پاورپوینت کامل شوراها و تشکل های غیر دولتی؛موفق و پایدار برای زنان«گفتگو با خانم اشرف بروجردی» ۸۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل شوراها و تشکل های غیر دولتی؛موفق و پایدار برای زنان«گفتگو با خانم اشرف بروجردی» ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شوراها و تشکل های غیر دولتی؛موفق و پایدار برای زنان«گفتگو با خانم اشرف بروجردی» ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل شوراها و تشکل های غیر دولتی؛موفق و پایدار برای زنان«گفتگو با خانم اشرف بروجردی» ۸۴ اسلاید در PowerPoint :
>
۶
از بدو ایجاد معاونت امور اجتماعی و شوراهای وزارت کشور که حدود چهار سال
پیش صورت گرفت، یک زن مسئولیت اداره
آن را بر عهده داشت. خانم اشرف بروجردی
را البته فعالین زن که طی ۲۷ سال گذشته
حضور اجتماعی جدی داشته اند، به خوبی
می شناسند. دانشجوی فعال در دانشگاهها،
عضو شورای مرکزی اولین تشکل سیاسی
زنان با نام جمعیت زنان جمهوری اسلامی به
دبیر کلی دختر حضرت امام خمینی(ره)،
مدرّس دانشگاه الزهرا، فعال در اجلاس های
جهانی به ویژه نشست های بین المللی زنان با
تسلط کامل به زبان عربی، همسر شهید
غلامعلی معتمدی، معاون وزیر کار و امور
اجتماعی که در سال ۶۰ در جریان انفجار
دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت
رسید؛ خواهر شهید و … .
خانم اشرف بروجردی در سال ۱۳۳۶ در
خانواده ای روحانی در شهر نجف متولد شد و
تا ۱۴ سالگی در آنجا به سر برد. وی
تحصیلات خود را تا زمان اقامت در نجف در
مدرسه ای که مؤسس آن آیت اللّه حکیم و
مدیرش شهید بنت الهدی صدر بود، گذراند
و سپس در تهران در مدارس دوشیزگان
اسلامی و دکتر هشترودی به آن ادامه داد که
در هر دو مدرسه به دلیل داشتن انگیزه های
سیاسی، نگاشتن یا بیان مطالب انقلابی و
همراه داشتن کتاب از نویسندگانی چون جلال
آل احمد تحت فشار قرار می گرفت.
بروجردی در سال ۵۶ با قبولی در رشته
شیمی وارد دانشگاه شد، اما به دلایل مختلفی
چون وقوع انقلاب اسلامی، جریان انقلاب
فرهنگی، شهادت همسر و تحولات سیاسی،
فرهنگی و اجتماعی تغییر رشته داده و
بالاخره در رشته های روانشناسی در مقطع
لیسانس و الهیات در مقطع فوق لیسانس
فارغ التحصیل شد. او البته در سال ۱۳۷۴
تصمیم به ادامه تحصیل در رشته فقه
سیاسی برای مقطع دکترا از دانشگاه بیروت
گرفت که پس از طی مراحل قابل توجهی از
آن با پذیرش پست دولتی در سال ۱۳۷۶
متوقف شد و اینک پس از هشت سال
تصمیم به پیگیری آن دارد.
خانم بروجردی که از همسر شهیدش
صاحب دو پسر دوقلوست، در سال ۶۵ مجددا
ازدواج کرده و از این ازدواج نیز صاحب دو
فرزند است. وی در سال ۶۰ به همراه همسر
شهید رجایی و جمعی دیگر از همسران شهدا
قصد راه اندازی انجمن زنان ایثارگر را داشت
که متأسفانه با مخالفت برخی افراد روبه رو شد
و به نتیجه نرسید.
مسئولیت دولتی خانم بروجردی از سال
۷۶ به مدت چهار سال مدیرکلی امور
اجتماعی زنان در وزارت کشور بود که با
راه اندازی شوراها و ضرورت ایجاد معاونت
امور اجتماعی و شوراها به عنوان اولین
معاون وزیر کشور در این حوزه ادامه کار داد.
در روزهای پایانیِ مسئولیت وی که این
گفتگو صورت گرفت، او در انتظار معرفی
فردی در جایگاه اداری اش بود و ترجیح
می داد ضمن بازگشت به حوزه فرهنگ و
پژوهش، تحصیلات به تعویق افتاده اش را به
انجام برساند.
حضور جدی خانم اشرف بروجردی در
عرصه دولتی، غیر دولتی، فرهنگی، امور زنان
و شوراها، سؤالات زیادی را رقم می زد که ما
پرسیدیم و او پاسخ داد.
* * *
خانم بروجردی، با تشکر از
فرصتی که در اختیار ما قرار
دادید، اجازه دهید در سؤال
نخست، اولین اقدامات شما را
در عرصه فعالیت های غیر
دولتی که تلاش برای تشکل
جمعی از همسران شهدا بود با
مسئولیت تان به عنوان معاون
وزیر کشور در امور اجتماعی گره
بزنیم. از آن روز تا امروز که
صدها تشکل غیر دولتی زنان
داریم و برخی امور آنها در
بخش دولتی مرتبط با معاونت
شماست، چه اتفاقاتی رخ
داده، چه روندی طی شده و چه
تعاریفی وجود داشته و دارد؟
بسم اللّه الرحمن الرحیم. من هم از
حضور شما تشکر می کنم و در مورد سؤال
مطرح شده باید بگویم آنچه آن زمان مد نظر
بود با آنچه امروز مطرح است، بسیار تفاوت
داشت. این قبیل حرکت ها آن روزها غیر از
جنبه اجتماعی، جنبه سیاسی نیز داشت اما در
حال حاضر این فعالیت ها اجتماعی است و هر
چه پیشتر می رویم به نظر می رسد
سازمان های غیر دولتی و واژه «NGO» در
کشور ما سیر خود را طی می کند و به بلوغ
نزدیک می شود. امروز فعالیت های غیر دولتی
را با این تعریف می شناسیم که به مجموعه ای
از فعالیت های داوطلبانه و خودجوش، غیر
دولتی، غیر سیاسی و غیر انتفاعی گفته
می شود. این تعریف آن روز برای ما در عرصه
کار روشن نبود ولی تعریف امروزی آنکه
تلاش می کنیم در سطح جامعه تعمیم بدهیم
و خودِ سازمان های غیر دولتی هم باید قبل از
هر کسی این را بدانند، اقدامات غیر دولتی و
غیر سیاسی است. البته برخی در مورد
تشکل های غیر دولتی این اعتقاد را ندارند و
می گویند درست است که «NGO»ها خود را
غیر سیاسی می دانند ولی کارکردشان سیاسی
است. اما من معتقدم اگر ما تعریف سازمان
غیر دولتی را به عنوان یک مجموعه کار
داوطلبانه ای که می خواهد در عرصه اجتماعی
فعالیت کند بر وجودش بار کنیم کاملاً می تواند
غیر سیاسی باشد. ممکن است برخی بگویند
مثلاً هیئت های مذهبی و غیر سیاسی وجود
دارند که کارکردشان سیاسی است. بله و با این
تعریف جدید آنها «NGO» نیستند.
«NGO» می بایست فقط در عرصه
اجتماعی فعال باشد.
آیا فکر نمی کنید نزدیکی و
درهم تنیدگی رویکردهای
سیاسی و اجتماعی در
مجموعه های مورد بحث به
خاطر این است که اساسا مردم
ما مردمی سیاسی هستند و این
خصیصه در همه فعالیت های
اجتماعی آنها بروز و ظهور
می یابد؟
بله، البته در کنار این بحث که به هر
حال جامعه ما یک جامعه سیاسی است و
رفتار مردم ما صبغه ای سیاسی دارد، من فکر
می کنم این موضوع به میزان شناخت آنها از
مسئله نیز باز می گردد؛ یعنی میزان شناخت
آنها تقویت نشده است. آن هم به جهت اینکه
بخشی از نظام ما در مقابل شکل گیری
«NGO»ها مقاومت می کند و در حقیقت
همین مقاومت باعث می شود که کارکرد
«NGO»ها سیاسی تعریف شود. این
وضعیت باید تغییر کند و کلیت جامعه، چه آن
کسانی که در قوای مقننه، قضاییه و مجریه در
رأس قرار دارند و چه کسی که تشکیل دهنده
«NGO» است برایشان جا بیفتد که
فعالیت های غیر دولتی باید غیر سیاسی باشد
و در واقع غیر سیاسی هم هست.
من فکر می کنم میزان تبلیغات، میزان
اطلاع رسانی و میزان آموزش ما در این
عرصه کم بوده است و نتوانسته ایم این
تعریف را در سطح جامعه تعمیم کامل بدهیم.
ولی باورم بر این است که اگر دولت بخواهد
دولتی مقتدر باشد و بخواهد نیازها و
مشکلاتش، بخصوص مشکلات اجتماعی را
به سامان برساند، لاجرم می بایست از این
مجموعه های داوطلبانه استفاده کند و آنها را
وارد عرصه کار کند. چون به هر حال دولت
یک ظرفیت محدودی دارد و امکان اینکه
بتواند به همه مطالبات پاسخ بدهد، نیست.
بنابراین باید این قبیل تشکل ها تقویت شوند
و دولت را یاری کنند.
کاری که در دولت آقای خاتمی انجام شد
همین بود که فرصت و بسترسازی لازم در
این زمینه صورت گیرد. چند اقدام در این
زمینه شد. یکی اینکه، اینها در شرایط
شناسنامه دار و قانونمند قرار گیرند و به طور
مشخص در جایی ثبت شوند. دیگر اینکه با
حمایت های مالی مختصری که دولت در
سال های ۸۲، ۸۳ و ۸۴ از آنها به عمل آورد،
مساعدت شوند. البته این بدان معنی نیست
که تا ابد باید این روال وجود داشته
باشد، اگر چه ممکن است برای رویش
«NGO»های جدید مجبور شویم
یارانه هایی را در اختیار آنها بگذاریم. از طرف
دیگر «NGO»ها باید آموزش ببینند که
وقتی از این ظرفیت استفاده می کنند به طرف
خودکفایی بروند، به سمتی که طرح بنویسند،
مشارکت کنند و در انجام طرح ها یاور دولت
باشند، در پیشبرد برنامه ها شریک دولت
بشوند.
در هر حال اینکه اشاره کردید این
مسئله به جوّ جامعه باز می گردد؛ بله
جوّ جامعه یک پارامتر است، ولی
پارامتر دیگرش میزان اطلاع رسانی از
سوی ماست که به خاطر مقاومت ها و نیز
فرصت محدود هنوز به طور کامل جا
نیفتاده است.
امروز ما حدود ده هزار «NGO» داریم
و بالاخره سال گذشته پس از گذشت ۷ ـ ۶
سال توانستیم به مرکز آمار بقبولانیم که برای
تمام شماری «NGO»ها بودجه بگذارد.
خوشبختانه مرکز آمار پذیرفت و ما هم
اطلاعات لازم را در اختیار آن مرکز قرار
دادیم. نتیجه اینکه در حال حاضر می دانیم در
شهر، روستا، منطقه، استان و در سطح ملی
چند تشکل داریم و آنها در چه عرصه هایی
فعالیت می کنند.
لازم به ذکر است که بالای ۹۰% این
تشکل ها در هشت سال گذشته ایجاد شده
است. البته قبل از آن ما تشکل هایی داشتیم،
به ویژه تشکل های زنان که شاید فعال ترین
«NGO»ها بود و خیریه ها که تشکل های
قدیمی جامعه هستند و شاید با تعریفی که
عرض کردم خیلی تطابق نداشته باشد. اگر چه
آنها هم داوطلبانه، غیر سیاسی و غیر دولتی
هستند ولی معمولاً انتفاعی هستند و شاید
همه این تعریف بر آنها بار نشود. با این حال
از یک منظر، قدیمی ترین تشکل ها هستند که
قدمت برخی آنها به ۳۰ ـ ۲۰ سال قبل از
انقلاب باز می گردد و خوشبختانه در این مدت
هم رویش جدیدی داشتند و امروز مثلاً تحت
عنوان خیرین مدرسه ساز یا خیرینی که برای
زنان سرپرست خانوار یا جوانان مسکن
می سازند فعالیت می کنند.
اشاره کردید به اختلاف
نظرها و حتی مقاومت هایی که
در باره تشکیل «NGO»ها یا
تعاریف مربوط به آنها، وجود
دارد. آیا واقعا این مقدار چالش
برای حضور «NGO»ها ارزش
دارد؟ وجود تشکل های غیر
دولتی در جامعه ای مثل جامعه
ایران واقعا دارای چه امتیازاتی
است و چه نوع مشکلی را
می تواند حل کند که گروهی تا
این حد بر لزوم وجود آنها مصرّ
هستند؟
ببینید، اولاً ما دوران های دیکتاتوری و
استبدادی در تاریخ خود داشته ایم که همیشه
یک نفر از بالا فرمان می داده و سایرین تابع
بوده اند. خاصیت کار در مجموعه
«تشکل های غیر دولتی» و «شورا» ـ من
تأکید دارم این دو در کنار هم مطرح شود ـ
یکی این است که مردم یاد بگیرند با یکدیگر
تعامل داشته باشند و با دوری از کار پراکنده،
کار منظم انجام دهند. مردم یاد می گیرند که
رأی و نظر جمعی را بر رأی فردی ترجیح
بدهند. چون می دانند وقتی در یک مجموعه
سازمان یافته قرار بگیرند اگر در مورد یک
موضوع رأی گیری شود در نهایت باید رأی
جمع ملاک عمل باشد. این بسیار مهم است
و باعث می شود آن دیکتاتوری که از قدیم
روحش در جامعه وجود داشته به تدریج رخت
بربندد.
شما می بینید گاه در میان مردم می گویند
زنبورها هم ملکه دارند یا مورچه ها هم ملکه
دارند و بالاخره کسی باید رأی نهایی را صادر
کند. در حالی که این سبک فهم موضوع غلط
است. در زندگی زنبورهای عسل همکاری و
همفکری، حرف اول را می زند و ملکه بودن،
یک بخش از کار است که در کنار سایرین
وظیفه خود را انجام می دهد. این تشکل ها
کمک می کند به تصحیح فرهنگ و نگرش ها
در این جهت که همگان محلی از اعراب
دارند. مثل حرکتی که حضرت امام(ره) ایجاد
کردند و با تأکید بر اینکه مردم ولی نعمت ما
هستند یا ما در خدمت مردم هستیم، حس
اعتماد به نفس را در آنها ایجاد کردند. اما این
حس پس از آنکه زنده شد باید پویایی خود را
طی کند.
فکر می کنم تشکل های غیر دولتی
می توانند این اعتماد به نفس را تقویت کنند،
بخصوص در نسل جدید که به طور طبیعی
متفاوت از نسل گذشته است و کم و بیش
نسبت به ادبیات اول انقلاب بیگانه است.
برخی نگران هستند که نسل جدید چرا جور
دیگری فکر می کند یا احساس می کنند که
اینها طغیان می کنند. ولی من فکر می کنم
اینها طغیان نمی کنند. اینها در زمان خاص
خودشان زندگی می کنند و برخی سؤالات،
حق طبیعی آنهاست. جریان تشکل های غیر
دولتی کمک می کند که جامعه بپذیرد با هم
باشد و رأی جمعی را حتی اگر مطابق میل و
نظرش نباشد گردن بنهد.
در دین ما نیز مواردی چون «امرهم
شوری بینهم» یا «ید اللّه مع الجماعه» و یا
«ان تقوموا للّه مثنی و فرادی» بسیار مورد
تأکید است. می فرماید ابتدا دو تا دو تا بلند
شوید اگر نتوانستید فردی حرکت کنید. پس
معلوم می شود در اعتقادات ما نیز رأی جمعی
و همراه بودن مهم تر و جزو باورهای دینی
ماست. اما متأسفانه به خاطر غلبه و سیطره
نظام شاهنشاهی در گذشته، این فرهنگ
هنوز از جامعه ما رخت برنبسته است.
از طرف دیگر، زمینه فعالیت
«NGO»ها بسیار گسترده است و می تواند
سلیقه ها و علاقه های مختلف را برای فعالیت
به نفع جامعه در بر گیرد. یعنی هر کس بنا بر
سلیقه خود می تواند کاری را تعریف کند و وارد
چنین مجموعه ای شود. البته هدف اول
اینکه، کار منظم کنیم ولی بعد که وارد شدیم
می گوییم سلیقه و علاقه ام کجاست و به
دنبال مجموعه همخوان می رویم.
به شوراها اشاره کردید و
تأکید بر اینکه وجود آنها مکمل
تشکل های غیر دولتی است.
البته قبل از اینکه وارد بحث
حضور زنان در شوراها بشویم
لطفا در باره این نکته که شما به
عنوان یک خانم اولین کسی
هستید که در سطح معاون وزیر
متولی این امر بوده اید، توضیح
دهید.
در سال ۷۷ اولین انتخابات شوراها
انجام شد و در سال ۷۸ شوراها شکل گرفت.
اما این کار در معاونت سیاسی تحقق یافت و
بعدها با توجه به تحولات پیش آمده و
اقتضائات جدید، معاونت امور اجتماعی و
شوراها تشکیل شد. در واقع از سال ۸۰ این
معاونت ایجاد شده و مسئولیت آن را بر عهده
من پس از چهار سال خدمت در اداره کل امور
اجتماعی زنان گذاشتند.
در واقع می توانیم بگوییم که
خانم ها از سرنخ شوراها متولی
بوده اند.
بله، البته من در انتخاباتش نقشی
نداشتم ولی در همان مسئولیت قبلی در
بخش زنان فعالیت گسترده ای برای حضور
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 