پاورپوینت کامل پرنده خاموش ۲۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پرنده خاموش ۲۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پرنده خاموش ۲۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پرنده خاموش ۲۳ اسلاید در PowerPoint :

>

۷۰

با صدای رعد و برق شدیدی که آسمان را در تاریکی شب روشن کرد
هراسان از خواب پرید. ساعت پاندول دار اتاق پذیرایی شروع به زنگ زدن کرد. نگاهش
ناخودآگاه به ساعت روی میز کنار پنجره افتاد. صدای آژیر پلیس و نورهایی که داخل
اتاق افتاد کمی نگرانش کرد، خودش را کنار پنجره رساند تا مطمئن شود اتفاقی
نیفتاده است.

آسمان رعد و برق شدیدتری زد. طوفان شدیدی در حال وزیدن بود،
با صدای زوزه های باد وحشت عجیبی در وجودش حس کرد، ناگهان نگاهش به سمت قفس
پرنده که پایین پنجره، روی میز کوچکی بود، افتاد. نگران شد که شاید از صدای رعد
و برق از خواب پریده باشد. دو زانو روبه روی قفسش نشست، سکوت پرنده در حالی که
بیدار بود برایش غیرمنتظره بود. همیشه با دیدن رویا بالا و پایین می پرید و
شروع به خواندن می کرد. چند باری دستش را به قفس زد، ولی پرنده هیچ عکس العملی
نشان نداد.

دیدن این صحنه به نگرانیش اضافه کرد. لحظه ای هراس تمام
وجودش را گرفت. از شدت آشفتگی به سرعت به اتاق عزیز رفت. نور مهتاب از پنجره
کوچک اتاق بر روی صورت عزیز افتاده بود، نور رعد و برق روی صورت او بازی می کرد
و چهره عزیز مثل مرده ها برق می زد.

وحشت عجیبی در دلش احساس کرد. صدای جیر جیر، جیرجیرک داخل
حیاط ذهن رویا را آشفته کرد. کنار تخت عزیز نشست. به آرامی دستش را در دست گرفت
و تکان داد، از اینکه عزیز متوجه حضورش نشد، ترسید. به آرامی صدایش زد، بغض
گلویش را گرفته بود. برای بار دوم و سوم بلندتر ولی جز سکوت صدایی نشنید. سرما
تمام بدنش را احاطه کرده بود. قلبش به سرعت می زد و دست هایش می لرزید. چند بار
تکانش داد ولی بی فایده بود. باران شدیدی می بارید و به شدت به شیشه اتاق
برخورد می کرد. دوباره رعد و برق صورت آسمان را روشن کرد و لحظه ای نور به شاخ
و برگ درختان افتاد و اشکال ترسناکی را بر روی دیوار نقش بست. از ترس به خود
لرزید، نمی توانست جلوی اشک هایش را بگیرد.

از شدت گریه به هق هق افتاده بود. خواست خودش را به اتاقش
برساند تا با اورژانس تماس بگیرد، هنوز به چهارچوب در اتاق نرسیده بود که
قدم هایش خشک شد، نگاهش خیره مانده بود. پاهایش قدرت ایستادن نداشت. دو زانو
روی زمین نشست، چیزی را که می دید باور نمی کرد. گیج و مبهوت بود. نگاه خیره اش
مانده بود بر خودش که بی حال بر روی تختش افتاده بود و دستش آویزان بود.
صحنه ای را که می دید باور نداشت، او که سرپا بود و وسط اتاق، اما روی تخت
افتاده بود. چند بار محکم به صورتش کوبید اما دردی حس نکرد. سرش را در میان
دستانش گرفت، حس کرد سبک شده اصلاً از وقتی از خواب پریده بود، سبک شده بود
نگاهش به قرص های افسردگی اش که روی میز کنار تختش پخش شده بود، افتاد و پارچ
آبی که روی زمین افتاده بود. یک لحظه همه چیز را به خاطر آورد همه چیزهایی که
سال ها عذابش می داد، صحنه های دعوایش با عزیز، تصادف پدر و مادرش،
بهانه گیری هایش از سرنوشت

تمام صحنه ها و تصاویر مانند فیلمی از مقابل چشمانش بود. حس
می کرد تمام دنیا به دور سرش می چرخد، تمام صدا و فریادهایش، حرف های مادربزرگش
… و فقط گریه گوش هایش را پر کرده بود. تصاویر مبهم یکسره جلوی چشمانش بود.
یکباره مادرش را دید که با لباسی سفید و صورتی نورانی ولی ناراحت مقابلش
ایستاده و با نگاهی سرزنش بار نگاهش می کند. رویا دستش را به

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.