پاورپوینت کامل زنان در آستانه جنبش مشروطه ۹۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زنان در آستانه جنبش مشروطه ۹۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زنان در آستانه جنبش مشروطه ۹۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زنان در آستانه جنبش مشروطه ۹۷ اسلاید در PowerPoint :

>

۵۴

سیاسی اجتماعی / برگهای تاریخ

«در استقبال از یکصدمین سال پیروزی مشروطیت»

مقدمه

تاریخ، مدرّس بزرگی است؛ شاید
بزرگ ترین مدرّس بشر پس از انبیا.
انسان های عاقل و دوراندیش همواره به
تاریخ توجه داشته اند. شاهد این ادعا،
درس هایی است که قرآن کریم در قصه ها و
وقایع مختلف تاریخی، از تاریخ به انسان ها
می دهد؛ و جالب اینجاست که در زیباترین و
آموزنده ترین این قصه ها زنان نقش آفرینی
بسزا و تأثیرگذاریِ غیر قابل انکاری دارند.
همچنین تکرار در بیان حوادث و تذکرهای
مکرر از یک واقعه تاریخی یا از مقاطع خاصی
از وقایع گوناگون، خود دلیلی است که
می بایست بارها و بارها بازگشت، به پشت سر
نگاهی انداخت و با مروری بر آنچه که گذشته
است، مسیر پیش رو را دقیق تر طی کرد.

از تاریخ مشروطه بارها خوانده ایم و از
نقشی که زنان در آن ایفا کردند، اگر چه این
بار تلاش می شود از زاویه ای متفاوت و فارغ
از تفاسیر سیاسی به این مقطع از تاریخ کشور
نگریسته شود. به هر حال، در تأیید سطور
بالا، این تذکری مکرر است که به خود
می دهیم و به آنان که تصمیم گیران جامعه رو
به تحول ما هستند.

چهره زن ایرانی از اوایل تا اواخر عصر
قاجار، چهره ای مظلوم و صبور، گاه ناآگاه و
خرافی و در موارد استثنایی قوی و حاکم بود.
این چهره هر قدر به اواخر دوره قاجار
نزدیک تر شد، به دلایل مختلف اقتصادی،
سیاسی و اجتماعی از آگاهی و اعتراض
برخوردار شده و در دوران مشروطه از
معترضی خاموش به فریادگری حق طلب و
مجاهد تبدیل شده چرا؟ چون نگاه مادرانه
زن به جامعه ـ آنجا که تضییع حقوق
فرزندانش یا هر کسی که نسبت به وی
احساس مسئولیت می کند را می بیند ـ از او
موجودی حق طلب می سازد. از همین روست
که زنان همواره فارغ از بگومگوهای مردان در
عالم سیاست، می شورند و تاریخ می سازند.

از این منظر، مشروطه تنها زمینه ای بود
که یک بار دیگر چهره حق طلب زن را که در
همه حرکت های بزرگ ـ و مهم ترین آنها
حرکت انبیا ـ پیشتاز و حمایتگر است، نمایی
تازه بخشد.

اینک مشروطه پس از گذشت صد سال
از آن به روایات و تلقی های گوناگونی گرفتار
آمده است، در حالی که حرکت زنان را
می توان بی شائبه ترین و خدشه ناپذیرترین
بخش آن تفسیر کرد. سال آینده مصادف با
یکصدمین سال این جنبش است. ارائه
تصویری از شرایط خانوادگی، اجتماعی و
اقتصادی زنان از جامعه قاجار، خود مقدمه ای
بر این درک تاریخی است.

زن قجری

ایران در عصر قاجار گرفتار نظامی
استبدادی و ارباب و رعیتی بود که عنصر
ایلات و شیوه خاص حاکمیت قبیله ای در آن
نقش مؤثری داشت. در این رژیم در واقع شاه
تنها مرجع صلاحیت دار و مقام تصمیم گیرنده
کشور به شمار می رفت که گویا مالک جان و
مال رعایا بود و مسائلی همچون قانونگذاری
و امور اجرایی و قضایی زیر نظر او قرار
داشت. اگر چه در این عصر هر از چندی
صدراعظمی ظهور کرد که خواهان ترقی
ایران بود، اما دگر بار شاه به عنوان قدرت
مطلقه به تدریج وی را از صحنه اداره کشور
خارج ساخت. با این حال سیر طبیعی تاریخ،
بروز جنگ ها و مناقشات متعدد و تحولاتی که
به ویژه پس از درگیری های ایران و روس رخ
داد به ظهور افکار آزادی خواهانه و ایجاد حس
مبارزه و تلاش برای تغییرات منجر شد.

ناگفته روشن است زنان ایرانی در شرایط
اشاره شده در حداقل ها به سر می بردند. اکثر
آنان از اجازه شرکت در فعالیت های اجتماعی
محروم بودند و شخصیت مستقلی جدای از
پدران، شوهران و پسران خود نداشتند. اگر
چه بر اساس شواهد تاریخی هر زمان که
مجالی برای فعالیت می یافتند، از آن بهره
می بردند و هر که بیشتر مجال می یافت،
تلاش بیشتری می کرد. شاید یکی از دلایل
وجود اولین بارقه های استقلال و مبارزه در
میان زنان طبقه اشراف و متمکن همین بود
که آنان به دلایل گوناگون از فرصت های
فزون تری برخوردار می شدند. چنانچه
نمونه های تاریخی دوران قاجار از ایستادگی
زنان در دربار و حرمسرای شاهی می گوید.
برخی از ایشان دارای نقش حساس و نفوذ
قابل توجهی بر شخص شاه بودند. گاه حضور
یکی از آنان در دسته بندی های موجود موجب
توفیق یا شکست آن جریان شده و از این رو
بسیاری از بزرگان و رجال کشور در مواقع
بحرانی دست به دامان این زنان بانفوذ
می شدند.

اما در بیرون دربار، زنی متفاوت
می زیست. از زنان اندک طبقه روشنفکر و
متمکن که بگذریم، توده های زن قجری
نام شان بر زبان همسران شان رانده نمی شد و
به اسامی فرزندان شان هویت می یافتند.
اکثریت قریب به اتفاق آنان از درس و
تحصیل محروم بودند و … در همین حال
بسیاری از آنان برای اداره زندگی و معیشت
خانواده، خواه ناخواه در عرصه اجتماعی و
اقتصادی حضور یافتند و البته بیشتر
نقش های نامرئی و غیر رسمی را بر عهده
می گرفتند.

صورت هایی از حضور

تاریخ اجتماعی ایران در دوران قاجار
سرشار از نمونه های فعالیت زنان در بخش
غیر رسمی اقتصادی نظیر قالی بافی،
پارچه بافی و قلاب دوزی است. اسناد بسیاری
نیز در باره اشتغال زنان می توان شاهد آورد.
در آن دوران، اشتغال زنان و کودکان در صنایع

کشور به طور وسیعی رایج بود و برخی صنایع
تقریبا به طور کامل وابسته به کار آنان اداره
می شد. در کارخانه ابریشم بافی رشت تمامی
۱۵ کارگر موجود را زنان تشکیل می دادند و
اصولاً در صنایع نساجی، زنان بخش عظیم
نیروی کار بودند. آنان خواه از طریق تولید در
خانه و خواه تولید برای امرار معاش، نقش
مهمی در معیشت خانواده ایفا می کردند و این
نقش در اقتصاد کشور نیز بی تأثیر نبود. برخی،
یکی از دلایل نظام چندزنی را استفاده از
نیروی جسمانی زنان در تولیدات دامپروری و
کشاورزی می دانند. در میان قبایل ترکمن،
ازدواج با زنان بیوه به دلیل تجربیاتی که آنان
در قالی بافی و دامپروری داشتند، از اولویت
بیشتری برخوردار بودند. منابع تاریخی موجود
بارها از نقش مهم زنان نواحی مختلف کشور
در مسائل اقتصادی یاد می کنند. «پاتینجر»
که در زمان سلطنت فتحعلی شاه به ایران آمده
بود، گزارشی مبنی بر نقش سودمند زنان
کرمان در تولید و تبادلات جاری آن زمان
دارد. وی می گوید صنایع شال بافی، نمدبافی و
تفنگ سازی این منطقه در سراسر آسیا
شهرت دارد و یک سوم جمعیت سی هزار
نفری کرمان، اعم از زن و مرد، به این صنایع
اشتغال دارند.

سیر طبیعی تاریخ، بروز
جنگ ها و مناقشات متعدد و
تحولاتی که به ویژه پس از
درگیری های ایران و روس رخ
داد به ظهور افکار
آزادی خواهانه و ایجاد حس
مبارزه و تلاش برای تغییرات
منجر شد.

زنان شهر قزوین در صنعت قلاب دوزی
و روبنددوزی شهرت داشتند و زنان جلفا هر
کدام دارای هنر و مشغول صنعتی بودند. زنان
اصفهان در گلچه دوزی، سکمه دوزی و
نقده دوزی مهارت داشتند و اصولاً از زنان
انتظار می رفت حداقل در یکی از صنایع
دستی سررشته ای داشته باشند.

قدر و قیمت یک زن تا حد زیادی بر
اساس مهارت های تولیدی او مشخص
می شد. هر دختری بعد از ازدواج، فرش
دستباف خود را به خانه شوهر می برد تا از
طریق دقت و حوصله ای که در آن به خرج
داده، حوصله و وفاداری اش نسبت به همسر
معلوم شود. از آنجا که توجه به کارهای
تولیدی امر فراگیر اجتماعی بود، در هر
خانه ای به آن پرداخته می شد و دختران از
کودکی، آن را به عنوان پیشه ای سنتی از
والدین خود فرا می گرفتند و به قولی، زنان در
این زمینه محتاج به تعلیم نبودند، زیرا اصول
فرش بافی را در خاطر داشتند.

همچنین زنان در تولید مواد اولیه برای
کالاهای گوناگون مانند قالی فعالیت داشتند.
چنانچه زنان ایلیاتی در تبدیل مواد خام به
مواد قابل مصرف در صنعت قالی بافی و دیگر
منسوجات کاملاً فعال بودند و برای تهیه این
مواد به ریسیدن پشم و رنگ کردن آن
می پرداختند. در این حال اغلب زنان قالی باف
با وجود سختی های فراوان در راه تولید، سود
چندانی نمی بردند. چه بسا فرش های
بافته شده در روستاها سهم ارباب ده می شد و
یا زنان حق فروش داشتند به علت دوری
بازارهای مصرف و ازدحام تجار و واسطه ها،
همچنین مسئولیت خانه داری ترجیح می دادند
قالی های خود را به قیمت ارزان بفروشند.
زنانی هم که در کارگاههای اشخاص
متمول کار می کردند، وضع بهتری نداشتند و
اغلب دستمزدهای اندکی به آنان
پرداخت می شد.

تاریخ اجتماعی ایران در دوران
قاجار سرشار از نمونه های
فعالیت زنان در بخش غیر
رسمی اقتصادی نظیر
قالی بافی، پارچه بافی و
قلاب دوزی است. قدر و قیمت
یک زن تا حد زیادی بر اساس
مهارت های تولیدی او
مشخص می شد.

در گیلان که پرورش کرم ابریشم رایج
بود، زنان به عنوان رکن اصلی این تولید،
تخم های ابریشم را در کاغذ ریخته و زیر
لباس خود در مجاورت پوست بدن شان قرار
می دادند تا برسند. «محمدحسن نجفی
قوچانی» نیز در کتاب «سیاحت شرق» در
باره نقش فعال زنان روستای خویش، دِه
«خسرویه» (واقع در ۴۰ کیلومتری قوچان) در
تهیه مواد اولیه برای تهیه پارچه می نویسد:

«توتستان های زیادی داشت که هر سال
مبلغی ابریشم برمی داشتند. لیکن چون
غالب زن ها متصدی کار ابریشم بودند،
مردان در هیچ کار او مداخله نمی کردند و زن ها
یا خود ابریشم را پارچه که می خواستند
می بافتند و یا آنکه می فروختند، پنبه در عوض
می خریدند، می ریسیدند و می بافتند.»

حضور در مشاغل غیر تولیدی

اما زنان قجری به مشاغل غیر تولیدی
نیز اشتغال داشتند که از جمله آنها خدمتکاری
در خانه های متمولین با عناوینی چون «دده»
و «دایه» بود. وجود دایه ها در این منازل که
وظیفه شیر دادن و نگهداری کودکان را
داشتند، اهمیت خاصی داشت. اما غالبا به
آنان به چشم موجودات دست دوم و حقیری
نگاه می شد که مثل بنده ها و زرخریدها باید
به وفور در منازل یافت می شدند.

در مقابل این وضعیت، برخی از زنان،
مشاغل خدماتی را در جهت کمک به جامعه

درماندگان و نیازمندان انجام می دادند. مثلاً
همه دایگان در خدمت زنان مرفه نبوده، بلکه
بعضی به خدمت کودکان بدون مادر همت
می گماشتند. در واقع از راههای ظهور حیات
اجتماعی زنان، مشارکت ایشان در امور خیریه
بود و در این راه زنان درباری و متمولین نیز
شرکت می جستند. مثلاً برخی دختران و
نوادگان فتحعلی شاه مانند «زبیده خانم» و
«هماخانم» معروف به ساختن مسجد و
مدرسه، وقف دارایی ها و املاک خود برای
ایتام و فقرا یا روضه خوانی حضرت رضا(ع)
هستند. همچنین معروف است
«انیس الدوله» همسر ناصرالدین شاه که در
جریان تحریم تنباکو به شاه گوشزد نمود:
«همان که مرا به تو حلال کرده، کشیدن قلیان
را حرام کرده»، در امور عام المنفعه بسیار فعال
بوده است.

در امر طبابت نیز زنان حضور داشتند. از
پیرزن های روستایی که انواع جوشیدنی را
تجویز می کردند تا زنانی که حتی به
جراحی های کوچک می پرداختند.

دکتر «پولاک» و «نجفی قوچانی»، در
کتاب های خود به وجود چنین زنانی مانند دو
زن در تهران اشاره دارند. اما «عبدالحسین
ناهید» در کتاب «زنان ایران در جنبش
مشروطه» یادآور می شود: بسیار بعید به نظر
می رسد که زنان در آن دوره، با طبابت به
صورت علمیِ آن آشنا شده باشند. در این
مورد، تنها در دوره «احمدشاه»، به نام خانم
دکتر «کحال» که نزد میسیونرهای مذهبی
آمریکایی تحصیل کرده و طبابت را از آنان
آموخته بود، برخورد می کنیم.

اداره و سرپرستی حمام های زنانه نیز به
عهده زنان بود. حمام ها از چهار ساعت قبل از
ظهر، تا چهار ساعت بعد از ظهر، زنانه بود.
زنانی که در این مدت حمام ها را اداره
می کردند به غیر از دستمزدی که از صاحب
حمام می گرفتند، از کمک های مراجعه کنندگان

نیز به صورت نقدی و جنسی بی نصیب
نبودند.

جالب است بدانیم که زنان در اواخر
دوران قاجاریه و در زمان سلطنت احمدشاه
وارد نظمیه شده و به عنوان پلیس مخفی در
مکان هایی که به وجود آنان نیاز بود، به
خدمت می پرداختند. از گزارش های عبداللّه
بهرامی ـ معاون نظمیه تهران در زمان
احمدشاه ـ چنین برمی آید که این زنان در
زمینه کار خود، تعلیمات لازمی را نیز
می دیدند. وی ضمن تشریح یکی از
پرونده های نظمیه در آن روزگار می نویسد: ما
برای کسب اخبار و اطلاعات از عملیات آنها،
از مأمورینی که در ظاهر کسی از وضعیت آنها
اطلاع نداشت، به خانه هایشان می فرستادیم.
در بین این گروه سه نفر زن هم بود. یکی از
آنها کلیمی بود و با لباس و قیافه یک گدا در
کوچه نشسته و وظیفه خود را با مهارت
مخصوصی انجام می داد. همچنین در جریان
پیدا کردن قاتلان شیخ مهدی، پسر شهید
شیخ فضل اللّه نوری، همکاری یکی از
مفتشین زن در نظمیه بسیار مؤثر بود.

در واقع نیازهای متفاوت جامعه، خود به
خود، زن را به عرصه های وسیع تر حیات
اجتماعی کشاند، به گونه ای که در عهد
احمدشاه، تعدادی از آنان به منظور انجام
برخی کارهای امنیتی در نظمیه به کار گرفته
شدند.

آموزش زنان

استفاده از معلمان سرخانه و مکتب خانه،
از شایع ترین راههای آموزش دختران در دوره
قاجار بود. اما از آنجا که طبقات محروم،
استطاعت پرداخت حق الزحمه معلمان
سرخانه را نداشتند، این معلمان بیشتر در
خدمت زنان و دختران خاندان های درباری و
اشراف قرار می گرفتند. بنا بر شواهد موجود،
زنان حرمسرای شاهی، از دوران فتحعلی شاه

هر دختری بعد از ازدواج،
فرش دستباف خود را به خانه
شوهر می برد تا از طریق دقت
و حوصله ای که در آن به خرج
داده، حوصله و وفاداری اش
نسبت به همسر معلوم شود.

تا اواخر دوران قاجاریه، از طریق معلمان
سرخانه به سوادآموزی می پرداختند. در این
زمینه، از شخصی به نام آخوند طالقانی، به
عنوان معلم مخصوص دختران فتحعلی شاه
یاد شده است.

در مکتب خانه ها، دختران تا هفت سالگی
و به صورت مختلط در کنار پسران به آموختن
می پرداختند. اما بعد از هفت سالگی، به علت
نزدیک شدن به سن بلوغ شرعی، اگر اقبال
ادامه تحصیل می یافتند، زیر نظر زنانِ باسواد
بوده است. با وجود صراحت منابع مذکور در
باره وجود مکتب خانه ها باید افزود این وضع
در سرتاسر ایران صدق نمی کرد. ایلات و
عشایر که جمعیت قابل توجهی از سکنه کشور
را تشکیل می دادند، تقریبا فاقد هر گونه
امکانات فراگیری سواد بودند. از جمله
اقداماتی که در عهد قاجار برای سوادآموزی
دختران صورت گرفت، تأسیس مدارسی از
سوی میسیون های مذهبی اروپایی و
آمریکایی بود که بی شک نمی توانست خالی از
اغراض استعماری باشد. در دوره سلطنت
محمدشاه، برای اولین بار شاهد تأسیس
مدارسی به سبک جدید توسط آنان هستیم.

در دوران ناصری، فعالیت میسیونرهای
مذهبی برای تأسیس مدارس افزایش یافت.
یکی از فعال ترین میسیونرها در این زمینه،
خواهران «سم و نسان دوپول» فرانسوی
بودند که در سال های ۱۲۸۲ تا ۱۲۹۲ه··· .ق در
شهرهای ارومیه، سلماس، تبریز، اصفهان و
تهران دست به تأسیس مدارسی زدند. در این
حال زنان ایرانی علاقه مند به تعلیم و تربیت
دختران، با زحمات زیاد و صرف وقت و مال و

تحصیل اعانه و کمک به تدریج موفق به
تأسیس چند مدرسه دخترانه شدند و
خانم هایی که تا حدی از نعمت معلومات
برخوردار بودند، بدون مزد و اجر، معلمیِ آن
مدارس را بر عهده گرفتند.

حضور در حکومت

در موارد استثنایی، زنان در عهد قاجار به
حکمرانی نیز رسیدند. «حُسْن جهان خانم»
ملقّب به «والیه» از دختران فتحعلی شاه،
سال ها در کردستان حاکم بود

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.