پاورپوینت کامل بهشتی اسطوره عقلانیت، روشنگری، بردباری و تلاش ۸۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بهشتی اسطوره عقلانیت، روشنگری، بردباری و تلاش ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بهشتی اسطوره عقلانیت، روشنگری، بردباری و تلاش ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بهشتی اسطوره عقلانیت، روشنگری، بردباری و تلاش ۸۱ اسلاید در PowerPoint :
>
۶
کلمه نخست
در بزرگداشت هفتم تیر،
سالروز پر کشیدن شهید بهشتی و یاران باوفایش
هفتم تیر سال ۱۳۶۰ شمسی دست شیطان از آستین گروهک منحرف و تروریستی «منافقین» به در آمد و با
انفجار بمبی قوی، هفتاد و دو تن از یاران صدیق انقلاب را به وصال یار نایل ساخت، کشور و انقلاب را در ماتم آنان
فرو برد و از شهد شیرین خدمات ارزنده آنان محروم ساخت. در رأس این شهیدان والامقام، شخصیت ارزنده و گرانقدر
آیت اللّه سیدمحمد حسینی بهشتی درخشندگی خاصی داشت و به حق «سیدالشهدا»ی انقلاب اسلامی نام گرفت.
آیت اللّه بهشتی از یاران امام و از رهبران برجسته انقلاب اسلامی بود. او از ویژگی های کم نظیر برخوردار بود و
همین ویژگی ها ایشان را شخصیتی «بی مانند» در عصر خود می نمایاند. نیم نگاهی بر خصال و سیره آن شهید می تواند
برای ما درس های ارزنده ای داشته باشد که به مواردی اشاره می کنیم:
۱ـ سرباز اسلامِ جهاد و زندگی در برابر اسلام شاهنشاهی
انقلاب اسلامی مبارزه اسلامِ جهاد و زندگی و به توصیف امام خمینی، «اسلام ناب محمدی» با اسلام
شاهنشاهی، اسلام سرمایه داری و «اسلام آمریکایی» بود. شاه، «دین پناه» و «سایه خدا» معرفی می گردید و نظام
شاهنشاهی تنها حکومت شیعی در جهان که باید پشتیبانی شود و تکریم گردد؛ از این رو رهبران انقلاب چاره ای جز
ویران کردن بنیان فرهنگی نظام شاهنشاهی نمی دیدند و تنها راه را بیان اسلام ناب، اسلام جهاد، اسلام زندگی، اسلام
نشاط و پایداری در برابر اسلام تسلیم و خفت، اسلام خمودی و سستی، اسلام تن پروری و عیاشی و اسلام انزوا و
سکوت می دیدند.
شهید مظلوم بهشتی از رهبران ارجمندی بود که به حق، پیش بودن انقلاب فرهنگی بر انقلاب سیاسی را درک
کرده و مجاهد و مبارز در صحنه انقلاب فرهنگی بود.
هر انقلاب اصیل و برنامه داری برای شکل گیری و رسیدن به پیروزی نهایی باید مراحل چهارگانه زیر را بپیماید:
أ) قیام فرهنگی علیه فرهنگ حاکم؛ رهبران انقلاب و داعیه داران قیام و اصلاح باید ابتدا تباهی، بی پایگی،
انحطاط فرهنگ حاکم و بی صلاحیتی، پوچی، پستی و رذالت حاکمان را بیان کرده، به مردم بباورانند و در برابر آن
فرهنگی والا، عقلانی، فطری، حیاتبخش، حرمت آور و کرامت زا، نیز مجریانی راستین، آگاه، مخلص، توانا و
بی چشمداشت به مردم معرفی کنند. در این صورت توده مردم به حکم فطرت حق طلب خود بدانان متمایل شده، غالب
انسان ها (که به طور طبیعی و فطری عدالتخواه و کرامت طلبند) به یاری آنان برای قیام اعلام آمادگی خواهند کرد و
زمینه های قیام و انقلاب فراهم خواهد شد.
ب) مرحله براندازی نظام حاکم؛ با پیدا شدن زمینه های فکری و فرهنگی، اوضاع برای ورود به مرحله براندازی
آماده می گردد و انقلابیون با پشتوانه قویِ مردمی که به دست آورده اند، خواهند توانست نظام حاکم را سرنگون کرده و
نظام جدید بر مبنای فرهنگ انقلاب بنیان نهند.
پ) ایستادگی و دفع تهاجمات آشکار؛ با سرنگونی نظام حاکم و بنیانگذاری نظام جدید، تهاجم های مختلف به
ویژه تبلیغاتی، اقتصادی، سیاسی و نظامی علیه نظام جدید شروع می شود. دشمنان خارجی و پس مانده های نظام
سرنگون شده به هر وسیله ای متوسل می شوند تا این نهال نوپا را از ریشه بر کنند. تهاجم گسترده نظامی، آخرین و
آشکارترین اقدام دشمنان در این مرحله می باشد.
ت) رویارویی با تهاجم فرهنگی، گسترش و استوار کردن فرهنگ انقلاب؛ اگر دشمن از تهاجم های آشکار
نتیجه نگیرد و از براندازی نظام جدید نومید گردد، دگرگون کردن فرهنگ انقلاب، سست کردن باورهای اعتقادی و
شکوفا کردن عشق به پدیده های مادی و دنیاطلبی را وجهه همت خود قرار می دهد. در این مرحله، تهاجم دشمن،
تهاجم فرهنگی است و فرهنگ انقلاب که تا این زمان مهاجم بود، مورد هجوم قرار می گیرد و مدافعان در این مرحله
وظیفه استواربخشی و نهادینه کردن آن را به عهده دارند.
شهید آیت اللّه بهشتی مبارز مرحله اوّل و دوم انقلاب اسلامی بود و در این دو مرحله به خوبی انجام وظیفه کرد و
خاستگاه آثار چشمگیر بود. ایشان از معدود رهبران و مبارزانی بود که مراحل انقلاب و پیشگامی انقلاب فرهنگی را
درک کرده، با بصیرت کامل وارد مرحله اوّل شد و به خوبی توانست اسلام جهاد و مبارزه را ارائه داده، پوچی و
بی محتوایی اسلام شاهنشاهی و فرهنگ طاغوتی را نمایان گرداند.
او معتقد بود: «یک انقلاب، با انقلاب فرهنگی یعنی در حاکمیت ارزش ها شروع می شود. یک عده از اعضای جامعه
علیه فرهنگ و ارزش های حاکم می شورند و خواهان حاکمیت ارزش های نوینی می شوند.»
از بزرگ ترین و پر دامنه ترین اقدامات او در این زمینه، تهیه کتب تعلیمات دینی مدارس [راهنمایی و دبیرستان] به
همراهی شهید باهنر و دکتر گلزاده غفوری بود. ایشان پیش از رفتن به اروپا در این زمینه همکاری داشت و پس از
بازگشت، هم از سوی دانشگاه برای تدریس فلسفه و هم توسط وزارت آموزش و پرورش برای ادامه تدوین دروس
تعلیمات دینی دعوت شد. وی با اینکه دارای دکترای فلسفه بود و تدریس در دانشگاه به طور طبیعی جاذبه بیشتری
داشت، ولی دومی را ترجیح داد تا به قول خودش «اسلام جهاد و زندگی» را به مدارس [و از آن طریق به همه جامعه[
بِبَرد. خوشبختانه تشکیلات امنیتی ساواک با همه دقت و مراقبتی که داشت نتوانست به اهمیت این اقدام پی ببرد و
جلوی آن را بگیرد تا اینکه آخرین کتاب از آن مجموعه به چاپ رسید، آن وقت ساواک متوجه شد که چه کار عظیمی
صورت گرفته و چه ضربه ویرانگری بر بنیان نظام طاغوتی وارد شده ولی دیگر نتوانست کاری انجام دهد و جلوی آن را
بگیرد.
این کتاب ها که به دانش آموزان راهنمایی و دبیرستان در سراسر کشور آموزش داده می شد، توانست قشر وسیعی از
آنان را بیدار کرده و به مبلّغان و سربازانی برای انقلاب تبدیل کند. بنا بر گزارش ساواک، در شهرها جوان ها برای مردم
در مساجد و جاهای دیگر این کتاب های مهیّج و روشنگر را می خواندند و وقتی احضار و توبیخ می شدند می گفتند:
ما کاری نکرده ایم فقط متن کتاب های تعلیمات دینی را خوانده ایم.
شهید بهشتی به فطرت حقجو و حق شناسی انسان ها باور داشت و در صدد آن بود که اسلام ناب را که مورد
پذیرش فطرت است ارائه دهد. اقدام های او و دیگر رهبران و مبارزان فکری بود که حتی در روح و جان مدافعان رژیم
طاغوت نفوذ کرد و انگیزه دفاع از طاغوت را از آنان گرفت، به طوری که ارتش شاهنشاهی و گارد جاویدان هم نه تنها
در عمل به رویارویی با انقلابیون برنخواستند بلکه در پنهان و آشکار همراه انقلابیون شدند.
شهید بهشتی خاطره زیبایی از تأثیر منطق فطری و ناب اسلام را بر مدافعان نظام طاغوت بیان می کند:
یکی از خاطراتم که هرگز فراموش نمی کنم مربوط به یک سخنرانی پرشوری است که در ۱۷ ربیع الاوّل در سال
۱۳۴۳ در مدرسه چهارباغ اصفهان داشتم. در آن سخنرانی گفتم: کودک متولد شده در این روز [پیامبر اسلام[
می فرمود:
«انقلاب را با رساندن پیام خدا و پیام فطرت پذیر آغاز کنید و هر وقت دشمنان خدا و انسانیت سر راهتان
ایستادند و خواستند ندای حق شما را در گلو خفه کنند، آن موقع سلاح به دست بگیرید و با آنها بجنگید.»
وقتی بحث به اینجا کشید جلسه متشنج شد و گردانندگان یادداشتی به من دادند که شیاطین [مأموران امنیتی رژیم
شاه [ناراحت هستند و منظورشان این بود که بحث را عوض کنم؛ اما من روا ندانستم و بحث را به پایان رساندم.
بعد از جلسه مرا دستگیر کردند و به ساواک بردند و رئیس ساواک که خود را علاقه مند به اسلام معرفی می کرد، گفت:
«من آرامش این شهر را حفظ کرده ام و شما مثل اینکه مأموریت داشتید این شهر را به هم بریزید. من در جلسه
بودم تا زمانی که شما مردم را به قیام مسلحانه دعوت کردید و از آن به بعد جلسه را ترک کردم.»
من به او گفتم: «پس شما همه صحبت را گوش نکرده اید و اعتراض دارید و این اشتباه است. اوّل بگذارید بگویم
که در ادامه چه گفته ام. من گفته ام که شما به این ملت چه می گویید؟ آیا در این کشور یک ملت مرده می خواهید؟ ما
می گوییم ملت باید زنده باشد و …» در آن روز برای چندمین بار تجربه کردم که اگر انسانِ مؤمنِ مبارز در برخورد با
دشمن با قوّت و قدرت نفس [و منطقی و استدلالی [سخن بگوید چطور می تواند او را پشت میز ریاستش مرعوب کند
و تحت تأثیر قرار دهد.
۲ـ توانمند در جنگ فرسایش روانی و مقاوم در برابر انبوه مخالفان
پس از پیروزی انقلاب، دشمنان خارجی و ایادی داخلی آنان که در سلک انقلابیون نفوذ کرده بودند، شایعه پراکنی و
تهمت و افترا بستن به رهبران تأثیرگذار انقلاب را راه مطمئن و مؤثری برای به شکست کشاندن نظام نوپا تشخیص
دادند. شهید بهشتی از تأثیرگذاران برجسته ای بود که مورد هجوم ناجوانمردانه دشمن قرار گرفت. شدت هجوم به حدی
بود که بسیاری از عوام و خواص هم تأثیر پذیرفتند و به جمع مخالفان شهید پیوستند. این نکته به حدی ناراحت کننده
بود که امام خمینی پس از شهادت بهشتی به آن اشاره کرد و فرمود:
«آنچه که من راجع به ایشان متأثر هستم و شهادت ایشان در مقابل او ناچیز است، آن مظلومیت ایشان در بین
مخالفین انقلاب [است. [افرادی که بیشتر معتقدند مؤثرتر در انقلابند، آنها را بیشتر مورد هدف قرار داده اند …
تهمت های ناگوار به ایشان زدند.»
اما توکل و اعتماد بسیار بالای شهید بهشتی به دفاع خداوند، ایشان را همچون سدی رخنه ناپذیر در برابر سیل
بنیان برانداز اتهامات ساخت. شهید بهشتی باور داشت که تهمت زنان، ایادی شیطان هستند و سعی دارند او را از صحنه
به در کنند و قوای روحی و توانمندی او را مشغول سازند:
«درِ گوشی حرف زدن [و نجوا کردن [کاری شیطانی است تا بدین وسیله مؤمنان دلتنگ شوند و این نجواها و
اتهام ها به آنان زیانی نمی رساند مگر خدا بخواهد و مؤمنان بر خدا توکل کنند.»
وی یقین داشت که خداوند همچنان که وعده داده، از مؤمنان دفاع خواهد کرد:
«ان اللّه یدافع عن الذین امنوا؛
قطعا خداوند از مؤمنان دفاع خواهد کرد.»
آن شهید والامقام گوید:
تربیت اسلامی انسان را متوکل به خدا بار می آورد و وقتی دل فرد با خدا پیوند داشته باشد، از این گونه شایعات
کمتر نگران می شود.
وقتی از ایشان پرسیدند چرا برای دفع شایعات دشمنان اقدام نمی کنی، گفت: درست است انسان وظیفه دارد اگر
دروغی و خلافی در باره اش گفته می شود توضیح بدهد، ولی پاسخ من به آنها این است که تجربه به ما نشان داده است
اگر صمیمانه و مخلصانه به این مردم خدمت کنیم، خداوند اینقدر سپاهیانی دارد که چشم شما نمی بیند و آنها را
می فرستد و کید دشمنان را باطل می کند.
۳ـ اعتقاد به «تقوای ستیز»، نه «تقوای گریز»
متأسفانه در اسلامِ تحریف شده، واژه ها به مفاهیم غلط و ناهمگون با معنای حقیقی معنا می شوند. به بیان شهید
آیت اللّه مطهری در گذشته تقوا به «پرهیزکاری» معنا می شد، یعنی هر چه دوری، پرهیز و کناره گیری بیشتر باشد، تقوا
کامل تر است؛ به همین جهت متظاهران به تقوا از سیاه و سفید، تر و خشک و سرد و گرم دوری می کنند. این تقوای
منفی است. شهید بهشتی از تقوای پرهیز، گریزان بود و بارها این عبارت مرحوم شریعتی را نقل می کرد و آن را بسیار
می پسندید:
انسان باید «تقوای ستیز» داشته باشد، نه «تقوای گریز».
از این رو هیچ گاه همتش «جنت مکان» و «مقدس ماندن» نبود و در مهلکه ها و میدان های مبارزه با توکل بر خدا
وارد می شد و برایش اهمیت نداشت دیگران چه خواهند گفت.
۴ـ زندگی و آزادگی
گرچه علمای دین (که وقت و توان خود را صرف فراگیری معارف و احکام و آموختن و تبلیغ آن می کنند) حق دارند
از وجوه شرعی برای تأمین هزینه زندگی مصرف کنند، با این وجود بسیاری از عالمان بزرگ سعی داشته اند دین را
وسیله کسب روزی قرار ندهند و از طریق آن نان نخورند و بر تبلیغ و تبیین دین مزد نگیرند تا سخن شان نافذتر و
حجت شان قوی تر باشد. این سخن مؤمن آل یاسین است:
ای مردم! پیرو پیامبرانی گردید که از شما مزد نمی خواهند و خود هدایت شده اند.
شهید بهشتی از عالمانی بود که به تصریح خود:
«هیچ گاه در تمام عمرم از راه دین ارتزاق نکردم.»
حتی آنگاه که به عنوان دبیر وارد آموزش و پرورش شد، گفت: دبیر تعلیمات دینی نخواهم شد زیرا نمی خواهم از
راه دین ارتزاق کنم. وی دبیر انگلیسی شد.
۵ـ باورمند به آزادی بیان مخالفان غیر برانداز
حق، وجود و مانایی و دوام دارد و به برهان و منطق پشتگرم است و در هماوردی با غیر خود (که باطل،
برهان ناپذیر و بی دوام است) بی پروا بوده و پیروزی اش تضمینی است.
مردان جبهه حق با اعتماد و باور به حقیقت فوق، به آزادی بیان مخالفان معتقدند. آزادی بیان و قلم و اجازه حضور
در میدان تضارب آرا به مخالفان دادن، فقط از کسانی بر می آید که پشتگرم به اندیشه متقن و استدلالی باشند و در
عمل جز حق نخواهند و ع
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 