پاورپوینت کامل تجدد و کشف حجاب ۹۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تجدد و کشف حجاب ۹۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تجدد و کشف حجاب ۹۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تجدد و کشف حجاب ۹۷ اسلاید در PowerPoint :
>
۳۸
حجاب از ضروریات اسلام است. فقهای شیعی، بلکه همه علمای دین
از صدر اسلام تاکنون با توجه به دلایل نقلی (آیات و روایات) و عقلی، به وجوب
حجاب حکم کرده و آن را از احکام مسلّم و ضروری اسلام دانسته اند. و در تشریح
دلیل ها و حکمت آن رساله ها و کتاب های فراوانی نگاشته اند.
بر خلاف پندار، برخی از روشنفکران سکولار، حجاب در ایران
باستان و دیگر ملل گونانون جهان، پیش از اسلام، نیز وجود داشته است. به گفته
«ویل دورانت» حجابی که در میان قوم یهود وجود داشته خیلی سخت تر از اسلام بوده
است. در میان قوم یهود اگر زنی به نقض قانون می پرداخت و یا با مردان نامحرم به
گفتگو می نشست و یا در خانه خود صدایش را به قدری بلند می کرد که همسایگان
می توانستند آن را بشنوند، مرد حق داشت بدون مهریه او را طلاق دهد. در بیشتر
تصاویر مذهبی یهودی و مسیحی زنان دارای روسری و یا پوشش بلندی که شباهت به چادر
دارد بوده اند. به اعتقاد «سن پل» یکی از قدیسیان کلیسا سر زن نباید بدون روسری
باشد.
در ایران باستان نیز زنان دارای حجاب بوده اند. آنان جز باز گذاشتن دو دست، باز
گذاشتن هر یک از قسمت های بدن را خلاف ادب می دانستند. آنان برای پوشیدن سر از
سربندی که در زیر چانه به وسیله دو بست محکم می شد استفاده می کردند. روی این
سربند نیز یک روسری بزرگ به نام «مکنو» می پوشیدند. پوشاندن موی سر طبق آئین
باستان معمول بود. البته در اواخر سلسله ساسانیان به علت هرزگی و عیاشی خانواده
سلطنتی و آلودگی موبدان و زوال دین زرتشتی پوشش زنان تنها پوشیدگی نبود بلکه
نوعی مخفی کردن آنان از طمع شاهزادگان و مردان صاحب قدرت محسوب می شد.
بنابراین، اگر ویل دورانت می گوید: در ایران باستان معمولاً زنان در اندرون
خانه نگهداری می شدند و حق معاشرت با دیگران را نداشته اند؛ و اگر «کنت
دوگوبینو»، نیز در کتاب سه سال در ایران، می گوید آنچه در زمان ساسانیان بوده
تنها پوشیدگی زن نبوده بلکه مخفی نگه داشتن زن بوده علت خاصی داشته است که بدان
اشاره کردیم.
پس از پذیرش اسلام از سوی ایرانیان، پوشش زنان ایرانی شباهت
به لباس های عربی پیدا کرد ضمن آنکه سر نیز پوشیده می شد.
در روزگار صفویه، هنگام خروج از خانه پوشش همگانی زنان چادر
سفیدی بود که سر تا پای آنان به جز دو چشم را مستور می داشت. در دوران زندیه و
قاجاریه چادر، حجاب رسمی به شمار می آمد. صورت را نیز با روبندی از چلوار کلفت
می پوشاندند. نقاب نیز، یکی از پوشش های چهره بود و از مو ساخته می شد. از زمان
ناصرالدین شاه در پی سفرهای او به فرنگ تغییراتی در نوع پوشش زنان درباری به
وجود آمد و شلیته های دامن کوتاه متداول شد و با رفت و آمد فرنگیان به ایران و
برخی از ایرانیان به فرنگ، بدحجابی در میان برخی از خانواده های اشراف و فرنگ
رفته کم و بیش دیده می شود. در روزگار مشروطیت روشنفکران غرب زده با الگوگیری
از غرب، بحث بی حجابی را طرح کردند و حجاب را مخالف تمدن و تجدد شمردند.
بر خلاف پندار، برخی از روشنفکران سکولار، حجاب در ایران
باستان و دیگر ملل گونانون جهان، پیش از اسلام، نیز وجود داشته است. به گفته
«ویل دورانت» حجابی که در میان قوم یهود وجود داشته خیلی سخت تر از اسلام بوده
است. در میان قوم یهود اگر زنی به نقض قانون می پرداخت و یا با مردان نامحرم به
گفتگو می نشست و یا در خانه خود صدایش را به قدری بلند می کرد که همسایگان
می توانستند آن را بشنوند، مرد حق داشت بدون مهریه او را طلاق دهد.
در ایران باستان نیز زنان دارای حجاب بوده اند. آنان جز باز
گذاشتن دو دست، باز گذاشتن هر یک از قسمت های بدن را خلاف ادب می دانستند. آنان
برای پوشیدن سر از سربندی که در زیر چانه به وسیله دو بست محکم می شد استفاده
می کردند. روی این سربند نیز یک روسری بزرگ به نام «مکنو» می پوشیدند. پوشاندن
موی سر طبق آئین باستان معمول بود.
با رفت و آمد بیشتر ایرانیان به فرنگ و ورود لباس های متنوع
غربی و خیاطان و طراحان اروپایی به ویژه فرانسوی به تهران کم کم سبک پوشش مردان
و زنان تغییر کرد و با فضاسازی و تبلیغ ازسوی غرب زدگان و تشویق آنان از سوی
اربابان شان و ورود زن ها به اجتماع، رفع حجاب نیز مطرح شد. گروهی رشد و پیشرفت
را مترادف با بی حجابی دانستند. در برابر آنان عالمان دین و برخی دیگر از
روشنفکران اسلامی، طرح این گونه مسائل را مخالف اسلام و عامل خطرناکی برای
جامعه اسلامی می دیده اند.
در تاریخ معاصر ایران قره العین، وابسته به بابیه اولین زنی
است که پوشش خود را برداشت و دیگران را نیز، به بی حجابی فراخواند.
تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه نیز، از نخستین زنانی بود که حجاب را کنار
گذاشت. صدیقه دولت آبادی، نیز از پیشگامان رفع حجاب است. او هشت سال پیش از
اعلام رسمی کشف حجاب با لباس اروپایی در خیابان ها ظاهر شد و به عنوان نخستین
زنی که چادر از سر برداشته شهرت محله به محله و کوچه به کوچه یافت.
رضاشاه و کشف حجاب
تبلیغات در جهت نوگرایی و تجددطلبی با آغاز سلطنت رضاشاه
بیش از گذشته شد و چون از حمایت دولت جدید نیز برخوردار بود صراحت و سرعت
بیشتری به خود گرفت. روشنفکران سکولار با الگوگیری از رهبران فکری خود چون
آقاخان کرمانی و … وانمود می کردند که تجددطلبی از جمله بی حجابی با دین
ناسازگار نیست. حتی روزنامه حبل المتین، علی(ع) را رئیس المتجددین نامید. این
شیوه منافقانه که حتی به هنگام رسمیت یافتن کشف حجاب نیز به کار گرفته می شد
بیانگر بیم و هراس گویندگان و نویسندگان غرب گرا از واکنش مردم مسلمان بود، چرا
که پای بندی مردم به عقاید دینی و شعایر اسلامی بسیار شدید بود.
مقایسه اوضاع ایران با کشورهای همسایه مانند افغاستان از
جمله کارهایی بود که در جهت تشویق مردم مسلمان ایران به تجدد و نوگرایی و فاصله
گرفتن از اسلام و آموزه های آن انجام می گرفت.
تحولات و دگوگونی هایی که در زمینه غرب گرایی در ترکیه
آتاترک صورت می گرفت و نیز اقدامات امان اللّه خان در افغاستان مورد توجه
روشنفکران غرب زده ایرانی بود و گاه و بی گاه در مطبوعات انعکاس می یافت.
حبل المتین، در یکی از شماره های خود با عنوان «تعلیم و تربیت نسوان افغان»
تحولات افغاستان را یادآور شد و ملت متمدن ایران را کمتر از آنان در کسب تجدد
ندانست.
تقلید از ترکیه و آتاترک که کشورش را در جهت خواسته های غربیان هدایت می کرد به
شدت مورد توجه رجال ایران و رضاشاه قرار داشت.
لحن روزنامه ها نیز صراحت بیشتری یافت به گونه ای که
روزنامه حبل المتین دلایلی را برای رفع حجاب در روزنامه خود آورد.
در این زمان یعنی سال ۱۳۰۶ و ۱۳۰۷، در دربار از چادر نماز منع شد و حتی همسر
رئیس الوزرای وقت، مخبرالسلطنه، هدایت، به سبب استفاده از چادر نماز مورد ایراد
قرار گرفت به گونه ای که از رفتن به دربار خودداری کرد.
با ورود خانواده شاه به صورت بدحجاب به سال ۱۳۰۷، در حرم حضرت معصومه و حمایت
رضاشاه از عمل خانواده اش و ضرب و شتم روحانی آمر به معروف و ناهی از منکر
مرحوم شیخ محمدتقی بافقی مشخص شد که رژیم شاه مصمم به رفع حجاب و ترویج بی بند
و باری است. و برای این کار حتی آمادگی رویارویی با حوزه را نیز دارد.
سفر رضاشاه به ترکیه
یکی از رویدادهایی که موجب تسریع در اعلام کشف حجاب از سوی
رضاشاه شد سفر او به ترکیه بود. فروغی با آشنایی قبلی که با آتاترک داشت زمینه
سفر شاه را به ترکیه فراهم کرد. هدف فروغی این بود که شاه از نزدیک با مظاهر
تمدن اروپا که در ترکیه رواج پیدا کرده بود آشنا شود و سپس به عنوان سوغات در
ایران پیاده کند.
رضاشاه در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۱۳، عازم ترکیه شد. سفرش به
ترکیه چهل روز طول کشید. آتاترک از او تجلیل شایسته ای به عمل آورد. رضاخان
مجذوب سیاست های اسلام زدایی آتاترک در ترکیه شد و قول داد که همان سیاست را در
ایران پیگیری کند. او در سخنان خود چنین گفت: به واسطه برداشتن خرافات مذهبی در
مدت سلطنت من، هر دو ملت بعد از این، با یک روح صمیمیت متقابل دست در دست هم
داده و منازل سعادت و ترقی را طی خواهند کرد.
رضاشاه در این مدت با همه زوایای غرب گرایی و شیوه زدودن ارزش های ملی و اسلامی
رژیم آتاترک آشنا شد و وقتی به ایران بازگشت تصمیم گرفت که ایران را به پای
ترکیه برساند. مخبرالسلطنه که از سال ۱۳۰۶ تا ۲۲ شهریور ۱۳۱۲ به مدت شش سال
نخست وزیر رضاشاه بود می نویسد:
«فکر تشبه به اروپا از آن (ترکیه) به سر پهلوی آمد.»
از زمان ناصرالدین شاه در پی سفرهای او به فرنگ تغییراتی در
نوع پوشش زنان درباری به وجود آمد و شلیته های دامن کوتاه متداول شد و با رفت و
آمد فرنگیان به ایران و برخی از ایرانیان به فرنگ، بدحجابی در میان برخی از
خانواده های اشراف و فرنگ رفته کم و بیش دیده می شود. در روزگار مشروطیت
روشنفکران غرب زده با الگوگیری از غرب، بحث بی حجابی را طرح کردند و حجاب را
مخالف تمدن و تجدد شمردند.
روشنفکران سکولار با الگوگیری از رهبران فکری خود چون
آقاخان کرمانی و … وانمود می کردند که تجددطلبی از جمله بی حجابی با دین
ناسازگار نیست. حتی روزنامه حبل المتین، علی(ع) را رئیس المتجددین نامید. این
شیوه منافقانه که حتی به هنگام رسمیت یافتن کشف حجاب نیز به کار گرفته می شد
بیانگر بیم و هراس گویندگان و نویسندگان غرب گرا از واکنش مردم مسلمان بود، چرا
که پای بندی مردم به عقاید دینی و شعایر اسلامی بسیار شدید بود.
به هنگام حضور شاه در ترکیه، او از مدرسه ای دخترانه در
آنکارا به نام عصمت پاشا دیدن کرد. در آن مدرسه، دختران بی حجاب هنگام ورود شاه
با کف زدن های ممتد، مقدم او را گرامی داشتند. رضاشاه پس از این دیدار به سفیر
کبیر ایران، مستشارالدوله صادق می گوید: هنوز عقب هستیم و فورا باید با تمام
قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصا زنان اقدام کنیم. تأثیر این مسافرت بر رضاشاه
چنان مهم است که روزنامه رستاخیز در مقاله ای به مناسبت سالگرد کشف حجاب،
ابتدای کشف حجاب را سال ۱۳۱۳، می داند سالی که رضاشاه به دعوت آتاتورک به ترکیه
رفت.
صدرالاشراف نیز می نویسد:
«رضاشاه پس از مسافرت به ترکیه در اغلب اوقات ضمن اشاره به
پیشرفت سریع ترکیه از رفع حجاب زن ها و آزادی آنها صحبت و تشویق می کرد.»
گسترش مدارس دخترانه به شیوه اروپایی
گسترش مدارس دخترانه به شیوه اروپایی یکی دیگر از عوامل
زمینه ساز کشف حجاب بود. این مدارس نخست به وسیله مبلغان مسیحی پایه گذاری شد و
بعدها به وسیله برخی از بانوان غرب گرا و متجدد گسترش یافت. نصیرالدوله وزیر
معارف کابینه وثوق الدوله به تأسیس یک دارالمعمات و ده دبستان دخترانه اقدام
کرد.
تا پیش از ۱۳۰۷، فارغ التحصیلان این مدارس تنها در مقطع ابتدایی بودند. اما در
سال ۱۳۰۷ شمار فارغ التحصیلان نخستین مدارس دوره متوسطه دخترانه به ۴۰ نفر و تا
سال ۱۳۱۲ بیش از ۲۳۵ نفر شد. در سال ۱۳۰۹ گروهی از دختران کارگزاران حکومتی
برای تکمیل تحصیلات خود به پاریس رفتند. با بازگشت آنها دولت تصمیم گرتف که کشف
حجاب را از مدارس آغاز کند. و سپس در دبستان ها و مدارس دخترانه مأمورین دولتی،
مجامعی را با خانواده های خود برپا کرده و کشف حجاب را در این مجالس مطرح کنند
تا آرام آرام زمینه عمومی فراهم شود. همچنین مقرر شد که مدارس ابتدایی تا سال
چهارم مختلط باشد؛ معلم آنها نیز زن باشد تا از همان ابتدا بی حجابی را به آنان
بیاموزند. در این میان نقش دانشسراهای مقدماتی را نباید نادیده گرفت. این مراکز
که تربیت کنندگان معلمان و مربیان بودند کشف حجاب را به عنوان یک فرهنگ به
دانش آموزان می آموختند. در بسیاری از موارد از این مراکز به عنوان مجالس جشن و
خطابه در نکوهش حجاب و ستایش از بی حجابی استفاده می شد و دختران نیز با
سرودهای مخصوص و حرکات ورزشی به این مجالس رونق می دادند از جمله در مجلس جشنی
که در شیراز برپا شد دختران صف منظمی آراسته، لایحه خواندند و سرود سراییدند و
سپس به ورزش در حضور وزیر معارف، علی اصغر حکمت پرداختند.
کوتاه سخن اینکه، این مدارس، مقدمات اعلام رسمی کشف حجاب را کاملاً مهیا ساختند
و پس از اعلام رسمی آن نیز در جهت پیشبرد و گسترش آن نیز تلاش های گسترده یی
انجام دادند.
کنگره زنان شرق ایران
برای آشنایی زنان ایرانی با تمدن غربی و تشویق به اخذ آن،
دومین کنگره شرق به سال ۱۳۱۲، با اجازه رضاشاه در تهران در برگزار شد. حاضران
در این جلسه هنوز همه با چادر بودند. سخنرانان در این مجلس بر عقب ماندگی زنان
شرق در برابر زنان غرب تأکید کرده و خواهان رسیدن به آن مرحله از ترقی و پیشرفت
شدند. در این کنگره هر چند به قول مخبرالسلطنه «مقرراتی مسلّم داشتند و تصدیق
کردند که مقام زن در اسلام محفوظ تر و شکایات ابتر» ولی متأسفانه خانم ها پرده
کنگره را دریدند و سراسیمه در میدان هوا و هوس دویدند؛ مسکری نماند که نخوردند
و منکری نماند که نکردند.
پس از پاین کنگره کتابی به نام زن در اجتماع که به وسیله م ـ ه آموزگار نگاشته
شد و به چاپ رسید. نویسنده در این کتاب می نویسد:
به زودی وضع زنان ما رو به بهبودی خواهد گذاشت. او خوشحال
است از اینکه چند تا زن تاکنون می توانند بدون حجاب از خانه خارج شوندو و از
این جهت از حکومت تشکر می کند. او در این کتاب می خواهد چنین القا کند که حجاب
از تاریخ حمله مغول به ایران رواج پیدا کرده است و او حکومت را به حمایت از
زنان بی حجاب که به ندرت در شهرهای بزرگ به چشم می خورند تشویق می کند. و حال
آنکه حکومت از مدت ها پیش در پی آن بوده و کنگره شرق نیز برای همین جهت برپا
شده بود.
تشکیل کانون بانوان
در سال ۱۳۱۴ به دستور رضاشاه و با حمایت وزیر فرهنگ،
علی اصغر حکمت کانون بانوان تشکیل شد. شمس پهلوی به ریاست افتخاری و بانو هاجر
تربیت به ریاست آن برگزیده شدند. خانم تربیت، در یکی از سخنرانی های خود که در
دانشسرای مقدماتی برگزار شد حل همه مشکلات و بدبختی های زنان را در رفع حجاب
دانست. بدرالملوک بامداد، در باره هدف اصلی کانون بانوان می نویسد:
«ضمن سایر اقدامات منظور اصلی یعنی ترک چادر سیاه متدرجا
پیشرفت می کرد. به این طریق که زنان عضو جمعیت، با راضی کردن خانوده های خود
یکی یکی به برداشتن چادر مبادرت می کردند و در مجالس سخنرانی، سایر بانوان را
تشویق به ترک کفن سیاه می کردند. به طوری که در هر نوبت از مجالس و اجتماعات
کانون عده تازه ای از بانوان بدون چادر حضور می یافتند در صورتی که زنان فرهنگی
در صف مقدم آنها بودند.»
در جلسات کانون بانوان که بیشتر در حضور دختران رضاشاه (شمس و اشرف) تشکیل
می شد، مشکلات مربرط به عدم پذیرش جامعه در ترک حجاب مورد بررسی قرار می گرفت و
تصمیمات لازم اتخاذ می شد. این کانون بعدها در شهرهای مهم کشور از جمله اصفهان
دارای شعبه گردید تا به پندار دست اندرکاران کشف حجاب، زنان را با اصول ترقی و
مدنیت غربی آشنا سازند.
افزون بر عوامل یاد شده، روزنامه ها و مجله های زنانه از جمله زبان زنان به
مدیریت صدیقه دولت آبادی در اصفهان و تهران، نامه بانوان به مدیریت شهناز آزاد
و مجله جهان زنان، به سردبیری فخر آفاق پارسا در مشهد و سپس تهران و مهم تر از
همه مجله «عالم نسوان» به مدیریت نوابه صفوی و … از عوامل زمینه ساز کشف حجاب
بودند. این مجله ها
این م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 