پاورپوینت کامل اعتراض ۱۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اعتراض ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اعتراض ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اعتراض ۱۸ اسلاید در PowerPoint :
>
۹۲
شما هم اگر یادداشتهای روزانه کنفوسیوس را ورق بزنید، شاید به این جمله برخورد کنید که:
«به تعلیم و تربیت مدرسهای بسنده کردن، وقت تلف کردن است، بزرگان هر جامعهای باید با رفتار خویش مردم را تربیت کنند …»
او چرا این چنین گفته بود، بماند. بیایید ساعتی با این مهندس پیر همراه شویم.
نه؛ لازم نیست ژست کنفوسیوسی به خود بگیرید تا حرف مرا بفهمید. حرف من حرف سادهای است. زلال و روان مثل دل و جان آدمهای مصفّا!
یک جعبه شیرینی دستش گرفت و از دم درِ مؤسسه تعارف کرد تا رسید به اتاق مدیر مسئول. ایام عید بود و او دلخوش از اینکه کام آدمها را شیرین میکند.
چه ساده میتوان لبخندی بر لبی نشاند!
آنروزها مؤسسهی اطلاعات رو به روی شرکت مترو بود و او نیز مهندس این شرکت.
عشقش کشیده بود آنروز شادی خود را با بر و بچههای روزنامهنگار تقسیم کند.
آمد از در اتاق مدیر مسئول بیرون برود که صدای او، از حرکت بازش داشت و برگشت.
روزنامهنگارها و مطبوعاتیها را دیدهاید؟ سوژه برایشان حرف اول را میزند. این هم یک سوژه بود، خدا میداند. من که در کوچه پس کوچه ذهن او نبودم.
هر چه بود تعارفش کرد بنشیند و مهندس نشست. شاید هم صرفاً یک گپ دوستانه بود.
نمیخواست زحمت او را بی پاسخ گذاشته باشد. قدری با هم حرف زدند. از هر دری سخنی!
فهمید مهندس است و همان رو به رو کار میکند. فهمید از قضای روزگار سر و کارش به اینجا افتاده؛ اما نفهمید بالاخره این کتاب را به او بدهد یا ندهد!
یکی دو بسته کتاب «فضیلتهای فراموش شده» – خاطرات مرحوم راشد از پدرش ملاعباس تربتی- را که در همان مؤسسه چاپ شده بود، گوشه اتاقش گذارده بود و هر مهمانی که میآمد، یکی را به او هدیه میداد. اما در اینکه این کتاب به درد این آقا بخورد، واقعاً تردید داشت.
شاید با خودش میگفت: مهندس مترو را چه کار با ملاعباس تربتی؟!
شاید هم میگفت: فضیلتهای فراموش شده را باید به یاد همه آورد؛ مهندس و غیر مهندس ندارد!
سرانجام دل را به دریا زد و پرسید: مهندس، شما راشد را میشناختی؟
(گفت اگر توی این حال و هواها باشد، کتاب را به او میدهم و الا نه.)
گل از گلش شکفته شد. لبخندی زد و گفت: میشناسم که هیچ، خاطرهای هم از او دارم.
گل بود به سبزه نیز آراسته شد!
چه جالب؛ من میخواستم کتابی از مرحوم راشد را به شما هدیه کنم.
مهندس کتاب را گرفت و ورقی زد. چند بار از اوّل به آخر، از آخر به اوّل. به عکس مرحوم راشد که رسید، ماند. مدتی به آن خیره شد. به عکس ملاعباس تربتی همچنین. از چنین پدری، باید چنین پسری!
از سویی میخواست سکوت کند و با سکوتش حرفی بزند.
حرف و گفت و صوت را بر هم زنم
تا که بی این هر سه، با تو دم زنم
از سویی دیگر دلش نمیآمد، این سخن را نگوید.
سر برداشت و گفت: من پیش از انقلاب کارمند شهرداری بودم
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 