پاورپوینت کامل سکینه، ادیبی شجاع و دین دار ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سکینه، ادیبی شجاع و دین دار ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سکینه، ادیبی شجاع و دین دار ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سکینه، ادیبی شجاع و دین دار ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

>

۳۴

به مناسبت پنجم ربیع الاول

سال روز وفات حضرت سکینه

دختر امام حسین(ع)

بخش نخست:

نقش سکینه در نهضت حسینی

سکینه، مانند دیگر فرزندان امام حسین(ع) در واقعه کربلا حضور داشت. او یکی از زنان ادیب، شاعر، بخشنده و شجاع بود که از صراحت لهجه برخوردار و از کودکی شیرین زبان بود.(۱)

او از زنان زیبا و نیکوخصال زمان خویش محسوب می شد. سکینه رنج شهادت پدر، برادران و اقوام خویش را در کربلا و سختی های اسارت را در کوفه و شام تحمل کرد و در موارد گوناگون شجاعانه به دفاع از جد خود علی(ع) می پرداخت و از فرصت های به دست آمده علیه دشمنان اهل بیت بهره می برد.

امام حسین(ع) در اشعاری وی را «خیره النسوان؛ بهترین زنان» معرفی کرده است که نشان می دهد در زمان واقعه کربلا سکینه بالغ بوده است(۲). در گفت وگویی که سهل بن سعد در شام با وی دارد، در آغاز از او با تبیر «جاریه(۳)؛ خانم بالغ» سؤال می کند. زمان تولد و مقدار سن وی مشخص نیست.

زرکلی درباره او می نویسد: «سکینه دختر حسین بن علی بن ابی طالب(ع)، زنی شریف، شاعر و کریم است و از زیباترین زنان، خوش نفس ترین و سرور زنان عصر خویش بود که با بزرگان قریش مجالست داشت. شعرا نزد او جمع می شدند و به گونه ای می نشستند که او آنها را می دید اما آنها او را نمی دیدند. سخنان آنان را می شنید و یکی را بر دیگری برتری می داد. اشعار آنان را نقد می کرد و به آنها جایزه می داد.»(۴)

زندگانی وی دارای اوج و فرودهای فراوانی است که به گوشه هایی از آن اشاره می کنیم.

نام سکینه

نامش را امیمه، امینه و آمنه دانسته اند و آمنه را درست تر معرفی کرده اند.(۵)

مادر سکینه

رباب، دختر امرؤ القیس بن عدی کلبی، شاعر معروف عرب، مادر سکینه و علی اصغر بود. امام حسین(ع) به شدت همسرش رباب و دخترش سکینه را دوست داشت و نقل شده که فرمود:

«لعمرک اننی لأحب دارا تحلّ بها سکینه و الرباب(۶)؛

به جان تو سوگند من خانه ای را دوست دارم که در آن سکینه و رباب وارد شده باشند.»

علاقه رباب هم نسبت به امام حسین(ع) چنان شدید بود که پس از شهادت حضرت، وی به تمام خواستگاران خود پاسخ منفی داد و خیمه ای برای عزاداری برپا کرد و با کنیزان خود بر حضرت، اشک می ریختند تا قطرات اشک آنان قطع شد و پس از یک سال از واقعه کربلا از دنیا رفت.(۷)

ازدواج اول سکینه

ذکر کرده اند که حسن بن حسن بن علی(ع) به خواستگاری نزد عمویش امام حسین(ع) آمد حضرت از او خواست یکی از دو دخترش فاطمه یا سکینه را انتخاب کند. او با فاطمه ازدواج کرد و امام درباره سکینه فرمود: «انّ الاستغراق مع اللّه غالب علیه؛ اندیشه و تفکر در خدا بر او غالب است.»(۸) این گزارش نشان می دهد که سکینه در آن زمان به سن بلوغ رسیده بوده است. شیخ طبرسی در اعلام الوری نوشته است امام او را به ازدواج پسر عمویش عبداللّه بن حسن درآورد ولی عبداللّه قبل از زفاف، در کربلا شهید شد.(۹)

سکینه در واقعه کربلا

سکینه در واقعه کربلا همراه مادر خود حضور داشت. غلام رباب، عقبه بن سمعان از کسانی است که از مدینه تا کربلا با امام بود و کشته نشد(۱۰) او گزارش های مهمی از نهضت امام، نقل کرده است. سکینه نیز جزو گزارش گران این واقعه مهم تاریخی است. اینک به برخی از این گزارش ها و حوادثی که مربوط به سکینه است، اشاره می کنیم.

۱. مقرم ـ که کتابی درباره سکینه نوشته ـ گزارشی در مقتل الحسین آورده که مربوط به زمان شهادت ابوالفضل است. وی می نویسد: پس از این که امام به استغاثه عباس پاسخ داد، با حالت حزن و اندوه به خیمه ها برگشت و صدا زد: آیا کسی هست که ما را یاری کند؟ …، گویا زنان حرم متوجه شدند که حادثه تلخی رخ داده است. سکینه نزد پدر رفت و از عمویش پرسید و امام خبر از شهادت وی داد. زینب که این خبر را شنید، صدایش به گریه بلند شد و صدا زد: ای برادر، ای عباس …، زنان گریه کردند و امام هم با آنان اشک ریخت.(۱۱)

۲. از گزارش های او امام حسین(ع) در آخرین وداعش که با اهل بیت، به در خیمه گاه می آید و از زینب جامه کهنه می طلبد که آن را زیر لباس های خود بپوشد تا سپاه ابن زیاد پس از شهادت، آن را از بدن وی بیرون نیاورند. امام(ع) فرمود: من به شهادت می رسم و لباس هایم را به غارت می برند. سپس با زنان حرم وداع می کرد که متوجه شد سکینه جدای از زنان در گوشه ای نشسته و گریه می کند.(۱۲) حضرت او را به آغوش گرفت و در اشعاری فرمود:

«سیطول بعدی یا سکینه فاعلمیمنک البکاء اذ الحمام دمانی

لاتحرقی قلبی بدمعک حسره مادام منی الروح فی جُثمانی

و اذا قتلت فانت اولی بالذیتأتینه یا خیره النسوانی(۱۳)

ای سکینه بدان که پس از من گریه تو طولانی خواهد شد وقتی که مرگ بر من وارد شود. قلب مرا با گریه حسرت آمیز خود مسوزان تا زمانی که روح در کالبد من است. و زمانی که به شهادت رسیدم پس تو سزاوارتری که گریه نمایی ای بهترین زنان.»

علامه مجلسی در بحارالانوار از برخی کتاب ها نقل می کند که امام حسین(ع) برای وداع آمد و صدا زد: «یا سکینه یا فاطمه یا زینب یا ام کلثوم علیکنّ منی السلام؛ ای سکینه، ای فاطمه، ای زینب و ای ام کلثوم درود آخرین بر شما باد!» سکینه صدا زد: «یا ابه استسلمت للموت؛ ای پدر آیا آماده مرگ شده ای؟» پاسخ داد چگونه تسلیم نشود کسی که یار و یاور ندارد. سکینه گفت: ای پدر پس ما را به حرم جدمان بازگردان! فرمود: اگر صیاد مرغ قطا را می گذاشت، در آشیانه خود استراحت می کرد. صدای زن ها به گریه بلند شد. امام حسین(ع) آنها را ساکت کرد و به دشمن حمله نمود.(۱۴)

شاعر فارسی زبان گوید:

آمد به خیمه گاه و وداع حرم نمودبر کودکان نمود به حسرت همی نگاه

این را نشاند در بر و بر رخ فشاند اشکآن را گذاشت بر دل و از دل کشید آه

در اهلبیت شور قیامت بپا نمودوز خیمه گاه گشت روان سوی حربگاه(۱۵)

۳. گزارش دیگر مربوط به وداع با اجساد مطهر شهداست که مورخان نوشته اند: سکینه آن قدر در کنار بدن پدر، گریه کرد که او را خواب برد.

سکینه نگران حرکت کرد در حالی که گوشه های چشم وی از اشک آسیب دیده بود و به گونه خود می زد.

در این هنگام هاتفی چنین می خواند:

«بکت الارض و السماء علیهبدموع غزیره و دماء

یبکیان المقتول فی کربلبین غوغاء امه ادعیاء

منع الماء و هو عنه قریبعین ابکی الممنوع شرب الماء(۱۶)؛

زمین و آسمان بر او گریه کردند با اشک های فراوان و خون

آن دو بر شهید کربلا می گریند در میان عموم امتی که ادعای تقرب دارد

از آب بازداشته شد در حالی که به آن نزدیک بود. چشم گریه کن بر کسی که از خردن آب ممنوع شد.»

با اینکه فاطمه دختر امام حسین(ع) و دیگر زنان حضور فعالی در صحنه کربلا داشته اند گزارش های سکینه مفصل تر به نظر می رسد. شاید علت آن، حضور اجتماعی و شهرت او بوده که مخبران، نقل های وی را شنیده و برای دیگران نقل می کردند.

سکینه در اسارت

بریدن سرهای شهدای مسلمان تا زمان واقعه کربلا سابقه نداشته است و گفته شده اولین سری که در اسلام از بدن جدا و از شهری به شهری دیگر حمل شد، سر عمرو بن حمق یکی از یاران علی(ع) بود که توسط زیاد بن ابیه حاکم کوفه، به شام نزد معاویه فرستاده شد.(۱۷) ولی این عمل در سطح عام و گسترده نبود. اما در واقعه کربلا پسر وی عبیداللّه بن زیاد، سر ۷۲ تن شهید کربلا را بین قبایل کوفه تقسیم کرد و پس از کوفه به شام فرستاد.(۱۸) اما به اسارت بردن خانواده مسلمان تا زمان واقعه کربلا سابقه نداشت. وقتی که علی(ع) بر اصحاب جمل و از جمله عایشه پیروز شد، هرچه یاران حضرت، اصرار کردند که مردان و زنان آنان را اسیر بگیرند، نپذیرفت و عایشه را با احترام و همراه با زنانی که لباس مردانه پوشیده بودند، به مدینه اعزام کرد؛ به گونه ای که عایشه در پایان سفر خود از زن بردن همراهان خویش آگاه شد. از این رو در طول سفر اسارت، کوفیان به زودی از هویت اسیران مطلع شدند چون برخی از قبل آنها را می شناختند. ولی شامیان تصور نمی کردند که خلیفه ومدعی جانشینی پیامبر اسلام، جمعی از خاندان وی را به اسارت بگیرد و در شهرها به گردش درآورد. برخورد افراد و مردم شام را با اسیران کربلا باید با توجه به این نکته مورد توجه قرار داد و اتفاقاتی را که می افتد باید با این نگاه تحلیل کرد. این سخن که گویا آنان اسیران ترک و دیلم هستند، به همین معنی است که آنان گویا جمعی غیر مسلمان اند که خلیفه مسلمین بر آنان پیروز شده است.

در طول اسارت در کوفه، گزارش خاصی از سکینه به دست ما نرسیده است. گویا غم و اندوه مصیبت پدر و برادران و خویشان او را غمگین کرده است و فضای نظامی شدید کوفه که با اعتراض عبداللّه بن عفیف ازدی به شدت کنترل می شد و با اعتراض زینب(س) و امام سجاد(ع) به عبیداللّه بن زیاد بیشتر شد، زمینه ارایه هر گونه گزارش را از بین برد.

اسیران کربلا در شام

در شام گزارش های متعددی از سکینه نقل شده است که نشانه مقاومت این خاندان در برابر یزید زشت کردار است و نشانه ای از ناآگاهی مردم شام که آن روز را جشن گرفته بودند و سه روز برای این جشن تدارک می دیدند و شهر را آذین بندی کردند.(۱۹) البته با ورود اهل بیت، وضع شام دگرگون شد و اسیران توانستند پیام خون شهیدان را به عمق کاخ یزید ببرند.

وقتی اسرای اهل بیت در روز با صورت های باز وارد شام می شوند، مردی شامی می گوید: ما اسیرانی نیکوتر از اینها ندیدیم. می پرسند شما کی هستید؟ سکینه می گوید: «نحن سبایا آل محمد؛ ما اسیران آل محمد(ص) هستیم.»

یزید، بر در کاخ نشسته بود. چون اسیران و سرهای شهدا را بر روی نیزه دید گفت:

«لما بدت تلک الحمول و اشرقتتلک الرؤس علی شفا جیرونی

نعب الغراب فقلت قل او لا تقلفقد اقتضیت من الرسول دیون؛

چون این کاروان اسیران ظاهر شد و سرها به کنار باب جیرون رسیدند، کلاغ، آواز سر داد پس گفتم بگو یا نگو به تحقیق قرض های خود (انتقام کشته های بدر) را از آل پیامبر گرفتم.»

به جهت همین اشعار، ابن جوزی، قاضی ابویعلی، تفتازانی و سیوطی که همه از بزرگان اهل سنت هستند، حکم به کفر و لعن یزید کرده اند.(۲۰)

در روز اول صفر، اسیران وارد دمشق شدند. مردم با داریه و بوق و شادی از آنان استقبال کردند.

سه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.