پاورپوینت کامل بخش پذیر ۲۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بخش پذیر ۲۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخش پذیر ۲۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بخش پذیر ۲۴ اسلاید در PowerPoint :

>

لبه ی تخت نشست و چراغ خواب را خاموش کرد. باید به همسایه ی روبه رویی تلفن می کرد و از او می خواست فردا شب برای گربه اش روی دیوار کمی شیر بگذارد. زن خوبی بود، همیشه قبول می کرد؛ ولی حتماً دلیلش را می پرسید و حدس هایی می زد. چیزی می گفت، مثلاً می پرسید: «می روید مسافرت؟ یا وقت دکتر دارید؟»

مثل آن دفعه ای که رفت ملاقات جلیل. آن همه راه، کوبیده بود رفته بود تا تهران، خپل را تنها گذاشته بود، تنهای تنها هم که نه. خپل فقط شب ها می آمد و شیرش را می خورد و می رفت. مثل گربه های دیگر نبود که هر روز در حیاط خانه پلاس شود. عادت نمی کرد. دل نمی بست. جلیل می گفت: «عین خودت می مونه.»

در تاریکی چیزی نمی دید، جز شکل درهم و غلوشده ای از اجسام. چشمانش را چند بار باز و بسته کرد. اثاث خانه هم زمان دور بودند و در عین حال نزدیک. پنجره که نور چراغ برق را به داخل می تاباند، پر نورتر می شد. تلویزیون هیبت غولی پیدا کرده بود؛ اما کنار دستش تاریک بود. دستش کورمال کورمال به دنبال تلفن گشت. وقتی آن را لمس کرد، از سردی بدنه اش جاخورد. گوشی را برداشت. به نظرش سنگین شده بود؛ خیلی سنگین. سر انگشتانش روی شماره ها گشت. پنج را پیدا کرد و فشرد. بعد باید چهار را می زد. بعد شش را و بعد سه را.

به جای سه، عدد دیگری را فشرد. مطمئن بود عدد دیگری است. گوشی را گذاشت. یادش آمد خانم همسایه پنج شنبه ها می رفت سر خاک و زودتر از هشت برنمی گشت. اگر تا آن موقع آمبولانس می آمد چه؟ مهم نبود. تلفن نمی زد. خپل که به یک کاسه شیر او وابسته نبود. می توانست برای خودش گنجشک شکار کند. دیده بود چه طور در کمین می نشیند. لای برگ درختان مخفی می شود. روی پاهایش تکیه می دهد و آماده ی پریدن می ماند. کافی بود گنجشکی حواسش نباشد. همیشه یکی ـ دو پرنده ی سبک سر پیدا می شدند که سرشان گرم دانه برچیدن باشد یا مشغول آوازخواندن. همیشه هم صبح ها بعد از طلوع آفتاب، سمفونی شان را شروع می کردند. اگر تنبلی اش می گرفت و می خواست تا دیروقت در رخت خواب بماند، صدای جیک جیک منصرفش می کرد. هر وقت آثار شکم چرانی خپل را پای دیوار می دید، به جای این که مثل جلیل دلش به حال گنجشک بسوزد، لبش به خنده وامی شد. با خودش می گفت یک مزاحم کم تر؛ ولی جماعت گنجشک ها آن قدر زیاد بود که نمی شد با سربه نیست شدن یکی ـ دوتا از شر آوازخواندن شان در امان ماند. جلیل به غرزدن هایش می خندید و می گفت: «اگه نمی خوای بیان دم پنجره ات؛ چرا براشون نون خشک می ریزی.»

دلش نمی خواست گنجشک ها یخ بزنند. یک بار یکی شان را دید که روی برف ها افتاده و یخ زده است. خپل لاشه را بویید و راهش را کشید و رفت. جلیل گفت: «حیوونا بیش تر از ما به فکر سلامتی شون هستند»؛ اما نبودند. گنجشک ها از سرما یخ می زدند. گربه ها زیر ماشین می رفتند. گوسفندها زیر آوار می ماندند.

صدای میو آمد. خپل بود. بعضی شب ها روی پله می نشست و شیرخوردن خپل را تماشا می کرد که چه طور بعد از سیرشدن، بدنش را تاب می دهد. دمش را می چرخاند و نرم و چابک روی دیوار راه می رود. انگار تنها گربه ای است که می تواند روی این دیوار راه برود! جلیل می گفت: «حس مالکیت گربه ها قوی است.»

چشم هایش به تاریکی عادت کردند. حالا می توانست کمد را ببیند. حتی لیوان خالی را و بسته ی قرص را می دید که روی عسلی جامانده بود. ساعت جیبی جلیل را که کف دست راستش بود، سنگین بود و مثل تلفن سرد به دست چپش داد. عرق کف دستش را به دامنش مالید. عقربه های ساعت دیده می شدند. ساعت تقریباً هشت بود؛ یک ربع به هشت.

هشت برایش عدد مقدسی بود. مادرش می گفت سر ساعت هشت به دنیا آمده است؛ سر ساعت هشت، روز هشتم، ماه هشتم. راست و دروغش را نمی دانست. همه ی فامیل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.