پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
>
۲۲
هوا خیلی هوای خوشی بود. لکه های زرد و بزرگی آسمان آبی را پوشانده بود …، اما میس بریل خوشحال بود که رأیش بر این قرار گرفته بود که پالتوی خزش را بردارد. هیچ نسیمی نمی آمد. اما وقتی دهان را باز می کردی، نوعی سرمای خفیف همانند خنکای یک لیوان آب یخ، قبل از نوشیدن، احساس می شد. هر چند وقت یک بار، برگی که معلوم نبود از کجا آمده است، چرخ می خورد و از هوا به زمین می افتاد.
پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint دستش را بالا آورد و پوستین خز را لمس کرد. احساس کرد چه قدر ناز و دوست داشتنی است. از اینکه آن را دوباره لمس کرد، خوشش آمد.
آن روز بعد ازظهر پالتو را از جعبه بیرون آورده بود، گرد نفتالیناش را تکانده و حسابی آن را برس زده بود و به دنبال آن، زندگی گذشتهاش در برابر چشمهای تار و ریزش مجسم شده بود. چشمهای کوچک و غمگین میگفت: «چه به روز من آمده است؟»
آه! چه قدر خوب میشد چشمانش از زیر نقاب سرخ صورتش بیرون میآمد، اما بینیاش که سایه روشنی از رنگ سیاه داشت اصلاً صاف نبود، احتمالاً یک جوری ضربه دیده بود. زیاد مهم نبود با مالیدن اندکی کرم یا پودر صورت، به وقتش میشد روی آن را گرفت؛ یک جور ماست مالی!
بله پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint واقعاً در مورد بینی اش این طور فکر می کرد. او می توانست این لک را که تا کنار گوش چپ اش کشیده شده بود، در زیر موهای سرش پنهان کرده و با دست آن را بپوشاند. احساس کرد بازوها و دستهایش به خارش افتادند. حدس زد باید از پیاده روی باشد. وقتی نفس می کشید چیزی اندوهناک و سبک … اما نه! اندوهناک نه، بلکه به نظر چیزی نرم و ظریف روی سنیه اش می خزید. امروز نسبت به یکشنبهی گذشته، جمعیت بیشتری بیرون بودند و گروه موزیک بلندتر و سرحال تر از همیشه می نواخت. چون سال نو شروع شده بود. با اینکه افراد گروه یکشنبه ها، تمام سال را به طور دسته جمعی می نواختند، اما یکشنبه ی اول سال مثل همیشه نبود. مثل این بود که کسی فقط برای خانواده ی خودش می نواخت و اگر غریبه ای در آنجا حضور نداشت، برایش اهمیتی نداشت که گروه چگونه می نواخت. برایش مهم نبود آیا رهبر گروه کت تازه پوشیده است یا نه؟! چون مطمئن بود که او حتماً لباس تازه به تن کرده است.
رهبر ارکستر پایش را به زمین می زد و مثل خروسی که در حال بانگ زدن باشد، دست هایش را در هوا تکان می داد و افراد گروه که در ساختمان گنبدی شکل و سبز رنگی نشسته بودند، گونه هایششان را باد داده و به صفحه های مقابل شان زل زده بودند. حالا صدای نواختن آرام فلوت به گوش می رسید. خیلی زیبا بود! صدا همانند رشته ای کوتاه از قطرات شفاف آب، روشن و دلنشین بود. پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint مطمئن بود که این آواز دوباره تکرار می شد. همین طور هم شد. سرش را بالا گرفت و لبخند زد.
فقط دو نفر روی صندلی مخصوص او کنارش نشسته بودند. یکی پیرمردی با سر و وضع آراسته و مرتب که یک ژاکت مخمل به تن داشت و دست های خود را روی عصای بزرگ کندهکاری شده اش قلاب کرده بود و دیگری پیرزن درشت هیکلی که سیخ و صاف نشسته بود و گلوله ی کاموای بافتنی روی دامن گلدوزی شده اش قرار دادشت. آنها حرف نمی زدند و این سکوت برای پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint کسلکننده بود. چون او همیشه چشم به راه بود با کسی سر صحبت را باز کند؛ فکر می کرد که در گوش دادن به حرف های دیگران واقعاً استاد است. برای یک دقیقه هم که شده، طوری می نشست و به حرف دیگران گوش می داد که انگار اصلاً به حرف آنها گوش نمی دهد.
زیر چشمی به زوج پیری که در کنارش نشسته بودند نگاه کرد. فکر کرد شاید به زودی از آنجا بروند. یکشنبه ی هفتهی گذشته هم به خوبی همیشه نبود. یک مرد انگلیسی و همسرش در کنارش نشسته بودند. مرد یک کلاه بدریخت پانامایی به سر داشت و زن چکمه ی دگمه دار به پایش کرده بود.
تمام این مدت، در این فکر بود که چهطور باید او هم عینک بزند. می دانست که چشم هایش به عینک احتیاج دارد اما داشتن آن فایده ای نداشت. مطمناً شیشه هایش می شکست و هیچ وقت دوام نمی آورد. حواسش به مردی بود که به ظاهر صبور بود و سر و وضعش نشان می داد که ثروت زیادی دارد. او یک عینک لب طلایی به چشم ش زده بود. از آن نوع عینک ها که به دور گوش می پیچید. شیشه هایش مثل دو بالش کوچک به دو طرف پل بینی تکیه داده بودند.
اما نه! هیچ چیز او را راضی نمی کرد. فکر می کرد اگر عینک هم بزند، از بالای بینی اش لیز خورده، خواهد افتاد. پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint می خواست خود را از قید همه چیز آزاد کند.
پیرزن ها و همین طور پیرمردها همانند یک مجسمهی بی حرکت روی نیمکت ها نشسته بودند. چندان مهم نبود. همیشه عده ای برای تماشا بودند. در مقابل باغچه ی گل کاری شده و ساختمان گنبدی شکل کلیسا، زن و شوهرها، زوج های جوان و دستجات مختلف مردم، پس و پیش در رفت و آمد بودند. آنها گاهی می ایستادند تا با هم حرف بزنند، به هم سلام کنند و یا از گداها که کاسه ی گدایی شان را روی نرده ها گذاشته بودند، یک دسته گل بخرند. بچه های کوچک، خندان و دوان دوان بین مردم در حرکت بودند. پاپیون های بزرگ سفید و ابریشمی دور گردن پسر بچه ها حلقه زده بود و دختر بچه ها مثل عروسک های فرانسوی کوچک، لباس های توری و مخملی سرتاپایشان را پوشانده بود. گاهی اوقات، یک بچه تلوتلو خوران از زیر درخت ها بیرون می جهید، می ایستاد، خیره به اطرافش نگاه می کرد و در همین حال ناگهان تلپی به زمین می خورد. این جا بود که مادرش سرزنشکنان با قدم های بلند خود همانند یک مرغ کوچک به داد فرزندش می رسید.
بقیه ی مردم روی نیمکت ها و صندلی های سبز رنگ نشسته بودند. هر یکشنبه کارشان همین بود. پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint اغلب متوجه چیز خنده داری تقریباً در مورد همه ی آن ها شده بود. آنها مرموز، ساکت و تقریباً همه پیر بودند. طوری نگاه می کردند که انگار همین الان از اتاق های کوچک و تاریک و یا حتی از درون گنجه ها و قفسه ها بیرون آمده اند.
درختان بلند و قلمی از پشت ساختمان گرد کلیسا دیده می شد؛ برگ های زردشان به زمین می ریخت و باریکه ای از آب در میان شان جریان داشت و پشت سر، آسمانی آبی با ابرهایی از رگه های طلایی رنگ به چشم می خورد و گروه موزیک دام دام … دام می نواخت. دو دختر جوان در پیراهن های قرمز به هم لبخندی زدند و دست در دست همدیگر، از آن جا دور شدند. بعد از رفتن آنها، دو زن روستایی با کلاه های حصیری مضحک از آنجا رد شدند. آنها دو الاغ زیبا را که پوستی دودی رنگ داشتند با وقار به پیش می راندند. راهبه ای با چهره ای بی روح و پریده رنگ، شتابان از آنجا گذشت. پشت سرش یک زن زیبا پیش آمد و دسته گل بنفشه ای که در دست داشت، به زمین افتاد. در این هنگام پسر بچه ای دنبالش دوید تا آن ها را به دستش دهد. زن دسته گل را از دست پسرک گرفت و آن را به گوشه ای پرتاب کرد. گویی گل ها بعد از افتادن به زمین سمی شده بودند.
خدای عزیز! پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint نمی دانست این کار را تحسین کند و یا اینکه آن را سرزنش کند؟!
در همین لحظه زنی با کلاه خز سفید رنگ و مردی شیک پوش با کت و شلوار خاکستری درست در مقابل پاورپوینت کامل دوشیزه بریل ۴۷ اسلاید در PowerPoint به هم رسیدند. مرد، قد بلند، اتو کشیده و با وقار بود و زن، کلاهِ سفیدِ یکدستی سرش گذاشته بود. او این کلاه را زمانی خریده بود که موهایش طلایی رنگ بود. حالا همه چیز، موهایش، صورتش و حتی چشم هایش به رنگ همان کلاه سفید زوار در رفته، بود. علاوه بر کلاه، او یک جفت دستکش تمیز دستش کر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 