پاورپوینت کامل خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید ۷۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل خدیجه(س) گوهری که در مکه درخشید ۷۰ اسلاید در PowerPoint :
>
گوهری درخشان*
با نگاهی به تاریخ حیات زن در اعصار گذشته و بررسی و ارزیابی روی دادهای جوامع گوناگونی که در آن ها بانوان نقشی را عهده دار بوده اند، این نکته آشکار می گردد که هرگاه زنان به سوی پاکی درون، صفای قلب و تهذیب نفوس گام بردارند و به عوالم معنوی گرایش یابند چنان منزلت و اراده ای به دست می آورند که می توانند در تاریخ سرزمینی تحول آفرین باشند.
در واقع یک روی ایمان و تقوا و حصار عفاف، از چنین گوهرهایی حراست می کند. وقتی زیربنای فکری آدمی از انحراف و دنیاطلبی دور باشد و بر مبنای واقع بینی و دوراندیشی اهتمام ورزد و وجود خویش را به نور پارسایی روشن سازد، پیروزی های پرمایه ای را به ارمغان خواهد آورد.
خدیجه ی کبری(ص) در زمره ی بانوانی است که در جزیره العرب و در سرزمینی آغشته به جاهلیت، شقاوت و ستم که مسیری پرانحطاط را می پیمود و شعله های ایمان و خرد در آن به خاموشی گرائیده بود، چون ستاره ای پرفروغ طلوع کرد.
در حجاز، در مکه ی معظمه، خاندانی بااصالت به نام «قریش» روزگار می گذرانیدند. اگرچه در محیط آن روز به دلیل فاصله گرفتن از تعالیم پیامبران از ارزش ها و موازین انسان ساز خبری نبود و خصومت، تبعیض ، نزاع و انواع خودخواهی و هرزگی ، فضای تاریک و تیره ای پدید آورده بود اما این بانو به دور از همه ی این آشفتگی ها در مسیر حق جویی و درستی و راستی قرار داشت. به دلیل همین شرافت ذاتی و نسبی، اولین بانویی است که شایستگی دریافت پیام توحید را از رسول اکرم(ص) به دست آورد و برای اعتلای آیین اسلام از خود فداکاری های قابل تحسین بروز داد.
بانویی جذاب و نورانی که در میان جامعه و مردم بسیار شریف و محترم بود و در امورات خود از هوشمندی، درایت و کاردانی بهره داشت؛ به برکت همین تدبیر متفکرانه و تبحر در امور بازرگانی، در جهاد اقتصادی مدیریت شایسته ای از خود بروز داد. خداوند متعال بر اثر درست اندیشی، اخلاص و صدق نیت خدیجه این افتخار را به وی داد که تمامی توانایی های فکری و مادی خود را برای رونق دیانت و ترویج فرهنگ اسلامی و دفاع از فضایل و مکارم به کار گیرد و در حساس ترین و سخت ترین شرایط، در استواری پایه های یکتاپرستی مشارکت نماید. در تاریخ پرفراز و نشیب اسلام کدامین بانو غیر از خدیجه را می توان به جامعه معرفی کرد که با شوقی وصف ناپذیر، مهر و ایمانی استوار، بی آن که تردیدی به دل خویش راه دهد و یا ذره ای از باورش به تکریم همیشگی پیامبر اکرم(ص) بکاهد دعوت دین را پذیرا گردد و با آن همه ثروت، تنعم، نازپروردگی و زیستن در رفاه و امکانات فراوان از تمامی دارایی های خود با خشنودی خاطر بگذرد و در هنگامه ای محنت زا در کنار همسر خود بایستد و شریک دشوارترین رنج ها و آزارها باشد. خدیجه این لیاقت را به دست آورد که به لطف خداوند مایه ی امید و آرامش و سلامت رسول اکرم(ص) گردد. بنابراین شایسته است تمام مسلمانان جهان مقامش را تکریم نمایند و خدمات ایثارگرانه اش را ارج نهند.
خاندان بااصالت
خدیجه در یکی از خانواده های اصیل و شریف قریش به دنیا آمد. افراد خاندانش همگی اهل فضل، فداکاری و حمایت از خانه ی کعبه بودند.
او دختر «خویلد» فرزند «اسد بن عبد العزی» فرزند «قصی» فرزند «کلاب» است. قصی جد چهارم پیامبر اکرم (ص) است و با این وصف، خدیجه با چند واسطه، عموزاده ی پیامبر است و ریشه ی خاندانش در قصی با خاندان حضرت ختمی مرتبت متحد می شوند؛ از این رو گاهی آنان همدیگر را پسرعمو و دخترعمو خطاب می کرده اند. اسد بن عبدالعزی جد پدری خدیجه از شخصیت های برجسته ی عصر خود بود. بیست سال قبل از بعثت نبی خاتم عده ای از بزرگان مکه از جمله اسد برای حفظ امنیت مکه و توابع، جلسه ای مشورتی تشکیل دادند و هم پیمان گشتند تا به حقوق مظلومان و محرومان رسیدگی کنند و از ستم جفاکاران جلوگیری نمایند. چون سه نفر از اعضای مرکزی و مؤسس این پیمان «فضل بن فضاله»، «فضل بن وداعه» و «فضل بن حارث» نام داشتند، اسم آن را پیمان «حلف الفضول» گذاشتند. پیامبر اکرم(ص) در همان سال های تشکیل این محفل در حالی که بیستمین بهار را سپری می کرد، به آن پیوست. میثاق مزبور در خانه ی «عبدالله بن حدعان» منقعد گردید و پیامبر برای آن احترام شایان توجهی قائل بود و بعد از بعثت می فرمود: «اگر اکنون هم مرا به عضویت در آن پیمان فرا بخوانند می پذیرم» و نیز تأکید می فرمود: «در پیمانی شرکت کردم که نمی خواهم آن را نقض کنم اگر چه بهای آن شتران سرخ موی حجاز باشد». عضویت اسد بن عبدالعزی در کنار پیامبر در این پیمان به منظور دفاع از حقوق ستم دیدگان و بازداری ستم گران از شقاوت و شرارت، مؤید آن است که وی از خیرخواهان و خردمندان عصر خود بود و در حفظ آرامش روانی جامعه می کوشید.۱
خویلد پدر خدیجه نیز از شجاعت و دلیری بهره ای وافر داشت و در میان خاندانش که به سلحشوری و قهرمانی معروف بود. از نشانه های دلیری او این ماجراست که «تُبّع» فرمانروای مقتدر یمن با لشگری عظیم وارد مکه گردید. شهر را تحت سیطره ی خود درآورد و تصمیم گرفت «حجرالاسود» را با خود به یمن ببرد. مردم مکه در این باره با تبع از در مخالفت و مقاومت درآمدند. طلایه دار این معترضان خویلد بود. او برای حفظ یکی از مناسک دینی و نمادهای مقدس، فداکارانه در برابر فرمان تبع ایستادگی کرد و آن چنان صلابتی در این زمینه از خود بروز داد که این پادشاه طغیان گر از تصمیم خود منصرف گردید و سنگ مقدس را به حال خودش رها کرد. این مقاومت در آن ایام زبان زد مردم گردید و آنان هنگام وصف خویلد وی را به شجاعت می ستودند.۲
نسب خدیجه از ناحیه ی مادر چنین است: دختر «فاطمه» دختر «زائده » فرزند «اصم»، فرزند «رواحه»، که ادامه ی این سلسله به «لوی بن غالب» جد هشتم رسول اکرم(ص) می رسد. با این توصیف نسب خدیجه به حضرت اسماعیل و ابراهیم خلیل (جد بیست و هشتم و بیست و نهم) می رسد. خدیجه خواهر تنی «عوام بن خویلد» پدر «زبیر» است و چون مادر زبیر «صفیه» عمه ی پیامبر بود، برادرزاده ی خدیجه، پسرعمه ی رسول خدا(ص) است. از سوی دیگر «هاله» مادربزرگ خدیجه دختر «عبد مناف» جد سوم پیامبر است و از این طریق سلسله نسب خدیجه با سومین جد پیامبر متحد می گردد.۳
پسرعمویی خردمند و دانشور
«ورقه بن نوفل» پسرعموی خدیجه از شخصیت هایی است که پرستش بت ها را در محیط آلوده ی حجاز روا نمی دید و از مدت ها قبل درصدد کنجکاوی و بررسی برآمد تا حقیقت را بیابد. در یکی از عیدها که قریش مشغول عبادت در پیشگاه یکی از بت ها بودند، چهار نفر، از جمله ورقه بن نوفل جلسه ای سری تشکیل دادند و درباره ی شرک ورزی مردم به بحث پرداختند. نظرشان بدان جا منتهی گردید که مردم در این گونه عبادت سخت در ضلالت به سر می برند و گویا آیین حنیف حضرت ابراهیم(ع) را فراموش کرده و از دست داده اند. آن ها بت هایی را می پرستند که نه می شنوند و نه می بینند و نه نفع و ضرری دارند، در خاتمه مقرر گردید که در اطراف و نواحی مکه به تفحص بپردازند تا سنت های دین ابراهیم خلیل را شناسایی کرده، در میان مردم ترویج نمایند.۴
ورقه همانند «زید بن عمرو» و «عبیدالله حجش» درصدد یافتن دین حق برآمد تا آن که نصرانیت را برگزید و بر آن معتقد گردید. او کتاب های ادیان آن عصر را مطالعه کرد تا آن که بر خصال و ویژگی های رسول اکرم(ص) و هنگامه ی بعثتش آگاهی حاصل نمود. از این رو هنگامی که حضرت محمد(ص) از طریق دریافت وحی، مأمور به رسالتی پررنج گشت به خانه آمد و داستان را برای همسر خویش، خدیجه، بازگو کرد خدیجه برای بررسی این ماجرا، گزارشی به عموزاده ی خود ورقه بن نوفل ارائه کرد. ورقه گفت: «سوگند به آن که جانم در قبضه ی قدرت اوست اگر راست گفته باشی این همان ناموس اکبر الهی و امین وحی پروردگار متعال است که کلام ملکوتی از طریق جبرئیل بر قلب مبارکش نازل می گردد و او پیامبر امت خواهد بود.» روزی رسول خدا(ص) مشغول طواف خانه ی خدا بود که با ورقه برخورد کرد. ورقه عرض کرد عموزاده چه می بینی و چگونه مشاهده می کنی. پیامبر نحوه ی ملاقات خود با فرشته ی الهی را برایش بیان نمود. ورقه قسم یاد کرد: «تو پیامبری ولی مخالفان تکذیبت می کنند، آزارت می دهند و از مکه آواره ات می نمایند و در پایان با تو و یارانت وارد نبرد خواهند شد و من اگر آن روز را درک کنم، چنان رضایت الهی را به دست آورم که خود داند و تلاشم را در حد مقدرات بپذیرد. آن گاه خم گردید و سر مبارک خاتم پیامبران را غرق در بوسه ساخت.»۵
ورقه که متفکری دوراندیش و با انصاف بود، بر اثر مطالعه ی کتب آسمانی دریافت که محمد با بانویی از قریش ازدواج می کند که او سرور زنان قوم خود و بزرگ قبیله اش است و اموال خویش را در راه پیش برد اهداف محمد مصطفی(ص) انفاق و ایثار می کند. در این مسیر از خویش فداکاری نشان می دهد و در تمامی امور، یار راستین پیامبر خواهد بود. ورقه چنین نتیجه گرفت که آن بانو همان دختر عمویش خدیجه است، زیرا این ویژگی ها در غیر او وجود ندارد. از این رو هرگاه ورقه نزد خدیجه می آمد به او می گفت به زودی به مردی خواهی پیوست که برترین و شریف ترین انسان در زمین و جهان هستی است.۶
مورخان خاطرنشان ساخته اند خدیجه ورقه را برای ازدواج با حضرت محمد(ص) واسطه قرار داد و او مؤظف گردید زمینه های این پیمان پاک را فراهم سازد. هنگامی که ورقه به عموزاده ی خود بشارت داد که محمد و خویشاوندانش را به ازدواج با تو راضی کرده ام، به پاس این خدمت بزرگ، خلعتی به وی عطا کرد که در آن زمان پانصد اشرفی ارزش داشت.۷
در این که ورقه به رسول اکرم(ص) ایمان آورد یا نه، برخی منابع تاریخ صدراسلام، سکوت کرده اند ولی بسیار بعید به نظر می رسد او با این درجه از معرفت، دانش و خردمندی، از ایمان به پیامبر آخرالزمان امتناع کرده باشد. برخی قراین مؤید آن است که ورقه مؤمن بوده است. بلال حبشی را مشرکان مکه به شدت مورد آزار و اذیت قرار دادند و او در زیر شکنجه احد احد می گفت. ورقه از آن حوالی عبور می کرد که مقاومت های این مؤذن پیامبر را شنید و دید. ایستاد و گفت: «آری ای بلال به خدای سوگند: احد احد» و سپس متوجه شکنجه گران بلال از جمله «امیه بن خلف» گردید و گفت: «به خدای قسم اگر او را بکشید قبرش را زیارتگاه قرار می دهم و از خاک مزارش تبرک می جویم.»۸
منابع دیگر گفته اند پیامبر از خدیجه پرسید: «کار ورقه در ارتباط با اسلام به کجا رسید؟» خدیجه عرض کرد: «او تو را تصدیق کرد ولی اجل مهلتش نداد و قبل از آن که به زبان اظهار اسلام کند به دلیل کهولت سن از دنیا رفت.» رسول اکرم(ص) فرمود: «او را در رویایی دیدم که پیراهن سفیدی بر تن داشت.» بدیهی است اگر اهل دوزخ بود، جامه ای دیگر بر او می پوشانیدند. علامه ی مجلسی بعد از ذکر این روایت می گوید: «تعبیرکنندگان این خواب گفته اند پیراهن در عالم خواب کنا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 