پاورپوینت کامل بال پرواز;عرفه روز نیایش و خواهش ۲۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بال پرواز;عرفه روز نیایش و خواهش ۲۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بال پرواز;عرفه روز نیایش و خواهش ۲۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بال پرواز;عرفه روز نیایش و خواهش ۲۲ اسلاید در PowerPoint :

>

«عمران بن عبدالله» از یاران امام صادق(ع) بود. او گاهی به مدینه سفر می کرد و خدمت امام می رسید. یک بار یکی از شاگردان امام، او را نزد ایشان دید. امام بسیار به عمران احترام گذاشت و با او مهربانی کرد. وقتی رفت شاگرد از امام پرسید: «سرورم! او که بود؟»

امام دور شدن عمران را تماشا می کرد. سری تکان داد و فرمود: «او از بهترین دوست داران ما اهل بیت(ع) است».

موسم حج از راه می رسید. حاجیان آماده ی سفر به خانه ی خدا می شدند. عمران هم بار سفر بسته بود. او از مدت ها قبل هدایایی برای امام تهیه کرده بود. حاجیان از هر سو به سوی مکه می آمدند. آفتاب سوزان مکه می تابید.

عمران جامه ی سپید حج بر تن داشت؛ مثل بقیه ی حاجیان. او در بین شلوغی ها به دنبال پیشوای خود امام صادق(ع) می گشت اما امام را نیافت.

حاجیان، دور خانه ی خدا طواف کردند و ره سپار سرزمین «عرفات» شدند. آفتاب داغ تر از همیشه می تابید. عمران به سوی شترش رفت. از لای بارهایش، چادرها را بیرون آورد. او می خواست برای امام خیمه ای برپا کند.

عمران، دوباره بین مردم رفت تا امام را پیدا کند. بالأخره امام را در میان شلوغی ها یافت. با خوش حالی جلو رفت و وسایل امام را از دست ایشان گرفت. او خود را معرفی کرد. امام از دیدن او خوش حال شد.

عمران امام را به سوی خیمه ی سفید راه نمایی کرد. او با خوش حالی به امام گفت: «فدایت شوم! من پارچه ی این خیمه را با دست خودم بافته ام و برای شما آورده ام تا شما در آن راحت باشید». امام پرسید: «قیمت آن چه قدر است؟»

عمران پاسخ داد: «مولای من! این خیمه، هدیه ی من به شما و خانواده ی شماست. من آن را به شما هدیه می دهم. امیدوارم آن را از من بپذیرید و مرا در این روز دعا کنید». امام با مهربانی دست او را گرفت. خیمه، سایه ی دل پذیری درست کرده بود.

امام لبخندی زد و از او تشکر کرد. وارد خیمه شد و نشست. عمران با امام مشغول صحبت شد. امام نگاهی به چادر کرد و فرمود: «خدا تو و خاندانت را در سایه ی لطف خود قرار دهد، در روز قیامت که سایه ای جز لطف او نیست».

آفتاب گرم سرزمین عرفات می تابید و حاجیان در رفت و آمد بودند.۱

علّت نام گذاری عرفه و عرفات

سوالی در ذهنم بود. نزد امام صادق(ع) رفتم. اجازه خواستم که بنشینم. از ایشان درباره ی علت نام گذاری عرفه و عرفات، پرسیدم. حضرت فرمود: “«ای معاویه بن عمّار»! جبرئیل، حضرت ابراهیم(ع) را روز عرفه بیرون آورد. وقتی که ظهر شد به وی گفت: «ای ابراهیم! به گناهت اعتراف کن و عبادت هایت را بشمار.» از این رو [به آن روز عرفه و به این سرزمین] عرفات گفته می شود، چون جبرئیل گفت اعتراف کن و او هم اعتراف کرد”.۲

همراه با سید الشهدا(ع)

«بشر» و «بشیر»، پسران «غالب اسدی» عصر روز عرفه، در صحرای عرفات خدمت امام حسین(ع) رسیدند. امام حسین(ع) به همراه گروهی از اهل بیت و فرزندان و شیعیان خود، از خیمه ها بیرون آمدند و در نهایت خشوع و خضوع در سمت چپ کوه ایستادند. امام حسین(ع) رو به سوی کعبه، دست هایش را برابر صورت برداشت و مانند مسکینی که طعامی طلبد، این دعا را خواند: «الحمداللَّه الذی لیس لقضائه دافع. ..» در هنگام دعا اشک از دیدگانش جاری بود. دعا را خواندند تا به این جمله رسیدند «… وَ أُدْرَءَ عَنّی فَسَقَهَ الجِنِّ و الأنْس» سپس سر خود را به سوی آسمان بلند کردند و با صدای بلند فرمودند: «یا اَسْمَعَ السّامِعین انت علی کل شی ءِ قدی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.