پاورپوینت کامل بدبینی و بی اعتمادی دختران و پسران ۷۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بدبینی و بی اعتمادی دختران و پسران ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بدبینی و بی اعتمادی دختران و پسران ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بدبینی و بی اعتمادی دختران و پسران ۷۶ اسلاید در PowerPoint :
>
۱۴
سیاسی اجتماعی / نگاه
گزینشی از خطبه های آیت اللّه ابراهیم امینی
(۷)
قم ـ جمعه ـ ۲۷/۸/۸۴
موضوع سخن ما در خطبه های گذشته،
افزایش سن ازدواج جوانان، مخصوصا پسران
و به ویژه در روستاها بود که به پاره ای از آثار
و تبعات منفی آن اشاره کردم، از جمله آثار
دنیوی، اخلاقی، اجتماعی و حتی بهداشتی.
عواملی که باعث افزایش سن ازدواج در
جوانان شده است، عبارت بودند از:
اوّل، قصد ادامه تحصیلات دانشگاهی؛
دوم، اشتغال؛
سوم، مسکن.
در همین باره در خطبه های گذشته
راه حل هایی را عرض کردم. امیدوارم ارائه این
سخنان و راه حل ها بی اثر نباشد تا بتوانیم بر
این مشکل چیره آییم.
امروز در دنباله سخن به یکی دیگر از
عوامل افزایش سن ازدواج اشاره می کنم و آن
عبارت از: بدبینی، سوء ظن و بی اعتمادی
دختران و پسران نسبت به یکدیگر.
با وجود آنکه دختران و پسران فراوانی در
کشور ما به سن ازدواج رسیده و باید ازدواج
کنند، نیز غریزه جنسی، آنان را به ازدواج
هدایت می کند، اما گروه زیادی از دختران با
وجود میل باطنی به ازدواج، حاضر نیستند تن
به ازدواج دهند و هر خواستگاری را با
بهانه ای رد می کنند؛ یکی را به بهانه شغل،
دیگری را به بهانه سن، آن یکی را به بهانه
تحصیلات و … وقتی خواستگارهای مختلف
را رد کردند، کم کم سن شان بالا می رود تا به
سنی می رسند که دیگر شانس ازدواج ندارند و
به تدریج خواستگاران خود را از دست
می دهند که این امر برای آینده جامعه ما
بسیار خطرناک است. در بسیاری از خانواده ها،
معمولاً چنین دخترانی هستند و انسان
می تواند از نزدیک با این مشکل و پیامد آن
آشنا شود.
چنین افرادی به وسواس دچار شده و با
خود فکر می کنند اگر ازدواج کرده و به زندگی
مشترک تن در دهند، آزادی شان سلب
می شود و یا اینکه نمی دانند شوهر با آنها
چگونه رفتار خواهد کرد. آیا بدرفتاری می کند؟
ممکن است خشونت های شوهران را در نظر
آورند؛ گرفتاری هایی را که مردان تندمزاج و
عصبانی به وجود می آورند، در نظر می آورند.
همین امور سبب می شود بدبینی آنها به
ازدواج زیادتر شده و نسبت به آن بی رغبت
شوند یا شانس و فرصت ازدواج را از دست
بدهند.
پسرها هم همین جور هستند؛ پسرهایی
را می بینیم که به سن ازدواج رسیده اند، حتی
بسیاری از آنها مشکل اشتغال و مسکن ندارند
و تحصیلات شان هم به اتمام رسیده، اما
وقتی به آنها می گویی چرا ازدواج نمی کنید،
می گویند: هنوز زود است یا الان میلی به
ازدواج نداریم و با بهانه های بی جا، از ازدواج
سر باز می زنند.
شاهد افراد زیادی از این قبیل هستم که
تحصیلات شان تمام شده و شغل مناسبی هم
به دست آورده اند، اما گاهی به این بهانه که
امنیت شغلی ندارم و نمی دانم تا کی شاغل
هستم و امثال این بهانه ها، از پذیرش ازدواج
خودداری می ورزند و به اصرار پدران و مادران
خود توجه نمی کنند، حتی گاهی بعضی از
پدران و مادران نزد من آمده اند که شما از
پسرمان بپرسید چرا ازدواج نمی کند!
بی رغبتی و بی میلی به ازدواج در اثر
بدبینی ها و بی اعتمادی های پسران و دختران
نسبت به یکدیگر است. پسر می گوید چرا
خودم را اسیر دختری کنم که بی وفا است و
ممکن است مشکل اخلاقی برای من به
وجود آورد و زندگی مرا مشکل کند؛ شاید
دختر بعدا تقاضای طلاق کند و مهریه اش را
به اجرا گذارد! خلاصه با بهانه کردن این
حرف ها حاضر به ازدواج نیستند.
این امر واقعیتی است که در جامعه ما
وجود دارد و نتیجه آن (طبق نظر بعضی از
روانشناسان و کسانی که در مسائل جوانان
تخصص دارند) این است که در آینده نزدیک،
جامعه ما شاهد تعداد زیادی پسر و دختر
خواهد بود که هرگز شانس ازدواج ندارند. الان
در چنین مسیری قرار داریم و مثل غربی ها به
زودی همین مشکل را خواهیم داشت.
به نظر من، مسیر خطرناک و بدی در
پیش رو داریم که آثار آن را تکرار نمی کنم. به
هر حال، زندگی مجردی و در تنهایی، زندگی
خوبی نیست و لذت و خوشی ندارد. بنابراین،
باید راه حلی پیدا کرد. پیش از هر چیز، عوامل
این طرز تفکری را که میان جوانان به وجود
آمده عرض می کنم.
علل مختلفی برای این مسئله وجود دارد
که در اینجا فقط به دو علت اشاره می کنم:
یکی از علل بی رغبتی دختران و پسران
نسبت به ازدواج، مشاهده کردن ناسازگاری
میان پدر و مادر در خانواده یا دیدن درگیری
میان دوستان، آشنایان و خویشان می باشد.
طبعا پسران و دختران، خوب یا بد بودن
ازدواج را در خانه و در رفتار پدر و مادر نسبت
به یکدیگر تجربه می کنند. اگر دیدند زندگی
پدر و مادر شیرین و زیبا است و آنها نسبت به
هم خوشرفتاری می کنند و اهل عاطفه
هستند، به ازدواج رغبت پیدا می کنند، اما
وقتی دیدند در خانه همیشه جنگ و دعوا
است و والدین همیشه در حال داد و قال و
قهر هستند، یا دایما از آنها کتک کاری و
خشونت دیدند ـ حالا توسط مادر یا پدر ـ
نسبت به ازدواج بدبین می شوند.
وقتی دختری می بیند که پدرش با کمال
بی انصافی و بی عاطفگی با مادرش رفتار
می کند، یا هزینه زندگی را به خوبی تأمین
نمی کند و اخلاق انسانی را مورد رعایت و
توجه قرار نمی دهد، با خود فکر می کند و
می گوید ازدواج کنم تا گرفتار چنین وضعی
شوم؟!
آیا توقع دارید دختر و پسری که در این
گونه خانه ها زندگی می کنند، بتوانند بعدا
زندگی خوبی تشکیل بدهند؟! به هیچ وجه
نباید چنین توقعی داشت!
خانواده هایی که این مسائل را رعایت
نمی کنند، بزرگ ترین خیانت را نسبت به
فرزندان شان روا داشته اند.
حال اگر پدر و مادر در خانه مشکلی
نداشته باشند، متأسفانه در طایفه و فامیل،
کسانی وجود دارند که همیشه قهر، دعوا،
کدورت و ناسازگاری دارند. وقتی جوانان
خانواده های این چنینی را می بینند، در روحیه
آنها اثر منفی می گذارد و می گویند: چرا ازدواج
کنیم تا در زندگی شاهد چنین تلخ کامی هایی
باشیم؟!
عامل دیگری که از عوامل مهم به شمار
می رود، تماشا کردن فیلم های خانوادگی در
سیما و یا سینما است که در آنها خشونت،
بداخلاقی، جنگ و دعوا به نمایش گذاشته
می شود.
متأسفانه در زمان گذشته، سال ها جامعه
ما گرفتار این مشکل بود و در فیلم های
خانوادگی که در آن موقع به نمایش در می آمد
(چه فیلم های خارجی و چه فیلم هایی که
توسط ایرانی ها ساخته می شد) همیشه
خشونت و دعوا و امثال آنها به نمایش گذاشته
می شد، علاوه بر اینکه به گفته برخی،
فیلم هایی که ایرانی ها می ساختند، بدتر از
فیلم های خارجی بود.
با وجود آنکه
دختران و پسران فراوانی
در کشور ما به سن ازدواج
رسیده و باید ازدواج کنند،
اما گروه زیادی از دختران
با وجود میل باطنی به ازدواج،
حاضر نیستند تن به ازدواج
دهند و هر خواستگاری را
با بهانه ای رد می کنند؛
یکی را به بهانه شغل،
دیگری را به بهانه سن،
آن یکی را به بهانه
تحصیلات و …
بی رغبتی و بی میلی
به ازدواج در اثر بدبینی ها
و بی اعتمادی های پسران و
دختران نسبت به یکدیگر
است. در آینده نزدیک، جامعه
ما شاهد تعداد زیادی پسر و
دختر خواهد بود که هرگز
شانس ازدواج ندارند. الان در
چنین مسیری قرار داریم و مثل
غربی ها به زودی همین مشکل
را خواهیم داشت.
به هر حال، سال ها این نوع فیلم ها
نمایش داده می شد. چه کسانی این فیلم ها را
می دیدند؟ روشن است که خانواده ها و
جوانانی که در آن وقت نوجوان بودند و یا در
اوایل جوانی شان بود. بنابراین، از زندگی
خانوادگی تنها جنگ، دعوا، خشونت، گریه،
ناله، بی وجدانی، طلاق و جدایی ها را در ذهن
داشتند!
البته به نظر من، کسانی که این فیلم ها را
می ساختند، قصد خیانت نداشتند. آنها
می خواستند به وسیله ساختن چنین
فیلم هایی از بانوان دفاع کنند، اما دفاع آنان
آگاهانه نبود!
همان وقت احساس خطر کردم و بارها در
تریبون نماز جمعه به مسئولان عرض کردم
برای رضای خدا از نمایش این فیلم ها دست
بردارید! چرا فیلم هایی تهیه نمی کنید که
جنبه های مثبت ازدواج و تشکیل زندگی
مشترک را به نمایش بگذارد؟! مگر همه
خانواده ها در حال جنگ و دعوا هستند؟! بله،
گاهی اوقات در بعضی خانواده ها، جنگ و
دعوا به وجود می آید که باید اصلاح شود! اما
نوجوان سیزده یا پانزده و یا شانزده ساله که
در آن زمان این برنامه ها را مشاهده کرده،
ذهنیتی که از ازدواج برای او به وجود آمده،
منفی و تلخ است؛ زمانی هم که بزرگ شد،
همین ذهنیت برای او باقی می ماند!
بارها عرض کردم برای رضای خدا این
جور فیلم ها را پخش نکنید!! به جای اینکه
نکات منفی ازدواج را به نمایش بگذارید،
جنبه های مثبت را به تصویر بکشید!
سازگاری، اخلاق خوش، احسان، فداکاری،
گرمی، محبت و صفای خانوادگی را مد نظر
قرار دهید و برای آنها فیلم تهیه کنید. اما کسی
به این سخنان توجه نکرد! حتی مسئولان به
من نامه نوشتند چرا این حرف ها را می زنی؟!
الان نتیجه و آثار سوء آن برنامه ها در
خانواده ها و در جوانان ظاهر شده است.
با این وجود، چه توقعی از جوانان عزیز
می توان داشت؟ اینها چه جرمی دارند؟
فیلمسازان برای آنکه فیلم های جالبی ارائه
بدهند، به سمت این سوژه ها رفتند. من هنوز
جیغ و داد، دعوا و خشونت این گونه فیلم ها را
به یاد دارم. نمایش این صحنه ها آثارش را بر
جا می گذارد.
اما راه حل: اوّلاً، خدمت جوان ها، دختر و
پسر عرض می کنم: زندگی خانوادگی تنها به
تلخی و خشونت ختم نمی شود و همه
زندگی ها این گونه نیست! البته در برخی
خانواده ها این مسائل به وجود می آید که باید
آن را اصلاح کرد.
جوانان! چرا در سنین ازدواج، آن را قبول
نمی کنید و خود را به تنها زندگی کردن
وا می دارید؟! بدانید زندگی در تنهایی، بسیار
سخت است! بر فرض که شغل مناسب و خانه
خوبی هم داشته باشید، اما بدانید تنها زندگی
کردن، سخت و ناگوار است! شما تجربه ای در
این زمینه ندارید. اگر می گویید نه، بروید و از
کسانی که از سن ازدواج شان گذشته است و
ازدواج نکرده اند، بپرسید. ببینید آنها چه
می گویند؟
در این باره در خطبه های بعد به صورت
مفصل تر صحبت خواهم کرد؛ ان شاءاللّه .
اما به پدران و مادران و خانواده هایی که
دارای چنین فرزندانی هستند، عرض می کنم
به فرزندان تان ترحم کنید! از لجبازی،
خیره سری و خودمحوری دست بردارید!
بیایید و به خاطر فرزندان تان، زندگی مشترک
خود را شیرین کنید! گاهی مردی را می بینید
که مثلاً در پنجاه سالگی می گوید می خواهم
زنم را طلاق بدهم! با بچه هایت می خواهی
چکار کنی؟! الان موقع مرگ تو است! چرا
این کارها را می کنید؟! چرا این گونه
رفتار می کنید؟!
به عقیده من، برای حل مشکل، باید کار
فرهنگی گسترده و دقیق برای خانواده ها و
جوانان انجام شود. وظیفه روزنامه ها،
مجلات، کتاب نویسان و در رأس همه، صدا و
سیما است. صدا و سیما که این وضع را به
وجود آورده است، می تواند آن را به تدریج
تغییر دهد، اما در صورتی که بخواهد این کار
را بکند! فیلمسازان و هنرمندان باید هنر و
خلاقیت خودشان را در نشان دادن
زندگی های خوب و خوش بین کردن دختران و
پسران نسبت به یکدیگر صرف کنند. آنان
باید هنرشان را در راه اصلاح خانواده مصرف
نمایند؛ هنرشان را در مطرح کردن
شیرینی های ازدواج خرج کنند! چرا تلخی ها،
داد و فریادها و داد و قال ها را مطرح
می کنند؟! گرچه این سوژه ها بیننده بیشتری
جذب می کند، اما در ذهن بینندگان،
مخصوصا جوانان، اثرات نامطلوبی بر جای
می گذارند.
متأسفانه حاکمیت منسجمی بر فرهنگ
ما وجود ندارد تا جلوی طرح این مطالب را
بگیرد و از انجام این کارها جلوگیری کند! در
سینما هم همین طور است و این امر منحصر
در صدا و سیما نیست.
الان ـ الحمدللّه ـ این مطالب خیلی کمتر
شده است. الان دیگر صحنه های فجیع کمتر
مشاهده می شود، اما باید خسارت های گذشته
را جبران کرد! جبران گذشته به این نیست که
با دخترخانم یا آقاپسر یا شخص دیگری
مصاحبه کنیم و راجع به ازدواج و خوبی های
آن بپرسیم. این کافی نیست! هنرمندان باید
در فیلمسازی عنایت داشته باشند و در
فیلم ها، زندگی های شیرین را نشان ده
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 