پاورپوینت کامل بازتاب نقش پشتیبانی زن در شعر دفاع مقدس ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازتاب نقش پشتیبانی زن در شعر دفاع مقدس ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازتاب نقش پشتیبانی زن در شعر دفاع مقدس ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازتاب نقش پشتیبانی زن در شعر دفاع مقدس ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

>

۳۰

جبهه جنگ دو بعد بسیار مهم دارد: یکی حضور مستقیم در جنگ و دیگری پشتیبانی و آماده-سازی زمینهی حضور در جبهه. پشتیبانی به هر دو صورت مادی و معنوی صورت میگیرد. در زمان جنگ چون مردان بیشتر در صحنههای نبرد حضور داشتند وظیفهی زنان پشتیبانی و تدارک خطوط جنگ بود. از یک سو، مایحتاج فرزندان، برادران و همسرانشان را در جبهه تأمین میکردند و از دیگر سو وظیفهی سنگین ادارهی خانواده، حفظ روحیهی سلحشوری جامعه، سلامت فکری و عقیدتی پشت جبهه و حمایت از خانوادههای ایثارگران را عهدهدار بودند تا رزمندگان اسلام با آرامش روحی و روانی کامل به دفاع از حریت و استقلال میهن و انقلاب اسلامی بپردازند.

حضور طیف گستردهای از زنان در پشت جبهه در هشت سال دفاع مقدس از افتخارات بانوان ما در جنگ تحمیلی است. آنها اگر در خط مقدم حضور چندانی نداشتند، سربازان گمنامی بودند که در تمامی عرصهها حضوری فعال داشتند بدون اینکه نامی از آنان برده شود. حتی پس از جنگ نیز کمتر به نقش سازنده و حساس بانوان در پیروزی عظیم دلاورمردان اسلام بر کفر جهانی پرداخته شده است. در این مقاله به ابعادی از این حضور حماسی از جمله کمک رسانی و پشتیبانی، حمایت از خانوادهی ایثارگران، شرکت در مراسم تشییع و بزرگداشت شهدا، برعهده گرفتن نقش مرد در خانواده، فعالیت اقتصادی و حضوری آگاهانه در اجتماع که در آینهی شعر شاعران متعهد دفاع مقدس منعکس شده است، پرداخته میشود.

کمکرسانی و پشتیبانی

نقش تدارکات و پشتیبانی در جنگ

یکی از عوامل مهم در موفقیت عملیات نظامی، پشتیبانی است. اگر سلاحهای مدرن جنگی باشند و رزمندگان کارآزموده ولی پشتیبانی ضعیف و بی موقع باشد آن رزمنده و سلاح، کارآمد نخواهد بود. نقش زنان در کمک رسانی و پشتیبانی جبهههای جنگ در هشت سال دفاع مقدس، قابل توجه است. آنان در مسجدها و منزلهای خود، نیازهای رزمندگان از جمله: نان، خرما، آجیل، قند، کنسرو، لباس و غیره را برآورده میکردند.

«محمد امین جعفری حسینی» دربارهی مادری که فرزندش را به جبهه فرستاده است و خودش پشت جبهه حضوری فعال و پویا دارد، میگوید:

«شنوندگان عزیز توجه فرمایید»

همین جمله را که بشنوید

متوجه میشوید که جنگ است

و از کوچه پس کوچههای شهر

که هی نامشان «شهید» میشود

جنگ دستگیرتان میشود …

با خرماهایی

که مادرت

با اشک کارتن میکند، که شاید آنها هم

مثل اصغر

خرما دوست داشته باشند

جنگ تا دیوارهای خانه پیش میآید

(رهاتر از آسمان، ص۴۶ -۴۷)

شاعر با زبانی ساده و شفاف و کاربرد لغات عامیانه، شعرش را بیان میکند ولی پشت این زبان ساده دنیایی از مفاهیم عالی نهفته است در بیت سوم «کوچه، پس کوچههای شهر/ که هی نامشان شهید میشود» میتواند به نوعی صنعت تشخیص داشته باشد. محور عمودی شعر بر پایهی پیام و خبری واحد استوار است که به صورت گزارش از ابتدا حرکت میکند و به صورت خطی عمودی تا پایان شعر ادامه دارد.

«سلمان هراتی» که از پیشکسوتان شعر پایداری است و خود به چشم خویش صحنههای دل انگیز حضور شور آفرین زنان را در پشت جبهه مشاهده کرده است، نقش زنان در پشت جبهه را این گونه به تصویر میکشد:

او کنار تنور داغ

با «سیب گل» و «فاطمه»، نان میپزد

برای بچههای جبهه

او در جبهه هست

با بچهها، فشنگ خالی میکند

(هراتی، ص۹۸ – ۹۹)

شاعر نقش زن در پشت جبهه را همان قدر با اهمیت میداند که نقش رزمندگان در خط مقدم را. از منظر او هر عدد نانی که این شیر زن به تنور میزند به مانند گلولهای است که به سوی دشمن متجاوز شلیک میکند.

«خدا بخش صفا» در شعر «آلبوم» از خاطرات سالهای جنگ یاد میکند، از شهیدی که با هم بودند، از مادر شهیدی که پشت جبهه آنها را پشتیبانی میکرد:

توی اروند، در آن نیمهی شب، با قایق

چارده ساله علی، هم سفرم، یادت هست؟

نالهی کرد و به یکبار به اروند افتاد

بعد از آن واقعه، خم شد کمرم، یادت هست؟ …

مادرش تا کمر کوچه به دنبالم بود

بستهای داد، برایش ببرم، یادت هست؟

«پرویز عباس داکانی» نقش معنوی مادران که برای رزمندگان دعا میکردند و با دستهایشان شال فتح میدوختند، میگوید:

مادر، این سوی جبهههای نبرد

چشم در کار عشق میسوزد

بر لبانش دعای پیروزیست

شال فردای فتح میدوزد.

(رویش و پرواز، ص۱۵۷)

رزمندگان که خود در خط مقدم جانفشانی میکردند در نامههایی که به خانواده مینوشتند آنها را به پشتیبانی و کمکرسانی جبههها تشویق میکردند «عباس باقری» از رزمندهای میگوید که در نامه از همسرش میخواهد برای کمک به جبههها انگشتری نامزدیاش را بفروشد؛

مادر

سلام

با «ماه گل» بگو

انگشتهای صبورت ر

تنها نگین یاد خدا زیباست

انگشتری نامزدیمان ر

بفروش و نذر جبهه کن

خرمن که جمع شد، باز برایت …

نامه

هنوز در راه بود

که «قاسم»

با دستهای حنا بسته

از جبهه، سوی روستا برگشت

اما بی سر

بی چشمهای تماشاگر

مثل شقایق پر پر

(باقری، ص۶۰ -۶۱)

کاربرد انگشتها، نگین و انگشتری مراعات نظیر دارد: «انگشتهای صبور، «نگین یاد خدا»، «دستهای حنا بسته»، «چشمهای تماشاگر» و «شقایق پر پر» توصیفهای شاعرانهای است که «عباس باقری» برای بیانی عاطفی به کار برده است شعر از نظر مفهومی، شعر درام است که خاطرهی شهیدی را با لحنی غم انگیز بیان میکند.

۲. حمایت از خانوادهی ایثارگران

یکی از فعالیتهای زنان در پشت جبهه حمایت از خانوادههای ایثارگران بود آنها با حضوری آگاهانه برخاسته از شعور و احساس وظیفه، به کسانی که همسران یا فرزندانشان در جبههها بودند روحیه میدادند و از مقام آنها تجلیل و قدردانی میکردند زنده یاد «سپیده کاشانی» خطاب به بانوی شهید چمران با او همدری میکند و این مقام شامخ را به او تبریک و تسلیت میگوید:

– تبریک و تسلیت بر تو باد خواهرم

ای بانوی(مالک اشتر) زمان

شهادت آن صلابت زاهدان و شب زندهداران

آن مسجود فرشتگان

آن دلاور عارف …

میدانم خواهرم

وقتی که آینه در چشم شور اشک، شکست

تسلیت کلمه حقیری است

سپس با کاربرد اصطلاحات عارفانه، که نظیر آن در مناجاتها و یادداشتهای چمران به وفور می-توان یافت او را از خطرهای راه عشق آگاه و خاطر نشان میکند که شهید چمران از او اگر جدا شده است ولی به معشوق حقیقی خود رسیده و چون عاشقان به دیدارش شتافته است:

و خواهرم

منزلگه عشق را خطرهاست

و در این گذار باید که از خویش تهی شد

و باید که از جان گذشت

و تحریر این حماسه خونین ر

مگر با جوهر خون عاشقان نشاید

و در ادامه با گزینش واژگانی از طبیعت و کاربرد صنعت تشخیص، همهی اجزای طبیعت را زنده میپندارد نحوی که آنها با شعوری آگاهانه «چمران» را صدا میکنند که این همان زنده و جاوید بودن شهید است و شاعر رمز بقای بعد از فنا در عشق حقیقی را این گونه بیان میکند:

میشنوم خواهرم

که دیوارهای هر سنگر فریاد میزند«چمران»

که صخرهها، که کوهها، که بیابانها، که نخلستانه

فریاد میزنند «چمران»

که نقش گامهای استوار و مؤمن او را در پشت خویش دارد

در زمزمهای مدام تکرار میکند، چمران، چمران، چمران

صخره، کوه، بیابان و نخلستان مراعات نظیر دارد، تکرار واژهی «چمران» سبب ایجاد موسیقی درونی در بیت شده است و تأثیر سخن شاعر را نیز بیشتر کرده است.

در ابیات پایانی شاعر، همسر شهید را که از دیار لبنان است، «زینب سرزمین سدرهای سترون» و «عروس حجله خون» خطاب میکند و برای درمان زخم عمیق قلب او با تمام وجود با او همدری میکند:

– آری، خواهرم

ای زینب سرزمین سدرهای سترون

ای عروس حجلهی خون

نینوای «دهلاویه» پایان راه مقدس او نیست

و تو در این دیار غریب نیستی

و تنها نیستی …

– خواهرم، زخم عمیق قلب تو را آی

صفای کلام خواهرانت

و همدردی برادرانت

درمان خواهد بود …؟

(آوازهای گل محمدی، ص۲۲۱ -۲۲۶)

تکرار واژهی «خواهرم» به شعر حالتی صمیمی و عاطفی داده است. شاعر برای ایجاد فضای موسیقیایی از تکرار مصوت «س» استفاده کرده است که مفهوم تقدس را نیز به ذهن تداعی می-کند.

۳. شرکت در مراسم تشییع و بزرگداشت شهداء

در دوران جنگ هر گاه شهیدی را تشییع میکردند زنگ بیداری برای همگان بود و به تعبیر امام عاشقان:

«بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود»،

کوچهها و خیابانهای شهر به برکت وجود شهید فضایی معنوی پیدا میکرد. وحدت و انسجام مذهبی و ملی از نتایج این حرکت مردمی بود. زنان در مراسم تشییع شهدا شرکت با شکوهی داشتند. «عباس باقری» این مراسم را این گونه تصویر میکند:

مادرم! کوچه را چراغان کن چشم را گلفروش جانان کن

راه را با گلاب خوشبو ساز دیده را خاک مقدم او ساز

نقل و اسپند و مشک و عود آرید ماه را ز آسمان فرود آرید

دامن از لاله تر کنید اینک مادران را خبر کنید اینک

(باقری، ص۱۲۵- ۱۲۱)

شاعر از بیت اول تا آخر، خواننده را به فضایی روحانی دعوت میکند: کوچه باید چراغان شود. چشم، گلفروش جانان شود و مسیر و راه با گلاب خوشبو گردد. چشم با همهی زیبایی و ارزشمندی خاک مقدم او شود. در بیت سوم گزینش واژگان سبب مراعات نظیر شده است و شاعر برای این مراسم آسمانی از همهی اجزایی که مراسم را شاد و با شکوه میکند، کمک میگیرد در بیت چهارم «لاله» استعاره از شهید است.

«حسن رفیعی» شرکت مادر پیری با گلاب را در مراسم تشییع این گونه ترسیم میکند:

بیا که محفل انسی پدید آوردند

و باز مثل همیشه، شهید آوردند

دوباره مادر پیری گلاب در دست است

به عطر بوی شهیدان، عجیب وابسته است

(اشک انار، ص۹۳)

انتخاب واژهی «دوباره» در ابتدای بیت دوم، نشان میدهد که مادر پیر همیشه در این مراسم شرکت میکند و همچنین وابسته بودن به عطر و بوی شهیدان این مفهوم را تأکید میکند.

«خدابخش صفادل» مراسم تشییع شهید و شرکت بانوان در این مراسم را این گونه بیان میکند:

مدتی بعد از همان کوچه

گوشهامان صدای ضجه شنید

مدتی بعد، مستطیلی … آه

روی دستان شهر میلغزید

از کمرگاه کوچه، بیتردید

آمد آرام مرکبی چوبین

که سوارش نبود جزء خورشید

«مستطیل» و «مرکب چوبین» استعاره از تابوت شهید و «خورشید» استعاره از خود شهید است که شاعر با آوردن «جز» حصر و قصر ایجاد کرده است، یعنی این پیکر مقدس جز خورشید نیست.

این سوگ سرایی ناخودآگاه شاعر را به یاد یکی از سوگ سرودههای تأثیرگذار فارسی انداخته است:

شعر میخواند باز «خاقانی»

شعر میخواند در عزای رشید

دخترانش همه پریشان سو

روی لبهایشان رشید رشید

مرثیه غمانگیز «خاقانی» در عزای فرزندش رشید، یکی از مرثیههای تأثیرگذار در اشعار منظوم پیشین است که شاعر تلمیحی به آن مراسم دارد. تکرار مصوت «ش» سبب موسیقی درونی بیت شده است.

خواهر مهربان او «سارا»

مثل هر روز خود نمیخندید

گوشهای ایستاده بود آرام

دختر از جای خود نمیجنبید

توصیف شاعر در مورد خواهر و دختر شهید، با آوردن واژههای «نمیخندید»، «آرام»، «نمی-جنبید» فضایی غم انگیز همراه با صبری با شکوه را ترسیم میکند.

زینب آشفته حال خم شده بود

از سر و روی مرد گل میچید

بوسه میداد گونههایش ر

حال او را کسی نمیفهمید

(رهاتر از آسمان، ۱۳۸۵،ص۲۰۳)

ژرف ساخت و محتوای کلی شعر و لحن شاعر، بویی از صبر و حماسه و مقاومت را در خود نهفته دارد.

«سیمین دخت وحیدی» احساس شاعرانهاش را در هنگام تشییع پیکر شهید این گونه به تصویر میکشید:

میآمدی و در من غوغای ناگهان بود بر شانهی خیابان، تابوت، گلفشان بود

آتش گرفته بودم، میسوختم به سوگت ته ماندهای ز هستی از چشم من روان بود

سبز و سفید و قرمز، تابوت رفت اما یک زخم بی نهایت بر شانهی زمان بود …

من در مسیر زخمت، با پای سر دویدم با بال شعله آمد جانم – که ناتوان بود –

(وحیدی، ۱۳۸۱، ص۱۸۳- ۱۸۲)

تصاویر شاعرانه و ترکیبهای ابداعی همچون: «غوغای ناگهان»، «نشانهی خیابان»، «ته ماندهای ز هستی»، «زخم بی نهایت»، «شانهی زمان»، «پای سر»، «بال شعله» واژگان کلیدی شعر هستند که شاعر توانسته با فضاسازی و ایجاد هماهنگی، به پیوستگی آن انسجام بخشد.

در شعر دفاع مقدس تصاویری که شاعران از تشییع پیکر شهیدان آفریدهاند، بسیار است اما یکی از غم انگیزترین آنها مربوط به تشییع پیکر کودکان شهیدی است که در بمباران شهرها به شهادت رسیدند. «بهمن صال

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.