پاورپوینت کامل هم نام گلهای بهاری;قسمت هشتم ۵۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل هم نام گلهای بهاری;قسمت هشتم ۵۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هم نام گلهای بهاری;قسمت هشتم ۵۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل هم نام گلهای بهاری;قسمت هشتم ۵۶ اسلاید در PowerPoint :
>
۴۰
سخن گفتن
چنان شمرده سخن میگفت که شنونده میتوانست واژگانش را بشمارد.۱
از فشردهگوترین انسانها بود اما در عین ایجاز، تمامی آنچه را که میخواست بگوید بیان میکرد. نه زیادهگویی داشت و نه ناقصگویی.
جملههایش پیدرپی بود و میان آنها لحظهای خاموش میماند تا شنونده سخنانش را دریابد و به خاطر بسپارد.۲
شیرینسخنترین و شیواگوترین مردمان بود و میفرمود: «من فصیحترین عربم و بهشتیان، به زبان محمد(ص) سخن میگویند. میفرمود: من زبانآورترین فرد عربم.»۳
جز به ضرورت سخن نمیگفت و میفرمود: «از نشانههای دانایی آدمی این است که در مسائل بیهوده، اندک سخن گوید.»۴
پرگویان را سرزنش میکرد و میفرمود: «منفورترین شما در نزد من، پرگویاناند؛ آنانی که [با سخنان خود] وانمود میکنند با هوشاند و آنهایی که بی پروا لب به سخن میگشایند.»۵
بریدن سخن دیگران را کاری ناپسند میشمرد و میفرمود: «کسی که سخن برادر مسلمانیش را قطع کند، همانند کسی است که به صورت او چنگ زنده است۶.»
مردمان را از بدگویی باز میداشت و میفرمود:
«کسی که در نزدش غیبت دوست دین باورش را بکنند و بتواند دوست خود را [با زبانش] یاری کند و نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت خوار میکند.۷»
اگر میخواست هنگام صحبت قسمی بخورد، میفرمود: «سوگند به کسی که جان ابوالقاسم در دست اوست.۸»
اگر میخواست فرماندهی را به جایی بفرستد، به او میگفت:
سخنانت را کوتاه کن؛ برخی از سخنان [در تأثیرگذاری، به سان] جاویدند.۹
هنگامی که نشسته بود و حرف میزد، بسیار به آسمان مینگریست.۱۰
شیوهاش آن بود که فال بد نمیزد؛ [اما] به فال نیک میگرفت.۱۱
نه بسیار کم سخن بود و نه پرگو.۱۲
هنگام حرف زدن، دهان را کاملاً باز نمیکرد.۱۳
زمانی که سخن میگفت، شنوندگان سرشان را پایین میانداختند و چنان آرام بودند که گویا پرندهای بر سرشان نشسته است.۱۴ چون خاموش میشد، آنان حرف میزدند۱۵
به هر زبانی سخن میگفت.
برای دور ساختن افراد از مطلقانگاری و مطلقگوییهای بیجا، به آنها سفارش میکرد:
نشانهی اوج ایمان آدمی آن است که برای تمامی سخنانش استثنایی بیاورد.۱۶
به پرگویان هشدار میداد:
هر که گفتارش بسیار باشد، اشتباهاتش بسیار شود؛ و کسی که اشتباهاتش زیاد باشد، گناهانش بسیار شود؛ و هر که گناهانش بسیار باشد، دوزخ برای او شایستهتر است.۱۷
امانت در گفتار را هم برمیشمرد و میفرمود:
یزدان کسی را یاری کند که چون چیزی از ما بشنود، همان گونه [برای دیگران] نقل کند.۱۸
هنگام حرف زدن، حرکات دست را به کمک میگرفت.
دوست نداشت دوستانش با صدای بلند حرف بزنند.
هیچ گاه با نهایت مرتبهی عقل و فهم خویش با کسی سخن نگفت و میفرمود: «ما پیامبران، مأموریم که با مردم به اندازهی عقل و فهم آنان سخن بگوییم.»
***
حضرت همواره مراقب زبان خویش بود و با سخنانش نیز نقش بسیار مهم سازنده یا ویرانگر زبان را به مردم یادآوری میکرد:
زبان چنان عذابی میبیند که هیچ یک از اعضای بدن چنان رنجی نمیبیند. زبان میگوید: خداوندگارا! مرا چنان شکنجهای دادی که هیچ عضوی را چنان رنجی ندادی [چرا]؟
آفریدگار پاسخ میدهد: «از تو سخنی برآمد که به خاور و باختر رسید و در نتیجهی آن خون بیگناهانی ریخت، مالهایی به ناحق گرفته شد و حرمتهایی هتک شد. پس سوگند به ارجمندی خودم، تو را چنان عذاب خواهم کرد که هیچ عضوی از اعضا را چنین عذابی نکرده باشم».۱۹
ایمان هیچ بندهای راست و پابرجا نخواهد شد، مگر این که دلش راست [و بی نیرنگ] شود؛ و دلی به راه راست نخواهد رفت، جز آن که زبان راست [گو] شود.
یکی از لغزشهای زبان، «ستیزهجویی گفتاری» است. اثبات کردن نکتهای که سود این جهان یا آن جهان ندارد و ادامهی این کشمکش، به کدورتها و گسستن زنجیرهی دوستیها میانجامد. پس باید ریشهی این درخت بی میوه را خشکاند:
من ضامن خانهای در بالای بهشت، خانهای در میانهی بهشت، و خانهای در ورودی بهشت برای کسی هستم که ستیزهجویی گفتاری را رها کند؛ گرچه بر حق باشد.۲۰
بنده به اوج ایمان نمیرسد، جز آن که زبان خویش را نگه دارد۲۱
هر کس که از زبانش بترسند، از دوزخیان است.۲۲
سخنرانی
هر جا که دلهای مردم را برای شنیدن مهیا میدید، به سخنرانی میپرداخت؛ چه بر منبر، چه روی زمین و چه بر شتر. گاه ایستاده سخنرانی میکرد.۲۳ اگر بر فراز منبر میرفت رویش را به طرف مردم میکرد و بر آنان درود میفرستاد.۲۴
پایان خطابهاش استغفار بود.۲۵
محور سخنانش درود بر خداوند و ستایش او به خاطر نعمتهایش، توصیف کمال و ستودن او، آموختن بنیانهای اسلام، یادآوری بهشت و دوزخ و سرای واپسین، فرمان به پارسایی و تبیین موارد خشم و خرسندی آفریدگار بود.۲۶
منبرش سه پله داشت. سخنرانی معمولاً کوتاه و گاه به دلایلی، از جمله رخدادی غیر منتظره طولانی میشد. در اعیاد، برای خانمها خطابهای جدا ایراد میفرمود و آنان را به بخشش تشویق میکرد.
هماره موعظههایش در روزهای جمعه، کوتاه بود.۲۷
«حکیم، پسر حزام»، میگوید: «روز جمعهای با پیامبر بودم. ایستاد و بر چوب یا کمانی تکیه کرد. پس سپاس خداوند گفت؛ با واژگانی سبک، پاکیزه، خجسته.»
شوخی
«حسین، پسر زید»، میگوید از امام باقر(ع) پرسیدم: «پدر و مادرم فدایت باد! آیا پیامبر شوخی هم میکرد؟»
فرمود: … از مهربانی او به پیروانش آن بود که با آنان شوخی میکرد تا بزرگیاش چنان برای آنها جلوه نکند که بدو ننگرند.۲۸
امام صادق(ع) نیز هدف شوخی حضرت را «شاد کردن مخاطب»۲۹ بیان میکند نه ریشخند و تحقیر کردن دیگران و برای زبانآوری و گرم کردن مجلس عبدالله پسر حارث میگوید: «کسی را شوختر از رسول خدا ندیدم.۳۰
عایشه میگوید: «حضرت بسیار شوخی میکرد.»
میفرمود: آفریدگار دربارهی شوخی راستگو بازخواست نمیکند.۳۱
*نمونه ها
۱. نیای «خالد قسری»، زنی [بیگانه] را بوسید. زن به پیامبر شکوه برد. رسول به دنبال مرد فرستاد. او آمد و اعتراف کرد و گفت: «اگر زن میخواهد قصاص کند، قصاص کند»! پیامبر و یارانش لبخند زدند. حضرت پرسید: «دیگر این کار را تکرار نمیکنی؟» مرد پاسخ داد: «سوگند به خداوند، نه ای رسول خدا». رسول از مجازات [سبک] وی چشم پوشید.۳۲
۲. حضرت از «ابوهریره» خواست تا با عربها شوخی نکند. روزی ابوهریره کفش حضرت را ربود و آن را نزد خرمافروش گرو گذاشت و خرما گرفت. مشغول خوردن بود که پیامبر(ص) سر رسید و از او پرسید: «ای اباهریره! چه میخوری»؟ پاسخ داد: «کفش پیامبر را»!۳۳
۳. مردی نزد پیامبر آمد و گفت: «نابود شدم! در ماه رمضان با همسرم آمیزش کردم». حضرت فرمود: بندهای آزاد کن.»
– ندارم.
– پس دو ماه پشت سر هم روزه بگیر.
– [به خاطر ضعف بدنم] نمیتوانم.
– پس شصت بینوا را سیر کن.
– [هزینهاش را ] ندارم.
پیامبر ظرفی از خرما آورد و فرمود:
فقیری پیدا کن و این را به او صدقه بده.
– چه کسی تهیدستتر از من است؟! به خدا قسم اگر تمام شهر را بگردی فقیرتر از خانوادهی ما پیدا نمیکنی.
حضرت خندید و فرمود: «پس در این صورت خودتان بخورید!»۳۴
میفرمود: «مؤمن، خوشرو و بذلهگوست و منافق، ترشرو و خشمگین.»
قانونمداری
زنی از قبیلهی مخزوم دزدی کرد. قریشیان به خاطر موقعیت بلند اجتماعی آن زن بیمناک شدند و میخواستند پیامبر از مجازات او چشم بپوشد. جز «اسامه پسر زید»، محبوب پیامبر، کسی جرئت نداشت این خواهش بیجا را با پیامبر بگوید. اسامه خواستهی قریشیان دربارهی عفو آن زن را مطرح کرد.
حضرت فرمود:
«آیا در حدی از حدود خداوند پادرمیانی میکنی؟»
سپس برخاست و خطبهای خواند. در آن سخنرانی فرمود:
«آنانی که پیش از شما نابود شدند، مردمانی بودند که اگر مهترشان دست به سرقت میزد، رهایش میکردند و اگر فرودستشان سارق بود، حد را در حقش اجرا میکردند. سوگند به خداوند، اگر فاطمه(س)، دختر محمد(ص) نیز دست به سرقت بزند، محمد(ص) دستش را قطع خواهد کرد.»
و دست زن مخزومی بریده شد.۳۵
کسی که وساطت او مانع از اجرای حدی شود، در معرض خشم یزدان است تا از [این] کار خویش دست کشد.۳۶
گشادهدستی
گشادهدستترین مردمان بود؛۳۷ به ویژه در ماه مبارک که به تعبیر امام علی(ع) «چون نسیمی جاری بود که چیزی در کف او نمیماند.»۳۸
هر چیزی برای جلب افراد به اسلام از او خواسته میشد، میداد.
هفتاد هزار درهم برایش آوردند. آن را بر حصیر نهاد. سپس به تقسیمش پرداخت و همه را میان نیازمندان تقسیم کرد.
مردی نزدش آمد و چیزی خواست. فرمود: «چیزی ندارم اما به حساب من هر چه نیاز داری بخر، پول دستمان آمد به جای تو میپردازیم.» «عمر» گفت: «ای رسول خدا، خداوند مجبورت نکرده چیزی را که نداریم [بر عهده گیری].»
پیامبر از سخن عمر خوشش نیامد. مرد نیازمند هم گفت: «بپرداز و نترس …»
پیامبر خندید. شادمانی از چهرهاش معلوم بود.۳۹
هنگامی که از نبرد «حنین» برگشت، عربهای بیابانن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 