
نماد کمال عقل افراد(۲) است؛ برترین صفت
آسمانی که هر یک از ما را از اشتباه در گفتار و
رفتار حفظ می کند و موجب نگاه داشتن حد و
اندازه هر چیز(۳) می شود. آثار بسیار ادب
زمینه ساز نگرش اندیشمندانی است که قرآن
را «مأدَبَه اللّه »؛ کتاب ادب ساز الهی دانسته اند،
«دبستان» را خلاصه «ادبستان» تفسیر
کرده اند و «آفرینش» را مدرسه ای گسترده و
بی کران برای ادب آفرینی و تربیت آموزی
لقب داده اند.(۴)

برترین معیار عقل گرایی و بهترین همراه
و همنشین خردورزی در زندگی، ادب آمیزی و
ادب آموزی افراد دانسته شده است.(۵)
کیمیایی که تیرگیها و تاریکی های قلب را
می زداید و نور و روشنایی در رواق وجود
انسان می افزاید به گونه ای که بهای بی نظیر
آدمی با سنجش مقدار دانش و ادب هر فردی
قابل تشخیص خواهد بود.(۶)

پروردگار حکیم تأثیر آسمانی ادب را در
پیشروی رسالت رسولان بدانجا می رساند که
موسی و هارون ـ علیهماالسلام ـ را در دعوت
فرعون به صراط هدایت به نرمش گفتار و
سنجش رفتار فرا می خواند و می فرماید:

«فقولا له قولاً لیّنا لعلّه یتذکّر
او یخشی(۷)؛

با او سخن نرم ـ و مؤدبانه ـ بگویید، شاید
بپذیرد یا بهراسد.»

و رسول گرامی اسلام، حضرت
محمد(ص) را با محبت خویش ادب کرد، پس
از آن به پیامبر خود فرمود:

«و اِنَّک لعلی خلقٍ عظیم؛(۸)

همانا تو دارای ادب و اخلاق
عظیمی هستی.»

از این رو آن حضرت در باره چنین لطف
والایی فرمود:

«ادّبنی ربی فاحسن تأدیبی …(۹)؛

پروردگارم مرا ادب نمود و چه زیبا
ادب کرد.»

و: «اَنَا ادیبُ اللّه و علیٌ ادیبی؛(۱۰)

من ادب شده خداوندم و علی ادب یافته
من.»

فاطمه زهرا(ع) و جلوه های ادب

فردی و اجتماعی در زندگی

زهرای مرضیه ـ سلام اللّه علیها ـ
شخصیت شایسته ای بود که با آیات آسمانزاد
وحی آشنایی دیرینه ای داشت، سیره و سخن
رسول خدا(ص) را از اعماق وجود خود
پذیرفته، در گفتار و رفتار صمیمی، مهربان،
صادق و مؤدب بود به گونه ای که افراد
بسیاری در نخستین برخورد، شیفته شیوه و
مجذوب اخلاق روح پرور او می شدند.

عظمت و عزت پدر در نگاه همگان،
زمینه ساز شخصیت رؤیایی در نگرش آن
بانوی بصیر، نشده بود تا خود را برتر و بهتر از
دیگر زنان تصور کند و یا با سخنان خویش،
اظهار افتخار و تفاخر نماید، بلکه از آن سو هر
چه مقام و موقعیت خود را والا و بالا
می یافت، بر حفظ احترام دیگران، همدلی و
همراهی با آنان و ادب در گفتار و رفتار خویش
می افزود، تا هرگز غبار غرور و خودپسندی از
شیوه زندگی وی بر دلها و دیده های اطرافیان
ننشیند و رسالت انسانی او در جلوه های
مختلف زندگی فراموش نشود.

آنچه تعجب فراوان دوستان و آشنایان با
خُلق و خوی آن اسوه همیشه سعادت افروز را
بیش از پیش می نمود، وجود ادب و آراستگی
اخلاقی از اوان طفولیت تا آخرین لحظات
حیات آن حضرت بود، به گونه ای که چون با
رحلت فاطمه بنت اسد، رسول خدا(ص)
سرپرستی دخت دلبند خود را به عهده
ام سلمه گذارد، روزی آن بانوی فروتن و
علاقه مند زبان به سخن گشود و گفت:

«کنتُ أودّب فامطه و هی أدأب منّی(۱۱)؛

من فاطمه را تربیت می کردم، در حالی که
او از من باادب تر بود».

دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن

در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن

خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ

وانجا به نیک نامی پیراهنی دریدن

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل

چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن(۱۲)

اکنون که زمان زرینی از گفت و گو نسبت
به جلوه های ماندگار ادب فردی و اجتماعی
دخت آفتاب، فاطمه زهرا(ع) پدید آمده است،
با هم شیرینی و دلنشینی هر یک از این ابعاد
را نصیب خود می سازیم:

سلام، سنّت نیکوی اسلامی

سلام، سنّت پسندیده و تأثیرگذاری است
که ابتکار آن از سوی رسول خدا(ص) و
خاندان آن حضرت انجام شد و پس از
سالهای بسیار روانشناسان، این شیوه برخورد

را از اصول سلامت بخش و آرامش آفرین
زندگی تفسیر می کنند.

سلام به معنای صلح و صفا و سلامت،
پیوندی پایدار با آیین اسلام به معنای تسلیم
در برابر حق و صلح و دوستی، دارد تا محفل
خانواده و جامعه همیشه و هر حال لبریز از
ایمنی و آسودگی خاطر نسبت به آسیبها و
گزندهای گوناگون باشد و این، ویژگی والا و
اختصاصی آیین اسلام است.

پیشوایان پاک سرشت این آیین، همانند
رسول اکرم(ص) با تأکید بسیار در گفتار و
رفتار خویش بر این شیوه شایسته، در صدد
فرهنگ سازی این سنّت حسنه بوده اند تا
خداجویان و دین باوران به جای اخم و خشم و
خشونت، هماره از رویی گشاده، برخوردی
مهرپرور و لبانی لبریز از صفا و سلامت و
صلح یعنی «سلام» بهره مند باشند.

گویی پیش از دیگران، خداوند خود چنین
مشعل دلنشینی را روشن نمود، نام خود را
«سلام» نهاد(۱۳)، شیوه بهشتیان را تهنیت و
«سلام» به یکدیگر(۱۴) معرفی کرد و پاکان و
صالحان را که در سرای فردوس به سر
می برند صاحب چنین صفت برجسته ای
دانست که هرگز سخن لغو و بیهوده بر زبان
جاری نمی کنند، بلکه همه گفتارشان «سلام»
است.(۱۵) رسول اکرم(ص) نیز با اقتدا به
چنین سیره قدسی می فرمود:

«تا زنده هستم سلام بر کودکان و
خردسالان را ترک نخواهم کرد تا پس از من
رسم و عادت شود(۱۶)؛ دیدار خویشاوند
نزدیک و سلام کردن بر او، دست کم صله
رحم است(۱۷)، افشای سلام و بلند گفتن آن
تأمین کننده سلامت، امنیت و آسایش
اجتماعی است(۱۸)، در بهشت قصرها و
غرفه هایی است که درون آنها از بیرون پیدا و
نمای خارجی و ظاهری آنها از درون آشکار
است و از امت من کسانی در آنها سکونت
دارند که پاکیزه سخن باشند، افشای سلام
کنند و هرگز از بیان سلام به مسلمانان بخل
نورزند.(۱۹) مسلمانان باید به همدیگر سلام
کنند و با هم دست بدهند و وقتی جدا
می شوند برای همدیگر طلب مغفرت و
آمرزش کنند.»(۲۰)

روزم خجسته بود که دیدم ز بامداد

آن ماه سروقامت بر من سلام داد

ماهی فکند سایه اقبال بر سرم

کز نور روی خویش به خورشید وام داد

جایی که دام و دانه شود خال و زلف او

آن مرغ زیرک است که خود را به دام داد(۲۱)

زهرای اطهر ـ علیهاالسلام ـ با تبعیت از
خدا و رسول خدا(ص) همواره در زندگی
خویش این سنت آسمانی را پاس می داشت
و خود را از برکات و حسنات آن
محروم نمی کرد.

در یکی از شبهای جمعه، هنگام سحر،
حضرت جبرئیل، و اسرافیل و میکائیل بر آن
بانوی پاک و پرهیزکار نازل شدند و دخت
رسول خدا را مشغول نماز دیدند. همه
ایستادند تا نماز تمام شد. آن گاه به حضرت
فاطمه علیهاالسلام سلام کردند و گفتند:
«خداوند بزرگ به شما سلام می رساند.»

سپس صحیفه را در حجره آن بانو
گذاشتند.

زهرای عزیز علیهاالسلام پاسخ داد: «للّه
السّلام و منه السّلام و الیه السّلام و علیکم یا
رسل اللّه السّلام(۲۲)؛

سلام از آن خداست و اوست سلام و به
سوی اوست سلام و بر شما ای فرستادگان
خدا درود باد و سلام.»

روزی پیامبر اسلام(ص) همچون
همیشه و همسو با سنّت احمدی خویش چون
در خانه فاطمه را کوبید، فرمود:
«السّلام علیکم أدخل؟؛ سلام بر شما آیا
داخل شوم؟

دخت عزیز آن حضرت نیز طبق سنّت
اسلامی که پاسخ سلام لازم است، بی درنگ،
گفت: «علیک السّلام یا رسول اللّه اُدخل یا
رسولَ اللّه (۲۳)؛

سلام بر تو ای فرستاده خدا، داخل شوید
ای رسول خدا».

افزون بر سلام فاطمه بر خدا و رسول
خدا(ص)، آن بانوی بصیر و بیدار، در آخرین
لحظات حیات، پس از آنکه همسر بزرگوار
خود را به خداوند بزرگ می سپرد، می فرمود:

«و اقرأ علی ولدی السّلام الی یوم
القیامه(۲۴)؛

بر فرزندانم تا روز قیامت درود و سلام
می فرستم.»

حضرت علی(ع) می فرمود:

در لحظه های وفات زهرا(ع)، نگاهی به
اطراف خود کرد و گفت: سلام بر شما ای
ملائکهُ اللّه و جبرئیل امین!

ای پسرعمو! جبرئیل در حالی که بر من
سلام می کرد نازل شد و فرمود:

«خداوند بر تو سلام می کند ای دوست
دوست خدا و میوه قلب رسول اللّه ، امروز شما
به ملکوت الهی ملحق خواهی شد و در
بهشت موعود جای می گیری.»

سپس فاطمه از ما روی گرداند و
باز به گروهی دیگر از ملائکه سلام
داد و فرمود:

ای پسرعمو! سوگند به خدا که این
حضرت میکائیل است و همانند جبرئیل بر
من سلام کرد و بشارتهای او را داد.

بار دیگر به گروه دیگر سلام کرد و گفت:

«ای پسرعمو! سوگند به خدا که این حق
است این حضرت عزرائیل است، گویا بال و
پر او مشرق و مغرب عالم را فرا گرفته است.
پدرم چنین اوصافی را به من اطلاع داده بود.
سلام بر تو ای گیرنده روح آدمی، در قبض
روح من عجله کن و مرا آزار نده.»(۲۵)

خوش رویی و مهربانی با مردم

همان بهتر که دایم شاد باشیم

ز هر درد و غمی آزاد باشیم

به خوش رویی و خوش خویی در ایام

همی رو تا شوی خوشدل در انجام

اگر خوشدل شوی در شادمانی

بماند شادمانی جاودانی(۲۶)

لقمان حکیم رو به فرزندش کرد و گفت:

«فرزندم! با یکصد تن رفیق و دوست
باش و حتی با یک تن هم دشمن مباش. تو در
دنیا دو چیز بیشتر نداری: نصیب خدایی و
خلق و خوی خودت. نصیب تو همان دین
توست و خلق وخوی تو، شیوه برخورد و
نشست و برخاست تو با مردم. پس با
اطرافیان کینه توزانه برخورد مکن و به اخلاق
خوب و پسندیده عادت نما.»(۲۷)

در یک نگاه، خوش رویی و مهرورزی با
دیگران ثروتی است بی پایان که برتر از معیار
و مقدار دارایی مادی و ذخایر دنیوی است،
بلکه گنجی است گرانقدر و بی کران که دست
هیچ طمعکاری بدان نمی رسد و حسودان و
سیه دلان اندکی برای آن یافت می شود. این
نعمت پیدا و ناپیدای الهی چونان نسیم
سراسر لطف و رحمتی است که کدورت
کینه ها را محو می سازد و زشتی و پلشتی
شیوه های شیطان را برطرف می کند. باعث
سهل گیری در امور زندگی و رهایی از چنگال
غمها و غصه های بی ارزش می شود، به
گونه ای که صحن و سرای زندگی با این
ویژگی هماره پرنور و پرشور می گردد و
همگان بر بال عطوفت و مهربانی ما آرام و
قرار می یابند.

حساسیت و ظرافت این حالت روحی به
گونه ای است که خداوند حکیم با نظاره بر
کوچکترین اخم و در هم کشیدن چهره آیه ای
نازل کرد و آیین مهرورزی خود را به تمامی
مسلمانان ابلاغ نمود که:

«عبس و تولّی ان جاءه الاعمی و ما
ید

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.