پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint :

>

۵۰

هنر و ادب / نگاه

درآمد

فمینیسم (زنانه نگری) یک جنبش
اجتماعی است که از دهه هفتاد میلادی
همانند سایر جنبش های اجتماعی در
بخش های مختلف اقتصادی، سیاسی،
اجتماعی و فرهنگی به ویژه در جوامع غربی
جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده است.
صنعت سینما و هنر نیز از تأثیرهای این
جنبش، نقادی و نظریه پردازی، دور نمانده
است. با شروع این جریان، فمینیسم تأثیر
قابل ملاحظه ای بر تئوری فیلم و نقد آن
داشته است. فمینیست ها به سینما به عنوان
یک ابزار فرهنگیِ نشان دهنده اسطوره ها و
افسانه ها در مورد زنان و زنانگی، همین طور
مردان و مردانگی می نگرند.

محورهای نقد

دو موضوع «حضور زنان» و به «تماشا
گذاردن» آنان، محور پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint
است. علاوه بر اینکه از دید فمینیست ها
سینما می تواند نقش تعیین کننده ای در تغییر
نگرش نسبت به زنان و جریان سازی به نفع
دستیابی به برابری زنان با مردان داشته باشد.
توجه به این واقعیت شرط لازم مواجهه
درست با جریان فمینیسم و بهره ای که این
جریان برای گسترش و تأثیر حوزه خود
می برد است.

اوّلی ها

اما اولین نقدهای فمینیستی پیرامون
کلیشه های مربوط به زنان، در بیشتر فیلم های
هالیوودی صورت گرفت که در آنها تصاویر
ثابت و بی شماری از زنان پیوسته تکرار
می شد. بنابراین نشان دادن تصاویر مثبت از
زنان توسط فمینیست ها درخواست شد اما
پس از مدتی این درک حاصل شد که فقط
ارائه تصاویر مثبت، برای دگرگون کردن
زیرساخت های تشکیل دهنده فیلم کافی
نیست. از این رو نقدهای فمینیستی فیلم
تلاش کرد قدرت تصاویرِ به پندار آنها
پدرسالار را با کمک چارچوب های نظری
ساختارگرا از قبیل نمادشناسی و تحلیل
روانشناسانه، ارزیابی کند. به علاوه
فمینیست ها با استفاده از نظریات مبتنی بر
روانکاوی تلاش کردند نشان دهند چگونه
ناخودآگاه یک جامعه پدرسالار قالب و فرم
فیلم را می سازد.

جامعه پدرسالار

جامعه پدرسالار از دید فمینیست ها
جامعه ای است که در آن کلیشه های غلط و
نابرابر نسبت به نقش و جایگاه زنان، فروتر از
مردان، رواج دارد. در این جامعه زنان
موجوداتی ضعیف، زیردست و ستمدیده در
برابر مردان هستند. با این پیش فرض،
فمینیست ها بر ایجاد یک سینمای پیشرو
برای واکنش نشان دادن نسبت به
دغدغه های فمینیستی، نیز به چالش کشیدن
فرضیه های رایج در سینمای هالیوود تأکید
کردند.

نظریه پردازان

«لورا مالوی» از نظریه پردازان اصلی فیلم
فمینیستی است که در دهه هفتاد نقش مهمی
در رشد و ادامه این جریان داشت. مقاله وی
«لذت بصری و سینمای روایی»، نقطه آغازی
بر پاورپوینت کامل نقد فمینیستی فیلم ۷۸ اسلاید در PowerPoint شد و هیاهوی بسیار
زیادی در میان منتقدان، کارگردانان و
نظریه پردازان فیلم بر پا کرد.

گفتار کنونی

بر همین اساس، مطلب حاضر سعی در
تحلیل و بررسی نظریات این نویسنده در
مقاله اش دارد. ضمن اینکه چگونگی ظهور
نظریه های فمینیستی، نقاط ضعف و
کاستی های آن در مورد نقد فیلم، همین طور
دیدگاه نقادان سینما بر این رویکرد بررسی
می شود.

تاریخچه ظهور نظریه پردازی فیلم
فمینیستی

گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و
نفوذ رسانه های جمعی به ویژه سینما و
تلویزیون در عصر جدید، اگر چه به افزایش
آگاهی های فردی و اجتماعی کمک می کند،
اما نگرانی های فزاینده ای را نیز میان اقشار
مختلف اندیشوران و متفکران به وجود آورده
است.

چالش هویتی

چالش هویتی یکی از نگرانی های
عمده ای است که توسط رسانه های ارتباط
جمعی ایجاد شده است. به اعتقاد بسیاری،
«رسانه های جمعی به ویژه سینما که اغلب
اوقات توسط مراکز قدرت های صنعتی جهان
اداره می شوند، هویت های ملی، منطقه ای،
محلی یا قبیله ای و جنسی و به طور کلی
جامعیت فرهنگی آنها را در معرض نابودی
قرار می دهد، مخصوصا اینکه این ابزارهای
اطلاعاتی کاربرد بسیار مسحورکننده ای نیز
یافته اند.»

پیامدها و پیام ها

در میان همه موضوعات مربوط به
رسانه ها، بهترین مبحث عوارض و پیامدهای
پخش بسیاری از برنامه هاست که اهمیت
بالایی یافته است، به ویژه در عالم سینما که
جایگاه ویژه ای را در زندگی روزمره مردم به
خود اختصاص داده است. سؤال اصلی این
است که ابزار جدید چه پیام هایی را انتقال
خواهد داد؟ «پس محتوای این برنامه سازی
تمام آن چیزی است که به راستی اهمیت
دارد؛ زیرا آنچه پخش می شود ممکن است
تعیین کننده چشم انداز فرهنگی و مسیر
اجتماعی طیف های مختلف برای نسل های
آینده باشد، به ویژه اینکه الگوهای فرهنگی
هنگامی که مستقر شدند، به شکل
پایان ناپذیری پایدار می مانند.»

کارکرد سیاسی و اجتماعی سینما

با همین توجه به رشد جایگاه سینما در
میان عامه مردم، نظریه های متفاوتی در مورد
سینما و صنعت فیلمسازی به وجود آمد و
تکامل یافت، به طوری که مطالعات سینمایی
در بریتانیا، اروپا و آمریکا از دهه ۱۹۹۰ به بعد
پدیدار شد. در طول این سال ها، رشد و
تحولات نظریه پردازی های گوناگون منجر به
این شد که نظریه پردازان توضیح دهند چگونه
سینما در عین لذت بخشیدن به بیننده و
سرگرم کردن وی، کارکردی سیاسی و
اجتماعی نیز یافته است.

«تقریبا در همین دوره بود که
فمینیست ها هم پرسش های نظری خود را در
زمینه نقش سینما در اشاعه فرهنگ و
ارزش های پدرسالاری مطرح کردند، به
طوری که حتی برخی از نشریات سینمایی
مانند «کامرا آبسکورا» تدوین یک نظریه
فمینیستی را بخشی از رسالت خود
می دانستند.»

رشته دانشگاهی مطالعات
سینمایی

مقارن اواخر دهه ۱۹۷۰ نه تنها مطالعات
سینمایی، خود را به عنوان یک رشته
دانشگاهی تثبیت کرده بود، بلکه سینمای
زنان هم مخاطبانی میان فمینیست ها یافته
بود. در این نظریه پردازی ها، تلاش می شد از
اندیشه های روانکاوانه متداول در آن دوره (که
بیشتر از نظریات «فروید» برخاسته بود)
استفاده شود.

مقاله «لذت بصری و سینمای روایی»
مالوی هم در این زمان نوشته شد که طیف
وسیعی از واکنش ها را برانگیخت. اهمیت
طرح این موضوع هنگامی بیشتر می شود که
دریابیم مردم در نظریه های متعارف سینما،
مخاطب خوانده می شوند. در این اوضاع
مخاطب تنها گوش می کند و تمام آزادی
سیاسی او عبارت است از شنیدن و تماشا
کردن در تنهایی. مخاطب یا نظاره گر و عضو
تنهای یک جمعیت عظیم بودن، نقش اصلی
اجتماعی او محسوب می شود. بنابراین آنچه
را می خوانیم، تماشا می کنیم یا می شنویم،
«مصرف» می کنیم.

نظریه پردازی فمینیستی

با توجه به تأثیر عمیق سینما و صنعت
فیلم سازی و رسانه های جمعی بود که
فمینیست ها به بررسی نقش زنان در سینما و
یا نوع به کارگیری آنها و تأثیری که این پدیده
بر استمرار کلیشه های فرهنگی در مورد زنان
دارد، پرداختند. «مخاطب فیلم» در
تئوری پردازی فیلم فمینیستی نقش بسیار
قابل توجهی دارد. مخاطبی که نظاره گر فیلم
است و هیچ اختیاری در تغییر یا نفی
آموزه های مستقیم و غیر مستقیم فیلم ندارد.

اهمیت نظریه پردازی فیلم فمینیستی تا
حدی است که به تعبیر «فوکو» در کتاب
«تاریخ جنسیت»، گفتمان در حوزه جنسیت
غلبه اش بر سایر گفتمان های رسمی زندگی
در ارتباط با خویشتن انسان، گسترده ترین و
نافذترین همه گفتمان هاست و ما را در زندانی
در اعماق جامعه زندانی می سازد؛ زندانی که
به نظر وی برای حبس ابدی ما ساخته شده
است. کتاب «فوکو» تأثیر قابل ملاحظه ای
بر نقد فیلم بر جای گذارد؛ نقدی که توسط
جنبش فرهنگی برابری طلبی زنان در ۲۵
سال پیش به راه افتاد.

با همه این اوضاع و احوال بود که
نظریه پردازی فمینیستی جای خود را باز کرد
و نقادان فمینیست، فیلم های سینمای
هالیوودی را از ذره بین نگرش فمینیستی با
استفاده از ابزار تحلیل روانکاوانه بررسی
کردند، به طوری که در طول بیش از یک
دهه، روانکاوی پارادایم، در تئوری فمینیستی
فیلم غالب بود و در تحلیل روش هایی که
توسط آنها تفاوت های جنسی در
داستان سرایی کلاسیک وارد شد، بسیار کارگر
افتاد.

داستان سرایی فیلم کلاسیک

«فیلم های روایی سینمای هالیوود اولین
فیلم هایی بودند که پیکان نقد فمینیست ها به
سوی آنها نشانه رفت. «کلر جانستون»
(۱۹۹۱ / ۱۹۷۳) در میان اولین نقادان
فمینیست، یک نقد پایدار و بسیار زیربنایی
نسبت به کلیشه های رایج در مورد زنان در
سینما و با استفاده از نمادشناسی ارائه کرد.
بر این اساس وی نشان داد که چطور
سینمای کلاسیک، تصویر ایدئولوژیکی از
زنان را پایه ریزی نموده است.»

تصویر ایدئولوژیک به این معنی است که
ظهور و جای گرفتن زنان بر پرده سینما، نه
اتفاقی بلکه از سر رویکرد اجتماعی، فرهنگی
بوده است. تصاویر زنان در واقع برخاسته از
نگرش های رایج در مورد نقش و جایگاه آنان
است. در تفسیر سینمای روایی، نمادشناسی
یکی از ابزارهایی است که «کلر جانستون» و
سپس «لورا مالوی» به طور مفصل به آن
استناد کرده، مهم ترین گرایش در عرصه
نظریه پردازی سینما در اواخر دهه ۱۹۵۰ و
اوایل ۱۹۶۰ را به خود اختصاص داده بود.

«کلر جانستون» با توجه به مفهوم افسانه
«رونالد بارث»، افسانه زن را در سینمای
کلاسیک بررسی کرد. از نظر وی نشانه زن
می تواند به عنوان یک ساختار، مجموعه یا
قرارداد تحلیل شود و این موضوع نشانگر
معنای ایدئولوژیکی است که زن برای مرد
دارد.

زن در ارتباط با وجود زن هیچ چیز
نیست. زنان به طور منفی به صورت غیر مرد
نشان داده می شوند و زن به عنوان زن از متن
فیلم غایب است. اهمیت نظری این مطلب
هنگامی نمایان می شود که فهم سینما به
عنوان انعکاس دهنده واقعیت با در نظر
گرفتن آن به مثابه شکل دهنده دیدگاه
پدرسالار و ایدئولوژیک و با توجه به واقعیت
تغییر جهت می دهد. «بنابراین روایت پردازی
فیلم کلاسیک می تواند تصاویر پرداخته شده
از زنان را طبیعی، واقعی و جذاب نشان دهد
که به نوعی همان توهم و خیال سینمای
کلاسیک است.»

نگاه نظربازانه!

مالوی با استفاده از روانکاوی سعی
می کند نشان دهد چگونه ناخودآگاه جامعه
پدرسالار فرم فیلم را شکل داده است. وی از
روانکاوی برای درک و برداشت افسون
سینمای هالیوود بهره می گیرد. به گمان وی
افسون و جذبه سینمای کلاسیک می تواند از
طریق مفهوم نظربازی شرح داده شود که
مطابق با نظریات فروید یک محرک و انگیزه
بنیادین است. در فیلم کلاسیک رفتار جنسی
در اصل و ریشه خود همانند چیزی است که
ادامه نگاه تماشاگر را بر پرده نقره ای حفظ
می کند.

مالوی نظر بازی را در سینمای کلاسیک
به عنوان ساختاری تحلیل می کند که بر محور
فعالیت و انفعال کارکرد دارد، که همان تضاد
دوگانه جنسیتی است.

ساختار روایی سنتی سینما شخصیت
مردانه را به عنوان یک شخصیت فعال و
قدرتمند نشان می دهد که نماینده و عمل
دراماتیک و سازمان ده است. اما در مقابل،
شخصیت زنانه، منفعل و ضعیف است که
هدف خواهش و تمنای شخصیت مرد است.
در این هنگام سینما به تکمیل مکانیزم
دیداری مناسب برای خواهش مرد کمک
کرده است.

مالوی در این مقاله روش هایی را
توصیف کرده است که تکنیک های دیداری و
روایی در سینما، اطفای شهوت از طریق
دیدن را در داخل یک قلمرو منحصرا مردانه
قرار می دهد:

«در چارچوب داستان فیلم،
شخصیت های مرد به سمت شخصیت های
زن خیره می شوند. تماشاچی در طول بازی با
نگاه مردانه هویت می یابد، به دلیل اینکه
دوربین از عینک و منظر شهوت شخصیت
مرد فیلمبرداری می کند. بنابراین سه سطح از
خیره شدن سینمایی (دوربین، شخصیت و
تماشاگر) وجود دارند که به شخصیت زن
عینیت می بخشند و او را داخل یک صحنه
نمایش قرار می دهند. در سینمای کلاسیک
اطفای شهوت از طریق دیدن به طور تلویحی
بر این موضوع دلالت دارد که زنان به عنوان
قابل نگاه بودن نگریسته می شوند. لذا
«مالوی» استدلال کرد که هویت های
سینمایی با توجه به تفاوت های جنسیتی
شکل گرفته اند. حضور تمام عیار، کامل و
قدرتمند نفس ایده آل قهرمان مرد مبتنی بر
تضاد با تصویر تحریف شده، منفعل و ضعیف
شخصیت زن است. از همین رو تماشاگر عینا
و عملاً با شخصیت مرد به جای شخصیت زن
فیلم همذات پنداری می کند.»

به نظر «مالوی» فیلم های «هیچکاک»
همانند «سرگیجه»، «مارنی» و «پنجره
عقبی» فیلم هایی هستند که در آنها سویه
چشم چرانی مشهود است. ضمن اینکه
«هیچکاک» هرگز علاقه خود را به
چشم چرانی پنهان نکرده است.

«لورا مالوی» با این رویکرد می افز

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.