پاورپوینت کامل جوان مرد سیلی خورده ۱۳ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جوان مرد سیلی خورده ۱۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جوان مرد سیلی خورده ۱۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جوان مرد سیلی خورده ۱۳ اسلاید در PowerPoint :
>
از کجا شروع کنم؟ از زمانی که با پر و بال شکسته، کنج قفس می خزیدی یا وقتی که نسیم آزادی، مشام جانت را پر کرد؟
از کجا بگویم؟ از دردها و شکنجه های آن سو، یا سختی ها و محنت های این سو؟
من که آن جا نبوده ام، فقط گه گاهی از این و آن شنیده ام که چه بر سر شما آمد و چه کشیدید!
من مزه ی خورش بادمجانی را که با پوست طبخ کرده باشند، نچشیده ام اما تو بی شک چشیده ای! مرا کسی وارونه از پنکه نیاویخته، عضلاتم را نکشیده و شوک برقی نداده است اما تو این رنج ها را کشیده و به جان خریده ای! و من خیلی هنر کنم، این کلمات را چون بذری بر صفحه ی کاغذ بنشانم و با قطراتی از سرشک دیده آبیاری شان کنم. همین و بس!
– اما راستی، وقتی از آن سفر دراز آمدی و اندکی آرمیدی و غم جان ستردی، چه شد که در پیچ و خم این زندگی روزمره برای به دست آوردن فقط پنجاه هزار تومان پول، به این و آن پناه بردی؟ و آنگاه که از همه مأیوس شدی، راه اتاق رئیس ستاد آزادگان استان خود را گرفتی؟
جانم! عزیزم! او راست می گفت. فکر نکردی شاید نتواند این مبلغ را در آن لحظه برایت فراهم کند؟ چه باری از اندوه بر دلت بود که وقتی جواب منفی او را شنیدی، بی آن که حساب کنی او یک مقام مسئول است، چنان سیلی محکمی به گوشش نواختی که برق از چشمانش پرید!
این ها را از تو می پرسم سؤالاتی که هر چه می گردم جوابی برای آن ها نمی یابم.
***
آن روز در ستاد آزادگان استان یزد غوغایی بود. هر جا می رفتی، سخن از سیلی خوردن مسئول ستاد از یک برادر آزاده بود. او خود نیز درِ اتاقش را به روی دیگران بسته، دست خویش را تکیه گاه گونه ی گل گونش کرده، در تحیری سخت فرو رفته بود. آن چه بیش از همه آزارش می داد، این بود که چرا باید غم نان، این چنین گلوی آزاده ای سرافراز را بفشرد که عنان اختیار از کف بدهد و سیلی جانانه اش را مرهم زخم کهنه اش کند؟ آن روز، یاد آن آزاده، لحظه ای از خاطر او محو نشد. غروب هم که به خانه رفت، مادرش را دید که با آنان زندگی می کرد؛ در اتاقی آن سوی حیاط.
مادر که غبار غم بر چهره ی فرزند خویش دید، پیش آمد و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 