پاورپوینت کامل اندر احوالات ورود به دانشگاه ۴۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اندر احوالات ورود به دانشگاه ۴۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندر احوالات ورود به دانشگاه ۴۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اندر احوالات ورود به دانشگاه ۴۰ اسلاید در PowerPoint :
>
۹۶
دختران بهار / لبخند
با عرض سلام خدمت خواهر گرامی ام
منیره جان! سلام من را از یک مکان فرهنگی
که همراه با علم و دانش و فرهیختگی و
شایستگی و کمی هم شانس آمیخته است،
پذیرا باش!
بالاخره بعد از مدت ها نامه نگاری از
منزل پدر به دانشگاه تو، من هم جزء
دانشجویان فرهیخته شدم و اکنون مشغول
تحصیل در دانشگاه و نوشتن نامه برای
جناب عالی هستم. هر چند با راهیابی من به
دانشگاه، فرصت کمی برای نامه نگاری و ارائه
خبرهای دست اول از این مکان علمی برای
تو که ترم آخرت را می گذرانی هستم؛ لیکن به
علت مسئولیت خطیری که دارم و همچنین
ارضای حس خبرچینی ام این کار را کماکان
ادامه خواهم داد تا صدالبته بعد از مدت ها به
سرمنزل مقصود برسم و آیندگان با خواندن
نامه های سراسر اطلاعات من درهایی از
ناگفته ها و ناشنیده ها و نادیده ها به رویشان باز
شود و کلی خبرهای جدید و دست اول از
زمان ماضی که همین زمان ما باشد بدان ها
برسد و بر روح پرفتوح و بزرگوار من درودها
نثار کنند که نگذاشتم گوشه ای از تاریخ
خانوادگی مان برباد رود.
القصه باید عرض کنم که در جایی که به
عنوان خوابگاه در آن زندگی می کنم و اصلاً
هم خواب ندارم، زندگی ام خوب است و
امیدوارم به زودی بهتر شود. راستش را
بخواهی خو گرفتن با محیط جدید و دل کندن
از خانواده کمی تا قسمتی مشکلات دارد. البته
در مورد تو که در آخر همین ترم به خانه باز
خواهی گشت باید بگویم قضیه بر عکس
است و باید خودت را بعد از چهار سال به
محیط خانه که احتمالاً پر است از کارهای
مربوط به خانه داری که خیلی هم سخت تر
است، آماده کنی. بگذریم!
یادم هست در اوایل آمدنت به دانشگاه،
تمام و کمال وقایع بعد از رفتنت را برایت
بازگو می کردم، اما متأسفانه در حال حاضر
هیچ امیدی ندارم که کسی از نگرانی و اندوه
خانواده بعد از رفتن من بگوید و کمی قلبم را
آرام کند که بالاخره خانواده هم از رفتن من و
کم شدن یک عنصر فضول از خانه در چه
وضعیتی به سر می برند و این بی خبری هم به
طور عجیبی مرا آزار می دهد بخصوص که
مامان هم در چند سال نبودِ تو کارکشته و
آموزش دیده شده و وقتی که با او تماس
می گیرم در کمال باکلاسی و خونسردی
می گوید: «تو ناراحت نباشی، ما هیچ مشکلی
نداریم و هیچ ملالی خاطرمان را آزرده
نمی کند.» همچنین در کنار این مسائل،
بی خبری از داداش هادی بیشتر آزرده ام
می کند چرا که گمان می کنم در نبودم به
تمامی وسایل و اموال من دست درازی
می کند و من حضور ندارم تا حقش را کف
دستش بگذارم. اما گمان می کنم از میان این
سه نفر باقی مانده از کاروان خانه ما آقاجون
دوری من و تو و بالاخص مرا طاقت نمی آورد
و روزی دو سه ساعت اشک خواهد ریخت.
به هر صورت اگر خبری یافتی در اولین
فرصت مرا هم از طریق تلفن در جریان بگذار
چون طاقت صبوری و خواندن نامه ندارم.
اگر از احوالات من در این غربت خواسته
باشی به کوری چشم خیلی از حسودها و
مزدورها خوبم. البته دلیل اینکه یک ماه تو را
از احوال و اتفاقات اطرافم بی خبر گذاشتم این
بود که تا چند روز پیش هم درگیر کلاس و
خوابگاه و جاگیر شدن و ترتیب واحدهای
درسی و … بودم و همان طور که خودت با
ثبت نام در دانشگاه و مشکلاتش آشنایی، من
هم با این مسائل دست و پنجه نرم می کردم و
گرنه من از آن آدم هایی نیستم که بتوانم حس
نامه نگاریم را سرکوب کرده و دست از
مسئولیت خطیر خود بردارم. گذشته از همه
این مسائل، حس کنجکاوی و خبرگزاری من
آنقدر قوی است و آنتن می چرخاند تا بهترین
سوژه ها را انتخاب کرده و ضمن شرح آن در
نامه به شناخت بهتر تو از این محیط
ناشناخته کمک کنم.
همان طور که می دانی بعد از مدت ها در
چهره من تغییراتی به وجود آمد و پس از
گذشت چندین سال از سوار شدن یک عینک
بر روی بینی ام بالاخره تاریخ مصرف این
موجود اضافی به پایان رسید و با یک عمل
خداپسندانه آقاجون این عضو ناهمگون با
یک عمل جراحی کوچک از چهره زیبا و
دلنشین من حذف گردید و به نوعی با قیافه
جدیدی به دانشگاه وارد شدم. البته از استقبال
بی سابقه و جشنی که به مناسبت ورود من به
محیط دانشگاه که بگذریم، قیافه جذاب بدون
عینک من به قدری جلب توجه می کرد که در
همان ابتدا چند نفر ناخودآگاه و بدون اختیار
آرام و بدون سر و صدا دنبالم راه افتادند و اندر
فضایل زیادی که از چهره ام دریافت می کردند
سخن ها راندند که این شخصِ شخیص فلان
است و دارای اخلاق های نیکو و چهره ای
زیباست.
همان ابتدا که جلوی درِ دانشگاه از
سرویس خوابگاه پیاده شدم، دو نفر خانم
محترم خیره خیره مرا نگاه کردند، اول خیال
باطل همی داشتم که نکند این خانم های
محترمه در خیالات خود دنبال دختر مناسبی
می گردند برای پسرشان یا برادرشان یا یکی
از موجودات مذکری که در فامیل شان یافت
می شود، اما راستش را بخواهی اشتباه کرده
بودم آن هم از چه نوع اشتباهی. بعد از
گذشت چند دقیقه دریافتم که خانم ها به خاطر
عینک آفتابی تیره ای که به چشم داشتم و
دکتر هم توصیه کرده بود که هرگز آن را تا
اطلاع ثانوی از چشمانم دور نکنم و نیز به
خاطر هوای مطبوع صبحگاهی که دلم
می خواست تا شروع کلاس آهسته آهسته در
آن هوای دلپذیر قدم بزنم، آن بانوانِ خیالاتی
گمان کرده بودند که بنده نابینا هستم و به
همین دلیل ذوق شان گرفته بود و دل شان
می خواست با من که مثلاً نابینا بودم و با
همت و سعی و تلاشی شدید به دانشگاه راه
پیدا کرده بودم دوست شوند و برای مسائل و
مشکلات زندگی شان از من درس بگیرند.
خلاصه من هم که قضیه را فهمیدم و قدری
هم خورد توی ذوقم تصمیم گرفتم شک شان
را تبدیل به یقین کنم و به تیپ نابینایی خودم
دامن بزنم و کمی ادای روشندلان را در
بیاورم. دقایق همچنان می گذشت و صداهایی
از تعقیب کنندگان به گوشم می رسید به این
مضمون: «آخی بیچاره چطوری اومده
دانشگاه؟»، «اینا یه حافظه هایی دارن، ببین
چشماش سالمه ولی نمی بینه، چطوری
کلاسشو پیدا می کنه؟»، «وای دیدی نزدیک
بود بخوره زمین!» و خلاصه از این طور اظهار
ادب ها و محبت ها. یک لحظه هم با خودشان
فکر نمی کردند که این خانم شاید نابینا باشد،
ولی کر و لال که نیست آنها بلند بلند طوری
که دقیقا به گوش من می رسید در مورد
وضعیتم اظهار نظر می کردند و من بی خیال
می شنیدم و به روی مبارکم نمی آوردم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 