پاورپوینت کامل وقتی تب تلافی بالا بگیرد ۲۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل وقتی تب تلافی بالا بگیرد ۲۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وقتی تب تلافی بالا بگیرد ۲۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل وقتی تب تلافی بالا بگیرد ۲۹ اسلاید در PowerPoint :

>

۸۶

با سلام خدمت خواهر مهربانم که رسیدگی به امور خانوادهی پدری، ازافتخارات مهمش به شمار میاید وهنوز که هنوز است، دست ازحمآیت همه جانبه، نسبت به خواهر و مادر و دیگر اقوام گذشتهاش نکشیده است. امیدوارم کماکان در سآیهی توجهات جیب شوهرتان مانده، نهآیت استفاده را از وضعیت موجود داشته باشید؛ چرا که به قول بنگاهداران مهر و محبت و اهل فن از این گونه موارد که پسری در نهآیت صحت عقل، سرکیسه اش را جلوی ضعیفهاش شل کند و از او حمآیت بی چون و چرا به عمل آورد بسیار نادر و قابل اغماض است. به هر صورت قدر عافیت را بدان و در ضمن شوهرداری از اصول اولیهی زندگی مشترک که همانا مادرشوهرداری و نوازش خواهرشوهر است غافل مباش چرا که به گفتهی شمار زیادی از تجربه اندوختگان، بسیار تأثیرگذار و راه گشاست.

این مقدمهی طولانی، تقدیم به خواهرگرامیام تا بداند چقدر از دریافت هدیهای بعد از چندین سال، خوشحال وخرسندم. امیدوارم که باز هم در این امور خیر شرکت جسته، ما را بی نصیب نفرمایید.

باری اگر از حال من خبری خواسته باشید، بد نیستم و بیصبرانه منتظر تعطیلات نوروزی میباشم تا بتوانم بعد از چندین ماه درس خواندن، کولهبار دانشمرا بر زمین گذاشته، اندکی استراحت کنم. مخصوصاً که در این برج فلکی ماه و ستارهی من بسیار خوشجا بوده و سبب کسب افتخاراتی از برای بنده شد هر چند اینجانب هیچ اعتقادی به جابهجایی ستارههای فلکزده ندارم. اما چون این جملات به مذاق شوهرگرامی ستاره شناستان خوش میاید به این امر استناد جسته و ذوق و قریحهی خدادادی و سرشار خود را به آنان نسبت میدهم. (از درآیت و تیزبینی خواهری چون من به خود ببال چرا که در نامهام هوای همه را دارم و بینشم همه جانبه است.)

همانطور که احتمالاً در جریان هستی، سال نو در پیش است و سال کهنه بار و بندیلش را جمع کرده است. هرکس به نوبهی خود کاری برای آمدن سال نو انجام میدهد تا نشان دهد منتظرخانم بهار است. بچه های خوابگاه ما هم به شدت کاری شدند و مرتبکردن خوابگاه را به ورودیهای جدید سپرده تا زهرچشمی از آنان گرفته باشند. البته من در این گونه کارها به دلیل خرابکاری سالهای اخیرم، شرکت نجستم تا خود و قومی را ازمشکلات سهوی خود برهانم. اما مگر می شود چشم دیگران را به روی استعداد و هنرم ببندم؟ گذشته از این حرفها اعتقاد من این است که استعداد شخصی نیست و من ناچیز، متعلق به همه هستم.

چند وقت پیش، ساختمانی که نزدیک به خوابگاه ما بود افتتاح شد و چند گروه از بچههای بی سرپرست وارد خانهی جدیدشان شدند البته این قضیه به ما مربوط نمیشد تا آنجا که به صورت رسمی، برای آشنایی با همسآیههای جدید، دعوت شدیم.من و مهسا وچندتا از بچهها تصمیم گرفتیم طی جلسهای با همهی خوابگاهیان صحبت کرده، از آنان بخواهیم برای خوشحال کردن کودکان و نوجوانان بی سرپرست تدابیری بیندیشیم. بگذریم که طرح من از سوی بعضی از غرضورزان و کینهجویان مورد استهزا قرار گرفت، اما تصمیم گرفته بودم که هر طور شده، همسآیهی – به خیال خودم – غمگین را درآستانهی سال نو، شاد کنم. به همین جهت، با همکاری بعضی از دوستانم، مقداری پول جمع کرده، کیکی سفارش دادم و در شب مذکور به سوی خانه همسآیه رهسپار شدیم. چه دردسرت بدهم که به محض ورود، همگی به غربت و محرومیتمان پی بردیم. خانهی همسآیه که قربانش بروم، خانه نبود قصر بود. در ضمن ساکنین این قصر هم فرشتگانی بودند که در نهآیت زیبایی لباس به تن کرده بودند و با یک شاخه گل، به ما خوش آمد میگفتند. از دیدن این صحنهها همهی ما که با وضع اسفناک و رقتانگیزی به مهمانی آمده بودیم سر به زیر و خجالتزده شدیم. اتاقهای مرتب، دختربچههایی منظم و با ادب که باید کتاب فرهنگ و ادب را تدوین می کردند و … طرز برخوردشان با همدیگر باعث شد نه تنها از جشن باشکوه قصر پریان لذت نبردیم بلکه به شدت هر چه تمامتر به افسردگی و پرخاشگری مبتلا شویم .در انتهای شب که به خوابگاه مراجعت کردیم، هنوز آثار غم وغصه برچهرهمان مشهود بود چنانکه به جرقهای منفجر شده، چنین جملات باشکوهی تحویل هم میدادیم: «خجالت نمیکشی همیشه وسایلت اینور و اونور پخشه! از بچههای خونه بغلی یاد بگیر، چقدر مرتب بودن!»

و دیگری جواب میداد : «توحرف نزن که از لحاظ برخورد و اخلاق به اندازهی اون دختر بچهی پنج ساله هم نیستی !»

خواهرجان چه دردسرت بدهم که تا نیمههای صبح برنامهای داشتیم دیدنی! خیلی از این محبتها و التفاتهای داغ، نصیب من میشد چرا که من اصرار کردم تا همه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.