پاورپوینت کامل نقش بانوان در انقلاب مشروطه ۸۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نقش بانوان در انقلاب مشروطه ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقش بانوان در انقلاب مشروطه ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نقش بانوان در انقلاب مشروطه ۸۴ اسلاید در PowerPoint :
>
۱۴
رویداد دیگری که به لحاظ مشارکت زنان در آن، درخور توجه
است، نهضت مشروطیت می باشد، این واقعه که در فاصله سال های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۴ ه ق در
ایران رخ داد نقطه عطف بنیادینی در جریان های سیاسی و اجتماعی یک قرن اخیر به
شمار می آید زیرا در واقع پایانی بر شیوه سنتی حکومت شاهان در ایران محسوب
می شد که در آن شاه بدون هیچ گونه محدودیت قانونی و سازمانی، سایه خدا بر زمین
بود، افزون بر این، مشروطیت آغازی گردید برای شیوه جدیدی از حکومت در ایران که
در آن مردم و نمایندگان شان در اداره امور کشور و تصمیم گیری ها نقش داشتند.(۱)
حضور زنان در این نهضت از دو نظر اهمیت دارد، نخست از آن
نظر که در برخی وقایع حضوری فعال و مؤثر داشتند، مشارکت های نیمه سرّی آنان نیز
درخور توجه بود، به عنوان نمونه هنگامی که در خطه آذربایجان ستارخان، سردار
ملی، علیه استبداد قاجارها و سلطه بیگانگان قیام کرده بود، در میان کشته شدگان
طرفدار وی، پیکر بیست زن مشروطه طلب یافت شد که در لوای پوشش و لباس مردانه در
مبارزات شرکت کرده بودند.(۲) پس از واقعه تحصّن در سفارت انگلستان نیز زنان
معترض، اجتماعات اعتراض آمیز متناوبی در خیابان های تهران ترتیب دادند و بعد از
کشته شدن نخستین مجاهد مشروطه، سیدعبدالحمید، هیجان زیادی از خود نشان دادند و
با حضور فعال در معابر و خیابان ها، انقلابیون را علیه حکومت تشویق کردند.(۳)
مورخان نوشته اند روز چهارشنبه چهاردهم ذی القعده سنه ۱۳۲۳
ه ق شاه در خانه امیربهادر مهمان بود، نزدیک ظهر که شاه از کالسکه پیاده شد زنی
عریضه ای جلو وی بلند کرد که در آن آمده بود ای کسی که تاج سلطنت را بر سرت
گذارده و لوای حکومت را به دست تو داده اند بترس از وقتی که این دو را از تو
بگیریم، از ملاحظه این نوشته شاه عصبانی گردید و در فکر فرو رفت و چون آوازه
تبعید علمای معترض به گوش زنان رسید، زن ها در بین راه اطراف کالسکه سلطنتی
مظفرالدین شاه را گرفته و به فریاد بلند و گریه و زاری می گفتند: «ما رهبران
دین را می خواهیم، ما مسلمان هستیم، حکم مجتهدان را واجب الاطاعه می دانیم،
تمام امور ما به دست آقایان بوده و هست، چطور راضی شویم علما را نفی بلد و
تبعید نمایند، ای شاه مسلمان بفرما رؤسای مسلمانان را احترام کنند، ای حاکم
مسلمان برای اهل اسلام ذلّت نخواهید، ای پادشاه اهل اسلام اگر وقتی روس و
انگلیس با تو از در جنگ درآیند ملّت ایران به حکم این آقایان با متجاوزان جهاد
می کنند.»(۴) مورگان شوستر اقتصادان آمریکایی که پس از انقلاب مشروطیت مدتی در
ایران زیسته است در اثر معروف خود موسوم به «اختناق در ایران» برای نخستین بار
گزارش مشروحی از انجمن های نیمه سرّی زنان ایرانی که در جریان انقلاب مشروطیت
بنیان نهادند، در خارج انتشار داد.
مورگان تلاش ها و خدمات ارزشمندی را که زنان ایرانی در جهت
تحقق این انقلاب به عمل آورده اند می ستاید و عقیده دارد زنان محجوب ایرانی با
وجود آنکه تجربه سیاسی و اجتماعی چندانی نداشتند یک شبه ره صد ساله پیمودند و
به کارهایی چون تعلیم و تربیت، روزنامه نویسی و تأسیس باشگاه زنان و مبارزات
سیاسی دست زدند و سرانجام طی چند سال به دستاوردهایی رسیدند که زنان غربی در
طول چند دهه وحتی یک قرن به آن دست یافته بودند. (۵).
شماری از زنان در جریان این جنبش در مقابل عناصر سازش کار و
محافظه کار ایستادند و گرچه خود از حامیان مجلس بودند ولی ناتوانی آن را در حل
مسائل اجتماعی و اقتصادی تحمّل نکردند و نمایندگان را به باد انتقاد گرفتند،
آنان وقتی که دیدند تحصّن کنندگان تنها شده اند، کوشیدند در یک جمع چند هزار
نفری به آنان بپیودند، همچنین در حمایت از کالاهای بومی و عدم خرید منسوجات
اروپایی و تأسیس بانک ملی مشارکت کردند، در تبریز زنان طی اجتماعی ضمن تحریم
اجناس بیگانه از مردم خواستند برای مدتی لباس های قبلی خود را بپوشند و
امیدوارانه به تولید جامه های خودی چشم بدوزند، وقتی مظفرالدین شاه فرمان
مشروطیت را توشیح کرد مجلس تقاضای زنی را منتشر ساخت که خواستار حمایت رسمی از
آموزش زنان و مشارکت اجتماعی ایشان شده بود. در این نامه که خطاب به سیدمحمد
طباطبایی انتشار یافته بود، از دولت تقاضا می گردید که مدارس دختران همچون
مراکز آموزشی پسران مورد توجه قرار گیرد و اجازه ندهند زنان از ترقی اجتماعی و
فرهنگی محروم بمانند، در پاسخ مجلس که حاوی نظر اکثریت مشروطه خواهان بود تصریح
شد با وجود این همه تحولات، ضرورت دارد پایگاه سنتی مرد و زن بدون هیچ تغییری
حفظ گردد و اگر چه بین زن و مرد از نظر درک و شعور تفاوتی وجود ندارد. اما با
این حال نوعی آموزش محدود برای زن ها کافی است، بدین ترتیب زنان قبل از آنکه
منتظر کارگزاران وقت باشند به سازمان دهی خود پرداختند و به شیوه ای خلّاق به
تأسیس و اداره مدارس زنانه، مراکز بهداشتی و درمانی و کانون هایی برای نگهداری
و تربیت کودکان بی سرپرست دست زدند.(۶)
آزادی یا اسارت زنان
سرانجام توسط عمّال انگلیس اذهان عموم مردم را برای به قدرت
رسیدن رضاخان آماده کردند و در سال ۱۳۰۴ ش ماده واحده ای به صورت طرح تقدیم
مجلس شد که در آن خلع قاجاریه از سلطنت و سپردن حکومت موقت به رضاخان خواسته
شده بود. در همین سال مجلس مؤسسان با نطق رضاخان افتتاح و پس از شش روز بحث و
گفتگو رضاخان را به پادشاهی ایران انتخاب و سلطنت را در خانواده اش موروثی کرد.
(۷)
رضاشاه نوعی بی تفاوتی نسبت به زنان داشت و با وجود آن که
سنگ رهایی تمام زنان ایران را به سینه می زد توجهی به درس و تربیت دخترهای خودش
نداشت، تمام همّتش به پسرانش بود، به همین سبب وقتی اشرف در سفر خود به اروپا
از وی درخواست اجازه برای اقامت و تحصیل نمود، در جوابش به تندی نوشت: دست از
این چرندیات بردار و زود برگرد، در زندگی خانوادگی نیز نسبت به دختران سختگیر و
متعصب بود.(۸)
اگر چه وی شعار آزادی زنان را از محورهای مهم سیاست های خود
قرارداد و در ظاهر امر، ادعا کردند بانوان از حقوق اجتماعی برخوردار شده اند
ولی در عمل آنان در حاشیه بودند و حضور کمّی زنان مورد توجه قرار داشت و
عرصه های گوناگون فرهنگی و مدیریتی از نقش کلیدی آنان بی بهره ماند، سیاست های
حاکم به تدریج حالت شی ءگونه زنان را ترویج داد و کارکرد ترغیب مصرف گرایی را
در جامعه ایرانی بر عهده آنان قرار داد.(۹) در زمان قاجاریه و قبل از آن اگر از
زنان یادی نمی شد، ادعایی هم نبود، حداقل بانوان در لاک انزوای خود، سلامت
خانواده و جامعه را تأمین می کردند، آزادی زنان و کشف حجاب رضاخان زورقی جدید
پدید آورد که دست و پای زنان را محدود به قیودی کرد. مهدی قلی خان هدایت نوشته
است رضاشاه از تمدن اروپایی آنچه ظاهری بود بدون توجه به اصالت تمدن آنان،
گرفت، در این اوقات روزی به شاه گفتم تمدن عالمگیر اروپا دو وجه دارد یکی
تظاهرات در بلوارها، دیگری در لابراتورها و کتابخانه ها و نوع دوّمی مفید و
قابل پیروی است. ولی به این نکته توجهی نکرد و آثاری که بیشتر ظاهر شد همان ها
بود که مردم بی بند و بار خواستارش بودند(۱۰) به این ترتیب در سال ۱۳۰۷ ش طرح
متّحدالشکل کردن لباس مردانه در مجلس تصویب شد. اما اجرای آن با مقاومت شدید
مردم روبه رو شد، چندی بعد به عموم مردم دستور داده شد یک نوع کلاه شاپوی
اروپایی بر سر گذارند که به کلاه پهلوی معروف گردید، در سال ۱۳۰۹ ش کلاه زنانه
جزو امتعه وارداتی آزاد قرار گرفت و کلاه زنانه مانند جنسی که از ضروریات اولیه
است به حساب آمد و زنان درباری دیگر زنان را به کشف حجاب تشویق می کردند، در
اول فروردین ۱۳۱۴، رضاخان فرمان داد مردها کلاه لگنی برسر گذارند و زن ها چادر
را ترک کنند، در همین ایام جشن بزرگی در ساختمان دانشسرای عالی برگزار شد و به
دستور شاه تمام معلّمینی که در این برنامه دعوت شده بودند می بایستی بدون حجاب
شرکت کنند.(۱۱) از آنجا که دستور کشف حجاب و ممانعت از حضور زنان در خارج منزل
بدون چادر صادر شده بود برخی زنان با لباس های بلند و روسری به سر در مجامع
حاضر شدند، در این حال پلیس دستور یافت روسری ها را با زور و ارعاب از سرشان
بردارد، قشر قابل ملاحظه ای از زنان که حاضر نبودند از چادر دست بردارند، تصمیم
به ماندن در خانه گرفتند.
قرائن و مدارک متعددی نشان می دهد که مأموران رضاشاه برای
اجرای این برنامه منفی به زور و ارعاب متوسّل می گردیدند اما مردم برخلاف این
تهدیدها ترجیح می دادند به وضع سنتی قبلی پایبند باشند، یکی از ناظران در این
باره گفته است: پاسبانان همچون لشکر مغول متعرض زنان می شدند و چادر از سرشان
برمی داشتند و یا آن را پاره می کردند، بسیاری از زنان آبستن از خوف چنین
وحشی گری ها بچه های خود را سقط می کردند و عده ای هم سکته نموده بودند.(۱۲)
زنان با حجاب نه تنها حق ورود به اماکن عمومی و تفریحی همچون سینما، رستوران،
مسافرخانه ها و … را نداشتند بلکه اجازه نمی دادند افراد با حجاب حتی به صحن
آستان قدس رضوی قدم نهند.(۱۳) امام خمینی در این باره فرموده اند: «خدا می داند
که به این ملت چه گذشت از این کشف حجاب، حجاب انسانیت را پاره کردند، خدا
می داند که چه مخدّراتی را هتک کردند. آزادی زن این بود که الزام می کردند،
اجبار می کردند با سرنیزه …»(۱۴)
امام در جای دیگر یادآور شده اند: «در آن زمان به اسم اینکه
می خواهیم نیمی از جمعیت ایران را فعال کنیم، آن جنایتکار دست به یک جنایت زد و
آن کشف حجاب بود … بحمدالله در شهر مقدس قم، آنچنان بانوان پایداری کردند که
مشت به دهان آنان زدند، در تهران و سایر شهرستان ها هم اکثریت زن ها با آن
مخالفت کردند و تو دهنی زدند.»(۱۵) علما نیز این وضع را برنتابیدند و حاج شیخ
عبدالکریم حائری، آیت اللّه محمدتقی بافقی، حاج آقاحسین قمی و کشمیری دیگر از
علما در مخالف با این مسئله کوشیدند، در مشهد مردم و روحانیان در مسجد گوهرشاد
اجتماع کردند و علیه این یورش فرهنگی معترض گردیدند که با هجوم مأموران تعدادی
از آنان به شهادت رسیدند و این حادثه به صورت نقطه عطفی در مبارزات مردم با
استبداد رضاشاهی درآمد.(۱۶) مقاوت و دفاع زنان از آرمان های مذهبی در این قیام
منجر به شهادت ده ها نفر از آنان توسط نیروهای مسلح سرلشکر ایرج مطبوعی بود که
غریبانه و شبانه در بیابان های اطراف مشهد دفن شدند.(۱۷)
به رغم این زورگویی های رضاخان که به نام آزادی و مشارکت
سیاسی و اجتماعی زنان صورت می گرفت در دوره سلطنت وی هیچ زنی منصب سیاسی بدست
نیاورد و مدیریت های مهم و کلان کشور همچنان در اختیار مردان بود. اصولاً
رضاخان به هیچ بانویی اجازه نمی داد در مسائل سیاسی و حکومتی دخالت کند، تنها
زنی که می توان گفت وی تا حدودی مراعات حالش را می کرد و در برخی تصمیم گیری ها
به نظراتش توجه نشان می داد، خانم فخرالدوله از خاندان قاجار بود البته رضاخان
از وجود و نفوذ وی سوء استفاده می کرد تا شاهزادگان قاجار را توجیه نماید آسوده
باشند و دست به شورش نزنند.(۱۸) در دوره سلطنت رضاخان، زنان موفق شدند در مشاغل
عمومی جامعه تأثیرگذار باشند، برخی گفته اند بیسوادی مانعی بزرگ بر سر آنان
بود. زیرا حدود ۸۰ درصد آنان در سال ۱۳۱۱ از نعمت سواد محروم بوده اند با این
حال حتی معدود زنان باسواد و تحصیل کرده جامعه نیز امکان حضور در مشاغل اجرایی،
اداری و فرهنگی را بدست نیاوردند.(۱۹)
یورش فرهنگی به سنت های مذهبی
بعد از شهریور ۱۳۲۰ ش و تبعید رضاشاه زنان فرصت مناسبی بدست
آوردند تا علیه بی حجابی وارد میدان شوند، آنان تمامی قوانینی را که برای
محدودیت زنان محجبه در نظر گرفته بودند، نادیده تلقی کردند، موج بازگشت به پوشش
سنتی بخصوص چادر یکی از عوامل مشارکت سیاسی بانوان گردید و اصولاً مراعات حجاب
اسلامی به نوعی مخالف با برنامه های ضد ارزشی رژیم محسوب می شد مسئله اعطای حق
رای به زنان در همان آغاز حکومت محمدرضا مطرح گردید که این برنامه از همان
ابتدا با مخالفت علما بخصوص آیت اللّه بروجردی روبه رو گردید.(۲۰)
در پی رحلت آن مرجع عالیقدر در سال ۱۳۴۰ ش شاه به گمان
تضعیف رحانیت تصمیم گرفت فرهنگ مذهبی مردم را نشانه گیری کند، رحلت آیت اللّه
کاشانی نیز زمینه را برای اجرای توطئه ای جدید علیه اسلام و مسلمانان مهیا
ساخت، در اجرای این نقشه در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی به تصویب دولت
اسدالله علم رسید، در متن این مصوبه قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و
انتخاب شوندگان حذف گردیده و نیز در مراسم سوگند به جای قرآن مجید، به کتاب
آسمانی قید شده بود، در یکی از بندهای این لایحه ضمن اعطای حق رأی به زنان بر
تساوی حقوق زن و مرد تأکید گردیده بود، با مطرح نمودن این مسئله رژیم می خواست
دلیل عقب افتادگی و محرومیت های همه جانبه زنان را در گذشته به دوش اسلام و
قانون اساسی بگذارد و خود را مدافع حقوق بانوان اعلام کند در حالی که همان
زمان، زنان از ابتدایی ترین حقوق محروم بودند و اعطای حق رأی به آنان در اصل
هدفی جز اغفال، فریب و به فساد کشانیدن این قشر از جامعه نداشت و فرستادن چند
زن به انجمن های ایالتی و ولایتی گرفتاری های اساسی و ریشه ای این صنف را حل
نمی کرد و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 