پاورپوینت کامل این آخرین تصویر ۱۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این آخرین تصویر ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این آخرین تصویر ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این آخرین تصویر ۱۲ اسلاید در PowerPoint :

>

آن روز که آ مدی گنبد زرد در ظل آفتاب هم چون نگینی می درخشید. آن روز که آمدی، دلم خون بود. دلم گرفته بود و باز بهانه ی تو را داشت. چه بوی خوشی داشتی و من، مست آن عطر خوش شده بودم. نمی دانم چه وقت و برای چه کاری آمدی؛ اما می دانم در سکوت تو، فریادی به وسعت ابدیت، پنهان بود. تو حرف می زنی و من نگاهت می کنم. اشک می ریزی و حرف می زنی. تو با صدای محزونت تکرار می کنی. یاد صحبت های توی سنگرها به خیر! یاد آهنگ های پرشور جبهه ها به خیر! «سنگر خوب و قشنگی داشتیم، روی دوش خود تفنگی داشتیم.» این بیت را مدام زمزمه می کنی و هق هق گریه ی مردانه ات، تنم را می لرزاند. آه می کشم و تو را با چفیه ات مقابل چشمان اشکبارم مرور می کنم. پدرت دستم را می گیرد. بی تابم، خودم هم نمی دانم چه می کنم، کجا می روم؛ فقط می دانم تو توی ذهنم در پروازی…

چفیه و لباس های خاکی رنگت، تجسم آن روز است که رفتی، آن روز که می رفتی نگاهت می کردم. گریه نمی کردم. تو هم اشک نمی ریختی، لبخند گوشه ی لبانت نشسته بود و چشمانت در تلألؤ خورشید می درخشید. می دانستم دیگر نمی بینت؛ اما باز نمی خواستم نیامدنت را باور کنم.

آری، سال ها انتظار و اشک به من نشان داد، چرا رفتی؟ آخر، فراقت مرا از پای درآورد. امروز تو آمده ای و بوی تو دوباره پیچیده است. چشمانم را که می بندم، توی عالم دیگر سیر می کنم. چشمانم آن قدر سنگین شده است که قدرت باز نگاه داشتن آن ها را در خود نمی بینم. تابوت تو را بر سر دست ها می بینم که می رود و من با دلی پرخون به دنبالش می شتابم. پر از اندوه و درد شده ام. آخرین تصویر از تو، ذهنم را مشغول کرده است. دلم می خواهد حرف بزنم با تویی که میان تابوتت فقط تکه لباسی خونین و پلاکی رنگین است. دلم آتش می گیرد. صدای شیون مادرت را که

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.