پاورپوینت کامل بانو فهیمه محبی اسوه ای برای همت مضاعف ۸۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بانو فهیمه محبی اسوه ای برای همت مضاعف ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بانو فهیمه محبی اسوه ای برای همت مضاعف ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بانو فهیمه محبی اسوه ای برای همت مضاعف ۸۱ اسلاید در PowerPoint :

>

*فهیم و فداکار

زنان مسلمان ضمن انجام مسئولیت های خطیر از جمله پرورش فرزندانی فرزانه و فداکار و تأمین آرامش و نشاط روانی منزل، در عرصه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی و علمی فعالیت مستمر داشته اند، حتی در مقاطعی، در این مسیر شایستگی های قابل تحسینی از خود بروز داده اند. آنان در میادین دفاع از حریم دیانت و ارزش های مذهبی، پرچم دار نبرد حق علیه باطل بوده اند.

کم نیستند بانوانی که در طریق خودسازی و وارستگی، کارنامه ی درخشانی را از خود به یادگار نهاده اند. دست یافتن آنان به کمالات معنوی و رسیدن به مدارج عالی اخلاقی، بیانگر لیاقت های فوق العاده ی ایشان در طریق فضل و فضلیت است. یکی از این بانوان، خانم «فهیمه محبی» است که به راستی اسوه ی شکیبایی، مقاومت، همت و مهربانی بود؛ بانویی با رفتارهای شایسته و سخن هایی از سر سوز و درد. اگر چه تبسمی زودگذر بر لبانش نقش می بست و این ویژگی در سیمایش نیز نمادی داشت ولی گویا حزنی جانکاه و غمی فرساینده در اعماق دلش لانه کرده بود و روح و روانش را آزرده می ساخت. با وجود این ابرهای تیره و تار که آسمان ذهنش را هر از گاهی مکدر می ساخت، لحن شیرین آمیخته به مهری مادرانه از زبانش نمی افتاد. هر کجا بود و در هر محفل و مجلسی، ساده زیستی و زهد را در اذهان تداعی می کرد. صبوری، امیدواری و امیدآفرینی در سیره و سخنش موج می زد.

اگر چه این بانو تحصیلات زیادی نداشت و صرفا تا کلاس ششم ابتدایی درس خوانده بود ولی چشمه ای بود که جوی بارهای با طراوتش، فرزانگان، محققان و اهل قلم را از صفای خود بهره مند می ساخت. انسان خودساخته و خوش نیتی بود که با پشتوانه ای از ایثار و همتی عالی، دائره المعارفی وزین و ارزش مند را در پیشِ دیدِ جست وجوگران معارف علوی قرار داد.۱ آری سخن از زنی است که لحظه لحظه ی زندگیش سرشار از درس های آموزنده و تلاش برای رسیدن به هدفی متعالی بود و به راستی چه نام با مسمایی داشت! هم به درستی می فهمید و توان فکری و فیزیکی خود را در راه ارتقای معرفت و فرهنگ جامعه به کار می برد و هم عواطف پاک و سرشار خود را نثار رزمندگان، رنج دیدگان و جویندگان دانش و پژوهش می نمود.

*گذر از گدار زندگی

ما محبی ز محبان داریم آسمانی پر مه تابان داریم

فهیمه محبی انجدانی در سال ۱۳۰۹ ش و در ایامی که رژیم رضاخان اختناقی شدید بر ایران حاکم ساخته و برای زنان و دختران، تنگناهای آزاردهنده ای به وجود آورده بود، دیده به جهان گشود. پدرش که از قضات خوش نام دادگستری بود، از وضع آشفته ی دوران پهلوی نفرت داشت و بارها نارضایتی خود را در این باره آشکار ساخته بود. مادرش بانویی مؤمن و خداشناس بود و می کوشید در آن روزگاران تیره و تار، آسمانی صفت باشد و ارزش های دین را درباره ی حجاب و عفاف پاس داری کند.

فهیمه در ایام کودکی و نوجوانی، از شهد شیرین پارسایی و پاکی چنین خانواده ای بهره ها برد. بعد از پشت سر گذاشتن سنین نوجوانی و قدم نهادن به بهار زندگی یعنی جوانی، به عقد ازدواج پسر عمویش «رضا محبی» درآمد؛ همان انسان ستوده خصالی که شغل خلبانی و سیر و سیاحت در آسمان ها را برای خود برگزیده بود و موفق گردید هوانیروز ایران را بنیان گذاری کند. رضا محبی نمونه ای از انسانیت و کرامت های عالی بود و در تربیت فرزندان، به برکت جرعه نوشی از چشمه ی فضلیت و مکارم انسانی، اهتمام، دقت و نظارتی ویژه داشت، خانم محبی بارها بر حسب مقتضیات به مناسبت هایی که پیش می آمد از همسر خود به عنوان اسوه ای شایسته برای خودش نام می برد.۲ اصولا خاطره ی گذشته، در ذهن و زبان این بانو همواره زنده و جاری بود. گذشته ای پر بار داشت که چراغ راه آینده اش بود. نمادهایی از حیات اخلاقی پدر و شویش در زندگیش جلوه گر می گردید. همواره روش، رفتار، کردار و گفتار پدرش مرحوم آنجدانی و همسرش خلبان محبی در مقابل دیدگانش مجسم بود و از وارستگی، آزادمنشی و درستی آنان حکایاتی بر زبان داشت.۳

سرگرد رضا محبی در سال ۱۳۴۶ ش هنگام پروازی کوتاه با یک بال گرد، دچار سانحه ی هوایی گردید و کشته شد. از آن جا که منزل این خلبان محلی برای جلسات شخصیت های انقلابی بود و خودش نیز با نیروهای مبارز ارتباط داشت، سقوط بال گردش نمی توانست حادثه و اتفاقی بر اثر نقص فنی باشد. برخی از آشنایان و رابطین وی خاطر نشان ساخته اند عوامل امنیتی به رفتارهای وی حساس گردیده، وجودش را برای هوانیروز خطرناک تلقی می کردند. به علاوه برخی چاپلوسان و بله قربان گویان های آن نهاد که از راه زبانِ تملق گویِ خویش پیش می رفتند و همت مضاعف این جوان را برنمی تابیدند، حرکات رشک آلودی را علیه وی ترتیب دادند و گویا هلیکوپتری را که بنا بود با آن پروازی داشته باشد، دست کاری کردند که این توطئه منجر به سقوط هلیکوپتر و کشته شدن وی گردید.۴

*از لندن تا خرمشهر

محصول این پیوند پاک یک دختر و دو پسر بود. از آن جا که بعد از فوت رضا محبی این خانواده از طرف رژیم پهلوی تحت فشارهای سیاسی قرار داشتند و گاه گداری آرامش و امنیت اهل خانه در معرض تهدید قرار می گرفت، درصدد برآمدند ایران را به قصد اقامت در لندن ترک کنند. سعید که موقع از دست دادن پدر، شش ساله بود روحیه ای حساس داشت و چون درباره ی پدرش مطالبی شنیده بود و تصور می کرد او، مادرش و برادر و خواهرش آرامش نخواهند داشت، نگران به نظر می رسید و اصرار می کرد او را نزد پسر خاله اش در لندن ببرند. سرانجام خواسته ی وی درسال ۱۳۵۲ ش عملی گردید و خانم محبی روانه ی اروپا گردید. در آغاز می خواست بعد از سپردن سعید به دست خواهر زاده اش به تهران بازگردد ولی ماجرایی باعث شد در آن جا سکونت کنند. در آن ایام مرحوم «رضا روزبه»، مدیر و مؤسس مدرسه ی علوی به دلیل ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستانی در لندن بستری بود و سعید که آن موقع دوازده ساله بود همراه پسر خاله اش، چندین بار به عیادت این مربی مخلص و فداکار رفته بود. مرحوم روزبه در همین دیدارها و ملاقات های کوتاه متوجه شد سعید نوجوان استعداد شگفت و هوشی فوق العاده ای دارد و از این روی به خانواده اش توصیه کرد مراقب او باشند و در شکوفایی استعداد عجیبش بکوشند. این تذکر سبب شد خانم محبی تصمیم به اقامت در انگلستان بگیرد. در آن جا هم خانه ی ایشان محل برگزاری جلسات نیروهای انقلابی بود. این فعالیت ها از نظر سفارت ایران در لندن و دولت بریتانیا دور نبود، به همین دلیل خانواده ی مرحوم محبی در سال ۱۳۵۸ و تنها چند ماه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با اخطار های مکرر دولت انگلیس، ناگزیر به ترک انگلستان گردید۵ اما سعید و برادر بزرگ ترش در آن جا ماندند. بعد از تهاجم نظامی عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی، سعید که در لندن مشغول تحصیل بود، درس خود را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت و با علاقه ای درونی و اشتیاقی وصف ناپذیر عازم مناطق عملیاتی گردید تا در خط مقدم جبهه ها همدوش و همگام با دیگر رزمندگان، حماسه آفرینی کند و در مقابل متجاوزین بعثی، از ارزش های انقلاب اسلامی صیانت کند. سرانجام سعید بعد از رزمی بی امان، در سال ۱۳۶۱ ش در خرمشهر به شهادت رسید. خانم محبی بعد از شهادت فرزندش به یاری رزمندگان شتافت و در حد توان در پشت جبهه ، به کمک سلحشوران پرداخت.۶ او در سال های اول دفاع مقدس کاروان کمک ها و هدایای مردمی را شخصا به نواحی عملیاتی و جبهه های جنگ می برد. در سنگرها در کنار حماسه آفرینان نستوه می نشست و عواطف و سپاس میلیون ها ایرانی را به آن اسوه های ایثار تقدیم می کرد. خانه اش محفل امنی بود برای جوانانی که از شهرهای جنگ زده به تهران آمده و مدتی میهمان پایتخت نشینان بودند.۷ چند سال بعد، موقعی که فهیمه محبی قدم به شصت سالگی نهاده بود، بر اثر سانحه ی تصادفی که در تهران برایش رخ داد، مصدوم و مجروح گردید و به مدت سه سال خانه نشین شد. زنی که مدام در حال فعالیت و خدمت به دیگران بود، لحظه ای بیکاری برایش سم مهلکی به حساب می آمد و از این بی تحرکی و از کارافتادگی بسیار منزجر و متنفر بود و چنین وضعی به شدت روح و روانش را افسرده ساخت.۸

*اهتمامی با اهمیت

بانوی خودآموخته و خویش ساخته با وجود گام گذاشتن به سال خوردگی و برخی مشکلات مصائبی که با آن مواجه بود، به هیچ عنوان مایل نبود در گوشه ی عزلت بنشیند و محتاج دیگران باشد و یا برخی از اطرافیان براساس حس ترحم از وی مراقبت کنند، پس تمام توان خود را برای تلاش جدید، بسیج کرد. او گرچه مدرک تحصیلی بالایی نداشت اما به دلیل اخلاص و ایمان و انگیزه ای صادقانه، از درکی درست برخوردار بود و راه خوب اما سخت و توأم با مشقت را پیش گرفت و در واقع وارد عرصه ای گردید که کمتر کسی به موفقیت اراده ی پولادینش امیدوار بود. در اولین قدم با فروش یک طبقه از منزل مسکونی خود بنیاد خیریه ای به نام «شط» تأسیس کرد و تصمیم گرفت در قالب این مؤسسه ی نوپا به یاد شهید عزیزش سعید، به دانش جویانی که از نظر مالی وضع مناسبی نداشتند کمک کند تا به دور از دغدغه های اقتصادی و در آرامش کامل به تحصیلات خود ادامه دهند.۹

در همین ایام از دکتر «سجادی» شنید دائره المعارف تشیع در شُرف تعطیلی است او صرفا موفق به انتشار جلد اول و دوم این دانش نامه ی اختصاصی شیعه شده است. یادآور می شود مرحوم «سیدابوالفضل تولیت» فرزند «حاج سیدمحمد باقری» که هر دو متولیان آستانه ی مقدسه ی حضرت فاطمه ی معصومه(س) بودند، پیوسته در این فکر بود تا از ثروت موروثی خود در راه اعتلای اسلام و پیش رفت معتقدات و افکار مقدس امامیه قدمی بلند بردارد و نقش مؤثر ایفا نماید. او پس از ابراز مخالفت علنی با رژیم فاسد پهلوی و تحمل سه بار زندان و ناملایمات و شدائد بسیار، در عقیده ی خود راسخ تر و استوارتر گردید. لذا پس از مشورت های لازم، تمامی اموال خود را برای اجرای هدف های خیرخواهانه ی خویش اختصاص داد. بنیاد اسلامی «طاهر»، مؤسسه ای وابسته به موقوفات وی بود. هیأت امنای این بنیاد برای رسیدن به اهداف مرحوم سیدابوالفضل تولیت پیشنهاد تهیه و تدوین دائره المعارف جامعی را برای مذهب شیعه مورد بررسی قرار داده بودند، به ویژه در این زمان که انقلاب اسلامی ایران، جهان را متوجه ایران یعنی مرکز تشیع نموده، مصلحت را در آن دیدند که از استاد فرهیخته، دکتر «مهدی محقق» (استاد دانشگاه تهران) دعوت به عمل آورند که برنامه ریزی اولیه ی دائره المعارف و نظارت بر تدوین مقالات آن را که به قلم علما و متخصصان هر علم و فنی نوشته می شود، به عهده گیرند و با همکاری صاحب نظران، تدوین این اثر آغاز شد. بعد از استعفای دکتر محقق در سال ۱۳۶۲ ش سرپرستی و تدوین مقالات و ویراستاری آن به آقایان «سیداحمد صدر»، «حاج سید جوادی»، «کامران فانی» و «بهاءالدین خرمشاهی» محول گردید.۱۰ به دلایلی که ذکر آن ها در این نوشتار طولانی خواهد گردید تمام موقوفات مرحوم سیدابوالفضل تولیت به دانشگاه امام صادق(ع) انتقال یافت و چون دائره المعارف تشیع از نظر مالی و امکانات اقتصادی وابسته به چنین موقوفاتی بود، برای انتشار جلد سوم دچار مشکل شد و نزدیک بود چنین تلاش ارزش مندی متوقف گردد.۱۱ خانم محبی با فروش خانه ی مسکونی خود هزینه ی جلد سوم دائره المعارف را تقبل کرد و حدود دو سال طول کشید تا این جلد به زیور طبع آراسته گردید. در آن زمان افراد زیادی با فروش خانه ای که از همسر ایشان به ارث مانده بود مخالف بودند ولی مرحوم محبی پاسخ آنان را این گونه داد: «چرا باید به خاطر از دست دادن خانه ای موقتی در این دنیای فانی ناراحت باشم! این منزل مسکونی در برابر مکان ابدی که با عشق به حضرت علی(ع) و فرزندانش به دست می آید چه ارزشی دارد؟!»۱۲ از آن جا که دیگر کسی نبود تا مدیریت چنین مجموعه ای را برعهده گیرد، خانم محبی پی گیری فراهم آوردن مقالات و طبع و نشر آن ها را عهده دار شد و در سنینی که دیگر باید روزگار فراغت و استراحت او باشد، تازه کاری سنگین را آغاز کرد. او برای ماندگاری دائره المعارف تشیع از امکانات منقول و غیر منقول خود سرمایه گذاری کرد، به نحوی که خانه ای برای اقامت نداشت و به خانه ی دختر یا احیانا خانه ی خاله اش می رفت.۱۳ ایشان در کنار این فعالیت، مجوز نشر سعید محبی را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد. خودش می گوید در ابتدا که مشغول به کار دائره المعارف شدیم و جلد سومش را چاپ کردیم، نمی دانستم که باید برای طبع آن، از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز بگیرم. وقتی برای گرفتن سهمیه ی کاغذ ج

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.