پاورپوینت کامل زنگ ها برای که به صدا درمی آیند ۲۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زنگ ها برای که به صدا درمی آیند ۲۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زنگ ها برای که به صدا درمی آیند ۲۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زنگ ها برای که به صدا درمی آیند ۲۲ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۱۶

چه تاکسی هایی، مثل عروس! چه صندلی های راحتی! روح آدم رو تازه می کردن. روی صندلی نشستم و برای خودم لم دادم. چشم هام رو روی هم فشار دادم و سعی کردم چهره عبوس، کریه المنظره و مندرس رئیس رو با اون ابروهای لنگه به لنگه از جلوی نظرم پاک کنم. قبل از اینکه چشم هام رو کاملاً ببندم بازویم رو بالا آوردم و انگار بخواهم مگس مزاحمی رو از اون جا دور کنم، چند بار، توی هوا دستم رو تکون دادم آه، چه عالی! یکهو رئیسم محو شد!

کرایه رو دوبله سوبله می سلفیدم، عوضش، زودتر، راحت تر و باکلاس تر به خانه ام می رسیدم. کم کم، جای اون احساس کوفتی قبلی، احساس نیرومند و نیروزای خوشبختی مثل شیر پاستوریزه به همه جای بدنم دوید و سر و صورتم لیس زد و لیف کشید.

حالا فقط باید منتظر می نشستم تا تاکسی پر بشه. قبل از من یک نفر سوار شده بود و صندلی جلو رو گرفته بود. سرش رو به پشتی تکیه داده بود و چهره اش رو نمی دیدم. حدس زدم از قماش خودم باشه و با تن له و لورده استراحت می کنه. همون طور داشت احساس رضایت و خوش و خرمی در وجودم بیشتر و بیشتر می شد و مثل میکروب آنفلونزا تا نوک ناخن هام نفوذ می کرد. در این موقع در باز شد و دو نفر دیگه سوار شدن و ماشین پر شد. سریع تر از اون امکان نداشت اتفاق بیفته!

راننده هم پرید بالا و سریع روشن کرد و راه افتاد. لبخند ملایم و گرمابخشی روی لب هام نشوندم و همونطور با چشم های بسته خودم رو اون گوشه ماشین مچاله کردم. آرزو داشتم بخوابم، خواب های خوش ببینم و قبل از آنکه خواب هام تموم بشن ببینم به خونه رسیدم، راننده در رو برام باز کرده و تعظیم کنان بگه: «بفرمایید، اینجا همانجاست که می خواستید باشه. ساق و سلامت پیاده شوید و برای شام اشکنه نوش جان کنید.»

با این فکر و خیال ها و درست زمانی که داشت چشم هام گرم می شد یکهو صدای بع بع بزغاله ای کنار گوشم ترکید. با تعجب و انزجار و مشکوک یک چشمم رو باز کردم. آیا خواب می دیدم؟ صدا باز هم آمد.

از حالت مچاله به وضعیت نیم خیز تغییر جهت دادم. یکهو صدای زنگ بزغاله ای قطع شد و جاش، آقای بغل دستیم عینهو بلبلی خوش الحان به صحبت افتاد. بعد از چاق سلامتی اولیه، بلافاصله افتاد به بد و بیراه گفتن.

صدای اون طرفی واضح و شفاف و بلند بود و توی تاکسی می پیچید. لنترانی هاشون کوبنده و دشمن شادکن بود.

بغل دستی، که گویا سر معامله ای اوقاتش قاراشمیش و اوضاعش درب و داغون بود، رنگش مثل بوقلمون های دوران باستان سرخ شده و ردیف نقل و نبات تحویل طرفش می داد. با صدور هر نقلی سر جام زیر و رو می شدم و با هر نباتی که فک می زد به لرزه می افتادم. خواب و رؤیا و آرزو که پاک از سرم افتاده بود.

یکهو زد و به سرفه افتادم. اولش تک سرفه ای بود بعد کم کم شدیدتر شد. راننده فکر کرد علایم هشداردهنده پخش می کنم برای اعلام حمایت و صیانت از محیط آرام و مامان تاکسی شروع کرد به عطسه زدن. چه عطسه هایی! تو دل خالی کن و چند ریشتری!

سرش پرت می شد به طرف فرمون، تعظیم می داد و برمی گشت سر جاش و پاش، بی کنترل، روی گاز می رفت.

بغل دستی متوجه شد. سریع، چند تا بد و بیراه نشسته و نرفته دیگه رو جمع بندی و نثار طرفش کرد و دکمه قطع و زد.

خیالم راحت شد. نفس بلندی کشیدم و زیرچشمی پاییدمش. یکهو صدای تارزان آمد. اینجور «اَاَاَاَاَ …اَاَاَ …اَاَاَ …اَاَاَاَاَاَ …»

بغل دستیِ بغل دستیم بود. خانمش کارش داشت. شب، میهمان

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.