پاورپوینت کامل اقتدار بانوان در عصر ناصری ۸۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اقتدار بانوان در عصر ناصری ۸۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اقتدار بانوان در عصر ناصری ۸۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اقتدار بانوان در عصر ناصری ۸۰ اسلاید در PowerPoint :

>

۵۰

شراره های جاه طلبی

پس از مرگ فتحعلی شاه، نوه اش
میرزامحمد به سلطنت رسید. همسر
محمدشاه، ملک جهان خانم، ملقّب به مهد
عُلیا و مشهور به نوّاب عِلیّه، دختر
امیرمحمدقاسم خان قاجار قویونلو
(ظهیرالدوله) و بیگم جان خانم، دختر دوم
خاقان می باشد. مهد علیا در شانزده سالگی
ازدواج کرد و در ۲۷ سالگی ناصرالدین شاه را
به دنیا آورد و در سی سالگی صاحب دختری
به نام «عزت الدوله» گردید. مهد علیا که از
جمال و سیمای ظاهری بهره ای نداشت،
قواعد زبان و ادبیات عرب، نیز ادبیات فارسی
را نیک می دانست و خط درشت و ریز را
خوش می نوشت. این زن باهوش و
تجمل دوست و رفاه طلب، در مکرهای زنانه
مهارت داشت و منش او را قدرت پرستی
تشکیل می داد. خانم «لیدی شل» در خاطرات
خود یادآور می شود:

فرهنگ و اندیشه / کاوش

بازخوانی تاریخی عملکرد بانوان در امور سیاسی و کشورداری ایران

«او خیلی باهوش است و در اغلب امور
مملکتی دخالت دارد. در تاریخ معاصر ایران
هیچ زنی به اندازه این بانو در حکومت ایران
تأثیرگذار نبوده است.»

مهد علیا بعد از مرگ شوهرش
(محمدشاه) تا رسیدن ولیعهد از تبریز به
تهران، با قدرت کامل به ساماندهی، نظارت و
اداره امور سیاسی پرداخت. هر روز در تالار
قلعه محمدیه واقع در شمال غربی باغ
تجریش، رجال دولتی و کارگزاران حکومتی را
برای شنیدن گزارش، به حضور می پذیرفت،
نیز با این افراد در خصوص اوضاع کشور، در
غیاب شاه جدید، به مذاکره می پرداخت. با
استقرار ناصرالدین شاه بر اریکه قدرت، او
همچنان به عنوان رکنی مهم در مسائل
سیاسی و کشورداری باقی ماند. همزمان با
صدارت امیرکبیر و تلاش وی برای مهار
قدرت شاه، به نفع کشور و مخالفت وی با
زرق و برق بیهوده دربار و میهمانی های
پرخرج و گزاف مهد علیا، این زن با حمایت
انگلستان، سرسختانه در مقابل امیرکبیر
ایستاد. وی با تلقین و اعمال نفوذ مداوم در
شاه جوان و سوق دادن هر چه بیشتر شاه در
هوسرانی، نیز وارد آوردن اتهام به امیر مبنی
بر تصاحب تاج و تخت قاجار، زمینه قتل این
قهرمان مبارزه با استعمار و استبداد را فراهم
ساخت.

یکی از مورخان معاصر می نویسد:

اسناد معتبری، چند مطلب عمده را
آشکار می کند: مهد علیا از همان آغاز صدارت
امیر، به توطئه چینی پرداخت اما امیر نه تنها
راه مدارا را پیش گرفت، بلکه تقاضاهای این
زن را در حد مجاز برآورده می ساخت تا
خصومت او شدت نیابد. شاه مادرش را به
دربار خود راه نمی داد و از وی
دوری می جست اما امیر در دلجویی شاه از
مهد علیا کوشید. با این وصف مهد علیا که
می خواست صدر اعظم کشور، تابع او باشد،
هرگز دلش با دامادش (امیرکبیر) یکی نشد و
بعد از آنکه ناصرالدین شاه بر خلاف میل
مادرش، یگانه خواهر تنی خود،
«عزت الدوله»، را به عقد نکاح امیر در آورد،
دشمنی مهد علیا با این صدر اعظمِ باکفایت
شدت یافت.

در گزارش «فرانت» نماینده سیاسی
انگلیس در ایران به «پالمرستون» (وزیر
خارجه انگلستان) آمده است:

مهد علیا با این ازدواج به شدت مخالفت
کرد، برای اینکه خوف داشت از این رهگذر به
نفوذ امیرکبیر بیفزاید و این امری طبیعی بود،
اما شاه به حرف مادرش اعتنایی نکرد و در
این مورد اصرار ورزید و می گفت: سعادت
سلطنتش به وجود امیرکبیر وابسته است.
افراد خاندان حکومتی در اندرون مضمون
طعن آمیزی کوک کرده بودند که پسر نوکر
قائم مقام را با خواهر شاه کنونی و دختر شاه
سابق دست به دست داده اند!

امیر پس از ازدواج با عزت الدوله، بیش از
پیش در دلجویی از مادرزن خود کوشید، ولی
مهد علیا که از داماد خود توقع اطاعت
بی چون و چرا و نوکری داشت، به ادب و
احترام و محبت زبانی امیر قانع نمی گردید. تا
آنکه امیر ناگزیر گشت در برابر تحریکات و
سعایت و بدگویی های وی روش
سرسختانه ای پیش گیرد. مهد علیا هم بر
خشونت و آشوب طلبی خود افزود تا جایی که
به تدریج و با استفاده از تمام عواملی که در
اختیار داشت، بذرهای بدگمانی نسبت به امیر
را در دل شاه کاشت و در مدتی کوتاه موجبات
عزل، تبعید و قتل امیر را فراهم ساخت!

نیرنگی شوم

منابع تاریخی مهد علیا را از طرفداران
سرسخت انگلیس معرفی کرده و افزوده اند:
وی که نفوذ فوق العاده ای در دربار داشت، از
این قدرت در راه حفظ منافع و خواسته های
بریتانیا استفاده کرد. اگر چه امکان دارد تصور
شود مهد علیا این برنامه ها را به منظور جلب
حمایت انگلستان برای حفظ فرمانروایی
قاجارها انجام داده، ولی در نهایت وجود چنین
زنی در دربار (که خاستگاه و مرکز تمام
قدرت ها و تصمیم گیری های مهم کشوری و
لشکری است) ناهمگون با مصالح ملی و

استقلال ایران به شمار می آمده است. سفیر
انگلیس در گزارشی به وزارت خارجه
انگلستان نوشته است:

در ملاقات خصوصی و محرمانه که با
مهد علیا نمودم، او به من اطمینان داد که
دایم به شاه تلقین خواهد کرد تا نظارت و
سیاست های انگلستان را قبول کند.

امیرکبیر از همان اوایل فهمید که این زن
با خارج سر و سرّی دارد و مایل بود دست وی
را از کارهای حساس کوتاه نماید، ولی ناگزیر
گردید مهد علیا را بپذیرد و گرچه تا حدودی او
را تحت کنترل در آورده بود، ولی همچنان از
قدرت و دخالت های خود بهره برداری می کرد.
این زن به خوبی احساس نمود امیرکبیر اگر
فرصت مناسبی به دست آورد، دستش را به
طور کامل از امور کشوری کوتاه می کند، از این
روی به فکر حفظ موقعیت خود بود و برای
تأمین منافع خویش از هیچ فرصت سازی و
حادثه آفرینی و به وجود آوردن جنجال های
دروغین تبلیغاتی و سیاسی دریغ نداشت.

نکته دیگر اینکه، مهد علیا مشکلات
اخلاقی داشت و این موضوعِ خلاف عرف و
شرع توسط کارآگاهان دقیق برای امیر آفتابی
گردید. تحمل این وضع در خاندان حکومت و
مادرزنِ صدر اعظم دشوار بود. وی این
موضوع را محرمانه با شاه در میان نهاد.
ناصرالدین شاه از خودِ امیر، چاره جویی کرد. او
پیشنهاد داد شاه به عنوان شکار، مهد علیا را
هدف بگیرد، به گونه ای که صورت خطا داشته
باشد. در واقع با یک گلوله این ننگ را از
دامان قاجاریه پاک کند، شاه پذیرفت اما به
طریقی این طرح به گوش میرزاآقاخان نوری
(که ارتباط تنگاتنگی با مهد علیا داشت) رسید
و او هم بلافاصله ماجرا را با ملکه مادر در
میان نهاد. سرانجام از آن حربه ای کاری علیه
امیر ساختند و به کار بردند. بر حسب اتفاق
زمینه مساعدی در اثر سعایت های قبلیِ
بدخواهان امیر، برای بهره گیری از این
دستاویز موجود بود، زیرا از مدت ها پیش به
شاه تلقین کرده بودند که امیر در صدد است
وسایل زمامداری برادر او (عباس میرزا) را
فراهم کند و از این راه ناصرالدین شاه را از
میان بردارد.

در این میان میرزاآقاخان نوری، محرمانه
خود را به شاه رسانید و به او چنین تفهیم کرد
که امیر می خواهد اوّل دست شاه را به خون
مادرش آلوده کند، سپس به بهانه اینکه چنین
شخصی لیاقت فرمانروایی ندارد، او را عزل
نماید، حتی احتمال می رود کارآگاهان با نقشه
امیر دامان پاک مادرش را آلوده کرده اند تا
وسیله ای برای کشتن او (که بهترین حامی
شاه است) و در نتیجه برکناری پادشاه فراهم
آورند.

این وسوسه تأثیر منفی خود را در شاه
بروز داد و از آن پس وی نسبت به امیرکبیر
بدبین گردید. بدین گونه حربه ای را که صدر
اعظمِ کاردان ناصرالدین شاه، برای درهم
کوبیدن دشمنان در دست داشت، بر ضد
خودش به کار گرفتند. امیر وقتی متوجه گشت
روش شاه در برخورد با او، عوض شده است،
به نیرنگ میرزاآقاخان پی برد، از این رو
بی درنگ او را از سِمَت معاونت خود و وزارت
لشکر عزل کرد و مقدمات اعدامش را فراهم

همزمان با صدارت امیرکبیر و تلاش وی برای مهار قدرت شاه، به نفع کشور

و مخالفت وی با زرق و برق بیهوده دربار و میهمانی های پرخرج و گزاف مهد علیا،

این زن با حمایت انگلستان، سرسختانه در مقابل امیرکبیر ایستاد.

ساخت اما سفارت انگلستان که اجرای این
نقشه را به ضرر خود می دید، وارد معرکه
گردید و طی مذاکراتی از امیر، سند کتبی
گرفت که به جان میرزاآقاخان نوری آسیبی
وارد نیاید! امیر در حالی که تعهدنامه را امضا
می کرد، با قیافه ای جدی و گرفته خطاب به
«کلنل شیل»، وزیر مختار انگلستان گفت:
«شما به این ترتیب می خواهید سند قتل مرا
بگیرید.»

سرانجام امیر از کشتن نوری و مهد علیا
منصرف و ناامید شد و به تبعید میرزاآقاخان
به کاشان اکتفا کرد. از آن سو مخالفان
نقشه های شوم خود را تا بیرون کردن امیر از
میدان سیاست و زمینه سازی قتل او، پیش
بردند و در این راه موفق شدند.

پس از امیر به سفارش «مهد علیا»
میرزاآقاخان نوری به صدارت رسید. وی برگه
تحت الحمایگی انگلستان را در دست داشت و
به آن می بالید، در حالی که به جرم جاسوسی
به دستور محمدشاه دویست ضربه شلاق
خورده و به کاشان تبعید شده بود! با این
وصف به دلیل حمایت مهد علیا از وی،
توانست در پست وزارت کشور و معاونت صدر
اعظم بماند و با سقوط امیر، مقام عالی
نخست وزیری را به جای آن انسان بالیاقت،
به خود اختصاص دهد!

تا پایان صدارت میرزاآقاخان نوری، که
حدود هفت سال طول کشید، مهد علیا نقش
مؤثری در امور کشورداری داشت. مقاصد پلید
خود را به دست صدر اعظم خیانت پیشه
عملی می ساخت. تا پایان عُمر نفوذ و قدرت
مهد علیا در دستگاه دولت و دربار کم و بیش
ادامه یافت. البته در امور سیاسی از خود
توانایی نشان می داد، ولی این ویژگی در
جهت باطل به کار می رفت. نگارنده
ناسخ التواریخ می نویسد:

به تدبیری که هیچ وزیر کارآگاه تصور آن
نتوان نمود و حکمتی که هیچ عاقل دانا به
وصول آن توانا نتواند بود، به حفظ حوزه
مملکت پرداخت و به صلاحدید او، تمامی
بزرگان درگاه را چنان با هم داشت که هیچ
خاطری را خطر نیفتاد. نوشته اند: وزرای
روس و انگلیس که برای امر مهمی به
نزد مهد علیا رفتند، چنان در امور سیاسی
از وی پاسخ شنیدند که اظهار داشتند: ما
چهارده سال است که در ایران می باشیم و تا
کنون از هیچ مردی سخن بدین صورت
نشنیده ایم!

پس از پایان صدارت میرزاآقاخان، مهد
علیا نقش مهمی در امور سیاسی نداشت و
دیگر منزوی و فراموش شد. گفته اند: مردم
تهران طی تظاهراتی به دفاع از امیرکبیر و
مخالفت با وی برخاستند. در این حرکتِ
اعتراض آمیز فراگیر، زنان حضوری فعال و
درخشان داشتند. مهد علیا در سال ۱۲۹۰
هجری در تهران مُرد و در قم، در مقبره
محمدشاه قاجار، دفن شد.

حرمسرا، مرکز تصمیم گیری های
مهم!

ناصرالدین شاه گاه هفته ها از حرمخانه
بیرون نمی آمد! بدون شک تماس و ارتباطی
که با زنان حرمسرا داشت، به مراتب افزون تر
از ارتباطش با رجال مهم کشور بود! «پولاک»
با توجه به نفوذ بسیاری از جمله زنان، در
ذهن و فکر ناصرالدین شاه قدرت وی را
محدود می داند:

به این خیال واهی دل خوش دارد که
فرمانروای منحصر به فرد مملکت است، در
حالی که همچون توپ بازی در دست دیگران
است که ممکن است مادر یا همسران او
باشند.

پاره ای از زنان حرمسرای وی حتی زودتر
از صدر اعظم از تصمیم گیری های شاه در
خصوص مسائل جاری کشور آگاه می شدند،
زیرا وی پیش از اقدام به هر کاری،
یادداشت هایی از کارهای مورد نظر خویش را
می نوشت و نزد زنان امین حرمسرا نگاه
می داشت. وقتی مصمم به صدور فرمانی
می شد، نگارش آن را به زنان باسواد حرم
واگذار می کرد! برخی از این زنان توان
خود را صرف استوار کردن موقعیت خود و
خویشاوندان می کردند.

واگذاری مناصبی چون ریاست
دیوان خانه عدلیه، حکومت دهخوارقان به
نصرت السلطنه، به دلیل برادری وی با
شکوه السلطنه (از همسران اصلی شاه) بود.
نصرت اللّه خان از رهگذر توجه شمس الدوله
(عمّه شاه) از منصب غلام بچگی در دربار تا
امیر اعظمی ترقی کرد! پدر جیران خانم (زن
سوگلی شاه) به حکمرانی یکی از ولایت
منصوب شد و یکی از خویشاوندان نزدیکش
که حتی سواد خواندن و نوشتن نمی دانست،
سِمتی مهم در دربار به دست آورد. «امینه
قدس» از زنان بانفوذ ناصرالدین شاه، برادر
خویش را حاکم قم کرد و برادرزاده خود را (که
لقب ملیجک داشت) وارد دربار نمود! دسته او
به حمایت این زن بر بسیاری از مناصب و
مشاغل مهم عهد ناصری دست یافتند.

قدرت زنان سوگلی به حدی گسترش
یافت که محل اقامت آنان در اماکن مقدس و
دیگر مراکز بست نشینی، پناهگاهی برای
متخلفان و گناهکاران به حساب می آمد!

موقعی که فرزندان فروغ السلطنه (از
همسران شاه) به دلیل بیماری مُردند، او با

بعد از آنکه ناصرالدین شاه بر خلاف میل مادرش، یگانه خواهر تنی خود،

«عزت الدوله»، را به عقد نکاح امیر در آورد، دشمنی مهد علیا

با این صد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.