پاورپوینت کامل عبور دو فرشته ۱۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل عبور دو فرشته ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عبور دو فرشته ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل عبور دو فرشته ۱۶ اسلاید در PowerPoint :

>

باز فریبا دیر کرده بود. دستمال را برداشتم و دوباره روی میز رنگ ورورفته ی آشپزخانه کشیدم. از این که آن قدر تمیزش می کردم و باز همان قدر کهنه به نظر می رسید حرصم درمی آمد. اگر هزینه های دانشگاه فریبا و کلاس های جورواجور فاضل می گذاشت، سروسامانی به وضعیت خانه می دادم؛ هر چه قدر هم که حسین غرغر می کرد اهمیت نداشت. موکت آشپزخانه را عوض می کردم، برای خودم دوچرخه ی ثابت می خریدم و مشغول ورزش می شدم، کمی ظروف را نونوار می کردم و پرده ها را عوض می کردم.

دستی به پرده ها کشیدم و از پشت آن به خیابان خیره شدم. شاید فریبا از تاکسی پیاده می شد و به طرف خانه می آمد! اما خبری نبود. خیابان شلوغ بود. هرچه به حسین می گفتم خانه ی کنار خیابان شلوغ مفت نمی ارزد، به گوشش نمی رفت. هرچه دودوغبار و سروصدا بود ارزانی خانه ی ما می شد. دلم یک خانه ی بزرگ در یک خیابان خلوت می خواست؛ پرده های زری دوزی با یک آینه شمعدان بزرگ در سرسرا از همان هایی که توی این فیلم ها نشان می دهند، کلی ظرف های عتیقه و زیبا با یک ویترین از ظروف نقره، مبل های نقره ای که خانه را هرچه آراسته تر کند. وای که چه خوش خیال بودم!

چند روز پیش به حسین گفتم اصلاً هیچ چیزمان با هم جور نیست و به قول دوست فریبا هارمونی ندارد. آن قدر بهش برخورد که فوراً گفت: «لابد چن روز دیگه ام من به زندگیت نمیام!» بعد هم ناهار نخورده رفت خوابید. دروغ نمی گفتم. تمام زندگی ام شده جان کندن در این خانه، بدون این که لذت ببرم؛ پس کی باید به آن چه در ذهنم بود می رسیدم؟

دوباره از پشت پنجره به خیابان خیره شدم؛ خبری از فریبا نبود. تلفن همراهش هم خاموش شده بود. مثلاً همین تلفن همراه فریبا! درست است که بچه ام خودش چیزی نمی گفت و ملاحظه ی پدرش را می کرد؛ اما نباید خودمان به فکر خرید یک گوشی جدید می افتادیم؛ چیزی که جلوی هم دانشگاهی هایش کم نیاورد.

خیابان کم کم داشت خلوت می شد. ظهر تابستانی داغ همه را به خانه ها کشانده بود؛ جز این دختر که حتماً می خواست بعد از پدرش بیاید و فرصت یک مشورت برای خرید یک دست مبلمان قسطی را از من بگیرد. نمی خواستم تا خرید قطعی اش حسین چیزی بفهمد؛ وگرنه مخالفت می کرد و همین دل خوشی کوچک را از من می گرفت. وقتی مبل های جدید جای مبل های رنگ ورورفته را می گرفتند، دیگر مجبور بود قسط هایش را بدهد.

از یک ساعت قبل ازظهر، دو تا بچه گدا کنار خیابان نشسته اند و معلوم نیست این جا چه می خواهند؟ تا به حال سابقه نداشته این طرف ها فال فروش و گدا چرخ بزند، که این هم اضافه شد. یعنی در این داغی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.